Les 161 premières lignes.
🐈 SubNeko
بهشت جهنمیان
گلی کمرنگ، بیصدا شکفت در این حوالی
نه با سرخیِ آتشین، که با سوسویِ زلالی
عمریست ایستادهام، پایم اسیرِ گذشته است
گر بندِ این دوگانگی از پایم گسسته است،
آیا کنارِ این گل، مجالی برای شکفتنم هست؟
آینده میچکد ز میانِ انگشتانِ دست
تاوانِ کدامین گناه است این دردِ بیامان؟
پیوسته خنجر میزنم بر قلب و جان
و در حسرتِ یک دلخوشیِ ساده، دو دلم
میخواهم اکنون پای در این نقطه نهم
آن گل به صد وقار شکفت و شد عیان
همین برای شادیام بس بود در این جهان
تنها امیدم، محافظت ز یک برگ و بار بود
در آرزوی قدرت، دلم بیقرار بود
همان نقطه ضعفی که طرد کردم، دوباره برداشتم
رهایی ز دوگانگی را دگر محال پنداشتم
در دلِ همین تضاد است که خود را یافتم
چون ریشهای که در خاک، محکم شکافتم
یا چون رقصِ برگی، زودگذر در مسیرِ باد
آرام رها میشوم تا شکوفا شوم شاد
بهشت جهنمیان
عشق و کارما
بچهها، هوای داداشمو داشته باشین.
گور بابای این حرفا. من کلهی اون هیولا رو میکنم.
این کار تنسن رو نمیکشه.
خودم میدونم بابا! اصطلاحه!
فقط همون کاری که داداشم میگه رو بکنین!
خفه شو، زننما!
احمقا.
بکشین عقب، احمقا.
گیر افتادم تو دفاع.
داداش!
گفتم بکشین عقب!
نمیتونم جلوی همهی اون شاخکها و هاگها رو بگیرم.
لعنتی.
وقتی با هم ترکیب میشن، دو برابر حمله میکنن.
اون کوتوله و پیرمرده تو استفاده از تائو گند میزنن.
تائوی توما باهاشون تضاد نداره.
اما تائوی من با مال تائو فا تداخل داره و برای جو فا هم یه نقشهای تو سرم دارم.
من تنها کسیام که میتونه این هیولا رو بکشه.
در مورد تائوی آب،
چیزایی که حاوی این عنصرن، مثل شاهبلوط، سویای سیاه، کلیه یا مثانه،
میتونن جمعآوری و تخمیر بشن تا عرقیجات آغشته به تائو تولید بشه.
اسم شخص رو روی یه طلسم معطر بنویس.
یامادا آسائمون توما
این کاتالیزورهای سرشار از تائو با هم تشدید میشن،
و بهت اجازه میدن بخت و اقبال و وضعیت فعلی هدفت رو ببینی.
چوبه.
یامادا آسائمون توما
آیندهی برادرت نشانهی شومی داره.
خودم تنهایی انجامش میدم.
همیشه همین کارو کردم. مشکلی نیست.
حیوونای زبونبسته.
میکشمتون.
حالت خوبه، داداش؟
چی؟
بهتره این کار جواب بده.
جواب میده.
دیدی؟
با تقویتِ فلز من توسط خاکِ تو میتونیم با تائوی تائو فا تضاد ایجاد کنیم.
پس ترکیب دو تا مرد هم جواب میده.
اینطور به نظر میرسه. بیا فشار رو بیشتر کنیم.
من اون هیولا رو میکشم!
آشغال عوضی!
عوضی خودتی!
گفتم من اون هیولا رو میکشم!
سر راهمون سبز نشو!
اگه خیس بشی، زخمات دوباره دهن باز میکنن.
هیچیم نمیشه، احمق.
داداشم گفت بکشیم عقب، پس بکش عقب.
وقتی راهزن بودیم، حتی یه بار هم ندیدم جواب پس بده.
تنها کاری که میکرد تقلید از من بود.
بالا رو نگاه کنین، احمقا.
ها؟
اونا پشتورو شدن؟
دارن حالتشون رو از حمله به دفاع تغییر میدن.
دارن به نیمهی آسیبدیدهشون استراحت میدن.
