Suits

Suits

Farsi Persian उपशीर्षक डाउनलोड करें

सीज़न 8

रिलीज़ जानकारी

Suits S08E12 Whale Hunt WEB-DL x264-ION1010
Suits S08E12 Whale Hunt 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
Suits S08E12 HDTV XviD-RMX
Suits S08E12 Whale Hunt HDTV x264-SVA
Suits S08E12 Whale Hunt 720p HDTV x264-AVS
Suits S08E12 Whale Hunt 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
टिप्पणी द्वारा GodBless
▶️▶️ ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مرتضـی ◀️◀️

टैग

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
TS
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
प्रकाशित: 2019-02-02
डाउनलोड: 72
श्रवण बाधित: No

Farsi Persian उपशीर्षक पूर्वावलोकन

पहली 200 पंक्तियाँ।

‫آنچه گذشت...

‫دیشب یه کابوس دیدم

‫که ما «لوئیس» کردیم قائم مقام.

‫تا طلوع آفتاب نتونستم بخوابم.

‫اون کابوس نبود و خودتم میدونی.

‫نمیتونم موکلمو ناامید کنم ‫این تو مرامم نیست.

‫لوئیس، من تازه یه قائم مقام پیدا کردم.

‫فکر کنم بتونم برای «توماس کسلر»

‫یه مدیر حقوقی پیدا کنم.

‫حالا، سؤال بهتر اینه،

‫میتونی از پس کاری که قبول کردی بر بیای؟

‫داشتم درمورد هفته پیش فکر میکردم

‫وقتی فکر میکردم تو ‫سنگدل و بیروح هستی

‫و از اونجا شدیم بهترین دوست همدیگه.

‫بین تو و «برایان» چی میگذره؟

‫«دانا»، اون متأهله، من هرگز نمیخوام...

‫میدونم، ولی اینم میدونم که قلب آدم همیشه

‫به حرفای مغز آدم گوش نمیکنه.

‫پیدا کردن مدیر حقوقی فقط

‫درمورد دونستن کسب و کارت نیست.

‫نه، درمورد اخلاقیاته.

‫- بله درسته ‫- من چجور آدمیم؟

‫زندگی، یه فردِ به خصوصُ میذاره

‫روبه روت و وقتی اتفاق بیافته،

‫میدونم که آماده هستی.

‫حقیقت اینه ، من اینجارو اداره میکنم

‫میخوام شما هم همراهی کنید و

‫و با وارد کردن من شروع میکنین.

‫با من شام بخور.

‫«توماس» باعث افتخارمه ‫ولی تو یه موکلی...

‫بهت یکم وقت میدم

‫و اگه همون حسو داشتی

‫اونوقت قول میدم دیگه ‫هرگز درخواست نکنم.

‫منصفانه ست؟

‫منصفانه ست.

‫خب؟

‫خب چی؟

‫میخوای به اون مرد مرموز بله بگی یا نه؟

‫درمورد چی حرف میزنی؟

‫فکر کردی ندیدیم چطور ‫تمام شب

‫به گوشیت ور میرفتی؟

‫اونا پیامهای کاری بودن.

‫پیامهای کاری آموجی ندارن.

‫- اموجی! ‫- بحثو عوض نکن.

‫یه مردی پیدا کردی که ‫میخواد با تو دوست بشه.

‫«گرچن» اون هر مردی نیست.

‫اون توماس کسلرِ.

‫خب، اگه فکر میکنی ممکنه لوئیس ‫اعتراض کنه

‫چون اون یه... ‫- نه فقط مشکل این نیست.

‫خب چیه؟

‫چون مشخصه ازش خوشت میاد.

‫پس چی مانع رفتن سر یه قرار ساده و

‫شاید نشون دادن اون روی تو میشه؟

‫هیچی گرچن.

‫به طور قطع هیچی.

‫«هاروی» میشه یه لحظه حرف بزنیم؟

‫البته لوئیس، چی تو فکرته؟

‫خب...

‫میخواستم بگم نباید بخاطر ملیک

‫سر تو و رابرت داد میزدم.

