Les 200 premières lignes.
چهل و هشتمین ترجمه گروه پيشگام "ترجمهي فيلمها به انتخاب شما"
MÉNAGE (لباس شب)
خب. باشه. حواسها اینجا.
لطفا. آمادهاید؟
یک، دو، سه.
احمق، دیوانه، سنده از تو بهتره.
لعنتی! چیکار کردم که گیر همچین اسگلِ کله پوکی شدم؟
خب، اما من عاشقتم.
میدونم. همیشه اینو میگی. لحنتو عوض کن.
جای اینکه همیشه از عشقت بگی یه خبر جدید بهم بده.
کاری که دوست دارم بکنم اینه که برم حموم.
حموم، تو یه وانِ پرآب.
میدونی وان حموم چیه؟ یه ظرف بزرگ خالی با یه سری شیرآلات.
وقتی شیرها رو باز میکنی از چیزی بیرون میریزه.
آب گرم.
و یه کار دیگه هم هست که دوست دارم بکنم.
لباس زیرت رو عوض کن. حداقل یه بار در زندگیم.
حالم بهم میخوره شبیه افسرهها باشم.
تو خیلی خوشگلی.
خفه شو.
تا سرحد مرگ خستهم میکنی. همیشه میگی من خوشگلم.
انگار هرچی بو گند بدم بیشتر دوستم داری.
هرچی گهتر باشه، تو بیشتر رومانیک میشی.
شرط میبندم چیزی که الان تو کلهته اینه که با من برقصی.
درسته. خیلی دوست دارم.
حرومزاده ی بدبخت!
چی کورت میکنه؟
داریم غرق میشیم، تو اصلاً نمیبینی.
دهنمون بازه و ما داریم غُر غُر میکنیم.
و آقا به چی فکر میکنه، رقصیدن؟
احمق.
تو واقعا فکر میکنی من با یکی مثل تو میرقصم؟
تو هیچی نیستی. حتی وجود نداری.
تنها کاری که میتونی بکنی اینه که با چشمهای باباقوریت منو ببلعی.
حتی یه تلاشی به فکر کردن هم نمیکنی تا از این بدبختی بیایم بیرون.
یه ذره جرأت نداری. تخم نداری.
از اینکه مثل یه طلسم بدشانسی دور و برمی حالم بهم میخوره.
این همهش بود؟ تموم شد؟
مطمئنی چیزی روفراموش نکردی؟
نمیخوام آخرسر بیخانمان بمونم تو مترو بخوابم.
با یه بطری لیکور ارزون که گرمم نگه داره!
و تو همچنان تو این فکری که به من بگی خوشگلم!
باید بری، آنتوان. تو به درد نخوری.
ترجیح میدم تنها باشم. گورتو از اینجا گم کن.
به یه احمق بیارزشِ آویزون نیاز ندارم.
تو به بدشانسی! افسردهای! لیمونادتو بخور و بزن به چاک!
خفه شو، اگر نه دوباره میخوابونم تو گوشت!
ده هزارتا. کافیته؟
چقدر میخوای که بساطت رو جمع کنی؟
این پسر کیه؟ اهل کجاست؟
تو میدونی این دختر کیه که زدی تو گوشش؟
نمیخوام بدونم کیه. یکسره وِر میزنه.
اون زن همسرمه. میتونه هرطور بخواد با من حرف بزنه.
اون قابل احترامه.
این چاقو هرگز استفاده نشده.
الان می تونیم افتتاحش کنیم.
تکون نخور. کارتو آسون میکنم.
نمیخوام خون یه آدم عوضی بریزه رو لباسم.
این خط شناور رو هدف بگیر. جز این قایق غرق نمیشه.
بزن. بقیه مَستن.
این یادگارِ زندانه.
تا حالا زندان بودی؟
زود باش، چاقو رو بذار کنار و بنشین!
عین بچههای لوس رفتار نکن. اسم من بابه.
من یه اصل تو زندگی دارم.
اونم اینه که باید به یه مرد احترام گذاشت.
نگاش کن. دست از عوضی بازی برداشت.
سیلی خورد، آروم گرفت.
اسمت چیه؟ دنیز؟ اودیل؟ مونیک؟
مونیک.
می دونسنم. حتی لیاقت داشتن یه اسم جالبو نداری.
نباید بزاری رو اعصابت راه بره، پیرمرد.
به خصوص که شما چهرهی منحصربهفردی داری.
تو میلیاردبار از اون سَرتَری.
اسمت چیه؟
آنتوان.
چه افتخاری. آنتوان خیلی قشنگه.
عطر خاک اُره تازه رو داره.
چیکارا می کنی؟ مکانیکی؟
نه.
-بیکاری؟ -نه.
-دزدی؟ -نه.
پس هیچی نیستی.
این که نشد زندگی. این جوری که هیچوقت پر و بال باز نمیکنی.
این پیرزنت اجازه پرواز بهت نمیده؟
برای شروع ده هزارتا بهت میدم.
این نشونه ای برای دوستی ما. بگیرش.
با من دیگه هرگز دردسر بیپولی نخواهی داشت.
وقتی من پول دارم، رفقام هم خواهند داشت.
قیافهت رو اینجوری نکن زن. حسود نباش.
به تو هم یه کم بیشتر میدم.
تا بتونی چندتایی شورت ابریشمی برای خودن بخری.
نگاش کن.
پنج دقیقه دیگه میزنه زیر گریه. احساساتی شده.
میشه خواهش کنم این کارو بکنی؟
چیکار کنم؟
این همه پول برای یکبار.
