Seven Years in Tibet

Seven Years in Tibet

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Seven Years In Tibet 1997 720p DVDRip
Un commentaire de wolfling
تا اونجایی که تونستم هماهنگ کرم

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
720p
720
Publié le: 2011-08-23
Téléchargements: 73
Malentendants: Yes

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

براي چي تو بايد اينطوري باشي؟

براي چي تو بايد اينطوري باشي؟

براي چي هميشه مشکل هستش؟ سوال خوبيه

ميخواي بري خونه؟ ميخواي دور بزنيم؟

- بله - اين هيماليا هستش

چقدر من درباره ي هيماليا باهات صحبت کردم؟

- چقدر؟ - خيلي زياد

هارست وقتي اونجا رسيديم ميتوني يک کاري رو برام بکني؟

- البته - اينگريد ، بس کن

بزار سعي کنيم بهترينش رو بسازيم

اين ابله کجاست؟ کي قراره مارو ملاقات کنه؟

حرکت کن

آقاي هرر

من بليط هاتون رو دارم

-من ديرم شده ، من رو به واگنم ببر - نه ، تو نميفهمي

من پيتر افشنايتر هستم من رهبري گروه رو بر عهده دارم

- چيکار مي کني؟ - آدم معروفمون اينجاست

آقاي هرر؟

امکان داره که من بگم که اقاي هرر به نيابت از Reichssportsfuhrer

ما افتخاري برامون کسب شده که يک آلماني قهرمان رو در تيم داشته باشيم

ممنون ولي من اتريشي هستم

بله ولي من مطئنم که به عنوان يک عضو ممتاز

از جامعه ي سوسياليستي تو ميتوني مارو با گذاشتن پرچم کشورمون بر فراز قله ي

نانگا پوربت مفتخر و سر بلند کني

هانز لوبنافر

لاتز چيکن

و يک عکس با همسر دوست داشتنيتون

و آقاي

هورست ايمندورف . از دوستان خانوادگي عکس لازم نيست

خانم هرر ، کوچولمون کي متولد ميشه؟

زماني که شوهرم به پايگاه برسه

ممنون

چرا به همه ي اون بوگندوها نميگي مشکلمون چيه؟

من دارم سوار قطار ميشم چيزي هستش که بخواي بهم بگي؟

خوبه

برو ، ترک کن

چهار ماه ديگه مي بينمت

- هارست ، خوب مواظبش باش - باشه ، هايندريک

ما 5 هزار مايل رو مسافرت مي کنيم

وقتي به هند رسيديم به طرف هيماليا ميريم

و سپس بر روي نهمين قله ي مرتفع جهان يعني نانگا پوربت ميريم

آلماني ها اسم اون رو آيسبرگ گذاشتن ، کوه خودمون

قبل از ما 4 نفر آلماني سعي کردند که به اين قله صعود کنند

ولي هيچ کدومشون موفق نشدند و مردند

يازده نفر در کولاک و بهمن کشته شدند

حالا ، صعود به اين قله يک هدف و وسواس ملي شده

يک افتخار براي آلمان

29جولاي 1939

ما قبلا در کمپ 4 که در ارتفاع 22 هزار فيتي بود رسيده بوديم

ما داشتيم به سوي ريکياک گليشر حرکتمي کرديم م و يک کار مشکل يعني بالا رفتن از توده هاي يخ رو در پيش رو داشتيم

