Welcome Home Baby

Welcome Home Baby

Télécharger le sous-titre en Farsi/persian

Informations sur la version

Welcome Home Baby 2025 720p WEBRip x264 AAC-[YTS GG - YTS BZ]
Un commentaire de MoviePovie.Com
moviepovie.com

Tags

webdl
Publié le: 2026-08-09
Téléchargements: 6
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi/persian

Les 200 premières lignes.

ترجمه اختصاصی مووی پووی

۵/۷۴-۱. اینجا دیسپچ. دریافت می‌کنید؟

اینجا ۵/۷۴-۱.

- موقعیت؟ - نوی‌کُلن، نزدیک ایستگاه قطار.

عوارض بارداری، لیپشیتس‌آله نبش کُلنر دام.

داریم میایم.

و می‌تونی شیفت شب فردا رو بگیری؟

یکی از همکارا مشکل خانوادگی داره.

متأسفم، نمی‌تونم. دفعه بعد، باشه؟

مطمئنی؟ یه ساعت دارم زنگ می‌زنم اینور اونور.

متأسفم. منم مشکل خانوادگی دارم.

باشه. یه جوری خودم جور می‌کنم.

- امیدوارم جدی نباشه؟ - باید برم اتریش.

اتریش؟ نمی‌دونستم اونجا خانواده داری.

منم تا همین اواخر نمی‌دونستم.

- پدرم مرده. - متأسفم.

اشکالی نداره. نمی‌شناختمش.

منظورم پدر بیولوژیکمه.

و حالا خونه‌ش رو به ارث بردم.

خوبه، رسیدیم.

خوبی، نگران نباش.

- ببرینم بیمارستان. لطفاً. - باشه، بذار ببریمت آمبولانس.

وایسا، وایسا، وایسا! بچه داره میاد!

زود، پتو بیارین! همه‌چیز خوبه. فقط دراز بکش.

سرش رو می‌بینم.

با هم کار کنیم. وقتی گفتم فشار بده، فشار بده.

حالا فشار بده - محکم.

دوباره، با تمام قدرت. فشار بده!

عالی داری پیش می‌ری.

یه فشار بزرگ دیگه. عالی.

سرش اومد بیرون.

نفس عمیق بکش.

داره میاد. اومد!

سلام کوچولو.

مهمان‌خانه گوزن قرمز

۷ ساعت و ۴۸ دقیقه ۷۲۶ کیلومتر سریع‌ترین مسیر

شب شلوغی بود؟

صبح بخیر عزیزم!

صبح بخیر.

خوب خوابیدی؟

تا حدی.

همه‌چیز رو جمع کردم جز وسایل دستشویی‌ت.

استرس داری؟

لازم نیست بریم اونجا. می‌تونیم از اینجا همه‌چیز رو جور کنیم.

نه، حتماً می‌ریم.

- به گل‌ها آب دادی؟ - آره.

- همه‌ی پنجره‌ها بسته؟ - آره.

مطمئنی اینجا درست باشه؟

رزرو رو کنسل کردن.

جدی؟!

این دیگه خیلی بده.

حالا چیکار کنیم؟

نمی‌دونم.

بذار بریم همون خونه.

شاید اون زنی که داره همه‌چیز رو جمع‌وجور می‌کنه اونجا باشه.

مقصدتون سمت چپه.

وای خدای من.

مطب دکتر ادوارد زارشتاینر پزشک عمومی

جودیت؟

بله؟

منو یادت نمیاد. من پائولام.

می‌تونی بگی عمه‌پائولا، مثل قدیما.

خوش اومدی خونه، جودیت.

من رایانم.

- شوهر جودیت. - سلام رایان.

بیاین تو. مونی! اومدن!

یه اتاق براتون آماده کردیم. امیدوارم مشکلی نباشه.

خوبه.

- درسته؟ - آره.

سلام! می‌تونیم صمیمی حرف بزنیم، نه؟

آخرش، وقتی این‌قدری بودی می‌شناختمت.

این مونیکاست. خانم رامزاوئر. داره کمک می‌کنه.

خیلی خوبه که برگشتی.

هرچند به خاطر یه اتفاق غمگین.

خلاصه، بگذریم. بذار آروم بگیرین.

اگه به چیزی نیاز داشتین بگین.

شما دوتا هم. خداحافظ.

آره، و یه کم غذا تو فر هست.

یه چیز گیاهی درست کردم. این روزا باید مراقب بود.

بیاین، اتاقتون رو نشونتون بدم.

سفر چطور بود؟ همه‌چیز خوب پیش رفت؟

آره، خوب بود.

می‌خواین الان خونه رو ببینین، یا صبر کنیم روز بشه؟

فردا خوبه. مشاور املاک تا ظهر نمیاد.

ادوارد، پدرت...

حتماً دوست داشت خونه تو خانواده بمونه.

اون‌وقت باید به فکر دخترش می‌بود.

هی مدام از پدرم حرف می‌زنی. مادر چی؟

اول آروم بگیرین. باید خسته باشین از این راه طولانی.

شاید هنوز داره یه گوشه‌ای تو این مخروبه می‌چرخه.

