Les 200 premières lignes.
در هزارمین روز محاصره سیاتل
جامعه مسلمانان خواستار پایان یافتن
اشغال مساجد توسط ارتش شد
بودجه امنیتی كشور تصویب شد
پس از گذشت 8سال، مرزهای انگلیس همچنان بسته خواهندماند
اخراج مهاجران غیرقانونی ادامه خواهد داشت
صبح بخیر اولین خبر
«جهان بشریت امروز با شنیدن خبر مرگ «دیهگو ریكاردو
جوانترین فرد روی زمین متحیر شد
دیهگوی» جوان در نزدیكی یك رستوران، پس از آنكه»
از امضا دادن امتناع كرد، به ضرب چاقو مجروح شد
شاهدان اعلام كردند
ببخشید
كه «دیهگو» به صورت هواداری كه امضا خواسته بود، آب دهان پرتاب كرد
او طی مشاجرهای كه پیش آمد، كشته شد شخص هوادار نیز پس از انجام این عمل
قهوه لطفاً سیاه باشه
توسط مردم خمشگین كشته شد
دیهگو» متولد سال2009، فرزند» «مارسلو» و «سیلویا ریكاردو»
زوجی از طبقه كارگر ساكن مندوزا بود
در تمام زندگی خود با شهرت و
و فشار ناشی از جوانترین فرد زمین بودن مبارزه میكرد
دیهگو ریكاردو» جوانترین فرد سیاره»
18سال و 4ماه و
20روز و 16ساعت و 8دقیقه عمر كرد
او در تمام زندگیش نمادِ تلخی از
18سال ناباروری بشریت
و آثار آن در زندگی انسانها بود
به نظر میرسد كه یك زن، صاحبِ مقامِ جوانترین انسان شدهاست
او 18سال و 5ماه و 11روز، سن دارد
«فارون» «آقای «گریفیتس
این حادثه بیشتر از چیزی كه فكرش رو میكردم روی من تأثیر گذاشته، قربان
اگه اشكالی نداشته باشه، ممنون میشم كارم رو توی خونه تموم كنم قربان
نیازمند از بین بردن خانواده و اجتماع است
اون دندانپزشكمه اون نظافتچی منه
اون یه پیشخدمته اون دختر خالمه
اونها مهاجرانِ غیرقانونی هستند
كار، غذا و پناه دادن به مهاجران غیرقانونی یه جرمه
این زندگی توئه
تو انتخاب میكنی
هی، رفیق
خوشحالم كه میبینمت بیا
میدونی كی این كار رو كرده
مسلمانها گروه ماهیها كی میدونه
شرط میبندم كه كار دولت بوده
هر وقت یه سیاستمدار مشكلی داره، یه بمب منفجر میشه
توی این ماه، بار دومه
تو خوبی وحشتناك بود
خوشحالم كه خامه و شكر نمیخوری رفیق
از دست دادن تو و دیهگو كوچولو توی یه روز قابل تحمل نیست
خُب بدتر هم بود همه گریه میكردن
منظورم دیهگو كوچولوئه اون یه آشغال بود
آره، ولی جوونترین آشغال روی زمین بود
انگشتم رو بكش زود، زود
لعنتی حال آدم رو به هم میزنی
«مهاجران غیرقانونی اونا رو میبرن به «بِكسهیل
مهاجرهای بدبخت
بعد از فرار از اون همه بدبختی و اومدن به انگلیس
دولت ما مثل سوسك شكارشون میكنه
با هیچ دختری رابطه داری نه
اونی كه باهاش ناهار خوردیم چی اسمش «لورن» بود
لورنا» مال خیلی وقت پیشه»
ازش خوشم میاومد، چی شد تصمیم به آمرزشطلبی گرفت
آمرزشطلب شد همونهایی كه یك ماه برای رستگاری زانو میزنن
نه اونها «توبهكار» هستند
آمرزشطلبها برای آمرزش انسانها خودشون رو شلاق میزنن
