Journey to the Center of the Earth

Journey to the Center of the Earth

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Journey to the Center of the Earth 1959 720p BluRay X264
Un commentaire de silver_dj
کاری از جلال | تیم ترجمه فیلم باران

Tags

BluRay
x264
720p
720
Publié le: 2014-09-30
Téléchargements: 38
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

اثری از نویسنده شهیر ژول ورن

سفر به اعماق (مرکز) زمین

تبریک میگم - .ما خیلی خوشحالیم -

.یه مقاله فوق العاده در مورد شما توی روزنامه منتشر شده .سِر اولیور.این فوق العاده است.قربان این عالیه

.صبح بخیر پروفسور .یا باید بگم سر اولیور

یه مقاله طولانی راجع به شما- .جدا؟ خوبه،خوبه خوبه -

.فکر کنم راجع به سنتون یه اشتباهی کردن

!روزنامه! روزنامه

!روزنامه ! روزنامه

! روزنامه

.برای ادینبرگ این یه افتخار بزرگه .نمیتونم ازتون پول قبول کنم

متشکرم - ! روزنامه! روزنامه -

.تبریک میگم پروفسور

# استاد زمین شناسی اینجاست #

# استاد همه علوم طبیعی #

#.لنگه نداره ،ماهم لنگه نداریم #

# با همچین حس کنجکاوی #

# به شجاعتش ،بله،بله،بله،بله #

# به نجابتش، بله،بله،بله،بله #

# ،به صداقتش بله،بله،بله،بله،بله،بله،بله،بله،بله #

# بله #

ببخشید

سر اولیور،از اونجایی که شما لقب شوالیه دریافت کردید

من به دانشجوهاتون مرخصی دارم .میشه گفت :یک روز به افتخار شوالیه

.ابتدا یه نمایش داریم میشه صاحب املاک گلندراچ جلو تر تشریف بیارند؟

.سِر اولیور

به عنوان دانشجویان شما،به نشانه قدردانی از دانشی که به ...ما منتقل کردید

.چاپ یه آگهی فوت کفایت میکنه

.فکر کنم یه مرکبدان باشه

.چیز قشنگیه

.قیافه اش جهنمیه

.از صمیم قلبم از همه تون متشکرم

.حال هم همتون آزادید که تشریف ببرید

.اه

.قیمتش 4.17 پوند آب خورد.من عضو کمیته جمع آوریش بودم

.از تلاشت متشکرم ،مک ایوون - .قرار بود 5 پوند بشه.اینم 3 شلینگ باقی مونده -

قرار نیست که باقی مونده اش رو بهم بدی،درسته؟

.باقی مونده اش رو صرف این کردم .یه یادگاری اضافه تر که فکر کردم شاید خوشتون بیاد

.توی هفته جشن ایستر در یه پنجره کوچیک در شهر گلاسکو دیدمش .یه خرید کنجکاوانه است

.انگار برام نجوا میکرد "منو برای پروفسور لیندنبروک بخر"

تو چه جوابی دادی؟

"من گفتم "ققط اگه بتونی به 3 شلینگ خریده بشی

.منم با صاحب مغازه گود فرای دی صحبت کردم - .این گدازه است -

.اما بطور استثنایی سنگینه .میشه ازش به عنوان نگهدارنده کاغذ استفاده کرد

خوشتون اومد پروفسور؟ - .این انتخاب یه دانش پژوه دیگه -

امشب چی میخوری؟

.سه شنبه است و من چیزی نمیخورم

.دیدم شبای دیگه غذا بخورم خیلی سالم تره

.امشب ساعت 8 خونه ام باش .امشب سرم با یه سری استاد دانشگاه گرمه

.فکر نکنم بتونم بیام - مشکلت چیه؟ -

.قبلا زیاد می اومدی خونه ام نگران اون آستین های قدیمی هستی؟ -

.من تا جمعه پیراهنم رو از لباس شویی تحویل نمیگیرم

.ساعت 8 اونجایی ما دانشمندیم،مگه نه؟

اینم از اون انجمن هایه که آستین های قدیمی .زیاد توی مهم نیست.همه مون باهاش سر و کله زدیم

بله، سر الیور،ساعت 8

.گدازه

.قسم میخورم یه چیزی داخلشه

.الان دیگه عموته کریستی - .دیرم کرده -

فکر کردم عمو الیوره

میخوام درک کنید که یه دونه از لباسایی که میپوشم .مال خودم نیست

عصر بخیر، دوشیزه جنی - .عصر بخیر،الک مک ایون -

.زود اومدم ،اما مطمئنم که خیلی زود نیست - .نمیدونستم تو هم میای -

.خب،عموت- باید بگم سر الیور- بهم دستور داد که بیام

.خودش کجاست؟ هیچ وقت اینطور یدی نمی اومد،هیچ وقت -

.نمیدونم.اما بریم سراغ موضوع لباسم

.اون مال ِ هم کلاسیمه .صاحب جوان گلندرنچ

.اون ملاک جوون گفت: "میتونی اینطوری لباس بپوشی و برای شام بری"

