Duster

Duster

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 1

Informations sur la version

Duster S01E04 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Un commentaire de HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Publié le: 2025-06-06
Téléchargements: 52
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‫میگ‌میگ! میگ‌میگ! میگ‌میگ!

‫دایی جیم. جاهای خوبش داره می‌گذره‌ها

‫الان میام

‫سلام، منم جیم. اوضاع چطوره؟

‫رائول دیوونه بدجوری کفری شده

‫و یکی همین امروز داره میاد سراغت

‫بیخیال بابا، یعنی چی امروز میاد؟

‫بهت که گفتم، سفیدخان ‫رائول دیوونه هیچوقت فراموش نمی‌کنه

‫و داره عزرائیل رو می‌فرسته سراغت

‫داری لالایی می‌خونی؟

‫دارم حقیقتو بهت میگم لعنتی

‫خبرشو از پسرعموم شنیدم ‫که اونجا سیگارفروشی داره

‫رائول دیوونه دوازده تا ‫سیگار تازه سفارش داده

‫اصلاً نشونه‌ی خوبی نیست، رفیق

‫سیگار چه ربطی به این قضایا داره؟

‫جشن پیروزیشه ‫عادت داره اینطوری جشن می‌گیره

‫بعد از یه قتل بی‌رحمانه ‫یه پینچه کوهیبا می‌کشه

‫انریکه تیغ‌کش رو فرستاده دخلتو بیاره

‫اسمش اینه؟ انریکه تیغ‌کش؟

‫وقتی کارش باهات تموم شد ‫رائول دیوونه یه سیگار برگ کلفت روشن می‌کنه

‫و به یاد و خاطره‌ت لعنت می‌فرسته

‫طرف کی میاد؟

‫پسرعموم از دیشب شروع کرد تنباکو پیچیدن

‫ممکنه تیغ‌کش تا الان رسیده باشه فینیکس

‫الان داری اینو بهم میگی؟

‫سفیدخان، خودت الان بهم زنگ زدی!

‫حالا دو چشم داری، دو چشم دیگه هم قرض کن ‫و بزن به چاک

‫غلات صبحونه می‌خوری؟

‫نه ممنون، عزیزدلم

‫بازم رگت زده بیرون

‫نه، نزده

‫رودرانر چطوره؟

‫شخصیت موردعلاقمه

‫هم تند و تیزه هم باهوشه

‫میگ‌میگ!

‫میگ‌میگ!

‫« جـیـم، تـبـهـکـار فـراصـوت »

‫« انـریـکـه تـیـغ‌کـش: یـک قـاتـل گـنـده »

‫دایی جیم؟

‫دایی جیم؟

‫مطمئنی حالت خوبه؟

‫آره

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫صبح بخیر

‫چیزی از پاریس گیلفورد دستگیرمون نشد؟

‫هنوز نه، ولی بخش سوابق ‫داره یه جستجوی کامل در موردش می‌کنه

‫مامور ابوت باهاتون کار داره، مامور هیز

‫گفت فوریه

‫قضیه چیه؟

‫بهتره مامور ابوت بهتون بگه

‫مطمئنم اِولین خوشحال میشه

‫ممنون

‫چی شده؟

‫برین مُرده

‫امروز صبح خودشو کشت

‫وقتی پیداش کردن...

