Missing Link

Missing Link

Farsi Persian उपशीर्षक डाउनलोड करें

रिलीज़ जानकारी

Missing Link 2019 720p BluRay x264-AAA
Missing Link 2019 1080p BluRay x264-AAA
Missing Link 2019 BDRip x264-AAA
Missing Link 2019 BRRip XviD MP3-XVID
Missing Link 2019 BRRip XviD AC3-XVID
Missing Link 2019 720p BRRip XviD AC3-XVID
Missing Link 2019 720p BluRay H264 AAC-RARBG
Missing Link 2019 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
Missing Link 2019 720p BluRay x264-[YTS AM]
Missing Link 2019 1080p BluRay x264-[YTS AM]
टिप्पणी द्वारा Naser_69
💢 و آرمان اسدی NimaAM ناصر اسماعیلی، نیما 💢 DibaMoviez.com

टैग

bdrip
bdr
x264
BDR
प्रकाशित: 2019-07-14
डाउनलोड: 43
श्रवण बाधित: No

Farsi Persian उपशीर्षक पूर्वावलोकन

पहली 200 पंक्तियाँ।

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

و آرمان اسدی NimaAM ترجمه از ناصر اسماعیلی، نیما

«پیوند گمشده»

‫این چای ولرم شده آقای لینت

‫شرمنده سِر لیونل

‫شب سردی هست، و فاصله‌ی زیادی با ساحل داریم

‫ششش! شنیدی؟

‫آها، آره. بهترین جا. حالا، کار داریم

‫نی‌انبان میزنیم

‫خیلی خوبه. خیلی‌خب، شروع میکنیم

‫فکر میکنین این کار جواب میده قربان؟

‫میگن موسیقی جانور وحشی رو رام میکنه آقای لینت

‫تو این مورد مطمئن نیستم جناب

‫دوربین دم دسته؟ ضروریه

‫زیر صندلی‌تونه جناب

‫خوبه

‫ببینم بازم اون آدمای توی انجمن وقتی مدرک ‫غیرقابل‌انکار رو دیدن مسخره‌مون میکنن یا نه

‫باید عضو ارتش میشدم

‫سِر لیونل؟

‫یا سُهره‌های داروین! اون واقعیه!

‫می‌دونستم. می‌دونستم

‫این خیلی دوست‌داشتنیه، مگه نه؟ ها ها!

‫اینو نگه دار، باشه؟

‫خیلی‌خب

‫یکم به راست لطفاً

‫نه نه نه، راست من

‫خوبه، خوبه. حالا، اینجور وقتا چی میگیم؟

‫کمک!

‫نه آقای لینت. دیگه چی میگیم؟

‫‌دستام خون‌ریزی دارن!

‫- میشه لطفاً بگی پنیر؟ ‫- خواهش میکنم!

‫تقریباً همونه

‫یه گوشت‌خوار

‫بخند دیگه آقای لینت. طوریت نشده

‫ای به خشکی شانس

‫من استعفا میدم!

‫دیگه بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم. نمیکنم!

‫یه هیولای ماقبل تاریخ دریاچه تو رو تو دهنش گرفت

‫چند نفر دیگه می‌تونن همچین ادعایی رو بکنن؟

‫هیچکس، چون همشون مُردن!

‫فکر می‌کردم شخصیت قوی‌ای داری

‫شما چه مشکلی دارید؟ من یه انسانم!

‫بله، یکی از بین بیش از یک و نیم میلیارد

‫ولی اون موجود، در عوض،

‫بی همتاست، اینو نمی‌بینی؟

‫اوه، چرا اتفاقاً خوب هم می‌بینم

‫تعجبی نداره که نمی‌تونین ‫کسی رو کنارتون نگه دارین

‫بمون آقای لینت

‫کاملاً مطمئن میشم که ‫دوباره خورده نشی. قول میدم

‫اینو دفعه‌ی پیش گفتین!

