Les 200 premières lignes.
فکر ميکنين سر کار يه روز بد داشتين؟
.خب، فکر ميکنم من پوزتون رو زدم
.نه، من اين نيستم
.نه، اون همکارمه
.بياين بخورينش
.اين منم
سه چهار روز پيش .من نميدونستم همچين دنيايي وجود داره
.سه چهار روز پيش من توي سازمان ارواح نبودم
... سه چهار روز پيش
.صداي پات رو شنيدم
.يه دختر فرانسوي تو اداره پليس "بوستون" استخدام ميشه
.ازم جلو زدي پس
.الان احساس ميکنم نابغهم .بهتر از اين نميشد نقشه بچينم
.خب آقاي نابغه، يه درخت پرتقال توي حياطـه
.خووبه
.چه عجيب، واقعاً يه درخت پرتقال تو حياطـه
.نميدونم از کجا اومده - .منم نميدونم -
ميدوني اين يه جورايي مقل رزق و روزي واسه ما ميمونه
.تا حالا همچين چيزي نشنيدم
.جدي ميگم، از هرکي ميخواي بپرس
نه، تو ديوونه شدي .اين درخت عمراً تو زمستون دووم بياره
خب، تو اين خونه فسقليِ سرد
.ما هم دووم نمياريم
.من عاشق خونه کوچولوي سردمون ام
يعني بيشتر نميخواي؟
.من هميشه نگران پول بودم يه خونه درست حسابي يا ماشين نميخواي؟
.من نگران پول نيستم، توي هستي
.من هرچي که ميخوام رو همينجا دارم
.شوهرم و خودم
.خب، اينارو هميشه خواهي داشت
.من بايد برم سر کار
.من بهت ميگم کِي ميري سر کار - جدي؟ -
.مواظب آرنجت باش، عاشقتم عزيزم
.خدافظ، دوسِـت دارم
.ميبينم که عکسم رفته روي تابلو افتخارات
.نگاش کن، ديگه جاودان شدي
چي ميشه گفت؟ تو زمان مناسب، جاي مناسب بودمو
."سلام "بابي - .سلام -
.واي "گارث" يه طنابي چيزي ببند
.انتظاراتت از اون حوله بدبخت خيلي زياده
.صبح بخير، همکار
.صبح بخير
.هي بچهها، خيلي خوشحال ميشيم تو اتحاديه ببينمتون
."اي بميري "مورفي - .جون خودم بهش تير ميزنم -
.خيلي اصاب خوردکنه .خيلي طول ميکشه تا اون تصوير از جلو چشمام بره کنار
هي، تو با مال خودت چه کار کردي؟
.خاکش کردم - واقعا؟ -
.فکر ميکردم شوخي ميکني .فکر چندان بدي هم نيست
.طلاست، تو هم خاکش کردي
.بابي"، ببين، من ديگه نيستم"
نيستي؟
.اوضاع واسه تو هيچ فرقي نميکنه
.تو هرکاري ميخواي بکن .ولي من مال خودم رو ميذارم تو مدارک، ديگه نيستم
.نيکي"، گفتم اول جابجاش ميکنم" .همه چيز رو رديف ميکنم
.حرف من اصن اين نيست
.حرفم نگاهيِ که زنم امروز بهم کرد
.ميدونستم
.ما رفتيم اونجا مواد رو ضبط کنيم که کرديم
.نميدونستيم اين طلاها ميوفته تو بغلمون .دنبالش که نبوديم
.ولي اتفاق افتاد
"اينجوري که من ميبينم تو واسه "جوليا .و آيندهتون باهم اين کارو ميکني، سادهست
.نه، اون همين الانش هم خوشحالـه .نميخوام خوشحاليش رو به خطر بندازم
.متاسفم رفيق
.راست ميگي
.خيلي بدم مياد وقتي حق با توئه
.بايد همش رو تحويل بديم
! اينم از قايق موتوري من
.تو لازم نيست نگران باشي من اصلاً اسم تو رو نميارم
.تو هرکاري ميخواي بکن
.نه، منم اذيت ميکنه
.پس فقيرانه باهم پير ميشيم - .گوش کنين، "گارزا" رو پيدا کرديم، آدرسش رو گير آورديم -
وايسا ببينم، محل "گارزا" رو پيدا کردين؟ درست ديدينش؟
.يه خبرچين کل عمليات فروش مورفينش رو لو داد
.خيلي خب، بزن بريم همکار - .اگه اونجا باشه گرفتيمش -
.يه عکس ديگه هم رفت رو تابلو افتخارات
ميدوني چند وقته که منتظريم "گارزا" يه اشتباه بکنه؟
.طرف مورفين ميفروشه، پليس ميکشه .30 نفر با خودش آدم داره
.گرفتنش اصلاً آسون نخواهد بود
حالا، همگي گوش جان ميسپاريم به سخنان ."روحيه بخش و محرکِ کاراگاه "بابي هيز
.سعي کنين تير نخورين
.نصيحت بسيار خوبي بود .تو پليس خيلي خوبي هستي
کاراگاه "هيز" ما رو راهنمايي کردن .که از تير خوردن بپرهزيم
.و اينکه همه دستبند شانسشون رو ببندن
.مرتيکه بيشعور، اين مدال "سنت کريستوفر" مامانبزرگمـه
.چه گوگولي
.واسه محافظت ميبندمش
.خب واسه محافظت، اين جلوي تير رو ميگيره
.مال تو هم، جلوي دوست دختر داشتن رو
! بريم
.زودباشين، برين
! سريع
.پشت سر من بياين .بريم به زانو دربياريمشون
.اگه ميشه مواظب خودت باش
.تق، تق
.پليـــس
.گارزا" رو ميبينم"
.داره از راه باريکه در ميره