‫توی اتاقش حلق‌آویز شده بود

‫وقتی به سازمان ملحق شدم ‫اون منو تعلیم داد

‫آدمی سالم‌تر از برین پیدا نمیشه

‫واقعاً متاسفم، قربان

‫عاشق شوخی‌های بی‌ادبانه ‫و اسکاچ خوب بود

‫ولی تا قبل از اینکه از هم بپاشه ‫بین ماها لنگه نداشت

‫کی دیگه می‌دونه ‫رفتی به آسایشگاه سر زدی؟

‫- فقط مامور بیتسویی می‌دونه ‫- پس نذار کس دیگه‌ای بفهمه

‫اگر برادوک بفهمه من این قضیه رو می‌دونستم ‫و بهش چیزی نگفتم

‫جفتمون با هم میریم مونتانا

‫- کی برمی‌گرده؟ ‫- فردا

‫پس به‌نفعته تا قبل از اینکه این خبرو بشنوه ‫مدرک قطعی پیدا کنی

‫که تونستی به اسنوبرد نفوذ کنی

‫نمی‌تونم مدام ازت محافظت کنم

‫یه مشکلی داریم

‫با خون امضا زدم که راننده‌ی رائول دیوونه ‫میشم، ولی به لطف تو اینجا موندم

‫و حالا یه قاتل فرستاده سراغم، انریکه تیغ‌کش

‫- و ممکنه همین الانشم رسیده باشه اینجا ‫- فکر کردم حلش کردی

‫باید با یه پلیس فاسد سروکله می‌زدم

‫باید هرچه زودتر ‫نیروی کمکی خبر کنی، بالتیموری

‫- کدوم نیروی کمکی؟ ‫- بده طرف رو دستگیر کنن. یه کاری بکن

‫جیم، وقتی وضعیت خودم به تار مو بنده ‫نمی‌تونم اعمال نفوذ کنم

‫منظورت از این حرف چیه؟

‫یه مامور سابق ‫بعد از اینکه رفتم دیدنش خودشو کشته

‫تقریباً تمام مامورهای دفترمون

‫دارن تک‌تک اعمال ‫من و همکارم رو زیر سوال می‌برن

‫و سرپرست دفترمون داره برمی‌گرده ‫و ممکنه منو بفرسته مونتانا

‫سرپرست دیگه چیه؟

‫رئیسمه

‫مدرک لازم دارم که نشون بده ‫به تشکیلات سکستون دسترسی دارم

‫مدرکی که تو باید برام بیاری

‫یعنی تا وقتی بهت کمک نکردم ‫نمی‌تونی بهم کمک کنی؟

‫پس بهم کمک کن

‫خیلی‌خب

‫قرار ملاقاتی که سَکس داشت ‫با یه مشت روسی بود

‫روسی؟

‫آره

‫طرف خیلی گنده بود ‫و یه ماه‌گرفتگی بزرگ روی صورتش داشت

‫اسمشو فهمیدی؟

‫نه، ولی اونی که ماه‌گرفتگی داشت ‫حرف از کسی به اسم اگزاویر زد

‫می‌شناسیش؟

‫اگزاویر؟ نه. تو چی؟

‫- نه ‫- دیگه چی؟

‫سَکس از نتیجه‌ی جلسه راضی بود

‫گفت ممکنه تاثیرات جهانی داشته باشه

‫هفته‌ی دیگه یه جلسه‌ی دیگه داره

‫گفت برای اون یکی مترجم لازم داره

‫می‌خواد برای این‌کار از یه واردکننده‌ی ‫ عتیقه‌ی ساکن فلگ‌استف استفاده کنه

‫- مترجم روسی می‌خواد ‫- آره، این کافیه؟

‫کافی برای چی؟ برای حل کردن ‫مشکل ارنستوی چاقوکش

‫- یا هرچی که اسمش... ‫- انریکه‌ی تیغ‌کش بابا!

‫نه، کافی نیست

‫اسناد لازم دارم. سفارش‌های خرید و گزارش ‫ معاملات و قراردادهای شراکت لازم دارم

‫- به این چیزا دسترسی ندارم! ‫- خب دسترسی پیدا کن

‫و محض خاطر جفتمونم که شده ‫سریع‌تر این‌کارو بکن

‫سلام پسر. چطوری؟

‫حالا که دارم بوگارت نگاه می‌کنم بهترم

‫پسر، این پلیس‌ها فکر می‌کنن گیرش انداختن

‫ولی اون هیچوقت اینطوری گیر نمیفته

‫این یکی رو دیدی، مگه نه؟

‫اگر بابات یه چیز بهم یاد داده باشه ‫عشق به بوگارته

‫تنها فیلمی که بیشتر از این تماشا کردم...

‫- "کی لارگو"ـه ‫- کی لارگوی لامصبه

‫- بوگی و ادوارد جی رابینسون ‫- گانگستر که دو برابر باشه، کیفشم دو برابره

‫میگم...

‫فرصت...

‫فرصت نشد بابت کاری که ‫ برام کردی ازت تشکر کنم

‫اگر تو نبودی ‫الان درحال تماشای بوگی نبودم

‫فقط وظیفه‌مو انجام دادم

‫همیشه همینو میگی

‫ولی کاری که کردی ‫خیلی فراتر از وظیفه‌ت بود، جیمی

‫حداقل کاری که ازم برمیاد ‫اینه که یه نوشیدنی مهمونت کنم

‫امشب چطوره؟ بعد از اینکه ‫از انبار اسکاتس‌دیل برگشتم

‫برای چی داری میری اونجا؟

‫اولین ماموریتم بعد از جراحیه

‫نظرت چیه؟

‫امروز تعدادشون زیاد نیست ‫راسکو میبری دست از سر کچلم برنمی‌داشت

‫اول برو پیش اون. بعدش گلدی کریمر ‫و بهش بگو اگر شوهرشو سربه‌راه نکنه

‫دیگه پولی بهش نمیدیم

‫- رئیس سرش شلوغه؟ ‫- همیشه سرش شلوغه

‫ممنون، عوضی ‫یه سوال ازش داشتم

‫اگر در مورد اون جوشیه که روی کیرت زدی ‫من جات باشم میرم به دکتر نشونش میدم

‫رئیس امروز بدون قرار کسی رو نمی‌پذیره ‫میبری و کرمر، راه بیفت برو لامصب

‫هی، راکی مارسیانو دم در اتاقمه؟ ‫(بوکسور حرفه‌ای)

