The 4400

The 4400

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 4

Informations sur la version

The 4400 S04 E10
Un commentaire de m_j
كاري از MJ

Tags

other
Publié le: 2009-11-11
Téléchargements: 55
Malentendants: Yes

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

. دنيا بايد با ما کنار بياد

... مروري بر آنچه گذشت

جُردن ، ديگه دوران انجام دادن کاراي بزرگت . براي مرکز تموم شده

. الان تو مسير اشتباهي قدم برميداري

. تو هميشه آدم بلند پروازي بودي

. اما فکر کنم از تغيير ميترسي ، شان

يا که از من ميترسي ؟

دارم کوچيک ميشم ، با من چيکار کردي ؟

. با کُرا آشنا شدم . قدرت خارق العاده اي داره

. ميتونه آدما رو جوون کنه

! ايزابل - ! بابا -

، اگه مادرت هم اينجا بود . ازت ميخواست همين کارو کني

. از ما ميخواست که دوباره يه خانواده باشيم

، امرو صبح وقتي همسرت غش کرد

. يه زن جوان بود

، يه دقيقه بعدش که بيدار شد

پنجاه سال پير شده بود ؟

. ريچارد ، دارم ميميرم

يه گروهي از برگزيدگان هستن که

. ميخوان آينده همونطور که هست بمونه

. " من بهشون ميگم " علامت دار ها

... وقتي بهش نياز داشته باشيم

. به کمکمون مياد

، آقاي تايلر

صداي منو ميشنويد ؟

. الان 20 دقيقه ست که جواب نيمده

. بايد تا حالا فرايند رو شروع ميکردي

کجا بودي ؟

تو کي هستي ؟

. بايد سريع کار کنيم

. اين تنها فرصت ماست

... به اندازه کافي تمرين کردم

. با زمان بسيار زياد

. امشب ، ريچارد تايلر پدر ميشه

حالت خوبه ؟

. آره ، خوبم

. فقط ... خواب عجيبي ديدم

ميخواي در موردش صحبت کني ؟

. نه ، نيازي نيست

. برگرد به تخت خوابت

. منم ميام

آماده اي ؟

. بابا عاشقته

از اينکه اين همه شادي ، خيلي خوشحالم

. بابا خيلي وقته منتظر اين لحظه بود

تو کي هستي ؟

من کي ام ؟

. من ليلي ام .. همسرت

قرار بود کي باشم ؟

. تو ليلي نيستي . ليلي مُرده

مُرده ؟ - . تو پير شدي . مُردي -

. نه اشتباه ميکني ... من

. من اينجام . من نَمردم

تا حالا کجا بودي ؟ چطور اومدي اينجا ؟

.. خوب ، من يه ساعت پيش بيدار شدم

... دقيقاً نميدونم کجا بودم ، اما

، ميدونستم که زود مياي خونه

. و ايزابل هم پيشته

... آخرين چيزي که يادم مياد

، تو مرکز داشتم دنبال ايزابل ميگشتم . اما تو تختش نبود

. يه جوري شدي ريچارد ، خيلي ناراحتي

. توواقعي نيستي - . همش داري اينو ميگي ، اما من واقعي ام -

، من همه چي رو از زندگيم به ياد ميارم

. درباره خودمون

. ميتونم اشياء رو بردارم

. ميتونم لمسشون کنم

. تو رو لمس کنم

احساسش ميکني ، مگه نه ؟

، نميتونم بگم کجا بودم ، ريچارد

... يا اينکه چطوري اومدم ، اما

. براي خودم هم مهم نيست

. من اينجام

اين برات کافي نيست ؟

ميتونم ازت يه چيزي بپرسم ؟

. البته

. تو چپ دستي

. درسته

نميخواي سوالت رو بپرسي ؟ - . همين الان بهش جواب دادي -