جودیت، اون مرده.

خیلی وقته مرده.

مطمئنم کلی سؤال داری و سعی می‌کنم جواب بدم.

وقتی وقتش باشه.

اینجا آنتن خیلی بده، ولی تلفن ثابت هست

و شماره‌م روی میز آشپزخونه‌ست.

اینجا...

ادامه داره.

ممنون!

به سلامتی.

این پدرته؟

شاید.

آدم جالبی بوده.

یعنی...

اینا کی بودن؟

تو یه خونه‌ای مثل این زندگی می‌کنن، بعد تنها بچه‌شون رو ول می‌کنن؟

پول که مشکلشون نبوده.

همیشه فکر می‌کردم شاید مادرم معتاد بوده... یا زیر سن قانونی.

که مجبور شده منو بده.

ترجیح می‌دادی این‌طوری باشه؟

راحت‌تر می‌شد.

همه‌چیز خوبه؟

آره.

فکر می‌کنی اینجا چقدر ارزش داره؟ کلاً؟

نمی‌دونم. کلی کار داره.

و منطقه هم که رونق چندانی نداره.

پولدار نمی‌شی.

- ولی من که دوستت دارم. - ممنون.

اصلاً مجبوری ارث رو قبول کنی؟

نمی‌دونم.

ولی بدهی‌ای نیست، پس یه پولی دستت رو می‌گیره.

و با اون همه پول چیکار می‌کنی؟

من وقتی خوشحالم که تو خوشحالی.

- صبح بخیر عزیزم. - صبح بخیر.

اتاقت؟

نمی‌دونم.

خوب خوابیدی؟

آره... مثل سنگ.

- اینا چه قرصایی‌ان؟ - ضدافسردگی و ضدروان‌پریشی.

با هم مصرف می‌شن؟

برای بعضی مشکلات روحی. مثلاً اسکیزوفرنی.

می‌تونم تو برلین ظاهرشون کنم.

صبح بخیر. ببخشید مزاحم شدم دکتر. فوریه.

شما دکترین؟

آره، هستم. ولی نمی‌تونین آمبولانس صدا کنین؟

نه. نزدیک‌ترین بیمارستان یه ساعته راهه.

مادرم درد مزمن داره.

چی مصرف می‌کنه؟

اکسی‌کدون. پدرتون تو کمد دارو داره.

- چقدره داره مصرف می‌کنه؟ - اگه فوری نبود که نمیومدم اینجا.

یه لحظه صبر کن، باشه؟

چه خبره؟

باید برم بیرون. فوریه.

فوری؟

آره، فوریه.

مشاور املاک ساعت یازده میاد. می‌تونی تا اون موقع عکسا رو تموم کنی؟

آره، حتماً.

ممنون که اومدین. اسمم فرانتس شایخل‌ه.

پدرتون همیشه حواسش به مادرم بود.

بدون اون، خیلی وقت پیش مرده بود.

پدرم چطور آدمی بود؟

دکتر خیلی خوبی.

و شکارچی خوبی.

همین؟

مامان؟

مامان، دکتر اومده.

خانم شایخل؟ فقط یه معاینه سریع می‌کنم، باشه؟

جودیت؟

می‌ترسم.

نباید بترسی.

اونور چطوره؟

اون طرف؟

تو که اونجا بودی.

مادرت چی می‌گفت؟

اغلب چرت‌وپرت می‌گه.

مخصوصاً وقتی درد داره.

اصلاً منو می‌شناختی؟

یعنی وقتی بچه بودم.

آره. می‌شناختم.

خب؟ چطور بودم؟

یه بچه معمولی. می‌دویدی، بازی می‌کردی، گریه می‌کردی. همین.

چرا والدینم منو دادن؟

یه روز یهو غیب شدی.

و مادرم؟ اونم فقط «غیب» شد؟

آره.

- کسی عجیب ندید؟ - ببین، مردم کلی چرت می‌گن.

من کمکت کردم، حالا نوبت توئه.

می‌گن اینجا همه از کار همه باخبرن.

ولی این‌طور نیست.

این کیه؟

هانا شاتسن‌برگر.

دوست مادرت بود.

کجا می‌تونم پیداش کنم؟

آدرس رو بهت می‌دم.

یه کم بیرون از شهره.

این دیگه چه...

- ببخشید، نمی‌خواستم بترسونمت. - اشکالی نداره.

اینم یه کادوی کوچیک خوش‌آمدگویی.

ممنون، لازم نبود.

می‌تونم یه نگاهی بندازم؟

اینا عکس‌های خوبی نشدن.

نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد.

خب، تو که حرفه‌ای هستی. درستش می‌کنی.

حتماً.

شاید خونه اصلاً نمی‌خواد عکسش گرفته بشه.

اصلاً از این کار خوشت میاد؟ عکاسی عروسی؟

قبلاً تو تبلیغات کار می‌کردی، نه؟

تا وقتی کار تموم شد.

درسته؟

می‌تونم یه کم فضولی کنم؟ چند وقته ازدواج کردین؟

More Farsi/persian subtitles for Welcome Home Baby

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left