Les 200 premières lignes.
.وای، چقدر خوشحالم که نقل مکان کردیم. فکر میکنم اینجا خیلی خوشحال خواهیم بود
مگه نه مایکل؟
!سلام! مایکل
اونم مدرسهته، مدرسهتو میبینی؟ میبینیش؟
.خوبه عزیزم، خوب به نظر میاد
.میدونم چقدر شیشلیک دوست داری
آقای زلنر نظرت راجع به پیشنهادت چی بود؟
.خب... مارتی زرنگه
.میدونه که برگزداها یه صنعت رو به رشده
خوشحالی که اسبابکشی کردیم؟
.اوه، چقدر بهت افتخار میکنم آقای سرپرست
.وقت خوابه
.بیا دیگه قهرمان
.بغلت میکنم
چیه؟
از اتاقت نمیترسی. مگه نه؟
.تاریکه... کابوسهاست، نیک
.مایکل، زیرزمین تاریکه، اتاقتم تاریکه
.شبها همه جا تاریکه
.به زودی، همه چراغها رو خاموش میکنیم و همه جا تاریک میشه
تو واقعاً تاریکی رو دوست داری، مگه نه مایکل؟
.تو تاریکی میتونی خودت باشی
.ولی میدونی، یه جای تاریک هست که باید خیلی توش مراقب باشیم
میدونی اونجا کجاست؟
.بیا
.برو بالا بخواب
.وقتی بچه بودم، درست مثل تو بودم
.از هر چیزی میترسیدم
.فکر میکردم یه هیولا تو کمدمه
.و هر شب صبر میکرد تا من خوابم ببره، و زیر تختم قایم میشد
میدونی چی شد؟
.بزرگ شدم و شدم یه مرد گنده و قوی، درست مثل بابام
.و دیگه هرگز از هیچچیزی نمیترسیدم
داستان قشنگی نبود؟
.شب بخیر قهرمان
.شب بخیر
.سلام
.سلام عزیزم
یه میانوعده کوچیک نصفه شبی، ها؟
.شاید... یه چیز کوچیک... آره
شاید از این؟
.کجاست مایکل؟ داری داغ میشی
.سردی
.داری داغتر میشی
.نه
.داری گرم میشی. داری میجوشی
.پیداش کردی
.مایکل، بعد از اینکه تیکهتیکهاش کردی، بزنش تو سس
.امروز صبحانه نمیخوام. این صبحانه نیست
.از اسبابکشی بود، یخچال رو تمیز کردم و همه چی یخاش آب شد
چی پیدا کردی؟
.اوه... این و اون
.من نمیخوام
.لطفاً به اون چاقو دست نزن
.کابوس دیدم
.اوه مایکل
دوباره پیژامهتو درنیاوردی مگه نه؟
تنها وقتی کابوس میبینی که پیژامهتو دربیاری، مگه نه؟
یه چیزی میخوری، مگه نه عزیزم؟
.اشتباه بود که اومدیم اینجا
!مایکل، از اینجا برو بیرون
!بنگ
!پشت سرت سرباز
.یه ذره سرعت عمل نشون بده
.تاریکه
.خب، یه ذره نور بده
.تنظیمکنندههای دمای عالی
.من از این زیرزمین خوشم نمیاد
.زیرزمین زمین بازی نیست
.برای شرابِ
.اونجا کهنه میشه
.خونه جدید، دوستای جدید
.اوه، مایکل، حالا که اینجاییم، واقعاً همه چی برات تغییر میکنه
.وقت بیشتری رو با هم میگذرونیم
چی میگی قهرمان؟
.صبح بخیر بچهها
.صبح بخیر خانم باکستر
.صبح بخیر خانم باکستر، خب
.به کلاس بعد از تعطیلات تابستونتون خوش آمدید
.امیدوارم تعطیلات عالیای داشته باشید
.من یه تعطیلات تابستونی فوقالعاده داشتم
.دو نفر جدید به کلاسمون اضافه شدن
کی میدونه معنی کلمه "اضافه شدن" چیه؟
*سرفه*
.خب، فکر میکنم اون کلمه رو یاد میگیریم
شیلا زلنر و مایکل لمل، لطفاً بلند میشید؟
اِ، شیلا... ما شما رو از کلاس آقای تاولر میشناسیم، مگه نه؟
.به بخش "ا" خوش آمدید
.و مایکل شما از... ماساچوست هستید
.به مدرسهی جدیدت خوش آمدی
وقتی چهرههای جدید داریم، دوست داریم یه چیز جدید یاد بگیریم، مگه نه؟
شیلا، میتونی یه چیز جدید بهمون بگی؟
.وقتی با پیاز مارتینی درست میکنی، بهش میگن گیبسون
اوه، این، این جدیده... اینو از کجا یاد گرفتی شیلا؟
.از کتاب راهنمای بارتندری مامانم
ما الان از اون چیزا نمیخوریم، مگه نه؟
مایکل، میتونی یه چیز جدید بهمون بگی؟
.اگه یه گربه سیاه رو بگیری، و تو فر کبابش کنی و پوستش رو از استخوناش بکنی
.و اونو برداری، و استخونش رو بجوی، نامرئی میشی
.خب... اون قطعاً جدیده، ولی راست نیست، یه حقیقت نیست