بچه بايد الان حداقل يک ماهه باشه

من خيلي گيچ و سردرگم بودم

من نميتونستم با اون اعتماد هميشگيم بالا برم

حالت خوبه؟

لعنتي

- حالت خوبه؟ - بيايم پايين؟

يکي از يخ شکن هام رو از دست دادم

ادامه بديد

هوا داره بد ميشه ما بايد ريسمان وار بريم

- ببينم اونجا آسيب ديدي؟ - فقط يک خراش ، من ادامه ميدم

صخره ها

پايين رو مواظب باشيد

نگهم دار

منو داري؟

نگهم دار

بايد بهم ميگفتي که زخمت چقدر وخيم بوده

من بايد بهش نگاه مي کردم ميتونستم بخيه اش بزنم

اين مشکل تو نيست

اتفاقا ، اين مشکل منه

- اين زندگي منه - چي؟

وقتي تو يک مصدوميت جدي رو پنهان مي کني و زندگي رو به خطر ميندازي

من به مشکل رسيدگي ميکنم

نه ، تو داري زندگيت رو به خطر ميندازي من نجاتت دادم پس خفه شو

لطفا ، اينجا مقام نداري

خفه شو

هايندريک ، دفعه ي بعد اگر مصدوميتت رو مخفي کني

تو از تيم بيرون ميري

سعيت رو بکن

چهارم آگوست ، کمپ 5 کولاک شديدي بود

هم تيمي هاي من از ترس بهمن دستپاچه شدند

پس ما براي چند روز توقف کرديم

افشنايتر بايد کمپ رو تو ارتفاعات بالا ميزد ولي

اون با من مخالف هستش ، احمق

به نظر ميرسه که بقيه عقل ندارن که اينجا منتظر موندن

اميدوارم هستن و هيچ کاري نمي کنن

من داشتم درباره ي اشتباهي که کل تيم کردن فکر مي کردم

بدويد ، بهمن ، بريد بيرون

همه چيز رو ول کنيد

بزارش پايين

ما داريم سقوط مي کنيم

اگر اونا از بهمن ترسيدن به کمپ 2 بفرستشون

من خودم ميتونم به قله برسم

اون داره سعي ميکنه که به ما بگه بهترينه

به من دو تا شيپرز بده من ميتونم کمپ 6 رو امشب بزنم

و فردا هدفمون رسيدن به قله ميشه

- ما عين تيم داريم سقوط مي کنيم - من اون قله رو فتح کردم

- من اون قله رو ميخوام - اين يک دستوره

اين يک دستوره ، دستور

دنبالم بيايد

عکس دالي لاما ، محافظ خوب

بگيرش ، سي هيب اين ازت محافظت مي کنه

نه ، اين اصلا معني نداره

دالي لاما ، عکس دالي لاما

سي هيب ، بگيرش

محافظ خوبي هستش

عصر بخير ، آقاي هرر

عصر بخير ، آقاي هرر

خب، بزار اميدوار باشيم که آلمان از لهستان عقب نشيني ميکنه

به همون اندازه که تو به کوه رسيدي

تواناييش رو بايد داشته باشي که زنداني ها رو نجات بدي

اين چيه ديگه؟ تو کي هستي؟

-متاسفم ولي تو تحت الحفظ هستي - ماموريتت چيه؟ نقص تو صعود؟

نه من نميترسم

بزار برات بگم که جنگ بين اعليحضرت و آلمان اعلام شده است

بنابراين همه ي دشمنان عليه امپراتوري بريتانيا الان اسير شده اند

- وايسا وگرنه بهت شليک ميکنم - دست ها بالا

نه تو نميفهمي ، من يک اتريشي هستم و يک کوهنورد هستم

من هيچکاري با حنگ ابلهانه ي شماها ندارم

خودم ميتونم راه برم اين يک توهين هستش

تو فکر ميکني حرفت قطعيه ولي اينطوري نيستش

خوک ها ، همتون خوک هستيد

15اکتبر 1939

انتقال به کمپ زنداني ها من با خودم يک عهد بستم

من به اينگريد دروغ خواهم گفتم قبل از تابستان

هيماليا درست در روبه روي ما هستش

آسونه که از اينجا فرار کني و بين کوه ها گم بشي

چهارمين تلاش من براي فرار من رو حتي به هدفم نزديک نکرد

اين دفعه چقدر تونستي دور بري؟

همه ي چيزي که من داشتم اين بود که يک زنداني معروف بودم

