Les 200 premières lignes.
از اتاق نشیمن سالازار.
رنه دیویس: تو جلوشو گرفتی.
چطور... چطور تونستی جلو حمله کردنشو بگیری؟
من... من نگهش داشتم.
و بهش آسیب زدم. و اون دست کشید.
رنه دیویس: چطور بهش آسیب زدی؟
این مدرک سختیه برای رد کردن.
شکی نیست که فرانسیسکو دنی مونتز رو تیکه پاره کرد.
تیکه پاره کرد.
سوال اینه، آیا اونو کشت؟
ما همدردی
و دعا میکنیم با خانوادههای قربانیان سانگر د کریستو باشیم.
گزارشگر : یک مظنون بازداشت شد.
مظنون را غرق در خون پیدا کردیم.
گزارشگر : فرانسیسکو سالازار، ۳۸ ساله،
مهاجر غیرقانونی، با بیش از بیست و چهار اتهام قتل درجه یک
متهم شده است.
به نظر میرسه همه از این موضوع شوکه شدن.
من نه، چون میدونم این آدمها چه کارهایی از دستشون برمیاد.
اگه این یارو واقعاً کل اون شهر لعنتی رو کشته باشه،
بکشیدش.
حالشو بگیرن.
یه قاتل سریالی، منظورم این بود که تقریباً
اجماع عمومی همین بود.
گزارشگر : فرانسیسکو سالازار تحت تدابیر شدید امنیتی
در هینزمن زندانی است.
مرد : اما بعدش عکسها بیرون اومدن.
اون همه چیز رو— همه چیز رو تغییر داد
که ما فکر میکردیم.
زن: من نمیفهمم.
چرا به گرفتن عکسها ادامه دادی؟
تفنگ داری؟
دارم، و از وقتی این عکسها رو دیدم
همیشه باهاش زیر بالشتم میخوابم.
گزارشگر : با اینکه منطقه توسط پلیس محاصره شده،
منابع میگویند مقامات نتوانستهاند تعداد دقیق
قربانیان را مشخص کنند.
در صحنهای که به عنوان احتمالاً قتل عام توصیف شده،
پلیس اجساد بیش از دهها قربانی را
در مکانهای مختلف شهر پیدا کرد.
پلیس در حال گشتن دو مایل مربع شهر است
تا سرنخهای بیشتری از این تراژدی تکاندهنده کشف کند.
اینجا یه جسد داریم.
آمار کشتهها در آنچه پلیس آن را
قتل عام سانگر د کریستو مینامد، به بیش از ۲۰ نفر رسید.
از ساکنان هینزمن و مناطق مرزی خواسته شده
از رفتن به منطقه کلی SDC خودداری کنند
و هرگونه اطلاعات یا رفتار مشکوک را
به مقامات گزارش دهند.
در تمام سالهایی که در نیروی انتظامی بودم،
من تا حالا چیزی شبیه این ندیدم.
خدا سانگره د کریستو رو ول کرده.
چیزی باقی نمونده.
هنوزم برام عجیبه که بزرگترین
قتل زنجیرهای یکروزه توی تاریخ آریزونا
هیچ توجهی جلب نکرد، هیچ پوشش رسانهای نداشت.
تصور کردن این حجم از کشتار سخته.
بیشتر اجساد فقط تکههایی بودن،
تکههایی از لباس خونی، و اعضا و جوارح توی خیابون.
رد خون از بعضیها تا حدود چهارصد متر
ادامه داشت، انگار جسدها رو کشیده بودن.
رد خونهای دیگه به سمت کویرهای اطراف
میرفت و محو میشدن.
همه شون— مردا، زنا، بچهها— توی یک شب ناپدید شدن.
من از سال ۱۹۹۵ نویسنده بودم.
پنج تا کتاب مختلف نوشتم.
چند سالی هم به عنوان خبرنگار تحقیقی
در لس آنجلس کار کردم.
