Les 200 premières lignes.
روز بعد از خواب بیدار شدم
از در بیرون رفتم
یه پاپاراتزی رو سمت چپم تو گوشه دیدم اصلاً برام مهم نبود
بعد به بازار ویکتوآلین رفتم
برای خودم یه چوب شور و یه آبمیوه گرفتم
و بعد از میدان گارتنر به سمت میدان ایزار قدم زدم
به سوی جزیره کوچیک رفتم
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس
اول مجبور شدم پاهام رو تو ایسار فرو کنم
چون خیلی درد می کشیدند
آره و بعد اونجا نشسته بودم و به شب قلبش فکر می کردم
اما ساکت بود
مونیخ مرده بود
به خوبی مرگ
فصل پنج چراغ ها در مونیخ خاموش میشند
قبل از هر رویدادی ، کنفرانسهای مطبوعاتی زیادی برگزار میشه
مسابقه لیگ قهرمانان اروپا اما نه قبل از فینال
و حالا در ورزشگاه خودت
چه حسی داره اینجا نشستی؟
ما به اندازه کافی پرسیدیم که اوضاع چطوره
اینکه آیا این موضوع ذهنت رو مشغول کرده یا نه اینکه اینجا بازی کنی
و حالا اینجا نشستی
من قبل از مسابقه هم فکر کردم واقعا کی برنده مسابقه میشه؟
از تاریخ ؛ آیا تیم اول بایرن مونیخه؟
اولین فینال لیگ قهرمانان اروپا
در مونیخ با سرمربی که تا حالا همه چیز رو برده
یا شاید هم چلسی؟
که صاحبش مبلغی باورنکردنی رو برای بردن جام صرف کرده
کی برنده میشه؟
برای رسیدن به فینال باید یه تیم داشته باشی
و فکر میکنم بازی شنبه برای ما خیلی سخت باشه
قدرت این تیم در این بود که هیچوقت تسلیم نشدند
ما همیشه باور داشتیم که میتونیم در مسابقه برنده بشیم
اما به آینده دور فکر نمی کنی
به عنوان آوردن جام به لندن
راستش رو بخواید همینطور هم بود
نسلی از بازیکنان که لیاقت بالا بردن جام رو داشتند
اما درواقع این نسل دوران اوجش رو پشت سر گذاشته
مقصدشون این نبود
میتونم تصور کنم
چه احساسی بازیکنان موقع بازی در استادیوم خودشون داشتند
و داشتن رختکن مخصوص خودشون و اینکه دائما به اونا گفته میشد
خب بچه ها این مال شماست فقط کافیه برید به دستش بیارید
چلسی واقعا خوب عمل نمی کنه
و اونا فصل عجیبی رو پشت سر گذاشتند
در سال ۲۰۱۰ ما غافلگیرکننده بودیم و این حس رو داشتیم
چطور در فینال خوب بودیم
در سال ۲۰۱۲ این حس رو داشتیم که هنوز لیاقت حضور در اونجا رو داریم
این بار ما ضعیف تر یا غریبه تر نیستیم
بدون تکبر به دور از هر گونه تکبر
برای ما واضح بود که این بار ما قهرمان لیگ قهرمانان اروپا میشیم
فضای خیلی خوبی بود
چه انتظاری برای آنچه قرار بود اتفاق بیفته داشتیم
توی کل شهر متوجهش می شدید
آره پسرا
تمام شهر
مثل ضربان نبضی بود که مدام تندتر میشه
همه چیز با رنگ قرمز و سفید تزئین شده بود
من بیست ساله که در مونیخ زندگی می کنم هیچوقت شهر رو اینطوری ندیدم
سفر در مونیخ با جام قهرمانی خیلی خاص بود
ویلی سانیول اونجا بود پاول برایتنر
هرجا میرفتی مردم دیوونه شده بودند
همه اونا فقط می گفتند
ما این جام رو میخوایم ما این جام رو میخوایم
توی یه تونل بودی در حالی که هنوز در مونیخ رانندگی یا پیاده روی می کردی
همه جا ازت تعریف میشد
صرف نظر از اینکه کجا بودی اگه از خونهات بیرون میومدی
