Charmed

Charmed

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 5

Informations sur la version

Charmed S05E05 Witches in Tights 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 5 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Publié le: 2025-11-28
Téléchargements: 16
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

داری چیکار می‌کنی؟

دی‌جی واقعاً خوبه، نه؟

.آره. حیف که پی‌تری (P3) اینقدر خوب نیست

.آره. ببخشید

.تمرکز کن. ما برای کار اومدیم، نه تفریح

.باشه. می‌دونم، می‌دونم

ولی فکر نمی‌کنی یکم داری زیاده‌روی می‌کنی؟

.نه، فکر نمی‌کنم. این کلاب شده داغ‌ترین جای شهر

.و می‌خوام بدونم اونا دارن چیکار می‌کنن که من نمی‌کنم

.خب، P3 هنوزم عالیه

.نه به خوبی قبلنا، البته به لطف خودم

.خب پایپر، تو داری بچه‌دار می‌شی. اولویت‌هات عوض شده

آره، خب، مگه نشنیدی؟

.زنا الان هم می‌تونن کار داشته باشن هم بچه

.تو همه روزنامه‌ها نوشتن

اون زنا هم دارن سعی می‌کنن دنیا رو از دست شیاطین نجات بدن؟

!آه، توروخدا مردم، برید یه اتاق بگیرید

.پایپر. پِیج

.شما اینجا چیکار می‌کنین؟ اوه، می‌دونی، فقط داریم وقت می‌گذرونیم

نمی‌تونستید تو کلاب خودمون وقت بگذرونید؟

!چی، این دی‌جی رو از دست بدم؟ بابا

.این خواهر دیگمه، پایپر و همسرش، لئو. اینم دِیو

.از آشناییتون خوشبختم. آره، شما هم همینطور، رفیق

.من نمی‌دونستم دیوی هست

.اوه، ما تازه سه هفته‌س که داریم با هم می‌گردیم

هفته‌ها؟

.بفرما

.اوه، سلام پایپر

.هی. هی. وای، چه دیر وقت بیداری

!تو اینجا چیکار می‌کنی؟ سوال خودمه

.دِیو، نظرت چیه برات یه نوشیدنی بگیرم؟ آره

.من یه دونه دارم، ممنون. اون کافی نیست

.فکر کردم امشب کار می‌کردی

.آره، خب، یعنی در واقع من اینجا دارم کار می‌کنم

.می‌دونی، فکر کردم این پسرا می‌تونن کمکم کنن

با مشاوره‌هایی که به بقیه پسرا می‌دم، می‌دونی؟

.و اون پسره اونجا که چال‌گونه داره

.سلام. آره، کمک بزرگی بود. آره

.ببین، آره، نمی‌دونم چی بیشتر حرصم می‌ده

.اینکه شما اینجا هستید یا اینکه بدون من اینجا هستید

.اوه، ما فقط فکر کردیم برای بچه خوب نیست

.می‌دونی، همه‌ی سر و صدا و مردم

