Charmed

Charmed

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 7

Informations sur la version

Charmed S07E02 The Bare Witch Project 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 2 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Publié le: 2025-12-04
Téléchargements: 16
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

اون من نیستم. ولی واقعاً شبیه توئه

نه، منظورم اینه که عکسش منه. ولی مطلب ستونش کار من نیست

.می‌دونستم که یه مرد نمی‌تونه مثل یه زن نصیحت کنه

مردا کلاً دنبال اینن که مشکل رو حل کنن

مگه کار ستون‌نویس‌های مشاوره همین نیست؟

نه... منظورم اینه که آره

ولی اول باید گوش کنی

بعدش باید احساسات رو درک کنی. این کاریه که یه زن می‌کنه

ولی یه مرد این کارو نمی‌کنه. مستقیم می‌رن سراغ حل کردنش

این سقف شیشه‌ای توی ساسالیتو؟

لزلی قدم به قدم به این زن گفته که چطور با رئیسش برخورد کنه

هیچ احساسی توش نیست، هیچ عاطفه‌ای

خواننده‌هام اینو می‌خونن. می‌فهمن که کار من نیست

این یه کابوسه. راستش، زیاد تو چشم نیست

ممکنه متوجه نشن

حتی نامه‌هایی هم که اون انتخاب می‌کنه، همشون برای حل مشکله

من دیروز سه تا پیغام براش گذاشتم. بهم زنگ نزد

...فکر کردم اصل قضیه این تعطیلات کوچیک

این بود که استراحت کنی و جون بگیری

آره، می‌دونم. ولی خب هنوز ستون منه. هنوزم برام مهمه

هر تغییر بزرگی طول می‌کشه تا عادت کنی

برای یه مدت یکم احساس سردرگمی می‌کنی

دیدی؟ تو الان احساسات منو درک کردی

فیبی، باید اینقدر گیر ندی

مگر اینکه، البته، چون ازش خوشت اومده داری اینقدر گیر می‌دی

...نه، ازش خوشم نمیاد. اون که

خب، فراموشش کن و یه چیز دیگه پیدا کن که بهش گیر بدی

می‌دونم، حق با توئه. باید یه راهی پیدا کنم تا انرژیمو متمرکز کنم

یه چیزی پیدا کنم که بهش علاقه داشته باشم

پیج که سرش با مدرسه جادو گرمه، تو هم که لئو رو نجات می‌دی

...من که نجاتش نمی‌دم. فقط امیدوارم که با گذروندن یه کم وقت با بچه‌ها

حس کنه که دوستش دارن و بهش نیاز دارن

و بفهمه که زندگی اونقدرها هم بد نیست

ببخشید، ولی باید این کار رو یه جای دیگه انجام بدید

...چی رو ببرم؟ خودتون که می‌دونید، اون

بهش میگن شیردهی. مشتری‌ها دارن شکایت می‌کنن

چی؟

بریم. من که باید برم. نه، پایپر. تو هیچ کار اشتباهی نکردی

شما نمی‌تونید این کارو بکنید. در واقع، آره، می‌تونم

ببخشید

اشکالی نداره. بریم. این وحشتناکه

داریم میریم

این یه نبرد از دست رفته‌ست

مدرسه جادو یک تجربه شریف بود

ولی فکر می‌کنم دوره اش تموم شده

پس این بچه‌ها چی میشن؟ کجا می‌خوان برن

که جادوشونو پرورش بدن؟

تو جادوی خودتو از کجا یاد گرفتی؟ من از خواهرهام یاد گرفتم

و اونا هم از مادر و مادربزرگشون. ولی خب همه که این شانسو ندارن

...این بچه‌ها چیزی که نیاز دارن

این بچه‌ها چیزی که نیاز دارن، راهنماییه

...مسئله اینه که با نبود گیدئون

...امنیت این موسسه هم برای دانشجوها

و هم برای دنیای بیرون دیگه نمیشه تضمین بشه

!من می‌تونم تضمینش کنم

منظورم اینه که، می‌تونم سعی کنم تضمینش کنم

من هفته‌ای یه بار با شیاطین مبارزه می‌کنم و فکر می‌کنم این بیشتر از اندازه کافی صلاحیت منو نشون می‌ده

