पहली 47 पंक्तियाँ।
نور روحم را نجات دِه
پس از مرگ بَسشِن
اوتر
...کجا
من کجا ام ؟
به بسشن خوش آمدی
در زندگی فداکاری های زیادی کردی
و برای همین
تو برگزیده شدی
برگزیده ؟
که مسئولیت های فانی خودت رو به دوش بکشی
و به خدمتگذاران ملحق شی
خدمت گذاری به فرشتگان مرگ
به سوی سرزمین مردگان
من به نور خدمت میکنم
و کارم تموم نشده
...اهریمنی هست که باید نابود ش
اینجا اهریمنی در کار نیست
در گذشته دور تاریکی در سرزمین "ماو" مهر و موم شد
اشتباه میکنی
او وطن من رو نابود
مردم و پادشاه من رو به قتل رسوند
او باید مجازات بشه
تو الان نایب این مجموعه هستی
باید مقصود جدیدت رو بپذیری
و خودت رو از میل به انتقام پاک کنی
...میل من
عــــــدالــــــــته
دووس
برای چی این روح رو آموزش میدی ؟
به عنوان یک شخصی که به کمال رسیده برای تو کسر شأنه
نمیشه رهاش کرد
او قصاص مرگ خودش رو طلب میکنه
و این باعث نگرانیت شده ؟
سال ها طول کشیده تا بسیاری از روح ها به خدمت عادت کنند
درسته
ولی تنیوس , این یکی شکسته به نظر میرسه
برعکس تمامی روح هایی که دیدم
متعجب شدم که شاید او به اشتباه به بسشن فرستاده شده
مراقب باش دووس
من نمیزارم فرمانروا همچین چیزایی رو بشنوه
با گذشت زمان فراموش میکنه
به راه ما باور داشته باش
به شیوه ما باور داشته باش
دووس
چقدر باید تمرین کنیم ؟
تا زمانی که آماده خدمت باشی
No comments yet. Be the first to leave one.