.آره، می‌دونم. ولی بعضی وقتا برای مامان هم خوبه که یه گشتی بزنه

باشه، پس دلت می‌خواست بیای؟

.نه، ولی این اصلاً مهم نیست

.تو یه زن خیلی گیج‌کننده‌ای. اشکالی نداره. هی، چیز مهمی نیست

.شماها، خونه می‌بینمتون

.اوه، پایپر

.هنوز فکر می‌کنی ایده خوبیه؟ خب، پایپر رو که می‌شناسی

.اون آروم نمی‌گیره مگه اینکه یکی آرومش کنه

.فقط نمی‌خوام کاری کنم که به استرسش اضافه بشه

.به نظر میاد استرس داری

.آرنون، منو ترسوندی

اینجا چیکار می‌کنی؟

.در قفله، برای همین فکر کردم تا وقتی منتظرم نقاشی تمرین کنم

.خوبه

.راستش نه

.نمی‌دونم، انگار نمی‌تونم درستش کنم

.هرچی گفتی انجام دادم، سعی کردم تمرکز کنم

.پس به اندازه کافی تلاش نمی‌کنی

.تو یه موهبت خاص داری، کوین. یه موهبت خیلی خاص

.و اگه می‌خوای بهش مسلط بشی باید کاملاً بهش باور داشته باشی

.تو نقاشی می‌کنی که بهتر ببینیش ولی هرگز واقعی نمی‌شه

.مگر اینکه تو ذهنت واقعی‌اش کنی

.واقعی‌اش کن، کوین

.بهش جون بده

!اوه خدای من، کار کرد

باشه، چطور از بینش ببریم؟

.حالا وقتشه اون قهرمان تو رو هم واقعی کنی

.تا مشکل کوچیکت رو حل کنه

.و بعد، مال منو حل کنه

.هی

اینجا چیکار می‌کنی، احمق؟

.فقط دارم سعی می‌کنم برم خونه، کز. گوش کن

.ما این حرفو قبلاً زدیم

.اینجا جاییه که من کارامو می‌کنم

.باشه؟ و دوست ندارم کسی مزاحمم شه

.برگرد

.برات گرون تموم میشه

.هی

این چیه؟

این منم؟

که دارم از تو کتک می‌خورم؟

.دفعه بعد می‌بینمت، جوجه

.باشه، کافیه. بریم از اینجا

این چیه، هالووینه؟ تو کی هستی لعنتی، احمق؟

.من مهاجمم

مهاجم؟

.خب، هرکی که هستی، یه اشتباه جدی کردی

.پشت سرت

.صبح بخیر. صبح بخیر

.تازه اومدی خونه؟ آره

.اوه خدای من

خیارشور، سس شکلات داغ و خردل؟ واقعاً داری اینا رو می‌خوری؟

.برنامه همین بود

یه دقیقه صبر کن، تو دیشب کلاً خونه نبودی؟

نه، مامان. چرا؟

.حتماً دارم دیوونه میشم

.چون قسم می‌خورم وقتی از جلوی اتاقت رد شدم دیدمت

حدود دو و نیم بود؟

نیمه‌لخت بودم؟

پیج، چی شده؟

.هیچی. نمی‌خوام مزاحمت بشم. مزاحم نیستی

چرا همه فکر می‌کنن دارن مزاحمم می‌شن؟

مزاحم نیستم. چی شده؟

...خب، داشتم با دیو یه شیطنت‌هایی می‌کردم، و

.شیطنت می‌کردی؟ آره، "رابطه جنسی"

