Les 200 premières lignes.
موسیقی واقعاً چیه؟
از لحاظ فنی، یه سری صداست که به هم وصل شدن
تا یه واکنشی رو توی ذهن انسان ایجاد کنن.
ولی خیلی بیشتر از این حرفاست.
خوشحالترین خاطرات من همیشه یه ربطی به موسیقی داشتن.
مامان که تو اتاق نشیمن داشت با آهنگای آریثا فرانکلین میرقصید.
وقتی آهنگ مورد علاقهش از رادیو پخش میشد،
ما دو تا بازنده تو یه خونه اجارهای نبودیم که صدای دعوای همسایهها رو میشنیدیم.
یهو حس میکردیم آزادیم.
یادمه پسانداز کردم تا اون سیدی رو براش بخرم.
و خیلی هم گرون بود لامصب.
یادمه اون نگاه از بالا به پایینی که پشت پیشخون بهم انداختن
وقتی با سکههایی که جمع کرده بودم پولشو دادم.
و یادمه با خودم فکر کردم هیچکس نباید اینجوری روی موسیقی قدرت داشته باشه.
و یادمه با خودم فکر کردم که یه روزی، اوضاع فرق میکنه.
چون همهچی دیجیتالی میشه.
خانمها و آقایان... لطفاً خوشآمد بگید به بنیانگذار اسپاتیفای،
آقای دانیل اک!
- اوه، دانیل! - تولدت مبارک!
الان همه از اینا دارن، وقتشه تو هم داشته باشی.
- حتماً گرون بوده. - مهم نیست.
- مطمئنی؟ - آره، بازش کن. دوربین داره، جیپیاس داره...
جیپیاس؟
یه نقشه دیجیتالی، که وقتی از مغازه داری میای خونه گم نشی.
هی، من هنوز اونقدرها هم پیر نشدم!
ولی... حالا باید شماره تلفنم رو عوض کنم.
آره. خب، نه تلفن ثابت. ولی برای اون یکی باید یه شماره جدید بگیری.
مرسی عزیزم. خیلی خوبه.
- وقت قهوه خوردنه؟ - کمک لازم داری؟
نه.
از بابا خبری نشد؟
نه.
هَسه بهم گفت ترفیع گرفتی.
نمیخوام کل زندگیم رو توی یه سایت کوچیک حراجی سوئدی بگذرونم.
ولی میتونستی یکم خوشحال باشی بابتش.
برای چیزای دیگه هم اقدام کردم. یه کار توی گوگل.
اوه. اون دیگه کجاست؟
کالیفرنیا.
میخوای اسبابکشی کنی؟
نمیدونم. حالا ببینیم چی میشه.
چرا اینا رو نگه میداری؟
نگه نمیدارم که.
یعنی چی نگه نمیداری؟ ایناهاش، همینجا دارن ولو شدن.
یه نگاهی بهشون میندازم، تخفیفها رو چک میکنم، بعد میندازمشون دور.
این همه کاتالوگ لازم نداری. چه اسرافی.
الکی گیر نده.
-من گیر نمیدم. -اتفاقا میدی.
بابا، از چیزای کوچیک زندگی لذت ببر! یه کم کیک بخور.
بیا اینجا!
-نه. -بیا، برقص!
-نه. -بیا با مامان برقص!
نه، نه...
اونا رو بذار زمین.
صبح بخیر.
-دنیل، میشه بیای اینجا؟ -آره.
تو یه کاری کردی؟
آره. الگوریتمشون رو فهمیدم. دیگه لازم نیست پول تبلیغات بدی.
-دنیل، گوگل زنگ زد. -آره؟
اونا این موضوع رو جدی میگیرن.
تریدرا ۶۰۰ جایگاه برتر رو در جستجوهای مزایده آنلاین داره.
تو باید خوشحال باشی.
دنیل... تو یه برنامه نویس فوقالعادهای،
ولی اگه کار تیمی نکنی، نمیتونیم اینجا داشته باشیمت.
نمیتونی گوگل رو هک کنی!
دنیل، اون آشغالها رو جمع کن!
