Les 200 premières lignes.
هی! اون جعبهها رو جابهجا کنید
زود باشید!
تموم کردید یا نه؟
یالا، بچهها!
"امروز صید کمه، فردا زیاده."
همین رو میگن دیگه، نه؟
برید خونه سبزیجاتتون رو بخورید
میشه اینجا یه کمکی کنید؟
یالا، الیوت!
کار امروزتون خوب بود، بچهها
متأسفانه اقیانوس هنوز خواب بود
بازم؟ مگه اینو نمیگن؟
نه، فقط تو
اون انرژی رو تو دریا خرج کن، شاید یه پاکت پر گیرت اومد
بیا یه کم هیجانانگیزترش کنیم. یالا
من نیستم
جدی میگی؟ نمیخوای حقوق یه روزت رو از دست بدی، مگه نه؟
خفه شو بابا. به الیورم بگو از دفعه پیش هنوز بهم بدهکاره
اگه پولمو نده، میکشمش!
میخوای بریم یه چیزی بخوریم؟
نه، ممنون، خوبم
الیور امشب یه برنامه داره، و من، اِ...
بهش قول دادم گیتار بزنم
از اون پسره مطمئنی؟ فکر کردم دیگه اون کار رو گذاشتی کنار
اشکالی نداره
فردا میبینمت
یه کم روغن به اون زنجیر بزن
هی! این چه وضعشه مرد؟ کجا بودی؟
هان؟ خب، من کار دارم. آشناست برات؟
میدونی چقدر پاچه خواری کردم تا این برنامه رو بگیرم، هان؟
یعنی فکر کردم این کار مال توئه
چه بویی میدم؟ نه، گمشو، احمق
باشه؟ اون اونجا سوزان تیلوره
بیوه وینس تیلور
و پاتریک، کسی که بزرگترین آهنگهای موفقش رو تولید کرده
اونا میتونن منو ببرن رو بزرگترین استیج کل کشور. میفهمی؟
آره، میفهمم. مطمئنی؟
پول رو گرفتی؟
امشب یه شب خیلی خاصه
بیا. دو هزار
ممنون. هی. ما دو تا، باشه؟
امشب اون صحنه مال ماست
میریم بالا و میترکونیم! فهمیدی؟
فهمیدم. عالیه
اون استیج مال توئه. کاملاً
عالی میشه. نت اول رو تو میگیری؟
چی؟ حتماً
به خاطر همین امشب اینجاییم
خط اول؟ حتماً، آره
با خودته. یالا. آره؟
یادت باشه، تو بریج صدا پایین باشه
فالستو رو برای کُر نگه دار. اوهوم
بیا جشن بگیریم
به سلامتی!
و تبریک میگم!
به سلامتی، و ممنون که اومدید. هی!
ممنون که امشب اینجا هستید. آره. آره
یه فرصت خیلی بزرگه برام
میشه، رفیق. عالیه
من آمادهام
خب. عصر همگی بخیر
عصر بخیر
شما فوقالعاده به نظر میرسید
اسم من اِ... الیوره
و سوزان
این آهنگ تقدیم به شماست. ممنون
هی!
نمیتونی همینجوری بری. باید بفهمیم خوشش اومده یا نه
بیخیال، الیور. فقط برگرد تو و ازش بپرس
نه، میخوام تو هم باهام باشی، لعنتی
هی!
فکر کردم تو امشب آواز میخونی
جدی میگی؟
باشه، من خراب کردم
و تو اونجا کارمو راه انداختی و عالی بودی. باشه؟
مشکلت چیه واقعاً؟
مشکل من؟ آره
منو جلوی اون همه آدم میذاری رو استیج، بعدش ولم میکنی؟
آروم باش. مثل احمقا شدم، کار تو رو راه انداختم
چون هیچی حالیت نیست. آروم باش
این وظیفه تو بود. باشه، آروم میشی؟ باشه؟
من و توئیم. واقعاً؟
آره، همینطوره
هی
من برات میمیرم، باشه؟
تو بهترین دوست منی
خفه شو، خودت میدونی همهش چرت و پرته. تو خفه شو
اگه چیزی برای جون دادن نداشته باشیم، پس چه غلطی میکنیم؟
هان؟ شب بخیر
بیخیال، مرد
نگاه کن کی اینجاست. برت و ارنی. چطورید، داداشا؟
گمشو، دنیس! خفه شو، مرد!
اومدید شب دخترونه؟ سلام! لعنتی!
