Les 200 premières lignes.
پستانداران مدتها پیش به هر زیستگاهی روی زمین راه یافتند.
اما با تغییر دنیای ما، آنها هم باید تغییر کنند.
با هر چالش جدیدی،
فرصت جدیدی پدیدار میشود.
و پستانداران همیشه در استفاده از آنها زیرک بودهاند.
این شیرهای دریایی جسور در شیلی، به مشتریان ثابت
در بازارهای ماهی تبدیل شدهاند.
با هوشمندی فراوان،
و کمی شجاعت،
جایی برای خود پیدا کردهاند
در حیات وحش جدید
امروز.
اما لزوماً همه از آنها استقبال نمیکنند.
سگها در این سواحل گشتزنی میکنند.
اقیانوسهای ما به طور فزایندهای دچار صید بیرویه میشوند
و این شیرهای دریایی به دنبال یک وعده غذای آسان هستند.
اما با حدود دو میلیون سگ ولگرد در شیلی،
آمدن به این سواحل برای یک شیر دریایی
بسیار خطرناک میشود.
شیرهای دریایی به این نوع تهدیدها عادت ندارند.
سگها شاید اهلی شده باشند،
اما غریزه گلهای آنها هنوز قوی است.
آنها یکی یکی به شیرهای دریایی حمله میکنند.
سرانجام آنها شیرهای دریایی را مجبور میکنند
به سمت دریا برگردند.
اما هنوز همه چیز از دست نرفته است.
شیرهای دریایی با صدای
این چرخهای دستی آشنا هستند.
و میدانند دنبال کردن آنها ارزشش را دارد.
پسماندههای بازار به دریا ریخته میشوند.
برای بسیاری از پستانداران وحشی،
بقای در دنیای مدرن نیازمند ترکیبی است
از نبوغ،
سازگاری،
و کمک ما.
انسانها عمیقاً تغییر دادهاند
سه چهارم سطح زمین را.
و سریعترین رشد در میان این زیستگاههای جدید
شهرهای ما هستند.
سنگاپور.
یک کلانشهر شلوغ.
خانهی گروهی از پستانداران بسیار مبتکر.
این خانواده زوک است،
که نامشان را از یک کلوپ شبانه گرفتهاند که اولین بار در آنجا دیده شدند.
آنها سمورهای آبی مو-صاف هستند،
و آنها یکی از پرتقاضاترین قلمروهای شهر را در اختیار دارند.
اما برای حفظ آن،
باید مدام در حال گشتزنی باشند.
۱۷ خانواده سمور آبی
در جزیره سنگاپور زندگی میکنند.
علامتگذاری با بو به گروههای دیگر هشدار میدهد
که فاصله خود را حفظ کنند.
سمورهای آبی حدود ۳۰ سال در سنگاپور غایب بودند،
اما پس از یک طرح پاکسازی سراسری،
اکنون بازگشتهاند،
و آبراههای شهری یک بار دیگر پر از زندگی شدهاند.
اما با داشتن این قلمرو بسیار مرکزی،
خانواده زوک با خطری روزمره مواجه هستند.
یک حرکت اشتباه میتواند کشنده باشد.
به لطف یک دست کمک، اکثر آنها عبور میکنند.
اما دو نفر جدا شدهاند.
یکی از جا ماندهها شانس خود را امتحان میکند
و موفق میشود.
اما یکی جا مانده است.
بیخبر از این جدایی،
خانواده به گشتزنی خود ادامه میدهد.
آنکه جدا افتاده است،
اکنون در برابر حمله گروههای دیگر سمورهای آبی آسیبپذیر است.
یک خانواده میتواند روزی شش مایل سفر کند.
تا این لحظه، او میتواند تقریباً هر جایی باشد.
صداهای او در همهمه شهر غرق میشوند.
او دوباره از مکانهایی در مسیر معمول خانواده دیدن میکند.
اما همیشه دیر میرسد.
حتی بوی خانوادهاش
زیر بوهای زندگی شهری پنهان شده است.
او گم شده است.
او باید تنهایی دل به شب بزند،
بدون حمایت خانوادهاش.
اما در آرامش سپیدهدم،
صداهای طایفهاش از رودخانه به گوش میرسد.
دوباره به خانوادهاش میپیوندد،
او دوباره در امان است.
پستانداران، با هوش فراوانشان،
راههایی برای زندگی در کنار ما پیدا کردهاند
در غیرمنتظرهترین
مکانها.
اما در زیمبابوه، در کرانههای آبشار ویکتوریا،
به اشتراک گذاشتن فضا به چالشی بسیار بزرگ تبدیل شده است.
در ۵۰ سال اخیر،
شهری بزرگ در اینجا رشد کرده است.
فیلها یاد گرفتهاند دور بمانند
در ساعات روز.
اما با فرا رسیدن شب،
و آرام شدن خیابانها،
آنها بازمیگردند.
به رهبری فیل مادر،
اینها مسیرهایی هستند که خانواده ممکن است از آنها استفاده کرده باشد
خیلی پیش از آنکه شهر ساخته شود.
امشب، آنها در سکوت عبور میکنند،
و توسط ساکنان انسانی دیده نمیشوند.
اما گلهای از فیلهای نر
خانواده را تا شهر دنبال کردهاند.
و این نرهای پر سر و صدا
کمتر جلب توجه میکنند.
آنها یاد گرفتهاند چطور از شیرهای آب باغچه، آب به دست آورند.
