Les 200 premières lignes.
تقديم به تمام پارسيزبانان جهان
زيرنويس از حسين غريبي، امير طهماسبي
اينجا ديگه کجاست؟
زندگي من واقعاً با عقل جور درنمياد
سلام
قبلاً در اين مورد سؤالهاي زيادي از خودم ميپرسيدم
.اسکات، تو سابقهداري و زنت ازت طلاق گرفته" "چطور يه انتقامجو هستي؟
تو يکي چرا با کاپيتان آمريکا" "سفر زماني ميکني؟
"با عقل جور درنمياد"
زندگيم تغييرات زيادي کرده
ولي هر جا که ميرم مردم همين يه سؤال رو ازم ميپرسن
ميشه با سگم يه عکس بگيري؟
اسکات، الان چي؟"
قدم بعدي چيه؟
"اين ماجراجويي به کجا ميرسه؟
اگه ميدونستم که اسمش ماجراجويي نبود
بزن قدش
اين چند ساله پر از اتفاقات عجيب بود. براي همه - سلام. حالتون چطوره؟ -
همهچي برات آمادهست
تو محشري
نه، نه، نه
پولت اينجا به درد نميخوره
اوه، هنوز سر اين موضوع بحث داريم؟ - بله، البته -
روبين، تو بهتريني
"ممنون، "مرد عنکبوتي
پس بيا براي چيزهايي وقت بذاريم که واقعاً مهمن
مثل دوستان
دوستهايي که حتي نميدونستي داريشون
آدمهايي رو بهخاطر بيار که تو رو به اينجا رسوندن
بدون اونا موفق نميشدي
هي، من هموني آدميام که از "بسکين-رابينز" اخراج شد
بعضي وقتها آدم يهويي شانس مياره
شانس آوردم که با "هوپ ونداين" آشنا شدم
فکر کنم بدونين اين خانم کيه
هوپ شرکت باباش رو پس گرفته
حالا از "ذرهي پيم" براي تغيير جهان استفاده ميکنه
خيلي از مردم ميگن که ميخوان دنيا رو نجات بدن
ولي هوپ هر روز دنيا رو نجات ميده
متشکرم
خيلي ممنون
،احياي جنگلها، ساخت مسکن ارزان توليد غذا
حتي يه ثانيه هم وقتش رو تلف نميکنه
هنوز باورم نميشه
هيچکدوم از اين اتفاقها نبايد ميافتاد
ولي افتاد
دنياي خيلي خوبيه
خوشحالم که نجاتش داديم
دلم براي مبارزه تنگ شده؟
بعضي وقتها
وقتي انتقامجويان بهم نياز پيدا کنن به کمکشون ميرم؟
قطعاً
هيچوقت بهشون پشت نميکنم
ولي فعلاً، تنها کاري که ميخوام، پدر بودنه
"دوستت دارم، "کسي
ممنون که قهرمان من هستي
و معذرت ميخوام که چند تا از تولدهات پيشت نبودم
...و براي بقيهي بچههاي دنيا
:يه نصيحت دارم
هواي کوچيکه رو داشته باشين
اشتباه کنين
ريسک کنين
چون اگه زندگي يه درس ...بهم داده باشه، اون اينه که
"هميشه جا براي رشد هست
ببخشيد، موبايل منه
چرا دارن از زندان زنگ ميزنن؟
!لنگ
!لنگ - اينجام -
خيليخب، بجنب، بيا بريم
بجنب
هي. حالش خوبه؟ چيزي نگفتن؟
نه هنوز، نه
.سلام هوپ سلام بابا
کسي. چي شد؟
اينجا رو امضا کن
ميدوني، زندانه ديگه
پسش بده
ميدونم کار تو بوده
مطمئني؟
...آخه وسط اونهمه گاز اشکآوري
که توي پارک بين تظاهرکنندههاي آروم انداختين، چشم سخت کار ميکرد
کجاست؟
متأسفم. حتماً برات خيلي خجالتآوره
البته اين رو پيدا کردم
يه ماشين پليس رو کوچيک کردي؟
چه فکري پيش خودت کردي؟
خب چيکار ميکردم؟ خودم رو به اون راه ميزدم؟
نصفهشبي داشتن کمپ بيخانمانها رو جمع ميکردن
...نه، نميگم که - انتظار دارن اونا کجا برن؟ -
"تقصيرشون چيه که بعد از "بليپ خونهشون رو از دست دادن
مي... ميدونم
،الان ديگه کسي نميتونه پول اجاره خونه بده مگر اينکه يه عوضي با ارث گنده باشه
نميخوام بگم چيکار کني
...فقط ميگم - بهش ميگي چيکار کنه -
بهم ميگي دقيقاً چيکار کنم
نه، هر کاري ميخواي بکن
دارم راه ديگهاي براي انجامش پيشنهاد ميدم
خيليخب
...ميدوني، به مامانت قول دادم که
فقط وقتي از اين چيزها استفاده ميکني که يکي از ما پيشته
اين فناوري خيلي خطرناکه
ميدونم خطرناکه
اگه پليسها ازت ميگرفتنش چي؟ اگه گمش ميکردي چي؟
