पहली 200 पंक्तियाँ।
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
و آرمان اسدی NimaAM ترجمه از ناصر اسماعیلی، نیما
«پیوند گمشده»
این چای ولرم شده آقای لینت
شرمنده سِر لیونل
شب سردی هست، و فاصلهی زیادی با ساحل داریم
ششش! شنیدی؟
آها، آره. بهترین جا. حالا، کار داریم
نیانبان میزنیم
خیلی خوبه. خیلیخب، شروع میکنیم
فکر میکنین این کار جواب میده قربان؟
میگن موسیقی جانور وحشی رو رام میکنه آقای لینت
تو این مورد مطمئن نیستم جناب
دوربین دم دسته؟ ضروریه
زیر صندلیتونه جناب
خوبه
ببینم بازم اون آدمای توی انجمن وقتی مدرک غیرقابلانکار رو دیدن مسخرهمون میکنن یا نه
باید عضو ارتش میشدم
سِر لیونل؟
یا سُهرههای داروین! اون واقعیه!
میدونستم. میدونستم
این خیلی دوستداشتنیه، مگه نه؟ ها ها!
اینو نگه دار، باشه؟
خیلیخب
یکم به راست لطفاً
نه نه نه، راست من
خوبه، خوبه. حالا، اینجور وقتا چی میگیم؟
کمک!
نه آقای لینت. دیگه چی میگیم؟
دستام خونریزی دارن!
- میشه لطفاً بگی پنیر؟ - خواهش میکنم!
تقریباً همونه
یه گوشتخوار
بخند دیگه آقای لینت. طوریت نشده
ای به خشکی شانس
من استعفا میدم!
دیگه بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم. نمیکنم!
یه هیولای ماقبل تاریخ دریاچه تو رو تو دهنش گرفت
چند نفر دیگه میتونن همچین ادعایی رو بکنن؟
هیچکس، چون همشون مُردن!
فکر میکردم شخصیت قویای داری
شما چه مشکلی دارید؟ من یه انسانم!
بله، یکی از بین بیش از یک و نیم میلیارد
ولی اون موجود، در عوض،
بی همتاست، اینو نمیبینی؟
اوه، چرا اتفاقاً خوب هم میبینم
تعجبی نداره که نمیتونین کسی رو کنارتون نگه دارین
بمون آقای لینت
کاملاً مطمئن میشم که دوباره خورده نشی. قول میدم
اینو دفعهی پیش گفتین!
اگه جامعهی ماجراجوها قرار باشه یه روز منو جدی بگیرن،
من باید... من باید مدرک ارائه کنم، بله
میدونی، اشتباه من این بود که رو این دوربینهای جدید اعتماد کردم
ما برمیگردیم. یه مدرک واقعی گیر میاریم
- میتونیم... - نه نمیریم
شما آقا، تنهایین
ای بابا
سِر لیونل فراست، که به جستجوکنندهی موجودات افسانهای مشهور هستین،
شاید به این پیشنهاد علاقهمند باشید
میتونم موجود هنوز کشف نشدهی ساسکواچ رو بهتون نشون بدم
جادهی اولد کمپ کریک رو در واشینگتن استیت دنبال کنید،
و پیداش میکنین
من واقعاً این کارهام، و من...
باور دارم شما هم هستین
اولد کمپ کریک. میدونستم
بازی در جریانه!
ها ها! یه پا. چیزه... درسته
باز تویی. میدونی که دستور صریح دارم که تو رو راه...
بله بله، خیلی خوبه، ممنونم
آنجا جلوی من ایستاد،
چشمان شرور و کافرش که روی چشمان من قفل شده بود
صدایی نداشت ولی باد در میان دامن علفیش صفیر میکشید
بعد، در یک لحظه، روی یک زانو نشستم،
دستم رو انداختم توی جیب شلوارم،
یه تپانچه که تو کنار رونم مخفی کرده بودم درآوردم،
و وسط چشماش رو هدف گرفتم،
و قبل اینکه به خودش بجنبه زدمش
خوشتون اومد، ها؟
یه نبرد اصیل
خدا رو شکر که مُسلح نبود
و بعدش چی شد؟
هنوز از جنگل خارج نشده بودم
اصلاً فاصله نگرفته بودم
تنها چیزی که هنوز سر راهم ایستاده بود...
سِر لیونل فراست!
آقایون...
اخبار هیجانانگیزی دارم
شکارچی هیولاست
این انجمن فقط برای اعضاست
این دفعه چی شده فراست؟
اومدی تا بهمون دربارهی «نسی» بگی؟
لُرد پیگو دانسبی
چرا بهمون نشون نمیدی چه مدرکی تو دریاچه پیدا کردی، همم؟
بله، پایانی تاسفآور برای سفری بااُمید
ولی من اینجا نیستم تا برای بداقبالیهای گذشتهم سوگواری کنم
اینجایم تا از آخرین و امیدوار کنندهترین کارم رونمایی کنم آقایون
باز شروع کرد
- وایسا - بس کن مرد
چیزی که اینجا دارم یک قالب...
