Les 200 premières lignes.
میگمیگ! میگمیگ! میگمیگ!
دایی جیم. جاهای خوبش داره میگذرهها
الان میام
سلام، منم جیم. اوضاع چطوره؟
رائول دیوونه بدجوری کفری شده
و یکی همین امروز داره میاد سراغت
بیخیال بابا، یعنی چی امروز میاد؟
بهت که گفتم، سفیدخان رائول دیوونه هیچوقت فراموش نمیکنه
و داره عزرائیل رو میفرسته سراغت
داری لالایی میخونی؟
دارم حقیقتو بهت میگم لعنتی
خبرشو از پسرعموم شنیدم که اونجا سیگارفروشی داره
رائول دیوونه دوازده تا سیگار تازه سفارش داده
اصلاً نشونهی خوبی نیست، رفیق
سیگار چه ربطی به این قضایا داره؟
جشن پیروزیشه عادت داره اینطوری جشن میگیره
بعد از یه قتل بیرحمانه یه پینچه کوهیبا میکشه
انریکه تیغکش رو فرستاده دخلتو بیاره
اسمش اینه؟ انریکه تیغکش؟
وقتی کارش باهات تموم شد رائول دیوونه یه سیگار برگ کلفت روشن میکنه
و به یاد و خاطرهت لعنت میفرسته
طرف کی میاد؟
پسرعموم از دیشب شروع کرد تنباکو پیچیدن
ممکنه تیغکش تا الان رسیده باشه فینیکس
الان داری اینو بهم میگی؟
سفیدخان، خودت الان بهم زنگ زدی!
حالا دو چشم داری، دو چشم دیگه هم قرض کن و بزن به چاک
غلات صبحونه میخوری؟
نه ممنون، عزیزدلم
بازم رگت زده بیرون
نه، نزده
رودرانر چطوره؟
شخصیت موردعلاقمه
هم تند و تیزه هم باهوشه
میگمیگ!
میگمیگ!
« جـیـم، تـبـهـکـار فـراصـوت »
« انـریـکـه تـیـغکـش: یـک قـاتـل گـنـده »
دایی جیم؟
دایی جیم؟
مطمئنی حالت خوبه؟
آره
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
صبح بخیر
چیزی از پاریس گیلفورد دستگیرمون نشد؟
هنوز نه، ولی بخش سوابق داره یه جستجوی کامل در موردش میکنه
مامور ابوت باهاتون کار داره، مامور هیز
گفت فوریه
قضیه چیه؟
بهتره مامور ابوت بهتون بگه
مطمئنم اِولین خوشحال میشه
ممنون
چی شده؟
برین مُرده
امروز صبح خودشو کشت
وقتی پیداش کردن...
توی اتاقش حلقآویز شده بود
وقتی به سازمان ملحق شدم اون منو تعلیم داد
آدمی سالمتر از برین پیدا نمیشه
واقعاً متاسفم، قربان
عاشق شوخیهای بیادبانه و اسکاچ خوب بود
ولی تا قبل از اینکه از هم بپاشه بین ماها لنگه نداشت
کی دیگه میدونه رفتی به آسایشگاه سر زدی؟
- فقط مامور بیتسویی میدونه - پس نذار کس دیگهای بفهمه
اگر برادوک بفهمه من این قضیه رو میدونستم و بهش چیزی نگفتم
جفتمون با هم میریم مونتانا
- کی برمیگرده؟ - فردا