کل روز داشتم بهت زنگ میزدم، مرد. چه خبره؟
نمیدونم. تو نمیدونی؟
هیچی. هیچی؟
با من ورق بازی میکنی، بعدش میبازی
بعدشم پولی که بدهکاری رو نمیدی. این چه وضعشه؟
پولای باباتو تموم کردی؟
شاید یه نگاهی به ساعتت بندازم. ساعت قشنگیه
گمشو بابا! باشه، تو شاخ اینجایی، نه؟
پرو شدی! میخوای کتک بخوری؟
دنیس
میدونی چیه؟
بگیرش! لعنتی بگیرش!
هی! ولش کن!
نه، الیوت!
الیوت، بس کن!
مهمونی تولدت رو خراب کردم؟
میدونی شوهرم کی بود، درسته؟
بیست و دو سال نفر اول بود
شانزده تا آلبوم پلاتینیوم
فروش آلبومهاش از مجموع ده نفر برتر بیشتر بود
وای
خوب بود براش، نه؟
آهنگی که امشب خوندی... کدوم یکی از شماها نوشتیش؟
من نوشتم.
میدونی، از وقتی اون مُرد، همچین چیز خوبی نشنیده بودم.
چی میخوای؟
چرا اینجایی؟
میتونم از اینجا ببرمت بیرون.
ولی، خب...
باید قبول کنی که فقط با من وقت بگذرونی.
هفتهای ده هزار کرون.
فقط بیا پیشم، وقت بگذرونیم.
ببینیم چی میشه.
فردا میبینمت.
به الیور زنگ زدید. پیام نذارید.
الو؟
منم.
آره.
چه خبره؟ چرا جواب نمیدی؟
چه خبره؟ الیوت، تو خودت فکر کردی چی شده؟
من هامبورگم، باشه. این همون اتفاقیه که افتاده.
تو دفتر بابام.
بعد از اون گندی که زدی، مجبورم کرد بیام اینجا.
من فقط میخواستم کمکت کنم، رفیق.
کمک؟ باشه.
آره، خیلی کمک کردی. رفیق فوقالعادهای.
گفتم ولش کن. نگفتم؟
حالا من اینجام و بابام میدونه من بدهی قمار دارم.
با اون بازندههای لعنتی، به خاطر تو.
دیگه بهم زنگ نزن. باشه؟
اُلی؟
هی. داری چه غلطی میکنی؟
فکر کردم با اون قضیه تموم کردیم. چی رو تموم کردیم حالا؟
دنیس مجبور شد تو خونه بمونه.
و صورتش مثل یه کوفته ماهی بزرگ شده.
آره، از نمایش خوشش نیومد. گوش کن.
اگه بری زندان، نمیتونی برای من کار کنی.
قایق رو از دست میدی و اینجا گیر میکنی.
اون بهم یه کار پیشنهاد کرد.
کی؟ سوزان.
پس چرا هنوز اینجایی؟ گور بابای اون چرت و پرتا.
نمیخوام برای اون کار کنم. احتمالاً از من یکم بیشتر پول میده.
میتونی برای قایق استفادهاش کنی.
یا یه چیزی برام بخر. یه کامیون جدید به دردم میخوره.
یا یه دُم روباه برای آنتنت؟
اون جعبهها رو بذار تو کامیون.
آره. اونجا.
وای خدای من! یه عمارت بزرگه.
اینجا چی رو پیاده میکنیم؟
تو.
شوخی میکنی، درسته؟
شوخی میکنی، درسته؟ نه.
میدونی که شوخی نمیکنم. حالا از کامیون من پیاده شو، و برو تو.
نگام کن.
الیوت.
به زودی ۴۸ سالم میشه.
و من تا وقتی پاهام از کار بیفته، دارم جعبه جابجا میکنم، میدونی؟
ولی تو نه.
تو یه شانس داری، و اونجاست.
عمراً! آره، هست.
نه. آره.
نه بابا. حتماً هست.
حالا گمشو، بابا. اخراجی.
نمیتونی همینجوری منو اخراج کنی.
آره؟ خب، همین الان کردم.
نه، عمراً این کارو کردی.
بیرون!
واقعاً جدی میگی؟ آره.
پاهای پیرت دلشون برام تنگ میشه، میدونی؟
باید پروتز بذارم.
تو یه عوضی هستی، رفیق.
کجا میری؟
دارم میرم.
دارم برمیگردم لندن. من... کلی کار دارم.
تو تازه اومدی. یعنی...
هنوز نتونستیم حرف بزنیم.
پاتریک ازم خواست بیام. باشه؟
خوشحال شدم دیدمت.
تولدت مبارک.
هیچ کاری تو لندن منتظرت نیست، درسته؟
با جان حرف زدم. اون تو رو ماههاست ندیده.
منم همینطور. کجا بودی؟
میبینمت.
لیلی.
سلام، الیوت.
بیا تو.
خوشحالم که تونستی بیای.
No comments yet. Be the first to leave one.