اوه، درسته
قرار گذاشتن دیگه مثل قدیما نیست، درسته
روز تولدت چیكار كردی هیچی
بگو حتماً یه كاری كردی
نه مثل بقیه روزها
بیدار شدم، حس مزخرفی داشتم رفتم سر كار، حس مزخرفی داشتم
به این میگن «خماری»، رفیق
حداقل با خماری یه چیزی حس میكنم
راستش رو بخوای، «جاسپر»، گاهی اوقات
همیشه میتونستی بیای و با ما زندگی كنی
آره، ولی اگه این كار رو میكردم كسی رو نداشتم بهش سر بزنم
ببین كی اومده «تئو» اومده
هی «جنیس» چطوری تئو» اومده»
همون شورشی با هدف گمشده
اون عاشق این رنگه
اینطور نیست عزیزم
ممكنه به كار من نیاد
نشانی از باقی موندن كسی وجود نداره
كی مسئول تداركاته
دولت وسایل خودكشی و ضدافسردگی رو توی سهمیهاش قرار میده
ولی حشیش هنوز غیرقانونیه
الان بیشتر «ماریجوانا»اَم رو به «بكسهیل» میفرستم
یه رفیق ازم میخره و قاچاقی میبره اونجا
حدس بزن شغل اصلیش چیه
پلیس مهاجرت
این، یكی از مزایای نزدیك شدن به اردوگاه آوارگانه
بیا، امتحان كن
سرفه كن
سرفه كنم سرفه كن
طعم چی میده توتفرنگیه
این، سرفه با طعم توتفرنگیه
خُب، تشكیلات پروژه انسانی یه شامی رو تدارك دیدن
و عاقلترین افراد دنیا هم اونجان
پروژه انسانی چرا مردم همچین مزخرفاتی رو قبول میكنن
میدونی، حتی اگه یه همچین آدمهایی با این امكانات توی مكانهای نامعلومی بودن
چه غلطی كردم خیلی قوی بود
اگه اونها درمان ناباروری رو هم پیدا كرده بودن دیگه اهمیتی نداشت
خیلی دیر شده دنیا تخریب شده
میدونی چیه
قبل از قضیه ناباروری هم دیر شده بود
میخواستم شوخی كنم، مرد
ببخشید، بگو
نه دیگه، نمیگم نه، بگو دیگه، جاسپر
نه، گور باباش، دیگه نمیگم خوبه، بگو
باشه تشكیلات پروژه انسانی یه شامی رو
برای تمام دانشمندان و نخبگان دنیا تدارك دیده
اونها نظراتشون رو درباره بزرگترین معمای موجود میگن
چرا زنها باردار نمیشن چرا دیگه نمیتونیم بچهدار بشیم
بعضهاشون میگن به خاطر مسائل ژنتیكیه
اشعه گاما، آلودگی و همون چیزهای همیشگی
حالا هرچی اون گوشه یه انگلیسی نشسته
كه هیچ حرفی نزده و فقط داره غذاش رو كوفت میكنه
خُب اونها ازش میپرسن
اونها مگن: به نظر شما چرا انسانها دیگه بچهدار نمیشن
و اون درحالیكه داره یه بال بزرگ رو گاز میزنه به اونها نگاه میكنه
و میگه «من بهترین نظر رو ندارم» اون میگه
ولی این لكلك واقعاً لذیذه اینطور نیست»»
داشته یه لكلك مزخرف رو میخورده
داشته یه لكلك رو میخورده
ایتالیا
حالت خوبه رفیق
آره هنوز از اون موقع گوشهام داره سوت میكشه
خُب فكر نكنم یه كم موسیقيِ «زِن» اذیتت كنه
صبح بخیر ساعت 7:59
شهروندان انگلیسی، كارتهای شناساییشون رو
در بیارن، بقیه به دستورات عمل كنن
برو عقب برو عقب
خودشه
سر آشغالت رو بیار پایین برو
سر آشغالت رو بیار پایین باشه، باشه
