The Last Breath

The Last Breath

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Last Breath 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264
Un commentaire de HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Publié le: 2025-03-18
Téléchargements: 64
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‫« حدود 32 هزار کیلومتر خط لوله ‫در کف اقیانوس‌های دنیا کشیده شده است »

‫« این لوله‌ها توسط غواصان اشباع ‫تعمیر و نگهداری می‌شوند »

‫« که حتی تا عمق 300 متری هم کار می‌کنند »

‫« این شغل، یکی از ‫خطرناک‌ترین شغل‌های دنیاست »

‫« این یک داستان واقعی‌ست »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« ابردین‌شایر، اسکاتلند »

‫طوفان یولی همچنان به مسیر خود ‫در عبور از بریتانیا ادامه می‌دهد

‫که منجر به یک هشدار قرمز آب‌و‌هوایی نادر

‫از طرف سازمان هواشناسی ‫ به دلیل سرعت بادهایی

‫که درحال درنوردیدن ‫سواحل شرقی اسکاتلند هستند، شده است

‫« این زمین فروشی‌ست » ‫« فروخته شد »

‫سلام

‫سلام

‫گفتن بیام

‫قراره فردا برم اسکله‌ی کلیپر

‫عالیه

‫تا یه ماه نیستم و مزاحم

‫- این کارات نمیشم ‫- اوهوم. اوهوم. آره

‫احتمالاً تا وقتی برگردی

‫کل اسکلت خونه رو ساخته باشم

‫خوبه. از پیشرفت کار برام فیلم بفرست

‫بهم خبر بده ‫می‌خوام همه‌چی رو بشنوم

‫باشه. برات می‌فرستم

‫هر روز

‫نگران نباش. چیزیم نمیشه

‫می‌دونم

‫فقط یادت باشه، عین...

‫عین رفتن به فضاست ‫با این تفاوت که زیر آبه

‫بامزه‌ست که فکر می‌کنی ‫همچین چیزی آرومم می‌کنه

‫کف دریای شمال جای انسان‌ها نیست

‫می‌دونم. می‌دونم

‫ولی خیلی باحاله

‫برو خداروشکر کن که بانمکی

‫- واقعاً؟ ‫- آره

‫- بانمکم؟ ‫- اوهوم

‫دوست‌پسر غواص بانمک و باحالت؟

‫شوهرت؟ نامزدت؟

‫« بندرگاه ابردین، ایستگاه آماده‌سازی ‫تمامی عملیات‌های غواصی دریای شمال »

‫کریس لمونز هستم، یکی از غواص‌ها

‫- کریس لمونز؟ ‫- آره

‫- سلام ‫- سلام

‫- حالتون خوبه بچه‌ها؟ ‫- حالت خوبه رفیق؟

‫چطورین؟

‫- صبح بخیر، کریگ ‫- کریس

‫دارم میرم از جزئیات کار باخبر بشم

‫- بعداً بهت میگم ‫- باشه

‫دانکن

‫سلام خوشتیپ

‫چه خبرا؟

‫خب، شنیدم یه ناخدای جدید داریم

‫عه، واقعاً؟ امیدوارم این یکی ‫ کریسمس رو برامون خراب نکنه

‫آره مگه نه؟

‫- خوشحالم می‌بینمت ‫- اوضاع خونه چطور پیش میره؟

‫- اتاق من رو تکمیل کردین؟ ‫- آره، داره خوب پیش میره

‫فکر کنم صورتیش کنیم

‫خوبه؟

‫یا سبز یا بنفش یا...

‫راستش صورتی... رنگ خیلی قشنگیه

‫می‌دونی، خیلیا فکر می‌کنن دخترونه‌ست

‫کجا داری میری؟

‫دو تا بطری سس تند برداشتم

‫باشه

‫سلام استو

‫دیدی دارن چقدر هلیوم بار می‌زنن؟

‫اوهوم. قراره عمقش خیلی زیاد باشه

‫گمونم هرچی عمیق‌تر باشه بهتره

‫این 60 متره

‫سلام

‫- صبح بخیر کریس ‫- به منم گفتن بیام

‫آره! آروم

‫« بر اساس مستند آخرین نفس ‫محصول مدرسه‌ی فیلم‌سازی مت‌فیلم »