پس بهنفعته تا قبل از اینکه این خبرو بشنوه مدرک قطعی پیدا کنی
که تونستی به اسنوبرد نفوذ کنی
نمیتونم مدام ازت محافظت کنم
یه مشکلی داریم
با خون امضا زدم که رانندهی رائول دیوونه میشم، ولی به لطف تو اینجا موندم
و حالا یه قاتل فرستاده سراغم، انریکه تیغکش
- و ممکنه همین الانشم رسیده باشه اینجا - فکر کردم حلش کردی
باید با یه پلیس فاسد سروکله میزدم
باید هرچه زودتر نیروی کمکی خبر کنی، بالتیموری
- کدوم نیروی کمکی؟ - بده طرف رو دستگیر کنن. یه کاری بکن
جیم، وقتی وضعیت خودم به تار مو بنده نمیتونم اعمال نفوذ کنم
منظورت از این حرف چیه؟
یه مامور سابق بعد از اینکه رفتم دیدنش خودشو کشته
تقریباً تمام مامورهای دفترمون
دارن تکتک اعمال من و همکارم رو زیر سوال میبرن
و سرپرست دفترمون داره برمیگرده و ممکنه منو بفرسته مونتانا
سرپرست دیگه چیه؟
رئیسمه
مدرک لازم دارم که نشون بده به تشکیلات سکستون دسترسی دارم
مدرکی که تو باید برام بیاری
یعنی تا وقتی بهت کمک نکردم نمیتونی بهم کمک کنی؟
پس بهم کمک کن
خیلیخب
قرار ملاقاتی که سَکس داشت با یه مشت روسی بود
روسی؟
آره
طرف خیلی گنده بود و یه ماهگرفتگی بزرگ روی صورتش داشت
اسمشو فهمیدی؟
نه، ولی اونی که ماهگرفتگی داشت حرف از کسی به اسم اگزاویر زد
میشناسیش؟
اگزاویر؟ نه. تو چی؟
- نه - دیگه چی؟
سَکس از نتیجهی جلسه راضی بود
گفت ممکنه تاثیرات جهانی داشته باشه
هفتهی دیگه یه جلسهی دیگه داره
گفت برای اون یکی مترجم لازم داره
میخواد برای اینکار از یه واردکنندهی عتیقهی ساکن فلگاستف استفاده کنه
- مترجم روسی میخواد - آره، این کافیه؟
کافی برای چی؟ برای حل کردن مشکل ارنستوی چاقوکش
- یا هرچی که اسمش... - انریکهی تیغکش بابا!
نه، کافی نیست
اسناد لازم دارم. سفارشهای خرید و گزارش معاملات و قراردادهای شراکت لازم دارم
- به این چیزا دسترسی ندارم! - خب دسترسی پیدا کن
و محض خاطر جفتمونم که شده سریعتر اینکارو بکن
سلام پسر. چطوری؟
حالا که دارم بوگارت نگاه میکنم بهترم
پسر، این پلیسها فکر میکنن گیرش انداختن
ولی اون هیچوقت اینطوری گیر نمیفته
این یکی رو دیدی، مگه نه؟
اگر بابات یه چیز بهم یاد داده باشه عشق به بوگارته
تنها فیلمی که بیشتر از این تماشا کردم...
- "کی لارگو"ـه - کی لارگوی لامصبه
- بوگی و ادوارد جی رابینسون - گانگستر که دو برابر باشه، کیفشم دو برابره
میگم...
فرصت...