از ردپای یک غول غیر انسانه
- چه پای بزرگی - شرط میبندم طرف خیلی گندهست
یکی از چندین گزارش شاهدین عینی بایگانی شده، از یک موجود مرموز
میشه نگهش داری؟
بزرگ، پشمالو، و روی دو پا راه میره
نه شامپانزهست نه انسان،
بلکه پیوندی بینشون هست
بله، اسامی بسیاری داشت
اسکوکوم، روگارو،
سهناهاها، لو پو. بله...
و بیشتر از همه تو یه... زیرشاخهی گمنام از لهجهی هالکومیلم معروفه...
- به ساسکواچ - هه، هیچوقت اسمش رو نشنیدم
به شما نگاهی سریع به یک موجود افسانهای که در زمان گُم شده رو تقدیم میدارم،
و مدرک... چه مدرکی...
که اجداد نخستین انسانها فقط داستانهای دراز و خیال نیستن،
بلکه زنده و سلامتن،
و تو دنیای جدید دارن زندگی میکنن
- چه افکار مسخرهای - برو بابا
- چرند نگو! - ولی بهش فکر کنین
مدرک اجداد نخستین انسانها، پیوند گمشده!
نه جناب، بهش فکر نمیکنم. نخواهم کرد
اطرافت رو ببین
تو پشت سر مشهورترین ماجراجویان دنیا ایستادی
اعضای این انجمن از اقیانوسها گذر کردن،
جنگلها رو رام کردن، بلندترین قلهها رو فتح کردن
ما کافرین رو از دم تیغ گذروندیم...
و آداب غذاخوری خوب بریتانیایی رو،
برای تمام وحشیهای دنیا آوردیم
تو آقا، قصدت اینه که ما رو مسخره کنی
نه نه نه. قصدم اینه که بهتون بپیوندم
و کشف این موجود قطعاً جایگاهم در اینجا رو تضمین میکنه
نظرتون چیه؟
من میگم ما از نسل مردان بزرگ هستیم،
نه شامپانزههای بزرگ
خب، من میگم شما اشتباه میکنین
چی؟
باور دارم که هر دو در کنار هم بودن،
- و بعدشم اینکه، من... - چی به من گفت؟
فکر کنم گفت اشتباه میکنین
اندازهی کافی شنیدم
سخنانت برام ارزشی ندارن
سخنان من همه چیز هستن. سخنان شما چه چیزی هستن؟
ببخشین؟
بهتون قول میدم که از این موجود مدرک میارم،
و در عوض، شما اعتراف میکنین که اشتباه کردین،
و بهم عضویت اینجا رو میدید،
تا بالاخره به جایگاهم در جایی که واقعاً بهش تعلق دارم برسم
تو به اینجا تعلق نداری، و شکست خواهی خورد
خب در اون صورت، چیزی برای از دست دادن ندارین
خیلی خب
قسم میخورین؟
بله
پس من رو بابت رفتنم ببخشین
باید چیزهای زیادی رو آماده کنم
ممنونم
تا دیدار بعدی آقایون
الان روزهای تاریکیه کالیک
الکتریسیته، رایگیری، تکامل
ما در لبهی پرتگاه هستیم
بله، و ببینین کِی گفتم. زمین زیر ما،
توسط این اندیشمندان جدید مورد توهین قرار گرفته
دنیا رو تغییر میدن،
و برای امثال من جایی درش نخواهد بود
ولی سرورم،
ماجراجوییهای پوچ فراست اغلب هیچ هستن
امکان نداره این شرط رو ببره
من هیچ ریسکی نمیکنم!
نه، باید برای تمام تمدن جلوش بایستم
ولی چطوری میخواین این کار رو بکنین سرورم؟
باید یه قاتل اجیر کنم تا بکشش
اوه بله. این جواب میده
سلام؟
وایسا، خواهش میکنم!
خواهش میکنم وایسا!
هنوز اینجاست
ببخشین. فکر کنم یه چیز کوچیک تو گلوم گیر...
در اومد
تو گلوم بود. عین یه بلوطی چیزی بود...
یا یه موش جنگلی یا همچین چیزی. نمیدونم
دارم پرت و پلا میگم؟ راستش یکم استرس دارم
من...
به گمونم سِر لیونل فراست باشین
سلام
باورم نمیشه
میتونی صحبت کنی!
بله. و نوشتن هم بلدم
دستخطم همچین خوب نیست، ولی...
میدونین، بخاطر فاصلهی زیاد انگشتام و...
انگشتای چاق
چطوری میتونی صحبت کنی؟
سوال خوبیه. چطوری میتونی صحبت کنم؟
خب، اول نگاه کردم. گوش دادم
به خیلی از چیزها توجه کردم
یاد گرفتم، از اینور اونور کتاب و روزنامه دزدیدم
یه جنگیر پیر که توی دشت زندگی میکرد یکم بهم کمک کرد
تازه شطرنج بازی کردن هم بهم یاد داد
- جنگیر باهوشی بوده - راستش نه
هر دفعه شکستش میدادم، بازیکن افتضاحیه
و تقلب میکنه. یه متقلبه
تو دقیقاً طبق تصوراتم هستی
دو و نیم متر قد، دور سینه ۱۷۸ سانتیمتر،
No comments yet. Be the first to leave one.