جثه بزرگ، بیپروایی و کنجکاویشان
میتواند به درگیریهای جدی با انسانها منجر شود.
حالا که فیلهای نر حضورشان را آشکار کردهاند،
کل گروه تا جایی که میتوانند غذا جمع میکنند،
قبل از اینکه از شهر رانده شوند.
این بار، خیلی مستقیمتر عمل میکنند.
اشتهای بسیار زیادشان میتواند آنها را تبدیل کند به
مهمانهایی بسیار پردردسر.
خوشبختانه برای این گله، مردم شهر
از تخریبهای امشب دلخور نیستند.
هم انسانها و هم فیلها در تلاشند تا راهی پیدا کنند
چطور در یک مکان مشترک با امنیت زندگی کنند.
اما خانواده شانس خود را برای امشب به اندازه کافی امتحان کردهاند،
و فیل مادر آنها را برمیگرداند
به پناهگاه بوتهزار.
فقط رشد شهرها نیست
که چهره سیاره را دگرگون میکند.
امروزه، تقریباً نیمی از زمینهای قابل سکونت جهان
برای کشاورزی استفاده میشود.
در سراسر آسیای جنوب شرقی، نخلستانهای عظیم روغن پالم
جای جنگلهای بکر گذشته را میگیرند.
در نگاه اول به نظر میرسد که چیز زیادی
اجازه زندگی در آنها را ندارد.
اما اینجا در مالزی،
یک گروه چارهاندیش از پستانداران
شروع به بازدید از این نخلستانها کردهاند:
ماکاکهای دمخوکی.
این خانواده در حال آموزش به کوچکترین عضو خود است
که چه چیزی برای خوردن خوب است،
که با میوه و دانه شروع میشود.
اما آنها در آستانه معرفی کردن این حیوان جوان هستند
به یک غذای کمتر آشکار،
اگر بتوانند آن را پیدا کنند:
یک موش صحرایی.
موشها سریع و در پنهان شدن ماهر هستند،
اما این خانواده راهی برای گرفتنشان پیدا کردهاند.
این جوندگان در بالای درختان نخل لانه میسازند
و خانواده کشف کرده است
که اینجا مکانی برای یافتن آنهاست.
آنها را از مخفیگاههایشان بیرون میرانند.
نر آلفا از پایین تماشا میکند،
در حالی که موشهای در حال فرار، مثل باران دورش میریزند.
او آنها را یکییکی شکار میکند.
سالانه بیش از 3000 موش توسط این ماکاکها شکار میشوند،
یک عنصر غیرمنتظره در رژیم غذایی حیواناتی
که اغلب گیاهخوار تصور میشوند.
توانایی پستانداران
برای استفاده از فرصتهای جدیدی که پیش میآید
و انتقال مهارتهایشان به نسلهای بعدی،
کلید بقای آنها بوده است.
اما در دنیایی که به سرعت در حال تغییر است،
همه پستانداران زمان کافی برای سازگاری ندارند.
هرچه کشاورزی در سراسر جهان تشدید میشود،
بیشتر و بیشتر از یک منبع رو به کاهش را به خود اختصاص میدهد.
امروزه، 70 درصد از آب شیرین مصرفی در سطح جهان
مستقیماً به کشاورزی میرود.
حدود 4000 لیتر آب مورد نیاز است
تا تنها 1 کیلوگرم برنج تولید شود.
در تانزانیا، رودخانه کاتوما تغییر مسیر داده شده است
تا مزارع برنج را آبیاری کند،
اما این کار مانع رسیدن آن میشود
به یک پارک ملی همسایه.
حالا، برای بیش از یک ماه در هر فصل خشک،
رودخانه اینجا ناپدید میشود.
اسبهای آبی مجبورند آخرین گودالهای آب باقیمانده را تقسیم کنند
با انواع حیوانات دیگر.
با کاهش آب،
غذا خوردن و آب نوشیدن بیشتر و بیشتر آشفته میشود.
این اسب آبی نر غالب مجبور است تقسیم کند
همان فضای کمی که باقی مانده است.
تحمل او نسبت به دیگران با کم شدن آب، کاهش مییابد.
فصل خشک همچنان به شدت خود ادامه میدهد.
پرندگان اگر بخواهند میتوانند بروند،
و کروکودیلها میتوانند خود را در گل پنهان کنند
تا این وضعیت بگذرد.
اما اسبهای آبی در گودالهای آبی که مدام کوچکتر میشوند، به دام افتادهاند
و برای خنک ماندن تقلا میکنند.
نرهای بزرگی که زمانی با یکدیگر میجنگیدند
برای به دست آوردن حق استفاده از گلهای خشک شده،
حالا مجبورند کنار هم باشند.
با این حال، نر غالب دائماً در حالت آمادهباش میماند.
اما با گذشت هر روز،
اوضاع حتی پرتنشتر میشود.
یک اسب آبی از یک گروه رقیب در دشتها پرسه میزند
در جستجوی آب.
اما تازه واردها اینجا مورد استقبال قرار نمیگیرند.
رویکرد محتاطانه او از چشم دور نمیماند
از سوی نر غالب.
برای تازهوارد، این گودال میتواند تفاوت باشد
بین مرگ و زندگی.
اما نر غالب نمیخواهد تقسیم کند.
رقیب حریف نیست.
او مجبور است برگردد
به گرمای طاقتفرسای دشتها.
در حالی که برنده همچنان از حق خود دفاع میکند
No comments yet. Be the first to leave one.