ما تمام مسائلی رو پوشش میدادیم که "الای تایمز" پوشش نمیداد.
هر جایی به خاطر یه چیزی معروفه.
جنوب آریزونا، پایتخت گمشدههای آمریکاست.
درسته.
کم نبودن کسایی که
از این منطقه ناپدید شدن.
اما ببین چی داره اونجا اتفاق میافته— قاچاق مواد مخدر،
قاچاق انسان، آدمربایی، اسلحه، فعالیت باندهای خلافکار.
جایی نیست که جرم و جنایتش
بیشتر از اینجا، مرزها، باشه.
اگه یک نفر گم بشه، یه تراژدیه.
اما اینکه یه شهر کامل نابود بشه—
دیجی رادیو: ما شانس آوردیم.
شهر اونا بود، نه شهر ما.
مسئله این نیست که آیا اتفاق میفته، مسئله اینه که کی میفته.
بیدار شو. به من گوش کن.
من سالهاست که دارم اینو بهت میگم،
ولی تا الان منو نادیده گرفتی.
خب، دارم بهت میگم که دیگه نمیتونی منو نادیده بگیری.
گزارشگر : مظنون
هنگام تلاش برای فرار از مرز بازداشت شد.
گفته میشه او مردی لاتینتبار در دهه سی زندگیشه
که در زمان قتلها در مزرعه سانگره د کریستو
مشغول به کار بوده.
راستش، من ۴۰ سال جرم و جنایت و خشونت دیدم.
تنها مردی که منو ترسوند، فرانسیسکو سالازار بود.
مرد: فرانسیسکو سالازار یک مهاجر غیرقانونی بود که هفت سال
در سانگره د کریستو زندگی میکرد
بعد از اینکه از نوگالس مکزیک رد شده بود، و این باعث شد
که خیلی راحت بتونن روش حساب کنن.
حتی با وجود همه چیزهایی که اینجا اتفاق میفته،
هیچوقت انتظار نداری با چیزی مثل این مواجه بشی.
وقتی گرفتیمش داشت
داشت دیوونهبازی درمیآورد که انداختیمش توی سلول.
وقتی اونجا بود، زیاد حرف نزد.
۲۳ ساعت بعد از اینکه
سالازار لنگلنگان تا بزرگراه صحرا
۶۷، ۱۲ مایل شرق اسدیسی، اومد و غش کرد
کنار جاده.
تنها کامیونی که توقف کرد،
یه تریلی مستقل بود که ماریو شاتزکر ریو،
اون سالازار رو کشید توی کابین،
دور زد و اون رو به سمت
نزدیکترین شهر دارای بیمارستان، هینزمن، برد.
بیمارستان با پلیس تماس گرفت.
چطوری؟
خانواده چطورن؟ - اوه، خوبن.
برد چطوره؟
کارلوس الیوارس: جان پارانو مردمش رو میشناسه،
درست مثل پدرش؛ یه ذره دلداری،
یه چشمک، یه کم زورگویی، یه کلاه گنده،
یه جورایی نمایش بزرگیه.
اون هیچوقت فرصت طرح کردن
ادعاش رو از دست نمیده، حتی اگه
من همینجا توی هینزمن به دنیا اومدم و بزرگ شدم.
من هفت دوره متوالی
به عنوان کلانتر شهرستان هینزمن انتخاب شدم.
قبل از اون، ۱۰ سال معاون کلانتر بودم.
تمام زندگیم رو وقف مردم خوب این منطقه کردم.
مصاحبهکننده: کلانتر، فرانسیسکو سالازار رو چطور توصیف میکنید؟
اگه یه چکلیستی برای قاتل سریالی وجود داشته باشه،
سالازار همه موارد رو تیک میزد.
اون یه آدم تنها بود.
از یه خانواده سطح پایین بود.
مشکلات خشم داشت.
پدرش تو سن کم رهاش کرده بود.
میدونید، یه ولگرد بود.
و من در واقع مدتی باهاش کار میکردم.