.نمیخوام کسی این کارو با حیوون خونگیش بکنه
مایکل، حیوون خونگی داری؟ گربه؟
.تو چطور اینقدر قدت بلنده؟ من یه سال موندم
.چرا؟ کارایی کردم
.چه کارایی؟ کارا دیگه
.اون قضیه گربه رو از کجا یاد گرفتی؟ لیوفیلایزر
.پدرت شغلش چیه؟ نمیدونم
.چقدر عجیبی تو
.اهل کجایی؟ من اهل ماهم
تو اهل کجایی؟
.من اهل ماساچوست هستم
.واقعاً اهل ماهی؟ واقعاً؟ معلومه که اهل ماهم
.خانوادم وقتی سه سالم بود رفتن اونجا
.و ما تو یه روستای کوچیک از مردم زمین زندگی میکردیم
.هیچکس ازش خبر نداره
.وقتی درس خوندم، برمیگردم اونجا
.واقعاً؟ هوم هوم
اون بالا چطوریه؟
.تو ماه هرچی دلت بخواد میتونی بخوری
.و هیچکس بهت نمیگه چیکار کنی
و؟ و اگه روی لباست بریزه،
.پدر و مادرت سرت داد نمیزنن
پدر و مادر هم اونجا هستن؟
.تو خیلی سؤال میپرسی
.این ویژگی رو تو یه مرد دوست دارم
.میتونم اونجا بیام ملاقاتت؟ آها
.میتونم تو خونتون بمونم؟ البته
خانم بکستر میدونه؟ چی رو بدونه؟
.اینکه تو اهل ماهی. نه
و بهش نگو، باشه؟
.من اومدم خونه
مامان؟
.زود اومدی خونه
.شاتو مارگو
.باید بذاری برای امشب یه کم نفس بکشه
.مایکل
.نمیدونستیم کی منتظرت باشیم
.مدرسه حدود یه ربع به سه تموم شد
.یه ربع به سه
.باید اینو یادمون باشه
.آرنجاتو از رو میز بردار مایکل
.مایکل امروز تو مدرسه یه دختر کوچولو رو دیده
اوه، واقعاً؟
خوشگل بود؟
.اون یه موجود فضاییه
خارجی؟
.اون از ماه اومده
.اون از ماه اومده
.مایکل، با دروغ گفتن نمیتونیم دوست پیدا کنیم
میتونی یه چیز راست در مورد این دختر کوچولو بگی مایکل؟
.اون تو کلاس در مورد درست کردن یه گیبسون حرف زد
.کافیه
.گوشتتو بخور
یه لقمه هم نمیخوری؟
درسته بابا؟
.چشماتو بسته نمیبینم
اون چیه رو سقف؟
.آه، اون فقط یه ترک کوچیکه
.بذار یه چیزی رو برات توضیح بدم
.ما الان از گاز استفاده میکنیم
.خب، ما باید هر ماه گاز بخریم
.و گاز میره تو کوره و داغ میشه
.و میره تو این لولهها و اونا از دیوارا بالا میرن
.و از سقف رد میشن، و وقتی لولهها خیلی داغ میشن، منبسط میشن
.شاید هم منقبض میشن، مطمئن نیستم ولی پدرت میدونه
.و وقتی این کارو میکنن، گچ ترک میخوره
.من یه راه پیدا کردم که دیگه هیچوقت مجبور نباشیم گاز بخریم
واقعاً؟
.آره
.باید یه سری آدما رو پیدا کنی
.ولی باید دار زده باشن
.و دستشونو قطع کنی
.و بندازیشون تو آتیش و اونا تا ابد میسوزن
.چشماتو ببند
.دوستت دارم... منم دوستت دارم
.من بیشتر دوستت دارم. نه، من بیشتر دوستت دارم
!من بیشتر دوستت دارم. من بیشتر دوستت دارم. شب بخیر
.تشنمه
بیداری چیکار میکنی؟
.بیا عزیزم، بیا عزیزم. بریم بخوابیم
.بریم بخوابیم. اشکالی نداره
.نترسیدی که؟ نترس
.تو امنی
.وقت کار با کتابه. اینا دفتر کارای شماست
.میتونید اینا رو در طول ترم پیش خودتون نگه دارید
و میخوام اسماتونو گوشه بالا سمت راست،
.این دفتر کار بنویسید... من یه راز دارم
مایکل، تو اینجا چیکار میکنی؟
.مایکل، خانم بکستر میگیردت... در مورد پدر و مادرمه
.تو این کلاس بدون اجازه از جامون بلند نمیشیم، ممنون
.مایکل، خانم بکستر داره حرف میزنه
.مایکل، بشین، ممنون
.به خاطر اینکه میدونم این دوستدختر خاصتونه، میبخشمش
*خنده ریز*
.حالا لطفاً، صفحه ۳ این دفتر کار رو باز کنید
.و یه جعبه میبینید
و تو این جعبه چیه؟ عکس یه خانواده؟
.و زیر این جعبه، یه جعبه خالیه
.و شما باید عکس خانواده خودتونو بکشید
.از عکسی که بالای جعبهست کپی نکنید
No comments yet. Be the first to leave one.