‫باید وقتی اومدی پیش من به حرفت گوش میکردم،

‫و بهت میگفتم چه حسی دارم.

‫اشکالی نداره لوئیس.

‫باید مجبورت میکردم به حرفم گوش کنی.

‫همونطور که رابرت اول بهم گفت.

‫خب داشتم فکر میکردم.

‫میخوام بهترین رهبری که میتونم باشم

‫و یه رهبر خوب به افرادش ‫الهام میده تا تمام تلاششون بکنن،

‫و بهترین تلاش تو «هاروی» ‫خیلی نزدیکه.

‫باهات مخالفتی ندارم.

‫پس نظرت چیه بری اون بیرون ‫یه نهنگ گنده برامون بگیری؟

‫میفهمم.

‫تو ناخدای جدید هستی ‫میخوای اعلامیه جدید بزنی.

‫میخوام ما اعلامیه جدید بزنیم.

‫خب در این مورد، شنیدم ‫«استیون پالمر» دنبال

‫یه وکیل جدید میگرده.

‫خب برو اون نیزه اندازو تیز کن

‫چون تا آخر هفته یه منبت کاری

‫درجه یک میخوام ازت رفیق.

‫- منبت کاری چیه؟ ‫- حکاکی رو استخون نهنگ.

‫چه مرگته تو؟

‫کجا مدرک گرفتی؟

‫تو 1800 نگرفتم، اینو میتونم بگم.

‫خب، محظ اطلاعت،

‫منبت کاری برمیگرده به سالهای 1700...

‫اگه اون جمله رو تموم کنی،

‫عمراً نمیرم سراغ «پالمر».

‫جمله رو تموم نشده بدون.

‫- لوئیس. ‫- بله.

‫یه آدم بزرگ فقط میاد و اون ‫حرفارو میزنه.

‫ازت ممنونم

‫و، اون نهنگُ برات شکار میکنم.

‫بزن درش «هاروی».

‫یه چایی بدون کافئین با سه شکر.

‫«برایان» تو همکار منی نه دستیار من.

‫نمیخواد هروقت ازت خواستم بیای

‫دفترم برام قهوه بیاری.

‫اه پس اگه نمیخوایش میدمش به «لوئیس».

‫بدهش من.

‫و اتفاقاً برای تو هم یه چیزی دارم.

‫«کاترینا» راستش من از چیزای زنونه...

‫محصولات چلسی کانر ادورد.

‫همون غول محصولات آرایشی چلسی کانر.

‫بهم نگو دنبال یه وکیل میگردن.

‫امروز صبح زنگ زدن.

‫به نظر اونا از پیروزیهای مربوط ‫به محصولات پرفروش ما شنیدن

‫و حالا «چلسی» ازمون میخواد یه شرکت رقیب

‫که از محصولاتشون نسخه برداری ‫میکنه شکایت کنیم.

‫«برایان» فکر کنم تخصص شراکتمُ پیدا کردم.

‫محصولات مصرف کننده.

‫به اندازه قوانین مالیات ‫جذاب و هیجان انگیز نیست،

‫ولی روراست بگیم، دیگه چی هست؟

‫تو خیلی بیرون نمیری مگه نه؟

‫میدونی منظورم چیه.

‫میدونم

‫میخوای من چیکار کنم؟

‫درمورد محصولات ما و ‫محصولات اونا تحقیق کن،

‫و یه راهی برای متوقف ‫کردنشون پیدا کن.

‫انجام شده بدون.

‫و هی، محظ اطلاع،

‫این پیروزی اندازه من ‫مال تو هم هست.

‫ممنون «کاترینا».

‫واسه چیزی که رو چمن

‫حرکت میکنه سرعت خوبی داره.

‫اون ماشینِ بخصوص ‫از 91 بیشتر نمیره.

‫ولی میخوای یکی شبیهش ‫بسازی که اینطور نباشه.

‫چون بیشتر به تغییر دنیا علاقه داری

‫تا پول درآوردن.