‫قهرمان حال حاضر کافه دانکن؟

‫- بیا داخل ‫- خیلی بی‌شعوری

‫تحویل بسته‌ها بی‌مشکل پیش میرن؟

‫آره، اومدم یه سر به رویس بزنم

‫برای اولین بار بعد از عمل ‫داره میره ماموریت؟

‫آره. دکتر گفت بیرون رفتن براش خوبه

‫با خودم گفتم برای یه تحویل محموله‌ی ‫راحت و آسون بفرستمش

‫شان هم همراهش میره

‫چیه؟

‫چیه؟ دوباره داره گریه می‌کنه؟ ‫یا داره مثل کفتار می‌خنده؟

‫- نه، به‌نظر خوب میاد ‫- آره، فعلاً اینطوریه

‫حالش عین ترن هوایی بالا پایین داره

‫هیچوقت معلوم نیست ‫داره هق‌هق می‌کنه یا زیرلب می‌خنده

‫خیلی رو اعصابه

‫ببین، خودم که دارم میرم "پارادایس ولی"

‫اگر قراره رویس بره اسکاتس‌دیل ‫بذار خودم ببرمش

‫خودم مراقبشم

‫حواست هست خرابکاری نکنه؟

‫و اگر خراب‌کاری کرد هواشو دارم

‫ایول داری

‫سرتاپام نفتی شده

‫- خدا لعنتت کنه ‫- هی!

‫اینقدر دستشویی رو قرق نکن ‫کار و بار داریم باید بریم

‫یه لحظه وایسا. پُره

‫اشکال نداره، هکتور. کارم تمومه

‫- بفرما ‫- چیکار داری می‌کنی؟

‫موهاتو رنگ می‌کنی؟ ‫جوراب‌شلواریتو می‌شوری؟

‫برو بخواب بابا

‫به روی چشم، جیگرطلا

‫« دفتر اتحادیه‌ی کامیون‌داران »

‫آقای تمپل؟ منشی‌تون تشریف نداشتن ‫یه دقیقه وقت دارین؟

‫خب، برای تو که معلومه دارم

‫میشه بهم یادآوری کنی اسمت چی بود؟ ‫این مدت با آدمای جدید زیادی آشنا شدم

‫ایزی رینا

‫ایزی، درسته

‫فروشنده بودی؟

‫نه، نه، منشی هستی؟

‫- راننده‌ی کامیون بیرون‌شهریم ‫- نه بابا

‫آفرین به تو!

‫عاشق زن‌هاییم که دست به‌دنده‌شون خوبه

‫خب، چه امری داری، ایزی؟

‫- آقای تمپل... ‫- خواهش می‌کنم، باب صدام کن

‫باب، توی سخنرانی معارفه‌ت...

‫به عنوان رئیس موقت اتحادیه ‫حرف از اولویت‌ها زدی

‫خب، قرار نیست موقتی بمونم

‫ولی آره، ساعت‌های کاری، حقوق ‫و مستمری بازنشستگی مسائل اصلی هستن

‫آره، و به‌نظرم سلامت و امنیت هم همینطورن

‫برای راننده‌هایی مثل من ‫سرویس بهداشتی‌های امن نداریم

‫رختکن‌های زنانه لازم داریم

‫یعنی می‌خوای اتحادیه پول ‫تغییر دکوراسیون دستشویی‌ها رو بده؟

‫- نه، تغییر دکور که نه ‫- آها، پس دنبال پارتی‌بازی هستی؟

‫دنبال برابریم

‫نباید مجبور باشم توی هر ایستگاه ‫از یه مردی بخوام

‫دم در دستشویی نگهبانی بده ‫تا برم کارمو بکنم

‫و نباید مجبور باشم مثل اکثر راننده‌های زن

‫آخر صف منتظر بمونم

‫که اونقدر بار بهم بدن ‫که تحت پوشش بیمه قرار بگیرم

‫عزیزم، توی این منطقه ‫چند تا راننده‌ی کامیون زن بیشتر نداریم

‫صد و بیست و شش نفریم ‫و ما هم مثل مردها حق عضویت میدیم

‫آقای تمپل، وقت تماس‌تون با هیئت‌مدیره‌ست

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left