لباس رو گم نکردم
تو يه لباس مخصوص داري؟
وايسا، تو لباس مخصوص داري؟
بلدم از خودم مراقبت کنم، خب؟
باور کن. الان ديگه خيلي ماهرم
آخ
منظوري نداشتم. ببخشيد - ميدونم -
اشکال نداره. چيزي نيست
ميفهمم
فقط به نظرم حقته که يه زندگي عادي داشته باشي
...بابا، وقتي 6 سالم بود
يه مرد که لباسش شبيه زنبور بود سعي کرد منو بکشه
هيچوقت زندگي عادياي نداشتم
با يه خرده موسيقي چطورين؟
...و در اون لحظه، تنها فکري که ميتونستم بکنم"
اين بود که چطور هالک منو به يه بچه تبديل کرد؟
آيا تا ابد يه بچه ميمونم؟
"آيا من بچهي هالک هستم؟
بابا، به کتاب خودت گوش ميدي؟
"ولي من آمادهي هر اتفاقي بودم" - ...هوم؟ نه بابا، چيزه -
راديوئه - "سر اون موضوع من و استيو صميمي شديم" -
بابا، خاموشش کن - خيلي عجيبه -
.انگار اين دکمه خراب شده خاموش نميشه
گفتم خاموشش کن
چي گفتي؟ زيادش کنم؟ باشه
،يه خرده بعدش" سر و کلهي يه راکون از فضا پيدا شد
فکر کنم اسمم رو بلد نبود
فقط خوشحال بودم که راکوني رو ديدم "که ميتونه حرف بزنه
ببخشيد
ممنون
خيليخب
جايزهي نوبلت توي صندوقپسته
.بهتره باشه الان 8 دلار صرفهجويي کردم
خدايا، واقعاً تحسينت ميکنم
ممنون
دلم براش تنگ شده بود
توي عالم کوانتوم پيتزا نبود؟
نه. هيچي نبود
،ميدوني مامان ميتوني راجعبهش صحبت کني
اگه دلت ميخواد
عزيزم، من 30 سال رو اون پايين سر کردم
ميخوام توي حال زندگي کنم
خب، "کسي"، ايندفعه تو زندان دوستي پيدا کردي؟
بابابزرگ
ايندفعه؟
مگه دفعهي قبلي هم بوده؟
البته دفعهي قبلي که اصلاً حساب نيست
خبر نداشتم
چرا بهم زنگ نزدي؟
چون ميدونستم اينطوري رفتار ميکني
اگه به من بود، با مورچهها از زندان فراريت ميدادم
خب، ميدونين چيه؟ جلسهي خونوادگي
ميشه يه جلسهي خونوادگي داشته باشيم؟
پس اين چيه؟
منظورم راجعبه اين قضيهست
اينکه انگار هيچکس مشکلي با اين قضيه نداره
.ببين، ميخواي کمک کني ميفهمم
ميفهمم، کسي. واقعاً
ولي نميخوام زندگيت رو تلف کني
حداقل من هنوز تو زندگيم يه کاري ميکنم
من به معناي واقعي کلمه دنيا رو نجات دادم
اوه، واقعاً؟
خب آره، قبلاً هيچوقت نگفته بودي
،هي، همگي توجه کنين اسکات دنيا رو نجات داده
از اين کار چه حسي داري، اسکات؟
بايد يه کتاب راجعبهش بنويسي
هاها. خنديدم
آره، لازم نيست تشکر کنين که خاکستر نشدين
و الان چيکار ميکني؟
کتاب امضا ميکني؟
تو نبودي که دزدکي وارد "ويستاکورپ" شدي؟
تو هموني نيستي که ...اونهمه راه تا آلمان رفتي
تا توي فرودگاه با کاپيتان آمريکا مبارزه کني؟
دوشادوش کاپيتان آمريکا توي فرودگاه مبارزه کنم
هرگز با کاپيتان آمريکا مبارزه نميکنم
مگه عقلم رو از دست دادهم؟
مردم هنوز کمک لازم دارن، بابا
لااقل ما داريم کار مهمي ميکنيم
ما" کيه؟"
شما سهنفر دارين چيکار ميکنين؟
علم
با مورچهها
علم مورچهها
باورم نميشه
بياين نشونش بديم
واي، دارن چي ميسازن؟
تو داري اين کارو ميکني؟
در واقع، نه، خودشون دارن براي خودشون فناوري ميسازن
مورچههاي خيلي باهوشيان
...خب، اون زمان که تو نبودي
،يعني 5 سال غيبت زده بود من کلي وقت داشتم
و شروع کردم به خوندن مقالههاي قديمي بابابزرگ هنک
و خيلي به عالم کوانتوم ...علاقهمند شدم و
عالم کوانتوم؟
ميدونم همهمون خاطرهي بدي از اونجا داريم ...و نميخواستم کسي رو بترسونم
ولي مدتيه که راجعبهش صحبت ميکنيم
يه سري سؤال داشت، خب؟
من که نميتونم جلوي بقيه رو بگيرم که ازم الهام نگيرن
No comments yet. Be the first to leave one.