Dona Flor e Seus Dois Maridos
Les 200 premières lignes.
صبح یکشنبه - کارناوال 1943
سی و هشتمین ترجمه گروه پيشگام "ترجمهي فيلمها به انتخاب شما"
تو رو خدا اون مارچه رو باش
مرده
...وادینیو، برادرجان
چه کارت کردن؟
فقط شوخیشه بابا سرکارمون گذاشته
"دونا فلور و دو شوهرش"
باید یه ژتون هم تو تابوتش بندازن
شماره 17 شماره محبوبش تو بازی رولت بود
اون این تابوت رو از همه بیشتر دوست داشت
میخواستم شخصا بیارمش اینجا
بد ضربهای به این پسرک زده آخه عین چی میپرستیدش
ما مثل برادر بودیم
حلقه ازدواجش؟ هیچوقت اونو دستش نکرد
یه روز قبل از عروسیش واسه شرطبندی تو لاتاری فروختش
چون خواب زندگی گل و بلبل دیده بود
راسته که میگن رو فلور دست بلند میکرده؟
مطمئن باش میکرده
زودباشین بابا، ملت منتظرن
سوفیا، شیرینیها رو بردار بیا
...کتکش که میزد به کنار هر چی پولم داشت ازش میگرفت میبرد قمار میکرد
لیکور پیتانگا یا کاچاگا؟
علت مرگش چی بوده، خانم نورما؟
چی کارشو ساخته؟
...راستشو بخواین، دلایل زیادی هست
...کبد و کلیهی درب و داغون
...قلب لت و پارش، کبدشم که
ناموس زندگی بودهها
من و والدینیو، رفیقای جون جونی بودیم
...وقتی از مرگ ناگوارش خبردار شدم
...بیتهایی فیالبداهه و
...درهم و برهم، مرا در برگرفت
مانند مرثیهای مدرن، بدون قافیه
اون یه جنگجو بود
...خانم فلور، همدردی صمیمانه منو بپذیرین
اگه چیزی احتیاج داشتین میتونین بهم بگین
دیگر هرگز مَردی چنین صمیمتی با ستارهها
تاسها و فاحشهها نخواهد داشت
قماربازا و زنان سیاهپوست "باهیا" در عزاین
چرخهای گردونه شانس ...برای یک دقیقه از حرکت باز حواهند ایستاد
...پرچم هر فاحشهخانهای نیمه افراشته شده
الاغها از سر ناامیدی گریه سر میدن
عزیزم، یه دقیقه بگیر بشین
به اندازه کافی از دستش خون جیگر خوردی دیگه از دستش راحت شدی
من حالم خوبه، مادر
واقعاً چشم دیدنشم نداشتیها
این تن بمیره آره
اون یه برده جنسی زنها و یه پاتیل بی شرم و حیا بودش
یه شیاد، یه قمارباز آس و پاس یه مفتخور
خودشو فرو کرد تو خونواده ما
دخترمو با سایه زندگی زیر خرجش برداشت بردش
اون مَرد الان مُرده خوب نیست اینجوری حرف بزنی
من وقتی فِلور از خونه گذاشت رفت بودش که خون گریه کردم... اونم 7 سال پیش
هفت سال، هفت روز نیستشها
الان میتونم یه نفس راحت بکشم
دخترمو پس گرفتم
درکی الهی برای مَردی که برای دوستانش زندگی کرد
رحمت و سعادت برای او در آرامش مقدس تو باد
...خداوند متعال، تصمیم تو چنین بود
...بیایید دعا کنیم که او برادر ما را در جلالش پذیرایی کند
و او از همه گناهان رهایی یابد. آمین
شوهرتون، حرف نداشت
برات یکم چایی آوردم
زحمت کشیدی، چیزی نمیخوام
درخواست نکردما، بخور ببینم
غصه نخور، عشقم
به صلاحتم هست حال و وضعت بهتر میشه
بیشتر بخور
"خورشت گوشت خرچنگ"
غذای مورد علاقه وادینیو
خرچنگ ها را به طور کامل در آب لیمو بشویید
به قد کافی طولانی باشه که تمیز بشن، ولی نه دیگه اونقدر که
طعم دریاش رو هم بشویید بریزیدشون تو ماهتابه
حواستون باشه چون غذای خیلی مکافاتداریه
...چهار عدد گوجه اضافه کنین
یک فلفل سبز ...یک عدد پیاز حلقه حلقه شده
تا ظاهر دلنشینی به غذا بده
...و وقتی همه چیز خوب پخته شد
شیر نارگیل و روغن "دنده" رو اضافه کنید
مثل همیشه من، داغ سروش کنید
...دندونهاش خرچنگهای صدفی نرم رو گاز گرفت
لبهاش از روغن "دنده" زرد شد
...دیگه هرگز لبهاش، زبونش
و دیگه هرگز دهنش با پیاز خام نمیسوزه
چی شده؟
لابد فکر میکنی اولین بارمونه
چرا وقتی خواست خداست باید خجالت بکشیم؟
:خودشم فرموده که
بروید، فرزندانم" "بکنید و بچهدار شوین
...اگه خواستهش نبودش
همهی مردها رو بیخایه خلق میکرد
ول کن دیگه، وادینیو
امان از این کُص کوچولوی بیموت
چقده دوستداشتنی و قشنگـه
...یه شرط کورکورانه کردم و 3 تا کارت درخواست دادم