‫به عنوان کسی که ندیدمش

‫چیزای زیادی از کار من میدونه.

‫کار من همینه، تا درمورد ‫موکلهام بدونم.

‫هاروی اسپکتر.

‫و فکر کنم شنیدی من تو بازارم.

‫شنیدم دنبال یکی میگردی

‫که برات پررونقش کنه.

‫و فکر میکنی تو همون آدمی

‫خب میدونم هستم.

‫مردم میگن تو جسور هستی.

‫مردم میگن من مطمئنم.

‫و هستم، چون براش توانایی دارم.

‫ولی متأسفانه وقتتو تلف کردی.

‫چون با تو قرارداد نمیبندم.

‫- چرا نه؟ ‫- چون سابقه داری.

‫سابقه من میگه بهترین ‫ختم کننده شهر هستم.

‫که دقیقاً برای همین باید با من قرارداد ببندی.

‫اینم میگن که تو هیچوقت ‫کاری که بهت میگن نمیکنی.

‫و شاید خودم یه آدم مستقل باشم،

‫ولی نمیخوام وکلام مستقل باشن.

‫- استیون... ‫- «هاروی» گفتم نه،

‫و دلیلش اینه که پی حرف نمیری.

‫پس اگه میخوای تجارت منو امتحان کنی،

‫بهترین فرصتت برای تغییر عقیده من

‫اینه که برگردی و بیخیالم بشی.

‫نظرت درموردش چیه؟

‫عجب ماشینیه «استیون».

‫عجب ماشینیه.

‫ آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال ‫در تلگرام و اینستاگرام ما ‫.:. @OfficialCinama .:.

‫ «:: مــتـرجـم: مرتضی ::» ‫ |^| GodBless |^|

‫- سلام ‫- بله.

‫جوابم بله ست.

‫بله به چی؟

‫بله به سؤالی که پرسیدی؟

‫ببخشید باید منو ببخشید،

‫ولی کدوم سؤال بود؟

‫چون مرد خیلی کنجکاویم،

‫سؤال زیاد میپرسم.

‫باشه میفهمم،

‫میخوای بشنوی میگم،

‫"بله باهات قرار میذارم."

‫شاید بخوام

‫خب گفتم

‫خوبه. حالا که اینطور شد،

‫جواب سؤال تو هم بله ست.

‫من که سؤال نپرسیدم.

‫ولی میخواستی بپرسی رزور کردم یا نه.

‫و بله، رزور کرده بودم.

‫از کجا میدونستی؟

‫خب یک، من مثبت اندیشم.

‫و دو، میدونم تمام دوران کاریت

‫صرف برنامه ریزی برای بقیه کردی،

‫فکر کردم شاید از اینکه یه نفر

‫برای تو برنامه ریزی کنه خوشحال بشی.

‫آره، درسته

‫میخوام اینکارو بکنی.

‫آماده باش فردا ساعت 7 شب ‫بیام دنبالت.

‫یه چیز بی نظیر بپوش و ‫دعا کن، من بیام.

‫حله.

‫و توماس، چرا میخواستی بشنوی بگم؟

‫چون شاید یه مثبت اندیش باشم ‫ولی شنیدنش خیلی خوبه.

‫پس فردا شب میبینمت.

‫و سعی کرد بهم بگه راست میگه،

‫این مرد نیم ساعت دیر اومد سر قرارمون،

‫و یه سری چرت و پرت از ‫جانسون فلوریدا بهم میگفت.

‫نه بابا.

‫وقتی با دانشجوی حقوق ‫قرار میذاری همین میشه

‫نه، منم دانشجوی حقوق بودم.

‫اما تونستم یه جوری ‫مثل آدمیزاد ارتباط برقرار کنم.

‫فکر کنم از اونموقع این

‫- ویژگیم بهتر شده. ‫- اه جدی؟ اظهار تأسفهاش،

‫و "حالت چطوره عزیزم" رو چطوری میگه؟

More Farsi Persian subtitles for Suits

टिप्पणियाँ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left