‫اگه جامعه‌ی ماجراجوها قرار باشه ‫یه روز منو جدی بگیرن،

‫من باید... من باید مدرک ارائه کنم،‌ بله

‫می‌دونی، اشتباه من این بود که رو ‫این دوربین‌های جدید اعتماد کردم

‫ما برمی‌گردیم. یه مدرک واقعی گیر میاریم

‫- میتونیم... ‫- نه نمیریم

‫شما آقا، تنهایین

‫ای بابا

‫سِر لیونل فراست، که به جستجوکننده‌ی ‫موجودات افسانه‌ای مشهور هستین،

‫شاید به این پیشنهاد علاقه‌مند باشید

‫میتونم موجود هنوز کشف نشده‌ی ‫ساسکواچ رو بهتون نشون بدم

‫جاده‌ی اولد کمپ کریک رو ‫در واشینگتن استیت دنبال کنید،

‫و پیداش میکنین

‫من واقعاً این کاره‌ام، و من...

‫باور دارم شما هم هستین

‫اولد کمپ کریک. می‌دونستم

‫بازی در جریانه!

‫ها ها! یه پا. چیزه... درسته

‫باز تویی. میدونی که دستور صریح دارم ‫که تو رو راه...

‫بله بله، خیلی خوبه، ممنونم

‫آنجا جلوی من ایستاد،

‫چشمان شرور و کافرش که ‫روی چشمان من قفل شده بود

‫صدایی نداشت ولی باد در میان ‫دامن علفیش صفیر می‌کشید

‫بعد، در یک لحظه، روی یک زانو نشستم،

‫دستم رو انداختم توی جیب شلوارم،

‫یه تپانچه که تو کنار رونم مخفی کرده بودم درآوردم،

‫و وسط چشماش رو هدف گرفتم،

‫و قبل اینکه به خودش بجنبه زدمش

‫خوشتون اومد، ها؟

‫یه نبرد اصیل

‫خدا رو شکر که مُسلح نبود

‫و بعدش چی شد؟

‫هنوز از جنگل خارج نشده بودم

‫اصلاً فاصله نگرفته بودم

‫تنها چیزی که هنوز سر راهم ایستاده بود...

‫سِر لیونل فراست!

‫آقایون...

‫اخبار هیجان‌انگیزی دارم

‫شکارچی هیولاست

‫این انجمن فقط برای اعضاست

‫این دفعه چی شده فراست؟

‫اومدی تا بهمون درباره‌ی «نسی» بگی؟

‫لُرد پیگو دانسبی

‫چرا بهمون نشون نمیدی چه مدرکی ‫تو دریاچه پیدا کردی، همم؟

‫بله، پایانی تاسف‌آور برای سفری بااُمید

‫ولی من اینجا نیستم تا برای ‫بداقبالی‌های گذشته‌م سوگواری کنم

‫اینجایم تا از آخرین و امیدوار کننده‌ترین ‫کارم رونمایی کنم آقایون

‫باز شروع کرد

‫- وایسا ‫- بس کن مرد

‫چیزی که اینجا دارم یک قالب...

‫از ردپای یک غول غیر انسانه

‫- چه پای بزرگی ‫- شرط می‌بندم طرف خیلی گنده‌ست

‫یکی از چندین گزارش شاهدین عینی ‫بایگانی شده، از یک موجود مرموز

‫میشه نگهش داری؟

‫بزرگ، پشمالو، و روی دو پا راه میره

‫نه شامپانزه‌ست نه انسان،

‫بلکه پیوندی بینشون هست

‫بله، اسامی بسیاری داشت

‫اسکوکوم،‌ روگارو،

‫سه‌ناهاها، لو پو. بله...

‫و بیشتر از همه تو یه... ‫زیرشاخه‌ی گمنام از لهجه‌ی هالکومیلم معروفه...

‫- به ساسکواچ ‫- هه، هیچوقت اسمش رو نشنیدم

‫به شما نگاهی سریع به یک موجود افسانه‌ای ‫که در زمان گُم شده رو تقدیم می‌دارم،

‫و مدرک... چه مدرکی...

‫که اجداد نخستین انسان‌ها فقط ‫داستان‌های دراز و خیال نیستن،

‫بلکه زنده و سلامتن،

‫و تو دنیای جدید دارن زندگی میکنن

‫- چه افکار مسخره‌ای ‫- برو بابا

‫- چرند نگو! ‫- ولی بهش فکر کنین

‫مدرک اجداد نخستین انسان‌ها، پیوند گمشده!

‫نه جناب، بهش فکر نمیکنم. نخواهم کرد

‫اطرافت رو ببین

‫تو پشت سر مشهورترین ماجراجویان دنیا ایستادی

‫اعضای این انجمن از اقیانوس‌ها گذر کردن،

‫جنگل‌ها رو رام کردن، ‫بلندترین قله‌ها رو فتح کردن

‫ما کافرین رو از دم تیغ گذروندیم...