اگه به پیاده رو می رفتی مثل یه جنگل بود
مردم همیشه باهات صحبت می کردند
ما به نتیجه میرسیم، به نتیجه میرسیم، به نتیجه میرسیم
تماشای عمومی: در هر فضای خالی یک تلویزیون نصب شده بود
مردم همیشه میگند روز مسابقه استراحت کنید
یه ساعت استراحت کنید
پس چشماتو نمی بندی ؛ باور کن
و حالا داریم میریم سراغ بزرگترین مسابقه ...بله ؛ به بزرگترین مسابقه ممکن میریم
به قرارِ بزرگترین مسابقه تاریخ باشگاه میریم
این بزرگترین رویداد ورزشی در این شهر از زمان فینال یورو ۱۹۸۸ئه
دیگه چی به جز بردن لیگ قهرمانان اروپا توی خونه خودت میخوای؟
این بزرگترین مسابقه تاریخ بایرنه
کی میتونه بگه که در فینال لیگ قهرمانان در خونه خودش بازی کرده؟
تو ورزشگاه خودش؟
این آخرین داهوآمه
و بعد دریای سرخ طرفداران رو می بینی و با خودت میگی
خب این قراره یه چیز متفاوت باشه
در پایان بازی مونیخ، شعار بزرگ ورزشگاه ما پر شده بود
شهر ما ؛ ورزشگاه ما ؛ جام ما
وقتی طرفداران رو می بینید اون انگیزه خالص بود
ما میدونستیم که بایرن مدعی اصلی فیناله
یجورایی میشه گفت که این بازی خونگی بایرن بود
این هم یجورایی به ما انگیزه میداد
بیاید نگاهی به ترکیب اصلی اول بایرن بندازیم
ما سه بازیکن داشتیم که نتونستند در فینال بازی کنند
دیوید آلابا هولگر باداشتوبر و لوئیز گوستاوو
در نتیجه مجبور شدیم ترکیب رو عوض کنیم
دیگو کونتنتو در پست دفاع چپ بازی میکرد و آناتولی تیموشچوک به عنوان مدافع میانی بازی میکرد
تیمو بازیکن خیلی خوبی بود
کسی که همیشه تلاش می کرد
همینطور دیگو کونتنتو که به ندرت فرصتی برای دیده شدن پیدا میکرد
اما از آکادمی خودمون اومده بود
یوپ پیش من اومد و گفت دیگو دارم بهت یه فرصت میدم
تو میدونی چه تواناییهایی داری و من میتونم بهت اعتماد کنم
برای من به عنوان یک پسر مونیخی که سالها فقط برای بایرن بازی کرده بودم
درست مثل یه رویا بود
یوپ میخواست منو به سمت چپ منتقل کنه
به طوری که فیلیپ لام در سمت چپ، یعنی سمت قوی چلسی، قرار داشت
سمت چپ چلسی واقعاً قوی بود
چلسی هم غایب هایی داشت اینو نباید فراموش کنیم
اونا همینطور برای کارت زرد چندتا از بازیکنانشون از فینال محروم بودند
ما مدافع نداشتیم
ما با این حال
گری کیهیل و داوید لوئیز که هر دو بازی کردند رو در اختیار داشتیم
جان تری محروم شد
خوشبختانه، هر دوی اونا موفق شدند خودشون رو در وضعیتی
برای انجام بازی قرار بدند
پایتخت باواریا با لباس قرمز
و بلوز شروع میکنه
ما کلی جابجایی داشتیم
ما در بازی خوب بودیم فعال بودیم
ما بازی رو کاملا در اختیار داشتیم
واقعا
همونطور که گفته شد چند تغییر از رئال مادرید داشتیم
اما ما بازی رو تحت کنترل داشتیم و به وضوح تیم برتر بودیم
این یه بازی بود که بایرن واضح بهش تسلط داشت
و مهم بود که ما
به ویژه بازیکنان تهاجمی تحت کنترل بودند
بعد سعی کردیم خودمون حمله کنیم
وقتی بازیکنان ما فرصت داشتند
در واقع من کار زیادی برای انجام دادن در اون نداشتم
من هیچوقت واقعاً توی بازی نبودم
