The Bear

The Bear

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 4

Informations sur la version

The Bear S04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA/The Bear S04E01 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Bear S04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA/The Bear S04E02 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Bear S04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA/The Bear S04E03 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Bear S04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA/The Bear S04E04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Bear S04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA/The Bear S04E05 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Bear S04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA/The Bear S04E06 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Bear S04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA/The Bear S04E07 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Bear S04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA/The Bear S04E08 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Bear S04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA/The Bear S04E09 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Bear S04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA/The Bear S04E10 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Un commentaire de tavakkoli
ترجمه کامل تمام قسمت ها با ابزار isega.ro

Tags

webdl
Publié le: 2025-07-06
Téléchargements: 87
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 170 premières lignes.

‏‫‏‫- مزه؟ - آره، لطفاً.‬‬

‏‫‏‫عالیه.‬‬

‏‫‏‫خوبه... یعنی، همه‌چی مرتبه؟‬‬

‏‫‏‫از عالی هم بهتره.‬‬

‏‫‏‫بذارش بالا.‬‬

‏‫‏‫چشم، سرآشپز. ممنون.‬‬

‏‫‏‫ تو حتی نمیدونی کجاست؟ ‬‬

‏‫‏‫منظورم اینه، میدونم زنده‌ست. بهم پیام داد.‬‬

‏‫‏‫ جدی؟ ‬‬

‏‫‏‫از دستم ناراحت نشو‬ ‬ ‏‫‏‫که اینو درباره‌ی مادرت میگم،‬‬

‏‫‏‫ولی فکر نکنم بخوای اون اینجا باشه.‬‬

‏‫‏‫نه؟‬‬

‏‫‏‫ نه، چون در اون صورت تمام روز به فکرش خواهی بود. ‬‬

‏‫‏‫ و این همه‌چی رو برات خراب می‌کنه. ‬‬

‏‫‏‫نه، فقط... نمیدونم،‬ ‬ ‏‫‏‫حس میکنم اون داره میبره.‬‬

‏‫‏‫شوخی میکنی؟ اون که باخته، رفیق.‬‬

‏‫‏‫اوه، ام...‬‬

‏‫‏‫لعنتی، اوه،‬ ‬ ‏‫‏‫میشل و استیوی بهم پیام دادن.‬‬

‏‫‏‫میخوان بیان، ولی بعدش‬ ‬ ‏‫‏‫فکر کنم باید زود بره، چون...‬‬

‏‫‏‫میدونم، چون اجرا داره.‬‬

‏‫‏‫این دختره از همه چی در میره،‬ ‬ ‏‫‏‫چون خیلی با استعداده.‬‬

‏‫‏‫من باید یه بازیگر میشدم.‬‬

‏‫‏‫اوه، واقعاً؟‬‬

‏‫‏‫آره، خیلی فوق العاده.‬‬

‏‫‏‫خیلی با جذبه، عزیزم.‬‬

‏‫‏‫فکر کنم جای درستی رو پیدا کردی.‬‬

‏‫‏‫آره. فقط باید ادامه‌ش بدی.‬‬

‏‫‏‫ ام... انگار نگرانی؟ ‬‬

‏‫‏‫نه، همه چی عالیه.‬‬

‏‫‏‫ خیلی خب. ‬‬

‏‫‏‫و انقدر حالت خوبه که میای عروسی، درسته؟‬‬

‏‫‏‫می‌دونی، راستش... نه، تیف، باید یه...‬‬

‏‫‏‫اوه، باید اینو جواب بدم. یه خط دیگه دارم. بهت زنگ می‌زنم.‬‬

‏‫‏‫متاسفم، رفیق. خراب کردم. تقصیر من بود.‬‬

‏‫‏‫باشه؟‬‬

‏‫‏‫ البته موقتیه. ‬‬

‏‫‏‫ چند ماه دیگه، درستش می‌کنم. همه چی درست میشه. ‬‬

‏‫‏‫ آره، عمو... عمو کامپیوتر و من یه نقشه‌ای داریم. ‬‬

‏‫‏‫ راستی، ‬‬

‏‫‏‫جنبه مثبتش اینه که شاید یه مدرسه جدید بدترین اتفاق دنیا هم نباشه.‬‬

‏‫‏‫ناراحت نشو، ولی فکر کنم خیلی از بچه‌های اینجا یه مشت آدم حسابی نیستن، می‌فهمی؟‬‬