.برای همینه که نمی‌خوام در مورد این باهات حرف بزنم

.اصلاً حرف زدن درباره سکس با یه خانم باردار عجیبه

خب، پیج، فکر می‌کنی چطوری حامله شدم؟

.اونم نمی‌خوام بدونم

...خلاصه، داشتیم، می‌دونی

.و داشتم، می‌دونی... و یهو غیب شدم رفتم بالا

اوه خدای من. تو این کارو نکردی که؟

.اون متوجه شد؟ نه، خدا رو شکر

.قبل از اینکه چراغا روشن بشه، دوباره غیب شدم سر جام

.حسابی خجالت‌آوره. خجالت هیچی

.پیج، باید کلی توضیح می‌دادی

.خب، من برنامه‌ای برای غیب شدن نداشتم، پایپر

.دقیقاً هدف خاص من در اون لحظه نبود

باشه، پس به نظرت چرا این اتفاق داره میفته؟

یعنی اون کارش رو خوب انجام نمی‌ده؟

.نه، اون کارش رو خیلی خوب انجام می‌ده

.فکر کنم خیلی ازش خوشم میاد

و، منظورم اینه که، به جز گلن،

.اون اولین مردیه که از وقتی فهمیدم جادوگرم، باهاش بودم

...فکر کنم اونقدر درگیر محافظت از این راز بزرگ قدیمی‌مون هستم که

.فکر کنم نمی‌تونم واقعاً خودم رو رها کنم

تو چطوری انجامش دادی؟

.با یه فرشته ازدواج کن

لیو؟

ببخشید. متاسفم. حالت خوبه؟

مدت زیادیه غیب و ظاهر می‌شی، هان؟

.هی، یکم استرس دارم

.لیو، چی شد؟ صدای برخورد شنیدیم

.اشتباه کرد

هان، این منتقد کیه؟

.این راموسه. اون یه بزرگتره

یه بزرگتر؟ واقعاً؟

.فکر کردم بهمون گفتی اون تا امشب نمیاد

به ما گفتی؟ هیچ‌کس به من چیزی نگفته بود. لیو؟

.نمی‌خواستیم نگران تهدیدات شیطانی بشی

.تا زمانی که کاملاً ضروری بشه

چه تهدیدهایی؟

.خب، فکر کنم همین باید باشه

.باشه

شما دو تا دارید چیکار می‌کنید؟

.این ایده فیبی بود

.ما فقط می‌خواستیم کارها رو یکم راحت‌تر کنیم، همین

.یکم از استرس کم کنیم. خب، بس کنید

.چون داره عصبانیم می‌کنه. من حاملم، نه در حال مرگ

خب، چی... اون اینجا چیکار می‌کنه؟

.راموس داره بازنشسته می‌شه

.اومده پایین تا قدرتهاش رو به یه بزرگتر جدید منتقل کنه

خب که چی؟ خب که چی؟

.هیچ شیطانی نیست که نخواد قدرت‌های اونو داشته باشه

.پس بزرگترها می‌خوان در صورت حمله، ازش محافظت کنید

چرا نمی‌تونه خودش غیب بشه؟

.چون قدرت‌های من ذهنیه دختر جوان، نه فیزیکی

.آدم فکر می‌کنه یکی از کسایی که زیر نظر توئه، باید یه چیز به این سادگی رو بدونه

.گوشاش هیچ مشکلی نداره. نه، فقط اخلاقش

.پایپر. یکم احترام

!آخه برای خدا

خب این بزرگتر جدید کیه و کی میاد اینجا؟

نمی‌دونیم کیه. تنها چیزی که می‌دونیم اینه که انتقال قدرت

باید طی اعتدال شب و روز امشب انجام بشه،

.وگرنه من قدرت‌هام رو برای همیشه از دست می‌دم

پس ما فقط باید اینجا بشینیم و صبر کنیم؟

.بله. متاسفانه

آرنون؟

.داشتم نگرانت می‌شدم. آرنون، منو ترسوندی

.متاسفم

متجاوز کجاست؟

...اون

.اون رفته

من نقاشی رو پاره کردم. چی کار کردی؟

.اون یه نفر رو کشت. آرنون، اون کز رو کشت

مگه برای همین نمی‌خواستی کمکت کنم ابرقهرمانت رو خلق کنی؟

نه، نه برای کشتن. من هرگز اون رو نمی‌خواستم. اون آدم بدی بود، مگه نه؟

.درست مثل راموس

.من دیگه اونو نمی‌کشم

.آرنون، متاسفم

.ما یه معامله داشتیم

من بهت کمک می‌کنم، تو به من کمک می‌کنی، یادت میاد؟

.حالا، من به متجاوز نیاز دارم تا راموس رو از بین ببره

.تا قدرتهاش رو ازش بگیره

چرا نمی‌تونی خودت از بینش ببری؟

.بهت گفتم، من فقط توانایی حس کردن قدرت‌های بزرگ رو دارم، نه اینکه اونها رو داشته باشم

.اینطوری پیدات کردم، اینطوری هم راموس رو پیدا می‌کنم

.حالا، کمکم کن کار درست رو انجام بدم، کوین

.ابرقهرمانت رو برگردون به زندگی

.قبل از اینکه یکی دیگه قدرتهاش رو از دست بده

.اونا همه‌شون مرگ و زندگی‌ان؟ خب، نه واقعاً

.حداقل، اکثرشون نه

.من باید چیکار کنم؟ نمی‌تونم بهشون برسم، همینطور دارن میان

چیکار می‌تونی بکنی؟

.روزانه به دو یا سه تا جواب بده، بقیه‌اش رو نادیده بگیر

.نمی‌تونی به همه کمک کنی. آره، مشکل همینه

.فهمیدم. ممنون

فیبی هالیول. - خب، چی میگی؟

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left