اونا خودشون رو به سمت هر توپی پرت می کردند اما مقابل دروازه بان قرار نمی گرفت
شلوغی یه طرفه بود
به نظرم بازی ما خیلی خوب بود
تنها نکته، تبدیل تصادفی بود
ما چند موقعیت خیلی خوب داشتیم
شوتهای ما به سمت دروازه خیلی دقیق نبودند
همونطور که معمولا بودند
شاید نوعی اضطراب یا نگرانی خاصی بود
آشفتگی اونجا بود
چند نکته بود که شاید خیلی عجولانه بود
من در تمرین از ده، ده امتیاز گرفتم
یا با داخل پا به سمت گوشه
یا فقط بند کفش رو داخل تور قرار دادند
و من اونجا عقب افتادم
برای همین بود که تکل رفتم
اما اگه از دیدگاه یه نویسنده بهش نگاه کنید البته
شکاف بزرگی از تعلیق ایجاد شد
در تمام طول بازی ما مدام حمله می کردیم
اما هر بار هیچ اتفاقی نمیفتاد دوباره چیزی نمیشد
آره و بعد یکی وارد دروازه شد
بعد در مونیخ قطعی برق رخ داد
ما اینو حس کردیم ما در زمین حسش کردیم
و ما متوجه شدیم که ورزشگاه هم همین حس رو داشت
مولر و گل ؛ گل دقیقه 83، توماس مولر، مونیخ منفجر شد
واقعا عالی بود
اون انفجار ؛ اون افنجار برای همه افرادی که درگیر بازی بودند
و مونیخ منفجر شد
و میتونستید صدای تمام شهر رو بشنوید
هنوز اونو پیش روی خودم دارم
حسی بود که نمیتونی توصیفش کنی
به هیچ وجه قابل درک نبود
هنوز چشمهای بقیه تو ذهنمه
اشک تو چشمام جمع شد واقعاً همینطور بود
روی زمین ایستادم و فکر کردم حالا دیگه تمومه
حالا تو خونه خودمون جام رو می بریم
اون لحظه رستگاری بود
صحنههای روی سکوها
منم داشتم دیوونه میشدم جدی میگم
توسط بازیکن ما با شماره ۲۵
توماس مولر ؛ توماس مولر توماس مولر
اون لحظه باقی میمونه
هیچکس نمیتونه اونو از ما بگیره
بایرن مونیخ یک ؛ چلسی صفر لطفا ؛ ممنونم
با خودم گفتم دیگه هیچکس نمیتونه اینو از ما بگیره
نحوه بازی قبل از اون
بدون هیچ شانسی، بدون هیچ کاری از چلسی
با خودم گفتم : اینجا امنه
در طول شادی گل به سمت یوپ هاینکس رفتم
چون توماس واقعا می خواست بره از قبل خسته شده بود
اون گفت: «خب، چیکار کنیم؟ باید دنیل ون بویتن رو بیارم؟
و واضحه که وقتی در دقیقه ۸۸ یک بر صفر جلو هستی چه اتفاقی قراره بیفته
چلسی چیکار می کنه؟
اونا معمولا فقط با توپ های بلند بازی می کردند
به نظرم یه تعویض کاملا منطقی بود
من ضربه خورده بودم یک بازیکن مهاجم بیرون رفت
و دنیل ون بویتن، که احتمالاً قویترین بازیکن ما در هواست وارد زمین میشه
به عنوان یک مربی، تقریباً نمیتونی منطقی تر از این باشی
مربی گفت
من بهت نیاز دارم پس واقعا انجامش بده
من هنوز هم معتقدم که تصمیم درستی بود
برای آوردن دانیل ون بویتن
چون در اون زمان هم چلسی فقط از توپ های بلند استفاده می کرد
گلی که به ضرر ماست
یکم دیر رسید که به ما زمان زیادی نداد
بعد چندتا تعویض داشتیم
تورس به زمین اومد ما چیزی برای از دست دادن نداشتیم
ما یک بر صفر عقب بودیم پس باید یکم ریسک می کردیم
امروز واضح بود که اونا بدتر بازی کردند
مطالب علیه تورس بود
اون سریع بود منم سریع بودم
No comments yet. Be the first to leave one.