‏‫‏‫منظورم اینه، من با آدم حسابی نبودن اینجوری بزرگ نشدم.‬‬

‏‫‏‫ اون جوهایی که من باهاشون بزرگ شدم،‬ ‬ ‏‫‏‫هیچ پولی نداشتن، می‌فهمی؟ ‬‬

‏‫‏‫ ما وقتی شش سالمـون شد که‬ ‬ ‏‫‏‫لامبورگینیِ کوفتی نگرفتیم. ‬‬

‏‫‏‫ به هر حال، رفیق، واقعاً افتخار می‌کنم‬ ‬ ‏‫‏‫که تو یه جو نیستی. ‬‬

‏‫‏‫ خیلی خوشحالم که تو، پسرم،‬ ‬ ‏‫‏‫یه جویِ کوفتی نیستی، اصلاً هم نیستی. ‬‬

‏‫‏‫ و نمی‌تونم تصور کنم چه حسی داره‬ ‬ ‏‫‏‫الان ۱۳ ساله باشی. ‬‬

‏‫‏‫ نمی‌تونم تصور کنم چه حسی داره... ‬‬

‏‫‏‫ ...که دنیا رو‬ ‬ ‏‫‏‫از چشمای تو ببینی، الان. ‬‬

‏‫‏‫تو سزاوار چیز بهتری هستی، می‌دونی؟‬‬

‏‫‏‫تو سزاوار یه زندگی معمولی هستی.‬ ‬ ‏‫‏‫این چیزیه که سزاوارشی.‬‬

‏‫‏‫تو سزاوار این گند و کثافت نیستی،‬‬

‏‫‏‫مخصوصاً اگه اون حرومزاده‌ای‬ ‬ ‏‫‏‫که این گند رو به بار آورده، بابای خودت باشه.‬‬

‏‫‏‫منظورم اینه که، یه تغییرِ فوق‌العاده‌ست،‬ ‬ ‏‫‏‫اینطور فکر نمی‌کنی؟‬‬

‏‫‏‫این یه آشپزخونه‌ی دی جولیوی سفارشیه‬ ‬ ‏‫‏‫که تازه بازسازی شده.‬‬

‏‫‏‫منظورم اینه که، خیلی قشنگه.‬ ‬ ‏‫‏‫دستگیره‌هاشو می‌بینی؟‬‬

‏‫‏‫اونا... اونا دستگیره‌های بامبو هستن.‬ ‬ ‏‫‏‫گوچی‌ان.‬‬

‏‫‏‫منظورم اینه که... گوچی نیستن،‬ ‬ ‏‫‏‫ولی خب، از گوچی الهام گرفتن.‬‬

‏‫‏‫قشنگن، نه؟‬ ‬ ‏‫‏‫منظورم اینه که جذابه، خیلی خیلی جذابه.‬‬

‏‫‏‫منظورم اینه که، جمع کن برو دیگه، نه؟‬‬

‏‫‏‫ یه پیشنهادی دارم: بیا بیرون،‬ ‬ ‏‫‏‫می‌تونی یه لگد حواله‌ی تخم‌هام کنی. ‬‬

‏‫‏‫ همون وسطِ دیکم. ‬‬

‏‫‏‫خواهش می‌کنم بیا بیرون‬ ‬ ‏‫‏‫یه لگد بزن به تخمام. التماست می‌کنم.‬‬

‏‫‏‫- ابراهیم؟‬ ‬ ‏‫‏‫- هیم.‬‬

‏‫‏‫«هیم.» آلبرت شنر.‬ ‬ ‏‫‏‫از من زودتر رسیدی. خوشم اومد.‬‬

‏‫‏‫من... من اینجا کار می‌کنم.‬‬

‏‫‏‫واسه همینه از من زودتر رسیدی.‬‬

‏‫‏‫ولی بیشتر از همه، من برای وقتت ارزش قائلم.‬‬

‏‫‏‫خوبه، خوبه. خب، چرا دنبال یه منتور می گردی؟‬‬

‏‫‏‫می خوام فرصت خلق کنم.‬‬

‏‫‏‫پس دقیقا همینه کاری که می خوایم انجام بدیم.‬‬

‏‫‏‫و یه کم هم در مورد خودم بگم،‬‬

‏‫‏‫که فکر نکنی یه جور آدم کلاهبردار یهویی ام.‬‬

‏‫‏‫من همچین فکری نمی کردم.‬‬

‏‫‏‫خوبه، چون من به همه جور شرکتی مشاوره دادم، از شرکت های فورچون 500‬‬

‏‫‏‫گرفته تا خشکشویی های توی پاساژ. و اینطوری پیش میریم.‬‬

‏‫‏‫قراره اینجوری باشه: من هر روز به مدت سه هفته باهات ملاقات می کنم،‬‬

‏‫‏‫و تا آخر این سه هفته، من تمام دانشی رو که‬‬

‏‫‏‫در طول 70 و خورده ای سالی که روی این سیاره بودم، در مورد خلق فرصت به دست آوردم، بهت منتقل می کنم.‬‬