من آدم پولداری هستم.
باید پول پول دربیاری. پول کجاست، پسرهی احمق.
همه جا هست. از ناودونها جاری میشه.
تنها کاری که باید بکنی اینه که خم بشی برشون داری.
خم شدن خیلی برات سخته؟ کمرت جون نداره؟
-کجا داریم میریم؟ -دیگه این سوالو نپرس.
اون از اپرسیدن دست برنمیداره. کجا میریم.
-چه بلایی سرش اومده؟ -اون میترسه.
باید بپرسی کجا هستید.
-چرا؟ من کجام؟ -این چیزیه که من پرسیدم.
خب، دور و برت رو نگاه کن و به من بگو کجایی.
تو خیابون.
چهجور خیابونی؟
این یه خیابونه. چیز ویژهای توش نمیبینم.
خلوته یا شلوغ؟
خلوت.
محلهست، زاغه؟ یا مسکونی؟
مسکونی.
بوی پول به شمام میرسه؟
-چه پولی؟ -پول تو.
پولی که بزودی تو جیبهاته.
بیا، با اون خونه سفیدی که اونجاست شروع میکنیم.
خونه بزرگ سفیدو میبینی.
بپا! من کلاهبرداریِ بیشرفانه دوست ندارم.
الان من خام پول شدم، اما یه روز شاید اوضاع عوض بشه.
ممکنه از این بازی احمقانه خسته بشم.
این دیگه چه خَریه؟
نمیدونم. منو تنها نیمذاره.
میخوایم بریم تو این خونه چیکار کنیم؟
-دزدی! -و چرا مشخصاً این یکی؟
یکی رو اطراف خیابون انتخاب کن.
نه، منظورم این نیست.
برام مهم نیست. همشون پر از پولن.
-اگر با آدمها روبرو بشیم چی؟ -کدوم ادمها؟
آدمهایی که تو خونهها زندگی میکنن. امکان داره این اتفاق بیفته.
الان تعطیلات آخر هفته نیست.
به من گوش کن، مرد. داری منو عصبانی میکنی.
من سارقم و کارمو خوب بلدم. پس اگه از ترس میخوای بزنی زیرش...
-من نمی زنم زیرش. -پس، بیا.
منم ترس رو میشناسم. دفعه اول شلوارمو خیس کردم.
-اسلحه داری؟ -نهف من اسلحه ندارم!
-اهرم داری؟ - نه ندارم!
اهرم نمیخوایم!
یه قفل باید خیس بشه، مثل همهی سوراخها.
تف مالی میکنی صبر می کنی با باز بشه.
بوی کلاهبرداری مالیاتی میاد.
چطور میتونی اینو بگی؟
از ضخامت فرش.
میتونید تصور کنید یه خونه شبیه این داشتیم؟
کلاً دیوونهای.
از نور خوشت نمیاد؟
-اگه پلیسها گشب بزنن چی؟ -پلیسو ول کن.
هر چی کمتر بهشون فکر کنیم، برامون بهتره.
چه غلطی داری میکنی؟ خُل شدی؟
میرم یه دوش بگیرم.
تو هم باید همینکار رو بکنی.
برای دزدی اینجاییم یا اینکه به خودمون حال بدیم؟
چرا یه کمی نظافت رو ندزدیم و لطافت، وقتی درست توشیم؟
ببین چطور لباس پوشیدی. شبیه محکومهای فراری هستی.
ببین؟ الان خوشتیپتری.
بهت گفتم این ژاکت کوتاه بیشتر بهت میاد.
همونجور که اون تنته، این یکی رو امتحان کن.
شوخی میکنی؟
البته که نه، بپوشش. فقط برای اینکه ببینیم چه شکلیه.
کسی ما رو نمیبینه.
خز باید گونه رو نوازش کنه.
هی، مثل اینکه تو یه طوریت میشه؟
کلی برنامه برات دارم.
مونیک!
مونیک، باید بریم. این یارو همجنسگراست.
چی گفتی؟
ما با یه همجنسگراییم. یارو گیِه.
زودباش، لباس بپوش.
چی میگفت؟
گفتم یه چیزی به مشامم خورده، مثل کلاهبرداری مالیاتی.
این پولا رو ببین.
اووو چه عروسک کوچولوی نازی.
چه پرکشش.
بیا جلو بذا یه کم بوت کنم.
اوف چه بوی دلانگیزی.
شاید این همه چیو عوض کنه.
این نمیتونه گِی باشه. امکان نداره.
کی گفته من گیام؟
شرط میبندم خودمو بمالم بهش راست میکنه.
مونیک!
وایسا.
تکون نخور میتونم حس کنم راست کرده.
خیلی خب، بسه.
اگر همهی همجنسگراها اینجوری باشن زنهای ناراضی کمتری خواهیم داشت.
میخوای با دست تایید کنی؟
ولش کن. من اشتباه کردم. همین.
هیکسی ممکنه اشتباه کنه.
پولاتو بگیر.
-قراره تقسیمش کنیم؟ - نه من نمیخوام.
بگیر. همهش مال شماست.
-چرا؟ -زیرا.
زیرا...
چطور تو میدونستی باید بریم به این خونه؟
دماغ، دماغ، دوستان من.
من یه دماغ گنده دارم، بنابراین میتونم دو برابر بقیه بو بکشم.
درواقع، وایسید.
-میتونید بوی شمشهای طلا رو حس کنید؟ -چه شمشهای طلایی؟
این اطراف شمش طلا هست. بوشو حس میکنم.
No comments yet. Be the first to leave one.