که بتونم با چند تا دانش‌آموز جادوگر کنار بیام

همونطور که گفتم، اونا به یه راهنمایی نیاز دارن

اون هر روز می‌تونه منو راهنمایی کنه

ببینید! من الان یه طلسم محشر اجرا کردم

این بچه‌ها خاصن

!یه زن لخت

متاسفم، نمی‌خواستم احضارش کنم. یه اشتباه بود

اشکالی نداره، دانکن. می‌دونم عمدی نبوده

!فقط سریع بگو چی شد

نمی‌دونم. حوصله‌ام سر رفته بود، داشتم با یه کتاب تاریخ ور می‌رفتم

و بعد پوووف، لیدی گودایوا ظاهر شد

اون لیدی گودایواست. چقدر باحاله! یعنی، باحال نیست

ولی اشکالی نداره. برش گردون و همه چیز خوب میشه

بلد نیستم چطور. فقط بلد بودم چطور احضارش کنم

باشه، این بده. نه اینکه تو بد باشی، این وضعیت بدیه

ولی می‌دونم عمدی نبوده، پس تو واقعاً بد نیستی. اشکالی نداره

درستش می‌کنیم

امیدوارم

باید اینو قرض بگیرم. میدم خشکشویی

آیا اون همونیه که فکر می‌کنم؟ لیدی گودایوا؟

استفاده از جادو خیلی چشمگیر بود، نه؟

نمی‌دونی با تاریخ بازی کردن چقدر خطرناکه؟

اگه قبل از... برش نگردونیم... خودم حواسم هست

!دیگه بسه! برو بیرون! گمشو از اینجا

با اون هورمون‌های طوفانیت گمشو بیرون! خداحافظ، خداحافظ

بی‌مزه. چی شد؟ من کجام؟

اینجا کجاست؟ اشکالی نداره، تو در امانی

می‌برمت خونه، باشه؟

اوه، خب، خب، چه گند بزرگی زدی

آفرین دانکن. حسابی گل کاشتی

خفه شو سایمون، ولم کن

چیز خوب مدرسه جادو اینه که، اینقدر سرخوردگی شدیدی وجود داره

همش انباشته شده. بذار کمکت کنم تا تخلیه‌اش کنی

وسایلتونو جمع کنید پسرا. دانکن همین الان باعث شد از اینجا اخراج بشیم

!عوضی، ولم کن! بس کن اینقدر سر به سرم نذار

هی، تمومش کنید

جالبه

حس خیلی خوبی به این دارم

پایپر، باورم نمیشه تو از بین همه، مخالف اینی

ما باید یه کاری کنیم

!تو قرار نیست به "از فیبی بپرس" در مورد سینه‌ام نامه بنویسی. لئو

خودت بودی که گفتی من به یه هدف نیاز دارم

تا ذهنت از ستون دور باشه، نه اینکه بهش نامه بنویسی

چطور می‌تونم به این ستون فکر نکنم؟

وقتی اون می‌خواد هویت منو، شاید حتی شغلمو لو بده؟

!وسواس گرفتی. لئو، دیر کردی

.نمی‌دونم واسه چی نگرانی. اون اون نامه رو انتخاب نمی‌کنه

.خیلی زنونه‌ست

.یه جوری می‌دونم که یه راهی پیدا می‌کنی که انتخابش کنه

.خب که چی؟ با یه تیر دو نشون می‌زنیم

.باورم نمیشه حمایتم نمی‌کنی

.چی رو باید حمایت کنم؟ فیبی، این دیگه قانونه

.خب، از مدیر شکایت کنیم. من وقت شکایت ندارم

.من چیزای دیگه‌ای دارم که نگرانشون باشم، مثل کار

.من مرخصی‌ام، لازم نیست نگران اون باشم. من گیج شدم

!بابا لئو

.اون لئو نیست

هی بچه‌ها. کتاب هنوز بالاست؟

.یه لحظه صبر کن. وایسا

چی شده؟

.خب، این گودایواست

.سلام کن

گودایوا؟

.یعنی لیدی گودایوا

.خودش، به قول معروف

.اونا هم جادوگرن؟ آره

.جلسه یه جورایی طولانی شد و یکم خسته‌کننده بود

و بچه‌ها بی‌قرار شدن و... پس اونا یه وسیله جنسی احضار کردن؟

.من وسیله جنسی نیستم! من داشتم با وضعیت طبیعیم از شهر رد می‌شدم

!برای اعتراض به مالیات‌های ناعادلانه شوهرم

وایسا. یعنی از وسط سواری‌ات کشیدنت بیرون؟

.پیج، اون باید اون سواری رو تموم کنه وگرنه ممکنه تغییر کنه

.آره، تاریخی که می‌شناسیمش، فهمیدم

...بدتر از اون، اگه زود برش نگردونم

.بزرگان قرارن مدرسه جادو رو ببندن

.فکر نمی‌کنم این از تغییر دادن مسیر تاریخ بدتر باشه