! لعنتي .گارزا" از پنجره جنوبي رفته"
! يا خدا - ! نزديک بودا -
چه کار داري ميکني؟ - .چيزي نمونده بود بزنيم -
.ولي من نميتونم بذارم طلاها رو تحويل بدي
چي؟
Translated By: Kianoosh_93 & Pouya_star
Edit By: Pouriyaa
! عجب روزي بوده
.عاديه که اولش زبونت بند بياد
.فقط بدون من اينجام که بهت کمک کنم
.منم رو اون صندلي نشستم
.عجلهاي در کار نيست
.باهاش کنار بيا
با چي کنار بيام؟
.زودباش بچه زرنگ، ميدونم ميتوني بفهمي
.اينا همش يه جوکـه
.هه هه خنديديم
من مردهم؟
... خب بيا روراست باشيم، پليس فاسد بودن
.يکي از شغلهاييـه که ميزان مرگ و ميرش خيلي بالاست
من همچين آدمي نيستم؟ - جدي ميگي بچه خوشگل؟ -
وقتي داشتي ميومدي سمت قضاوت چه حسي داشت؟
راحت بود؟ حس ميکردي به شکوه و افتخار رسيدي؟
.يا يه کم نگران اين بودي که داري به فنا ميري
.منم همين فکرو ميکردم
."تو آدم خوش شانسي هستي "نيک
.مهارتهاي داري که ما ميخوايم
.بهت يه حق انتخاب ميديم
.ميتوني شانست رو تو قضاوت امتحان کني
.يا به س.م ملحق بشي
س.م؟
.سازمان مردگان
.گرفتم، بامزهست
بخوام واست ساده توضيح بدم ما مردههايي که از قضاوت فرار کردن رو پيدا ميکنيم
.و ميفرستيشون اين پايين، جايي که بهش تعلق دارن
.مدت زمانش 100 ساله
."اگه جواب مثبت بدي ميفرستيمت "بوستون
.محل زندگيت - .قبوله -
.اينجوري نميشه
چجوري نميشه؟ .گفتم که پايهم
.ميدونم داري چه فکري ميکني .ميدونم عجله داري
.ميخواي زندگي رو برگردوني .جوليا" رو ميخواي"
.نه .تو ازم خواستي کمکتون کنم
.منم ميخوام کمک کنم
واقعاً فکر نميکني من ميتونم ذهنت رو بخونم؟
.من همه چي رو درباره تو ميدونم
اين فرصت رو از دست نده، نيک
ميدونم که
.روز قضا يه توصيه نامه خوب به دردت ميخوره
.فکر ميکنم فهميدي منظورمو
سوال ديگهاي نداري؟
جريان اين آهنگ "استيلي دن" چيه؟
.نميدونم .هميشه بخش ميشه
.مثل اينکه مردم رو آروم ميکنه
.خيلي خب - .بله -
.يه خورده غلغلکت مياد
اين ديگه چيه؟
.از زيرگلوت جمعشون کن و بيا اينجا
.آروم باشين
اينجا زندانه، به اونا ميگيم مجرم مُرده
.تا وقتي نترکيده بودن قيافهشون شبيه آدماي عادي بود
.واسه همين هيچکس انتظار نداشت داخلشون يه هيولا باشه
! هي
ميبيني اگه زمان مرگ يه جايي بري و قايم شي
.روحت ميپوسه
.وقتي بپوسه، زمين ميپوسه
گرمايش جهاني، طاعون، آنتن دهي بد، گرفتي چي ميگم؟
بدون سازمان مردگان اينا دنيا رو
.سال 1954 به تاراج ميبردن
چطوري گزينهاي مثل موندن وجود داره؟
.روزانه 150 هزار نفر ميمرن .اينجا ظرفيت نگه داشتن همچين تعدادي رو نداره
.به دار و دسته بزرگا خوش اومدي
."سازمان مردگان "بوستون
در مقابل تو بهترين مامورين پليسي هستن که .زندگي کردن و مردن
.داراي سومين محوطه بزرگ در سازمان
اول کجاست؟ - ."بوکا" -
.سازمان مردگان اسکاتسديل، خيلي هم فضا دارن
.بهم اعتماد کن، "چيس" يه بازگشت بزرگ خواهد داشت
.دخترا عاشقشن
.هضم اين چيزا تو روز اول مرگ يه خورده سخته
.ولي نگران نباش، همکارت همه چي رو بهت توضيح ميده
.نه، دستت رو بکش
.گفتم دستت رو بکــــش
.چيزي نمونده بود بگيرمش
."بيخيال "روي - خودت بيخيال -
فقط واسه اينکه من تنها کسيـم که .عشق رو گذاشته کنار
! اي خدا - .اي خدا به خودت -
."روي" - .چيــه؟ خب داشت ميرفت سمت در -
.اگه حالت رو بهتر ميکنه بگم که روش تفنگ نميکارم
دوست داري اين مسئله رو با جرايم داخلي در ميون بذاري؟
جفتمون ميدونيم اين حرفا واسه چيه مگه نه، قند عسل؟
."الان وقتش نيست "روي
خب چرا الان حرفش رو نزنيم؟ .من که مشکلي ندارم
.روي" با همکار جديدت آشنا شو"
."نيک والر"
.قبلاً هم راجع بهش حرف زديم .من تکي کار ميکنم
خب مگه حق انتحابم داري؟
.نه، بايد به دست بياريش
.زودباش تازهوارد کتت رو بردار
.بيا تو، خجالت نکش
تا حالا به اين فکر کردين که اينجا رو يه کم بهتر قايم کنين؟
رو تعمير کردي کي بود؟ VCR آخرين باري که يه دستگاه
.منظورت رو گرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.