‫حالتون خوبه بچه‌ها؟

‫- چطوری؟ ‫- سلام کریس. خوشحالم می‌بینمت

‫شنیدی دیگه کی اومده؟

‫کی؟

‫ولکان، جناب آقای غواص شماره‌ی یک

‫عه واقعاً؟

‫کم‌کم داشتم فکر می‌کردم طرف افسانه‌ست

‫خب، حالا که توی تیمشی ‫حتماً غواصی حسابی بهت کیف میده

‫بی‌صبرانه مشتاقم

‫آره، مطمئنم همینطوره

‫خیلی‌خب

‫قراره شماها تا 28 روز آینده

‫توی قوطی حلبی مجلل‌مون زندگی کنین

‫که توش در فشار عمق 90 متری قرار می‌گیرین

‫قراره کف دریا نقش دستان من رو داشته باشین

‫و بخشی از خط لوله رو عوض کنین

‫جریان گاز نباید قطع بشه

‫وگرنه زمستون امسال ‫ خونه‌ی مردم سرد می‌مونه

‫وقتی کارتون تموم شد ‫چهار روز مشغول کاهش فشار خواهید بود

‫و توی اون چند روز می‌تونین ‫هرکاری خواستین با دستاتون انجام بدین

‫خیلی‌خب. تیم "پ": نیک، الکس و پاول

‫تیم "ب": استو، کیرک و برد

‫تیم "الف": دانکن و کریس

‫و اون جناب آقای خوش‌اخلاق

‫خیلی‌خب، قبل از اینکه راه بیفتیم ‫تنظیم فشار رو شروع می‌کنم

‫درها تا ده دقیقه‌ی دیگه بسته میشن ‫پس دست بجنبونین

‫دیوید، من "کریس"ـم. خوشبختم

‫همون "دیو" خالی کافیه

‫دیو. شرمنده

‫مشتاقانه منتظرم باهات غواصی کنم

‫باشه. داخل می‌بینمت

‫باشه، اون داخل می‌بینمت

‫- توام همینطور، دانکس ‫- باشه

‫آره. می‌بینم که حسابی ‫کریس رو تحویل گرفتی

‫پسره کارش چطوره؟

‫کارش درسته

‫قبل از اینکه اجازه‌ی غواصی بگیره

‫سه سال تمام کارگر عرشه بود

‫ولی بعدش 5 غواصی اولش رو با من انجام داد

‫و همونطور که جفتمون می‌دونیم ‫من بهترین باباجون غواصی اشباع این اطرافم

‫خوبه

‫"باباجون غواصی اشباع"؟ خدایی؟

‫وقتی تو میگی عجیب بنظر میاد

‫حالا که پیر شدم، فهمیدم جام توی تخت پایینیه

‫محض احتیاط، شاید یهویی ‫لازم شد برم قضای حاجت کنم

‫این... این زنته؟

‫نه. نامزدمه

‫بذار یه توصیه‌ای بهت بکنم ‫وقتی اون در بسته شد

‫تمام چیزهای بیرون مایه‌ی حواس‌پرتی هستن

‫روی چیزی که لازمه تمرکز کن، باشه؟

‫هی. نگران اون نباش

‫وقتی این‌جاست عین خرس گریزلی می‌مونه ‫ولی می‌دونی...

‫وقتی برمی‌گرده خونه، خیلی دل‌نازکه

‫باباجون دو تا دخترشه

‫یا خدا، یه موقع شکلات کم نیاری

‫اینا فقط برای یه روزمه

‫غواص‌ها، آماده‌این درها رو ببندیم؟

‫تیم الف آماده‌ست

‫تیم ب آماده‌ست

‫تیم پ آماده‌ست

‫درها دارن بسته میشن

‫درها بسته شدن. پله‌ها برداشته شدن

‫هلیوم 96.4 درصد، اکسیژن 3.6 درصد

‫نسبت گازها تایید میشه

‫دارم شیرها رو باز می‌کنم، آقایون

‫خودتون رو آماده کنین

‫« ذخیره‌ی اکسیژن » ‫« باز »

‫هیچوقت به این عادت نمی‌کنم

‫چی؟

‫« فشار هوا »

‫هم‌اکنون به کف دنیا رسیده‌ایم

‫حالا می‌تونین در عمق

‫نود متری آب دریا کار کنین

‫جایی که تاریکی مطلق و عین یخ سرده

‫و یادتون باشه، اگر قبل از کاهش فشار

‫از مخزن خارج بشید

‫اکسیژنی که حالا تک‌تک ‫سلول‌های بدنتون رو اشباع کرده

‫چنان با سرعت منبسط میشه

‫که تمام اعضای بدن‌تون ‫به معنای واقعی کلمه منفجر میشن

‫هردفعه همینو میگه

‫حالت چطوره، دانکن؟

‫حرف ندارم رفیق

‫حرف ندارم

‫کریس، دیو، شما خوبین؟

‫خیلی‌خب، میرم یکم استراحت کنم

‫وقتی به مقصد رسیدیم می‌بینمتون

‫وقت غذاست

‫محض رضای خدا، شرم و حیا داشته باش

‫یه چیزی بپوش

‫ولی قدیما، می‌دونی

‫وقتی تازه این‌کارو شروع کرده بودم ‫فقط دو تا چیز لازم داشتی

‫یکم عقل سلیم و یه بطری اسکاچ

‫باز شروع کرد

‫واقعاً عین غرب وحشی می‌موند

‫خداروشکر که دیگه اونجوری نیست

‫آره

‫گمونم من آخرین بازمانده‌ی اون نسلم

‫یجورایی عتیقه‌م

‫و برای همینه که دارن ‫منو از رده خارج می‌کنن

‫منظورت چیه؟

‫خب، شرکت، با درایت بی‌اندازه‌ش

‫تصمیم گرفته 20 سال برام کافیه

‫و این، می‌دونی، قراره آخرین شیفتم باشه

‫واقعاً؟ چرا چیزی نگفتی؟

‫چون نمی‌خواستم همه شلوغش کنن، می‌دونی

‫قبل از اینکه شروع کنیم

‫خوبی؟ همه‌چی مرتبه؟

‫آره. شوخیت گرفته؟

‫از خدامه یکم وقت آزاد داشته باشم

‫می‌دونی، میرم گلف بازی می‌کنم

‫ولی فکر می‌کردم می‌تونم ده سال دیگه کار کنم

‫یا بیشتر

‫اگر باعث دلگرمیت میشه، باید بگم

‫احتمالش زیاده که تا ده سال دیگه

‫ربات‌ها کاملاً جامون رو بگیرن، پس...

‫آره، دلگرم شدم دیو. ممنون

‫قابلتو نداشت

‫خب، سعی خودمو کردم

‫خیلی‌خب، دیگه میرم بخوابم

‫- شب بخیر ‫- شبت خوش

‫پس این آخرین غواصی‌مون با همدیگه‌ست

‫آره. منم باورم نمیشه

‫چرا کریگ‌بازی درنمیاری

‫و صندلی ریاست رو تصاحب نمی‌کنی؟

‫چیه؟

‫نه

‫من به درد مدیریت نمی‌خورم

‫و فکر نکنم بتونم اون بالا بشینم

More Farsi Persian subtitles for The Last Breath

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left