"من جواب دادم " پروفسور موجودی لباسم رو میدونه" .و برگشتم که دوش بگیرم

.وقتی برگشتم،دیدم لباس هام نیست و این رو جاش گذاشتن

میخوان قضیه رو شفاف کنم که هیچ ادعایی در مورد .لباس های گلندریج ندارم

.شما بزرگی خودت رو نشنون میدی

!کریستی

.یه مهمون دیگه هم میاد

.من بین رئیس دانشکده و رئیس دانشگاه مینشونمت .میشه کنار تو بشینم -

.عمرا

.ببخشید که قضیه رو شخصی کردم .اما متوجه شدم که سَر ِ من خشونت به خرج میدی

وقتی عموم بهم دستور میده تو رو بیارم خونه ازم چه انتظاری داری؟

دوشیزه جنی،چرا من باید خودم رو شکنجه بدم که بهت پیشنهاد ندم؟

.دوسال بیشتر نمونده تا مدرک لیسانم رو بگیرم

.بعدشم 4 سال هم تا دستیاری آزمایشگاه می مونه

.پولهام هم پیش اقوامم هستش .اونها هزینه تحصیلم رو میدن

.تو خیلی منطقی هستی آقای مک ایون

.این منطق یه کیف پول خالیه - .مثل یه مرد اسکاتلندی چطوره -

.من یه اسکاتلندی ام

من یکی رو مشناسم که کیفش اصلا خالی نبود .چون اصلا کیفی نداشت

.اسمش رابرت برنز بود میدونی اون چی میگفت؟

.دوشیزه جنی،زمان شاعری سر اومده

الک مک ایون ،اگه اینطوره ،پس دستت روی زانوی من چیکار میکنه؟

.دوشیره جنی

.الانم این تو منتظر میمونی

.کریستی،من یه صندلی اضافه میزارم

چیزی لازم نداری؟

.یه کلید گیر کرده - .این امکان نداره -

.ماه قبل تنظیمش شده

کدومشه؟

این یکی، نمیبینیش؟ - .نه نمیبینم -

.حداقل می تونی ببینی که چقدر بداقبالم

.میدونی که که از وقتی وارد کلاس شدی چه حسی دارم

.روکفشی های عموت رو که فراموش کرده بودی براش آورده بودی

.تو شبیه بهار بودی

# عشق من مثل زنگ قرمزه،رز قرمز #

# که در ماه ژوئن روئیده #

# عشق من مثل یه ملودیه #

# که به شیرینی با نت ها نواخته میشه #

.فکر کردم روی میز نشستین

.یه کلید پیانو گیر کرد،آقای مک ایون درستش کردن

# ... زن زیبای من #

# اونقدر عمیق عاشق شده ام #

# که همچنان دوستت دارم،عزیزم #

# تا زمانی که همه دریاها خشک بشوند #

# تا زمانی که همه دریاها خشک بشوند ،عزیزم #

# و صخره ها بوسیله خورشید ذوب بشوند #

#همچنان دوستت خواهم داشت عزیزم #

#در حالی که عمر در گذره #

# خوش باش تنها عشق من #

# خوش باش تا زمانی که #

# من به تو بازگردم عشق من #

# اگر چه دها هزار مایل فاصله باشد #

.دوشیزه جنی، داری گریه میکنی ....من سرگرم غاز بودم ....دودش -

عصر بخیر،دوشیزه جنی - .عصر بخیر آقا -

.ما نگران پروفسور لیندنبروک شدیم

بله،ما هم همینزور ،ایشون همراه شما نبودن؟

اینجا نیستن؟ - .نه -

.مواظب باش زیاد دماش بالا نره،پیسلی - .الان اندازه است،سر الیور -

من به بازدید کننده ها اجازه ندادم بیان .اوه مک ایون تویی

.پسر خوب،میتونی یه کمکی به پیسلی بکنی - .عمو جام مهموناتون منتظرن -

....اگه الان نیاید ،غازه ممکنه

!اوه،غاز،غاز،غاز - بهش بگو الک -

.این گدازه ایی که بهم دادی از هر 10 میلیون تا یکی اینطوریه .تمام روز رو سَرش وقت گذاشتم