دنیل!
دنیل؟
روز به روز سوئدیهای بیشتری از سرویس پایرت بی برای دانلود رایگان موسیقی استفاده میکنن.
اما شرکتهای ضبط موسیقی هشدار میدن که این نقض قوانین کپیرایته.
شرکتهای ضبط موسیقی شکایت میکنن چون میترسن پایرت بی ازشون جلو بزنه.
یه روز همه چی دیجیتالی میشد.
به همین سادگی بود. حتی کوپنهای تخفیف پنج کرونی مامان که اون و هزاران نفر دیگه جمع میکردن.
همهی اون کاتالوگهای کوفتی که سر از دم در خونهها در میاورد
و روی پیشخون هر آشپزخونهای تو کشور.
All the bloody catalogs that ended up on every doormat and kitchen counter in the country.
چطور یه همچین چیزی میتونه دیجیتالی بشه؟
اَدورتیگو. یه برنامهی کوچیک و کار راه بنداز.
یکی از اولین برنامهها بود که تونست تبلیغات رو با سلیقهی کاربرها تنظیم کنه.
یه کم سر و صدا کرد، ولی نه خیلی زیاد.
غول بازاریابی آنلاین سوئدی، تریدوبلر، امروز در...
...بورس نزدک استکهلم لیست شد.
اَدورتیگو رو دو تا پسر که تازه وارد صحنهی تکنولوژی سوئد شده بودن دیدن.
مارتین لورنتزون و فلیکس هَگنو تو فقط پنج سال، شرکتشون رو از...
...هیچی، به یه نیروی جهانی مسلط تو بازاریابی آنلاین تبدیل کردن.
ببخشید. من اومدم فلیکس هَگنو و مارتین لورنتزون رو ببینم.
حتماً، میتونید تو اتاق کنفرانس منتظر بمونید. بفرمایید.
۲۸، ۲۹، ۳۰...
از این طرف.
۳۲، ۳۳، ۳۴، ۳۵، ۳۶، ۳۷، ۳۸، ۳۹، ۴۰...
زود باش مارتین!
الان میان. قهوه، آب؟
نه، ممنون.
-سلام. -سلام! شما کارآموز جدیدید.
بشینید. فلیکس الان میاد.
شما به عنوان یه کارآموز یاد میگیرید که کارآفرینهای تکنولوژی هیچوقت سر وقت نیستن.
فکر میکنن دنیا مال اوناست.
حق با اوناست، هست.
مثل همون آقایی که امروز میخوایم ببینیمش.
دنیل اِک. یه شرکت نابغه درست کرده.
عجب چیزیه.
شرکتها ۱۰٪ از درآمد را برای هر کلیک به صفحهشان میگیرند.
آنها عادتهای کلیک شما را میخوانند و تبلیغاتی را که میخواهید به شما میدهند.
ما سالها تلاش کردهایم که برنامهنویسانمان این کار را انجام دهند.
او چطور این کار را میکند؟
فکر کنم نقشه این است که ما ادورتیگو را بخریم
و بعد اِک هر غلطی که دلش بخواهد بکند.
- نه مثل من و تو... - مارتین؟
اوم، این سمیر است، او قرار است اینجا کارآموزی کند.
دنیل؟
-هی! -ببخشید دیر کردم.
مشکلی نیست.
-فلیکس. -خوشوقتم.
آیا همدیگر را ملاقات کردهاید؟
-مارتین لورنتزون. -دنیل.
-چند سال داری؟ -۲۲.
خیلی خب... چقدر حاضری برای شرکت من بپردازی؟
تبریک میگم، دنیل! شامپاین چطوره؟
خوبه. بد نیست.
-فقط بد نیست؟ -آره.
تو الان شرکتت را به قیمت ده میلیون فروختی.
یه کم لبخند بزن!
اجازه بده یه چیزی ازت بپرسم... تو در سیلیکون ولی کار میکنی، درسته؟
آنها چه کاری انجام میدهند که ما انجام نمیدهیم؟
چرا آنها باید دنیا را تغییر دهند در حالی که ما ور میرویم با
ابزارهایی برای تبلیغات؟
-میخوای با سیلیکون ولی رقابت کنی؟ -چرا که نه؟
ما برنامه نویسها و استعداد رو داریم.