اي کاش دستم ميتونست اون چيزي رو که تو قلبم هستش رو بنويسه

من شنيدم که تو نامه ها رو ميفرستي

بله

ممکنه اين رو بفرستي؟

ممنون

هي ، هاندريک اين کتاب رو خوندي؟

- ما نياز داريم باهات صحبت کنيم - در چه مورد؟

در اين مورد

جالبه ، نقشه ي خروج رو از کجا گرفتي؟

بعد از فصل بارندگي ، هستي؟

ميبينم که عبور از تبت رو انتخاب کردين

چند تا خارجي که سعي کردند ديگه نتونستند برگردند پس موفق باشيد

- دوست داري با ما بياي؟ - چرا؟

بعد از همه ي اينها تو ديگه بايد سلطان فرار کردن از اينجا باشي

- ما ميتونيم از تجريباتت استفاده کنيم خواهش مي کنم

اين کلمه ي شرم آور رو نگو

هر دفعه که فرار کردي پاترول ها اومدن و گرفتنت

اين کارت زندگي کردن در اينجا رو براي ما سخت ميکنه

من ترجيح ميدم خودم سفر کنم ، ولي بابت فکر کردن به من ممنونم

نامه ات اومد

هاندريک عزيز

لطفا اين برگه ي طلاق رو امضا کن و به مشاور حقوقي من بفرستش

هورست و من قصد داريم با هم ازدواج کنيم به محض اينکه مراحل طلاق مراحل پاياني خودش رو به پايان برسونه

با توجه به نامه ات ، بله

پسرت ، رولف هرر زماني که تو داشتي به کوه ها صعود ميکردي متولد شد

اون الان دو سالش هستش و به هورست ميگه بابا

وقتي به اندازه ي کافي بزرگ شد بهش خواهم گفت که

پدر واقعيش در هيماليا گم شد

به نظرم اين بهترين نوع گفتن باشه

تو به هيچ وجه بچه نميخواستي

اونا در لحظه ايي که اتريش رو ترک کردي مصمم هستن

متاسفم تو در هند حبس شدي

و اميدوارم اين جنگ وحشتناک به خاطر همه به زودي تموم بشه

اينگريد

منم باهات ميام

اين نقشه ات هستش؟

به نظر من اين کار مسخره هستش

ما نظر تو رو نخواستيم

نقشه رو باز کن ، بگرد

پشتت طرف دروازه باشه نقشه رو باز کن

به حرف زدن ادامه بده ، منتظر علامت من باش

ما پاک هستيم ، باشه

دروازه رو باز کن

دروازه رو باز کن

من تنهايي ميرم

پس ، موفق باشي

اولين فرار از کمپ زنداني ها 18نوامبر 1939

رولف هرر الان 3 سال و نيم ماهش هستش

تولد 30 سالگي من روز 6 جولاي 1941 هستش

دقيقا يک سال و 11 ماه و 26 روز

آخرين فرار از دهورا دان رولف هرر

دوتاس بخور و آروم شو صبح برات اسکناس ميفرستم

اينجا چيکار مي کني؟

دلم خيلي برات تنگ شده بود من فکر مي کردم براي ديدنت بايد پول بدم

بقيه چي شدن؟

ايتاليايي هاي بيرون از نلانگ گرفتنشون

لوتز و هنز مريض شدن و مجبور شدن برگردن

- متاسفم که دارم اينو ميشنوم - مطمئنم که دلت شکست

ميتونم امشب اينجا بمونم؟

مهمون من باش

ممنون اين کار بخشندگيت رو نشون ميده

- خوبه - ديگه چي داري اون تو؟

شنيدم که ژاپني ها عقب نشيني کردم

اهميت نميدم که اونا همه ي راه ها رو به توکيو ببندند

تو ميتوني اگر بخواي برگردي به اتريش

- ولي من اين کار رو نميکنم - چيکار نمي کني؟

- برنامه ايي براي برگشت - چرا ؟

دليل خاصي نداره

وقتي اونجا رفتي به همسرم بگو که

دو سال تو زندان بودن من تقريبا مصادف چهار سال ازدواج من با اون بودش

و حالا خوشحالم که از شر دوتاشون خلاص شدم

More Farsi Persian subtitles for Seven Years in Tibet

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left