آره،بدون هیچ استراحتی برای چایی یا ناهار - .شما 3 ترم سنگ شناسی درس دادید -

خب،این گدازه ایه تیکه از کدوم آتشفشان بوده که خارج شده؟

فوجی یامی؟ - نه -

کوهستان اتنا؟ - .خیلی نزدی شدی،مدیترانه ایه -

.جزایر لیپاری بخشی از سواحل ایتالیاست

.اما قربان گدازه هاش سبکه - .این دقیقا همون چیزیه که منو مچل خودش کرده -

درون این باید چیزی وجود داشته باشه که .متشکل از سنگین ترین سنگ هستی باشه

.اما این باید پریدوتیت ایسلندی باشه - .دقیقا -

یه تیکه اش کنده شده .من کندمش -

اون سنگی که داخلشه چیه؟ - طبیعتا پریدوتیت ایسلندی -

.وقتی این رو دیدم، دیگه نشکوندمش

.یه علامتهایی روی سطحش هست .شکل یه حرف یا شکافِ

.شکافی که توسط دست انسان ایجاد شده

اما چطور میشه یه سنگی از ایسلند

یه جای دیگه ای از بزنه بیرون؟ چه نتیجه ایی میگیری؟

.علم نمیپره بره سراغ نتیجه .علم که بازی 20 سوالی نیست

.میخوایم پوسته این گدازه رو ذوب کنیم

.آقای پیسلی

.ده سی سی تيزاب‌ سلطانی اضافه کن

.میدونی دیگه،زیاد سریع نریز

.باید برای پروفسور گوئتبروگ در دانشگاه استکهلم نامه بنویسم

.اون کلی تالیفات در مورد آنشفشان ها داره

همه این کار ها چقدر طول میکشه؟

.یه سوال خانمانه .برای ذوب کردن گدازه به اندازه ذوب شدن یه گدازه وقت میگیره

.شاید 2 ساعت شایدم 4 ساعت- دو ساعت؟چهار ساعت؟ -

.شایدم کل شب کی اهمیت میده؟

!جنی

شماها خوبید؟

.دقیقا اشتباه من بود. سر الیور .نمیدونم چطور این اتفاق افتاد

.آقای پیسلی اشتباه شما خدمت خیلی بزرگی به علم کرد

.الک

این رو ببین؟ تو بهش چی میگی؟

.همونطور که شما گفتید،این یه ساخته دست انسانه

.به بالاش نگاه کنید .یه وسیله نقشه برداریه،یه شاقوله

.شبیه نیست ،خود ِ شاقوله

.یه حروفی روش نوشته - .یه کتیبه است.،احتمالا یه پیامه -

میتونید بگید چی نوشته پروفسور؟

.ظاهرا به زبان شمالی ِ

.دستی که این رو نوشته میلرزیده .شاید دستان یه آدم در حال مردن بوده

در عجبم که با چی نوشته شده،رنگ؟ جوهر؟

.شایدم خون - شاید -

.این طرف رو ببینید قربان،یه امضا

.آرن ساکنوس

.آرن ساکنوسم

امیدوارم این زیاده خواهی نباشه که پیشنهاد کنم .منو تا خونه ببرید ،عمو الیور

یا شایدم باید تنهایی برم؟

.تنهایی،تنهایی،این غیر قابل تعمق ِ .اما باید درست باشه

یه مرد ابزار آلاتی رو بر میداره و به جایی میره که .هیچ انسانی تا حالا پا نزاشته

.تنهایی،رفتن یه درون زمین،تنهایی

در مورد چی حرف میزنید؟ - .آرن ساکنوسم، دانشمند ایسلندی

بزرگترین روز عمرش،وقتی ادعا کرد که یک جهانی در .زیرِ زمین وجود داره همه بهش خندیدن

وقتی ناپدید شد همه خنده ها متوقف شد .و دیگه هم خبری ازش نشد

.تا امشب

.از این جا برو بیرون ،خدمتکار .من چای نخواسته بودم

.من چایی نمیخوام ! نامه هام رو میخوام

،سر من داد و بیداد کردن فایده ایی نداره سر الیور .من میتونم بلند تر از شما داد بزنم

.دو هفته اس که هیچی نخوردید و اصلانم نخوابیدید

!بیرون،خدمتکار

.اینم نامه هاتون، عمو الیور

.بازم یه روز دیگه و بازم هیچی !باورت میشه؟ بدون هیچ جوابی

الک مک ایون کجاست؟ - .دانشگاهه،داره اونجا دنبال نامه میگرده -

مگه یه نامه از استکهلم بخواد تا اینجا بیاد چقدر طول میکشه؟

.ببین کیه - زنگ زدن؟ -

.ما باید با سر الیور صحبت کنیم .و نگو که سرش شلوغه

.ملاقات کننده،ملاقات کننده .تنها چیزیه که لازم دارم

.الیور،همه ما با شهرت گستاخی تو آشناییم

.همینطور به عنوان یه مرد وظیفه شناس هم شهرت داری

.اما دو هفته است تمام درسات رو ول کردی

.من درگیر یه چیز مهم هستم - مهمتر از دانشگاهمون؟ -

.چیزی که باعث بشه هر دانشگاهی بهمون غبطه بخوره

میخندی،اسم آرن ساکنوسم براتون چه معنی داره،آقایون؟

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left