فرصت نشد بابت کاری که برام کردی ازت تشکر کنم
اگر تو نبودی الان درحال تماشای بوگی نبودم
فقط وظیفهمو انجام دادم
همیشه همینو میگی
ولی کاری که کردی خیلی فراتر از وظیفهت بود، جیمی
حداقل کاری که ازم برمیاد اینه که یه نوشیدنی مهمونت کنم
امشب چطوره؟ بعد از اینکه از انبار اسکاتسدیل برگشتم
برای چی داری میری اونجا؟
اولین ماموریتم بعد از جراحیه
نظرت چیه؟
امروز تعدادشون زیاد نیست راسکو میبری دست از سر کچلم برنمیداشت
اول برو پیش اون. بعدش گلدی کریمر و بهش بگو اگر شوهرشو سربهراه نکنه
دیگه پولی بهش نمیدیم
- رئیس سرش شلوغه؟ - همیشه سرش شلوغه
ممنون، عوضی یه سوال ازش داشتم
اگر در مورد اون جوشیه که روی کیرت زدی من جات باشم میرم به دکتر نشونش میدم
رئیس امروز بدون قرار کسی رو نمیپذیره میبری و کرمر، راه بیفت برو لامصب
هی، راکی مارسیانو دم در اتاقمه؟ (بوکسور حرفهای)
قهرمان حال حاضر کافه دانکن؟
- بیا داخل - خیلی بیشعوری
تحویل بستهها بیمشکل پیش میرن؟
آره، اومدم یه سر به رویس بزنم
برای اولین بار بعد از عمل داره میره ماموریت؟
آره. دکتر گفت بیرون رفتن براش خوبه
با خودم گفتم برای یه تحویل محمولهی راحت و آسون بفرستمش
شان هم همراهش میره
چیه؟
چیه؟ دوباره داره گریه میکنه؟ یا داره مثل کفتار میخنده؟
- نه، بهنظر خوب میاد - آره، فعلاً اینطوریه
حالش عین ترن هوایی بالا پایین داره
هیچوقت معلوم نیست داره هقهق میکنه یا زیرلب میخنده
خیلی رو اعصابه
ببین، خودم که دارم میرم "پارادایس ولی"
اگر قراره رویس بره اسکاتسدیل بذار خودم ببرمش
خودم مراقبشم
حواست هست خرابکاری نکنه؟
و اگر خرابکاری کرد هواشو دارم
ایول داری
سرتاپام نفتی شده
- خدا لعنتت کنه - هی!
اینقدر دستشویی رو قرق نکن کار و بار داریم باید بریم
یه لحظه وایسا. پُره
اشکال نداره، هکتور. کارم تمومه
- بفرما - چیکار داری میکنی؟
موهاتو رنگ میکنی؟ جورابشلواریتو میشوری؟
برو بخواب بابا
به روی چشم، جیگرطلا
« دفتر اتحادیهی کامیونداران »
آقای تمپل؟ منشیتون تشریف نداشتن یه دقیقه وقت دارین؟
خب، برای تو که معلومه دارم
میشه بهم یادآوری کنی اسمت چی بود؟ این مدت با آدمای جدید زیادی آشنا شدم
ایزی رینا
ایزی، درسته
فروشنده بودی؟
نه، نه، منشی هستی؟
- رانندهی کامیون بیرونشهریم - نه بابا
آفرین به تو!
عاشق زنهاییم که دست بهدندهشون خوبه
خب، چه امری داری، ایزی؟
- آقای تمپل... - خواهش میکنم، باب صدام کن
باب، توی سخنرانی معارفهت...
به عنوان رئیس موقت اتحادیه حرف از اولویتها زدی
خب، قرار نیست موقتی بمونم
ولی آره، ساعتهای کاری، حقوق و مستمری بازنشستگی مسائل اصلی هستن
آره، و بهنظرم سلامت و امنیت هم همینطورن
برای رانندههایی مثل من سرویس بهداشتیهای امن نداریم
رختکنهای زنانه لازم داریم
یعنی میخوای اتحادیه پول تغییر دکوراسیون دستشوییها رو بده؟
- نه، تغییر دکور که نه - آها، پس دنبال پارتیبازی هستی؟
دنبال برابریم
نباید مجبور باشم توی هر ایستگاه از یه مردی بخوام
دم در دستشویی نگهبانی بده تا برم کارمو بکنم
و نباید مجبور باشم مثل اکثر رانندههای زن
آخر صف منتظر بمونم
که اونقدر بار بهم بدن که تحت پوشش بیمه قرار بگیرم
عزیزم، توی این منطقه چند تا رانندهی کامیون زن بیشتر نداریم
صد و بیست و شش نفریم و ما هم مثل مردها حق عضویت میدیم
آقای تمپل، وقت تماستون با هیئتمدیرهست
No comments yet. Be the first to leave one.