بریدن اون ما رو به هیچجا نمیرسونه.
باید تاندنِ جو فا و تائو فا رو همزمان نابود کنیم.
با من بیا، پیرمرد.
چی؟
از هم جدا میشیم. ما با هم جو فا رو میکشیم.
من یه نقشه دارم.
شماها تائو فا رو بکشین.
همون روشی که قبلاً استفاده کردین باید جواب بده.
بسیار خب، داداش.
دقیقاً باید چیکار—
خیلی سؤال میپرسی.
آخ. دردم اومد، داداش.
همهچیز رو به خودت میسپارم.
از اون کلهات استفاده کن.
الان دیگه میتونی این کارو بکنی، مگه نه؟
نیازی به دستور دادن نیست.
میدونی که، روت حساب باز کردم.
نقشهی من بدون مهارتهای مردی که تو هشت استان بیهمتاست، عملی نمیشه.
خـ-خب، در این صورت...
این همون قیافهایه که داداشم موقع دستور دادن به زیردستاش میگیره.
برای دفاع از خودتون دارید جون میکنید.
تا حدی دلم براتون میسوزه.
اما اونا بیشتر از چیزی که فکر میکنین بزرگ شدن.
اگه همینطوری بغل هم بمونین همدیگه رو تا حد مرگ له میکنین.
از هم جداتون میکنم.
مگه همینو نمیخواستین؟ که با هم بمیرین؟
داداش!
دارن همزمان به هر چهار تای ما واکنش نشون میدن.
هیچ فرصتی برای حمله به تاندنشون نیست.
کوتوله و زننما، هوامو داشته باشین!
چی؟
من براتون یه راه باز میکنم!
قصد داری چیکار کنی؟
نمیدونم، اما بیا بهش اعتماد کنیم.
گانتتسوسای!
من خوبم. بیاین ادامه بدیم!
امکان نداره حالش خوب باشه.
فقط داره ادای آدمای سرسخت رو درمیاره.
پارگیها و کوفتگیهای بیشمار... آسیب به اندامهای داخلی.
مبارزههای پشتسرهم داره اونو به حدش میرسونه.
توما!
تائوی تو کلید نقشهی برادرمه.
خودتو جمعوجور کن.
مـ-منو ببخش.
بیخیالش. بریم!
بدن همهمون لتوپار شده.
اما اگه این شانس رو از دست بدیم...
نمیتونیم برنده بشیم.
آمادهست، جوجهها.
ضربهی دروازهشکن!
دارن خودشونو ترمیم میکنن! این فرصت رو از دست نده توما!
تاندنِ تائو فا کجاست؟
پایین سمت راست! تو موقعیتِ سگ!
جو فا!
دیگه نزن... خواهش میکنم.
تائو فا!
هنوز نمردن؟
تائوی من نمیتونه روشون اثر تضاد بذاره.
برای کشتنشون، باید جلوی ترمیمشون رو بگیریم
البته بعد از نابود کردن تاندنشون.
داداش؟!
سلاح مخفی من.
در واقع برنامه داشتم از این برای کشتنِ اون شینوبی کوتولهی آتیشی استفاده کنم.
اما سهم شما شد.
این همون عرقیجات آغشته به تائوئه که اونا استفاده میکنن.
با خودم گفتم تائوی آبشون رو کش برم.
و حسم هیچوقت بهم دروغ نمیگه.
سریع داره اثر میکنه.
عنصر تضاد داره جلوی ترمیمت رو میگیره.
هر چی درباره تداخل و تائو میدونستی رو لو دادی.
واقعاً فکر کردی تغییر موضع دادم و اومدم سمت شما؟
حقته.
با پشیمونی از درافتادن با من و داداشم جون میدی.
چقدر حالبههمزن.
حالبههمزن؟
داداش من یه آدم به شدت عوضیه.
هی، اونا رو نکش.
دلت براشون سوخت، پیرمرد؟
من گفتم خودم کار این هیولا رو تموم میکنم.
این اصلاً برام جالب نیست.
به من که خوش گذشت، خانوم.
متأسفم، تائو فا. من... من...
No comments yet. Be the first to leave one.