-چرا نشون ندیم ما هم به همون خوبی هستیم؟ -باشه. طرح.
اگه میخواید با بزرگترها رقابت کنید، من هستم.
هیچی جلوتون رو نگرفته.
یه ودکا.
باقیاش رو نگه دار.
ممنون.
یکی دیگه.
بفرمایید.
دنیل؟
هی، سلام.
خیلی وقته.
-واقعا. -از دیدنت خوشحالم.
-منم همینطور. -اون اجرا رو دیدی؟
آره، من فقط آخرش رسیدم،
ولی خیلی خوب بود. کاملا غیر واقعی.
خیلی ممنونم.
چه خبر؟ کسی رو از کلاس میبینی؟
از کلاس...
تو فقط عاشق همه در دبیرستان بودی.
یه همچین چیزی.
خیلی خب. ولی لحظاتی داشت.
مثل وقتی که هک کردی به کامپیوترهای مدرسه. یادت هست؟
یادمه. آره، اون واقعا سرگرمکننده بود.
هنوزم تو رَگسوِد زندگی میکنی؟
آره، اوهوم. ببخشید، ولی خیلی خفن بودی!
جدی میگم. همیشه میدونستم خوبی، ولی این یه سطح دیگه بود.
ممنون! گلوب آرنا نیست، ولی...
نه، ولی... بهش میرسی.
خب، این... راستش، یه نفر از سونی اینجا بود.
اینم از این. قرارداد ضبط!
خواب ببینی.
خب... الان خوشحال میشم اگه
مردم دست از فیلم گرفتن از اجراهای من بردارن و تو پایرت بِی نذارن.
-آره. -ولی... تو چیکار میکنی؟
هیچی. یه شرکت رو به قیمت 10 میلیون فروختم، غیر از اون...
چی؟ شوخی میکنی؟
-نه. -عزیزم؟
-سلام! -آمادهای بریم؟
آره! ایشون دانیل هستن.
نابغه کامپیوتر از رَگسوِد.
تو دبیرستان همکلاسی بودیم.
-باشه. سلام. -سلام.
و ایشون تازه میلیونر شدن. اوهوم.
اوهوم، چه باحال!
آره، خیلی باحاله.
-ولی، ام... -بریم؟
بفرمایید!
دفعه بعد که اومدی کنسرت، اسمتو تو لیست مهمونا مینویسم.
خیلی ممنون.
-از دیدنت واقعا خوشحال شدم! -منم همینطور.
-خداحافظ. -خداحافظ.
تو هم همینطور. خداحافظ!
-مرسی بابت این شب. -تو هم.
گلوب آرنا!
یه دونه دیگه.
دو تا کابانوس دوبل با همه چی، یه آلپن وورست و دو تا چوریزو. چیز دیگهای هم میخوای؟
آره، سیب زمینی سرخ کرده و یه میلک شیک وانیلی هم بده.
اوه! ممنون.
خوشت نیومد؟
نه، اتفاقا خوشم اومد. خوبه.
میذارمش کنار اون توستر جدیدی که بهم دادی،
کتری برقی جدید، و کتری آب جدید، و ساندویچ ساز جدید.
میفهمم که خریدن چیزای جدید توسط من باید خیلی آزاردهنده باشه.
نه. ببخشید، دنیل، این فقط...
فقط یه کم غیرضروری به نظر میاد، دنیل.
-من با همون قدیمیها خوشحال بودم... -آره. نه، میفهمم.
حالت چطوره؟
همه چی برام عالیه.
سر کار خیلی مشغولی؟
کدوم کار؟ من دیگه کار نمیکنم. من پولمو درآوردم، خودت که میدونی.
ولی فقط بحث پول درآوردن نیست.
نیست؟
پس لولهکشها برای این توالتهای مردم رو تعمیر میکنن چون فکر میکنن خیلی سرگرمکنندهست؟
No comments yet. Be the first to leave one.