‫و آداب غذاخوری خوب بریتانیایی رو،

‫برای تمام وحشی‌های دنیا آوردیم

‫تو آقا، قصدت اینه که ما رو مسخره کنی

‫نه نه نه. قصدم اینه که بهتون بپیوندم

‫و کشف این موجود قطعاً ‫جایگاهم در اینجا رو تضمین میکنه

‫نظرتون چیه؟

‫من میگم ما از نسل مردان بزرگ هستیم،

‫نه شامپانزه‌های بزرگ

‫خب، من میگم شما اشتباه میکنین

‫چی؟

‫باور دارم که هر دو در کنار هم بودن،

‫- و بعدشم اینکه، من... ‫- چی به من گفت؟

‫فکر کنم گفت اشتباه میکنین

‫اندازه‌ی کافی شنیدم

‫سخنانت برام ارزشی ندارن

‫سخنان من همه چیز هستن. ‫سخنان شما چه چیزی هستن؟

‫ببخشین؟

‫بهتون قول میدم که از این موجود مدرک میارم،

‫و در عوض، شما اعتراف میکنین که اشتباه کردین،

‫و بهم عضویت اینجا رو میدید،

‫تا بالاخره به جایگاهم در جایی که ‫واقعاً بهش تعلق دارم برسم

‫تو به اینجا تعلق نداری، و شکست خواهی خورد

‫خب در اون صورت، ‫چیزی برای از دست دادن ندارین

‫خیلی خب

‫قسم میخورین؟

‫بله

‫پس من رو بابت رفتنم ببخشین

‫باید چیزهای زیادی رو آماده کنم

‫ممنونم

‫تا دیدار بعدی آقایون

‫الان روزهای تاریکیه کالیک

‫الکتریسیته، رای‌گیری، تکامل

‫ما در لبه‌ی پرتگاه هستیم

‫بله، و ببینین کِی گفتم. زمین زیر ما،

‫توسط این اندیشمندان جدید مورد توهین قرار گرفته

‫دنیا رو تغییر میدن،

‫و برای امثال من جایی درش نخواهد بود

‫ولی سرورم،

‫ماجراجویی‌های پوچ فراست اغلب هیچ هستن

‫امکان نداره این شرط رو ببره

‫من هیچ ریسکی نمیکنم!

‫نه، باید برای تمام تمدن جلوش بایستم

‫ولی چطوری میخواین این کار رو بکنین سرورم؟

‫باید یه قاتل اجیر کنم تا بکشش

‫اوه بله. این جواب میده

‫سلام؟

‫وایسا، خواهش میکنم!

‫خواهش میکنم وایسا!

‫هنوز اینجاست

‫ببخشین. فکر کنم یه چیز کوچیک تو گلوم گیر...

‫در اومد

‫تو گلوم بود. عین یه بلوطی چیزی بود...

‫یا یه موش جنگلی یا همچین چیزی. نمیدونم

‫دارم پرت و پلا میگم؟ راستش یکم استرس دارم

‫من...

‫به گمونم سِر لیونل فراست باشین

‫سلام

‫باورم نمیشه

‫میتونی صحبت کنی!

‫بله. و نوشتن هم بلدم

‫دستخطم همچین خوب نیست، ولی...

‫می‌دونین، بخاطر فاصله‌ی زیاد انگشتام و...

‫انگشتای چاق

‫چطوری میتونی صحبت کنی؟

‫سوال خوبیه. چطوری میتونی صحبت کنم؟

‫خب، اول نگاه کردم. گوش دادم

‫به خیلی از چیزها توجه کردم

‫یاد گرفتم، از اینور اونور کتاب و روزنامه دزدیدم

‫یه جن‌گیر پیر که توی دشت زندگی می‌کرد ‫یکم بهم کمک کرد

‫تازه شطرنج بازی کردن هم بهم یاد داد

‫- جن‌گیر باهوشی بوده ‫- راستش نه

‫هر دفعه شکستش می‌دادم، بازیکن افتضاحیه

‫و تقلب میکنه. یه متقلبه

‫تو دقیقاً طبق تصوراتم هستی

‫دو و نیم متر قد، دور سینه ۱۷۸ سانتی‌متر،

टिप्पणियाँ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left