‏‫‏‫- منصفانه به نظر می رسه؟‬ ‬ ‏‫‏‫- منصفانه است.‬‬

‏‫‏‫خیلی خب، خوبه. می تونی یادداشت برداری.‬‬

‏‫‏‫این پنج تا اصل ضروریه که برای شروع یه کسب و کار بهش نیاز داری.‬‬

‏‫‏‫حالا، اول، و این از همه مهمتره، باید اشتیاقت رو پیدا کنی.‬‬

‏‫‏‫اگه می خوای رئیس خودت باشی، تو...‬‬

‏‫‏‫عجب، اصلا معطل نمی کنی، نه؟‬‬

‏‫‏‫از بعد از کویت دیگه نه.‬‬

‏‫‏‫امشب توت فرنگی داریم، سرآشپز؟‬‬

‏‫‏‫آره، سرآشپز. پاناکوتا.‬‬

‏‫‏‫خب، یه شنین بلان دارم.‬‬

‏‫‏‫طعم توت فرنگی ها رو عالی می کنه. بیارمش؟‬‬

‏‫‏‫- عالیه، سرآشپز.‬ ‬ ‏‫‏‫- باحاله.‬‬

‏‫‏‫این فرضیه‌ها... خیلی جاه‌طلبانه‌ان.‬‬

‏‫‏‫فـ... فرضی نیستن. این اعداد واقعین.‬‬

‏‫‏‫این فروشیه که توی ماه اول فعالیت داشتین؟‬‬

‏‫‏‫خب، راستش،‬ ‬ ‏‫‏‫ماه اول نیست، اِ... دوباره باز کردیم.‬‬

‏‫‏‫اسمش «اوریجینال بیف» بود،‬ ‬ ‏‫‏‫و الان شدیم...‬‬

‏‫‏‫«دِ بِر»، آره. نه، می‌دونم. می‌دونم.‬‬

‏‫‏‫ساندویچ‌هاتون عالیه،‬‬

‏‫‏‫ولی تعریف رستوران رو که می‌شنوم،‬ ‬ ‏‫‏‫می‌گن، خب... یه در میون خوبه.‬‬

‏‫‏‫راجع بهت توی... توی «تریبون» خوندم.‬‬

‏‫‏‫خب، ببین. می‌بینی چطوری‬ ‬ ‏‫‏‫می‌شه، مثلاً، از این ورش خوند؟‬‬

‏‫‏‫از اون ورش دیده می‌شه؟‬ ‬ ‏‫‏‫یعنی اونقدر نازک هست که‬‬

‏‫‏‫- برای یه تیکه ماهی خوبه، درسته؟‬ ‬ ‏‫‏‫- آره.‬‬

‏‫‏‫- و خیلی لطیف و ظریفه.‬ ‬ ‏‫‏‫- باشه.‬‬

‏‫‏‫و قیمتش هم فقط‬ ‬ ‏‫‏‫حدوداً ۵۰ دلاره.‬‬

‏‫‏‫خیلی خب. مزه‌ش چطوره؟‬‬

‏‫‏‫مزه یه چیزی رو می‌ده‬ ‬ ‏‫‏‫که انگار ۲۰۰ دلار قیمتشه.‬‬

‏‫‏‫خب، اینو دوست دارم. خیلی عالیه.‬‬

‏‫‏‫خیلی عالیه، شف. واقعاً تاثیرگذاره.‬‬

‏‫‏‫چه خبر، بچه ها؟‬‬

‏‫‏‫امشب سه چهارم پره.‬‬

‏‫‏‫مهمون ویژه هم داریم؟‬‬

‏‫‏‫آره، یه خانواده از لس آنجلس. پدر و مادرش مددکار اجتماعی‌ان.‬‬

‏‫‏‫و دخترشون حدود شش ماهه که دیگه سرطان نداره.‬‬

‏‫‏‫یه کارت هدیه برای امشب دارن، برای همین خیلی ذوق زده‌ان.‬‬

‏‫‏‫امروز صبح ایمیل زدن و پرسیدن میشه بیف ایتالیایی رو شب سرو کنیم؟‬‬

‏‫‏‫- چی گفتی؟‬ ‬ ‏‫‏‫- گفتم «ما این کارو نمی‌کنیم،‬‬

‏‫‏‫- ولی همیشه سورپرایزهایی هست.»‬ ‬ ‏‫‏‫- اوکی، حله.‬‬

‏‫‏‫خداروشکر فقط بیف خواستن.‬‬

‏‫‏‫کل بودجه‌ی سورپرایز به فاک رفته.‬‬

‏‫‏‫آره، اشاره کرد که دخترش همیشه دلش می‌خواسته تو شیکاگو برف ببینه.‬‬

‏‫‏‫ای کاش می‌تونستیم هزینه کنیم و تو دسامبر دوباره بیاریمشون.‬‬