ما توی یه گروه سقفسازی توی داروخانه بودیم.
اون پسر خیلی ساکتی بود.
منظورم اینه که دوستم ناهاری ساندویچش رو انداخت،
سالازار ازش عکس گرفت.
جسد بچههای کوچیک رو توی صحرا پیدا کردن.
خیلیها شبها خوابشون نمیبرد.
آیا این شروع یه چیز بزرگتر بود؟
سالازار، اون... اون متعلق به لا رازا است.
بقیه اوباشش هم همینطور بودن.
اومده بودن که ما رو از صحنه روزگار پاک کنن،
کارهای متفرقه توی شهر انجام میداد.
اون خانههای چندتا از قربانیهای آیندهش رو رنگ کرده بود.
گزارشگر: قاضی جک هادسون یه ممنوعیت کامل رسانهای
اعمال کرده که هیچ دوربینی اجازه ورود به دادگاه رو نداره.
و هیچ خبرنگاری اجازه ورود به فاصله ۲۰۰
یاردی دادگاه را ندارد.
این یارو، لارنس راس، میدونین،
با ایده اشتباهی اینجا اومده بود.
همه میدیدن اوضاع به کجا میره،
پس طبیعتاً همه درها بسته بود.
میدونی، متأسفم.
ببینید.
ما سالازار رو به خاطر مکزیکی بودنش دستگیر نکردیم.
ما سالازار رو دستگیر کردیم چون
پوشیده از ۱۵ نوع خون بود.
گاس گریر: ایام ۹۷۰، هینزمن آریزونا.
این «برنامه گاس گریر» است و من گاس گریرم.
و در دو ساعت آینده، شما
ارزشمندترین چیزی که در
زندگیتون کسب میکنید رو از من میگیرید: آموزش.
مکزیکیها، چولوها، لا رازا.
فرهنگی که خشونت رو جشن میگیره.
اونا مرگ رو بزرگ میدونن چون چیز
دیگهای برای امید نداشتن.
نمیتونم بگم که جو سیاسی
در اون زمان تأثیری در نحوه برخورد با اون داشته.
کاملاً معتقدم که یک مرد هیسپانیک که همچنین
مهاجر غیرقانونی است، میتواند محاکمهای عادلانه
در ایالت آریزونا داشته باشد.
لارنس راس: فراموش نکنیم، آریزونا
بعد از بازسازی، کیکیکی رو پذیرفت.
وقتی از اعدامهای غیرقانونی صحبت میکنیم،
آریزونا تقریباً به اندازه هر جای دیگهای در کشور اعدام داشت.
ایالت فرق میکنه، دوره فرق میکنه، اما هیولای قدیمی یکی است—
در روز کنترل ساختار قدرت، و شبها پشت نقابها پنهان شدن.
شوخی نمیکنم، ما در جنگ هستیم.
شوخی نمیکنم، ما در جنگ هستیم.
گاس گریر: فکر میکنید دولت
میاد و شما رو نجات میده؟
فکر میکنید قراره نیرو بفرستن مرز؟
بانوان و آقایان، عمل کردن پیامد داره.
و عمل نکردن پیامدهای جدیتری داره.
شما یک انتخاب دارید.
آیا میشینید و تسلیم میشید، و اجازه میدید این موج
روی شما و خانوادهتون بیاد و نابودتون کنه،
یا میایستید؟
آیا مایلید برای حق و برای چیزی که
مال شماست بجنگید؟
وقتی درباره تاریخ این کشور صحبت میکنید،
منظورم اینه که یک حقیقت انکارنشدنی وجود داره—
اقلیتهای خیلی کمی وجود دارن که تونسته باشن محاکمه عادلانهای
در هیئت منصفه کاملاً سفیدپوست داشته باشن.
اونا نیازی به محاکمه نداشتن.
عموم از قبل اون رو محاکمه و محکوم کرده بودن
No comments yet. Be the first to leave one.