یه حسی بهم افتاده بود که چهار تا "بیبی" پدیدار میشه
و اینطورم شد
به حق چیزای ندیده
اونم تو روز عروسیش
...یه دیوونه خل وضعه
ولی آقایی هستش
سورپرایز، سورپرایز
یه هدیه برات داریم
میخواستیم تو آخرین ...مهمونی مردونهت بهت بدیمش
ولی مادر جنده خان، رخش پدیدار نشد
آخه مجبورم نبودم
والدینیو، خداحافظی تو قاموسش نیست
عالیه، اصلا جونمی جون
ما دخترها برای تو و همسرت آرزوی خوشبختی داریم، یه عالمه خوشبختی
مقدار اندکی نمک
.و فقط کمی فلفل سیاه
چهار عدد گوجه فرنگی
پوست کنده باشه؟
بله، و اینکه بدون تخم هم باشه این خیلی مهمهها
فلفل چیلی به مقدار کافی
میگوهای پاک شده و سایر مواد رو هم ...به خورش پخته شده
در روغن اضافه کنین
...میگوی کیبیب"، غذایی که"
به هر مذاقی میسازه
ولی غلطه که فکر کنین خیلی آسون درست میشه
اگه اشتباه پخته بشه میتونه یه فاجعه رو رقم بزنه
حالا بیاین راجع به کلاس آشپزی بعدیمون حرف بزنیم
یه "ساراپاتل" درست خواهیم کرد
مواد تشکیل دهندهای که باید بیارین رو یادداشت کنین
...بُریدههای گوشت خوک، بَره یا گاو
سه دسته گِشنیز ...یه برگ لور
...فلفل
...یه عدد پیاز و سیر
چربی و خون حیوانی
یادداشت کردین؟ ممنون سوفیا
...به خورش، کدو حلوایی برش خورده رو هم
باید اضافه کنین
من یه بُرش کوچیک به این اندازه میزنم
...تیکههای کوچیک کدو رو
تو خورش به هم بزنین
بذارین تا وتی کدو حلوایی نرم شدش، بپزه
ببینین که به اندازه کافی نمک داشته باشه ...وقتی "کیبیب" آماده شد
اون رو تو یه کاسه قرار بدین و روش رو با گوجه فرنگی خرد شده، پیاز حلقهای
و فلفل سبز، تزیین کنید
...توصیه من اینه که با برنج سروش کنین
ولی میتونین ساده هم سروش کنین
این غذا اصلا شاهکارته احسن الخالقین
نمیخوای کیک بخوری؟
بله که میخورم، عزیزم
قهوه دیگه نزدیکای آماده شدنه آب داره جوش میاد
واسه یه تعامل مهم، دیرم شده
زود میای خونه؟
"یه ارباب رجوع! خونه تشییع جنازه "پاریسیو قراره بار یکی رو هم ببنده
اون چیز رو ببندش
...مُردن، خوابیدن
بدون صلحی
با خواب گفتن، پایان خود را میدهیم
سر 500 تا شرط میبندم که جسد یه مَرده
احترام به مُردهها سرت بشه
سر 500 تا شرط میبندم که جسد یه زنه
هفتصد... که جسد یه زنه
مَرد هستش یا زن؟
جسد رو میگم. مَرده یا زن؟
اسمش دارچی د اولیویراست
پس میتونه هر کدومش باشه
مثلاً، اسم همین ...همسر رئیس جمهورمون، دارچی وارگاس بودش
این یکی مَرده، مگه نه؟
آخه از کجا بدونم؟
بین کیردارش با کُصدارش من که تفاوتی نمیبینم. اوج کار من، خاک کردنشونه
شرط به هم خورد
اندازه تابوتِ چقدره؟
شش فوت طول داره
آخه دارچی دی اولیویرا، یه زن شش فوتی باشه؟ حتی تو سیرک هم محاله
وادینیو، با تویمها
دلم میخواد ببریم تو کابارهها
گفتم که نمیخوام تو رو تو همچین جاهایی ببرم
همین حرفایی که پشت خودمه، بسه
منو نمیبری که یوقت دافهات رو نبینم
...اونا که آشغالن، فلور
آشغالی واسه وقتکشی
برای من، فقط تویی که هستی
قسم میخوری؟
...گاهی وقتها فکر میکنم که
میشد یه زوج مثل بقیه باشیم
تو از سرکار میومدی خونه ...یه روزنامه زیر بغلت بود
واسم کادو میاوردی
...و بعد شام، پیژامهت رو تنت میکردی
و به رادیو گوش میدادیم
عین الان، به هم نزدیک میبودیم
حتماً، و کنار پیادهرو میشستیم ...و غیبت میکردیم
...با سنهور موریرا، تخته نرد بازی میکردم
تو همین حین که تو یه کتاب از کتابخونه دخترها رو میخوندی
دلت یه بچه نمیخواد؟
...تو که عاشق بچههایی و تا الان که من
...غمت نباشه، کُلی وقت داریم
...تازهشم، من کلی دوستت دارم
تو همهی خواستهی دلمی
کمبود هیچی هم ندارم
وادینیو، همسایهها بذار پنجرهها رو ببندمشون
پارسال دوست ، امسال آشنا در چه حالی، پسرم؟
از اونجا که فرصت نصیبمون شده موافقی گناهانت رو مروری کنیم؟
من هیچ گناهی ندارم
واقعاً؟ به هیچ وجه؟
عجب
No comments yet. Be the first to leave one.