‏‫‏‫می‌دونی از پسِ چه چیزی برمیایم؟‬‬

‏‫‏‫کارواش سامی، یه کیسه پنج کیلویی شن، و یه نازل با زاویه ۴۵ درجه.‬‬

‏‫‏‫ممنون ازت، دی‌وریِ لعنتی.‬‬

‏‫‏‫سامی، موقعیتت کجاست؟‬‬

‏‫‏‫کارمن، صاحبمون، می‌خواست یه چیز جدید خلق کنه،‬‬

‏‫‏‫و از من خواست یه چیز قدیمی درست کنم.‬‬

‏‫‏‫همون آشپزخونه. اینم آمار و ارقام‌مونه با هم.‬‬

‏‫‏‫ می‌بینی، الان یه کم حس می‌کنم کمتر دیوونه‌ام. ‬‬

‏‫‏‫چون، خب، میدونی، اون آماری که داشتی نشون میدادی خیلی عجیب و غریب بود.‬‬

‏‫‏‫دارین قتل عام میشین.‬‬

‏‫‏‫اینا درآمد ماهانه ی یه سال پیشِ بیف ایتالیایی هستن.‬‬

‏‫‏‫و الان شده ۷۵ درصد اون، که طبق یه حساب سرانگشتی، خب، یعنی کمتر.‬‬

‏‫‏‫آره، ولی خب، با یه سوم نیروی کار و یه سوم زمان.‬‬

‏‫‏‫ساندویچ درست کردن؟‬‬

‏‫‏‫سرویس ناهار، روزی دو ساعت.‬‬

‏‫‏‫اوکی.‬‬

‏‫‏‫دارم دوباره حساب می‌کنم.‬‬

‏‫‏‫ تماس شما به یک سیستم‬ ‬ ‏‫‏‫پیام گیر صوتی خودکار منتقل شده است. ‬‬

‏‫‏‫ تماس شما به یک سیستم‬ ‬ ‏‫‏‫پیام گیر صوتی خودکار منتقل شده است. ‬‬

‏‫‏‫هی، این پدرته.‬ ‬ ‏‫‏‫فقط زنگ زدم یه حالی بپرسم.‬‬

‏‫‏‫می‌دونم... سرت شلوغه،‬ ‬ ‏‫‏‫ولی خب، دوستت دارم.‬‬

‏‫‏‫این کارو نکن.‬‬

‏‫‏‫لعنتی.‬‬

‏‫‏‫- مچتو گرفتم.‬ ‬ ‏‫‏‫- اوهوم.‬‬

‏‫‏‫داری سیگار می‌کشی؟‬‬

‏‫‏‫نه.‬‬

‏‫‏‫- حالت خوبه؟‬ ‬ ‏‫‏‫- آره.‬‬

‏‫‏‫می‌خوای دوباره امتحان کنی؟‬‬

‏‫‏‫بابام یه پیغام صوتی عجیب برام گذاشته.‬‬

‏‫‏‫عجیب چجوری؟‬‬

‏‫‏‫عجیب، مثلاً...‬‬

‏‫‏‫- میخواد با هم بگردیم.‬ ‬ ‏‫‏‫- آهان.‬‬

‏‫‏‫دوست نداری باهاش بگردی؟‬‬

‏‫‏‫نه، زیاد نه.‬‬

‏‫‏‫باشه.‬‬

‏‫‏‫فقط... یه لحظه صداتو قطع می‌کنم‬‬

‏‫‏‫و فقط می‌خوام بهت بگم که من احتمالاً آخرین نفر روی زمینم‬‬

‏‫‏‫که حرف مفیدی در این مورد بزنه، کلاً.‬‬

‏‫‏‫می‌دونم. احتمالاً برای همینه که بهت گفتم.‬‬

‏‫‏‫باشه. به این احترام میذارم.‬‬

‏‫‏‫اِ...‬‬

‏‫‏‫میدونی، عذاب وجدان...‬‬

‏‫‏‫نمیدونم، رفیق. خیلی مزخرفه.‬‬

‏‫‏‫آره. آره، حس تنهایی بهت میده.‬‬

‏‫‏‫اوضاع کار چطوره؟ داری تو کار پیشرفت می‌کنی؟ حس خوبی داری؟‬‬

‏‫‏‫- دارم سعی می‌کنم. - آره؟‬‬

‏‫‏‫میتونم یه کاری برات بکنم؟ کمک کنم؟‬‬

‏‫‏‫به چی نیاز داری؟ مثلاً وقت اضافه برای آماده‌سازی، یا چی؟‬‬

More Farsi Persian subtitles for The Bear

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left