برو تو ببرش تو، ببرش تو
پاهای لعنتیش رو بگیر
برو، برو، برو، برو
تو، توی قلمرو قضایی گروه ماهیها هستی
گروه ماهیها با دولت انگلیس در حال جنگه
تا موقعی كه اونها برای تمام مهاجرها حقوق یكسانی رو قائل بشن
ما نمیخوایم اذیتت كنیم میخوایم با تو حرف بزنیم
ولی حركت احمقانهای نكن
بازش كنید خطرناكه
بازش كن
«این منم «تئو»، «جولین
خیلی منو ترسوندی
به خاطر نمایش متأسفم ولی چارهای نداشتم
پلیس این اواخر خیلی اذیتمون كرده
اوضاعت چطور بوده
عالی بهتر از این نمیشده
چراغها رو خاموش كنید
پلیس هنوز هم اون عكس قدیمی تو رو توی پوسترها میندازه
عدالت در موردت اجرا نمیشه
پلیس درباره عدالت چی میدونه
خُب، شماها دقیقاً چیكار میكنید
گروه ماهیها برای تساوی حقوق برای تمامی مهاجرها میجنگند
اون میدونه ما چیكار میكنیم
میدونم كه دیروز تقریباً داشتین منو توی كافیشاپ منفجر میكردین
گوشام هنوز داره سوت میكشه
ما بمب نمیندازیم كار دولته
با این كار ایجاد وحشت میكنن
پس لیورپول چی
بعد از لیورپول بمبگذاری رو متوقف كردیم
و شروع به صحبت كردن با مردم كردیم
«و اونها دارن به ما ملحق میشن، «تئو انگلیسیها هم همینطور
من در مورد مسایل سیاسی حرف نمیزنم
قبلاً كه همش همین كار رو میكردی این قضیه برای 20سال پیشه
الان بیشتر موفقم
بیا «تئو» با هم قدم بزنیم
فكر نمیكنم كار درستی باشه بیا
سیگار میكشی آره، فایدهای نداره
جریان مادرت رو شنیدم متأسفم
خانوادهات موقع اون اتفاق توی نیویورك بودن
آره، خُب این دنیاییه كه توش زندگی میكنیم، نه
چرا من اینجام، «جولز»
من به كمكت احتیاج دارم، برگه عبور میخوام
برای خودم نمیخوام برای یه دختر، اون یه مهاجره
باید ببریمش ساحل و از ایستهای بازرسی عبور كنیم
من نزدیك 20سال تو رو ندیدم، حالا اومدی و برگه عبور میخوای
میتونی این كار رو بكنی نمیفهمم، چطوری
میتونی از پسرخالهات بخوای
دولت روی اشیاء هنری اون سرمایهگذاری میكنه اون به برگهها دسترسی داره
آره، ولی اصلاً همچین كاری رو نمیكنه اگه ازش بخوای میكنه
نمیتونم خیلی خطرناكه
5000پوند بهت میدم میدونم به پول احتیاج داری
درباره چی حرف میزنی
من به پولهای آشغال تو احتیاجی ندارم بسیار خوب، متأسفم
اشتباه كردم
میدونی اون صدای سوتِ توی گوشهات چیه
صدای از بین رفتن سلولهای شنواییه صداش مثل صدای یه قوئه
وقتی از بین بره، دیگه توی اون فركانس صدایی نمیشنوی
تا موقعی كه هست ازش لذت ببر
همچین اتفاقی اصلاً نیفتاده
پس صدات درنیاد چون ما مراقِبت هستیم
موقع كار، موقعیه كه خوابی
وقتی كه دستشویی میری مراقبتیم تمام اوقات مراقبتیم
لعنتی دهنت بو میده
نه، بو نمیده چرا، میده
فكر «جولیا» بود كه تو رو بیاریم اینجا اون ریسك بزرگی كرد
No comments yet. Be the first to leave one.