.باشه، باشه

...از طرفی، یه زن لخت سوار اسب چقدر می‌تونه تاریخ رو

تحت تاثیر قرار بده؟

.ببخشید! سواری من مهمه. باشه

.با این حال، باید یه طلسم پیدا کنیم تا برت گردونیم. بیا

.می‌بینی منظورم چیه؟ ما مشکلات لخت بزرگتری داریم که نگرانشون باشیم

.پیج باید نگران مشکلات لخت خودش باشه، منم نگران مال توام

!لئو

!پایپر

.ببخشید که حرفتون رو قطع می‌کنم، ولی من برای کارم دیرم شده. وایات غذاشو خورده

.کریس زود خوابیده و اونا فقط خیلی هیجان‌زده‌ان که تو رو ببینن

.الان واقعاً وقت خوبی نیست

.ولی کِی وقت خوبیه؟ گاهی وقتا فقط باید وقت درست کنیم

.وقتی که از پس هر تهدیدی که سمتشونه بربیام

.مسخره نباش. تو نمی‌تونی هر تهدیدی رو از بین ببری

...علاوه بر این، حتی اگه این کارو هم بکنی، این واقعیت رو تغییر نمیده که

من یه بزرگ دیگه رو کشتم؟

.آره، ولی تقصیر تو نبود. این واقعیت‌ها رو تغییر نمیده

.واقعیت اینه که پسرا به یه پدر نیاز دارن. این تنها چیزیه که مهمه

.نمی‌تونم بفهمم چرا روی چیزای بد تمرکز می‌کنی

.وقتی چیزای خوب تو زندگیت داری

سلام. میشه لطفاً این کارو جلوی بچه‌ها نکنی؟

.تو اونا رو اینجا آوردی. پسر تو ما رو اینجا آورد

...یه اهریمن دیده‌بان تو باتلاق هست. اگه نرم اونجا

.اگه یه مدت تو پی‌تری نباشم، تنها منبع درآمدمون رو از دست می‌دیم

.من نمی‌تونم این کارو بکنم. چرا، می‌تونی

.فقط حواست باشه کریس رو باد گلو بگیری و خوب میشی

.حالا باید برم، پس کمکم کن

!فیبی. سلام

.تو اینجا چیکار می‌کنی؟ اومدم دنبال خودکار مورد علاقه‌ام

.اینجا یه جایی گذاشتمش. بدون اون اصلاً نمی‌تونم چیزی بنویسم

.من همه وسایلتو ریختم تو این کمد پایین

اوه، ریختی؟ چه شکلیه؟

.یه خودنویسه، چیز خاصی نیست واقعاً

.هی، حالا که اینجام، شاید بتونم تو کارا کمک کنم

کمک؟

.آره، می‌دونی، شاید کمک کنم نامه فردا رو انتخاب کنی یا همچین چیزی

.فکر کردم تو مرخصی هستی. هنوزم ستون منه

.می‌بینم، یکم تو رها کردنش مشکل داری

.نه. من تو رها کردنش مشکلی ندارم

.من فقط اومدم خودکارمو پیدا کنم

.چند هفته، متوجه نمی‌شی

.می‌ترسم خواننده‌هام همین الان دارن متوجه می‌شن

.که نمی‌تونی خودکارتو پیدا کنی؟ که من یه مردم

.منظورم اینه، تو یه مردی در حالی که قرار بود یه زن باشی

.تو تو انتخاب نامه‌ها خیلی خوب نیستی. تو فقط مشکلاتی رو انتخاب می‌کنی که می‌تونی حلشون کنی

.برای کسی که داره استراحت می‌کنه، خیلی به این موضوع فکر کردی

...من فقط دارم میگم، می‌دونی، که

...منظورم، نکته

چی داشتم میگفتم؟

.چیزی مربوط به "من تارزان، تو جِین"

.آره، بامزه. خیلی بامزه. بذار ببینم

اوه، این چیه؟

.اوه، این یکی عالی به نظر میاد

"شیردهی در بِیشور". چی میگی؟

شیردهی؟

یکم زیادی فعال اجتماعی به نظر میاد، فکر نمی‌کنی؟

.از عهده‌ات خارجه؟ نه، من سینه دوست دارم

.فقط احساس نیاز نمی‌کنم که راجع بهشون توصیه‌ای بدم

.آره. همون‌طور که گفتم، تو تو انتخاب نامه‌ها خوب نیستی

.پس، اگه خودکارمو پیدا کردی، لطفاً بهم زنگ بزن

.باشه

.ملکه الیزابت

.کاترین کبیر. ژان دارک

.لیدی گودایوا. خوبه که موهای بلندی داری

من تو کتابای تاریخ هستم؟

...آره، و اگه بتونم نذارم هیچ اتفاقی برات بیفته

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left