من گزارشات کساني که بعد تزريق ، زنده موندن يا مُردن

، رو مطالعه کردم ، ميدونستي

نُه نفر از دَه نفر آدم چپ دستي که تزريق کردن

زنده موندن ؟

. نه ، نميدونستم - . ولي حقيقت داره -

، اين موضوع رو چند هفته پيش فهميدم ... اما نميدونستم

... علتش چيه

. تا الان که فهميدم

. اينارو ببين

" يه بخشي از مغز هست که اسمش " کورپس کلاسومه

مثل يه رشته عصبي که دو نيم کره مغز . رو به هم متصل ميکنه

. که معمولاً تو افراد چپ دست کمي بزرگتره

. به همين دليله که چپ دست ها زنده ميمونن

اون بخش از مغزه که تعيين ميکنه که آيا بدن انسان

يک انتقال دهنده ي عصبي جديد رو . قبول ميکنه يا نه

خوب ، اندازش بايد چقدر باشه ؟

. هنوز نميدونم

. اما فکر کنم بتونم جوابشو چيدا کنم ... البته اگه

بتونم با يه اسکن

. عملکرد بدن انسان رو بعد تزريق تشخيص بدم

. و بعدش ميفهمي که چه کساني زنده ميمونن با مميرن

. تزريق ديگه نبايد کسي رو بکشه

چقدر وقت ميبره ؟

، دو ماه ، شايدم کمتر

. خيلي عاليه

. به کارت ادامه بده هر چيزي نياز دشته باشي برات فراهم ميکنم

کجا داري ميري ؟ - . بايد با کالير تماس بگيرم -

، اگه اين آزمايش فقط چند ماه طول بکشه

، پس جُردن بايد يه اعلاميه منتشر کنه

به اونايي که فکر تزريق تو سر دارن بگه که

. يکم ديگه صبر کنن

. عاليه

. سلام ، تام

واسه چي وسط راهرو وايسادي ؟

همه چي روبراهه ؟

. آره ، خوبم ... فقط

. روز عجيبي رو شروع کردم

. خوب ، پس هم درد هستيم

. ما هم يه ملاقات غير منتظره با " ربکا پريش" داشتيم

. شايد بشه گفت يه حمله ناگهاني

رئيس اداره اطلاعات ملي اينجاست ؟

، الان 20 دقيقه ست که تو دفتر مگانه . يه چيز ديگه هم هست

. خواسته که ما رو ببينه

. فکر نکنم از انتظار خوشش بياد

، صبح بخير افسر بالدوين ، افسر اسکوريس

، من "ربکا پريش" هستم . از آشناييتون خوشوقتم

. ما هم همينطور

. ميدونم که شغل شما چه شغل سختيه

، اما اخيراً به نظر ميرسه

، جز چند تا خبر از سياتل چيزي . دستگيرمون نشده

. استفاده از پرومايسين در حال گسترشه

شهر عَهد بزرگترين خطر . براي اين آژانس محسوب ميشه

. و براي اداره امور

. اين اوضاع موقتيه ... ما بالاخره

، کالير رو دستگير ميکنيم . و اون شهر رو هم درش رو تخته ميکنيم

، از طرز برخوردت خوشم مياد

اما بهم حق بده که از اين موضوع . مطمئن نباشم

، چونکه اين اواخر ... به نظر ميرسه که همش

. داريم کار ها رو خراب ميکنيم

ريچارد تايلر و دخترش رو با تعداد نفرات بيشتر ، محاصره کرده بوديم

، همه چي تحت کنترل بود . اما باز از دست داديمشون

، با تمام احترامات

من اونجا بودم ، نميشد بگي که اوضاع تحت کنترل بود

ريچارد تايلر مرد فوق العاده . قدرتمندي شده

، متوجه ام اما ما که نميتونيم به اين راحتي

، تسليم بشيم ميتونيم ؟

، تا دو هفته ديگه بايد راجع به پيشرفت جنگ مقابل پرومايسين

تو کنگره گواهي بدم

، تمام هفته رو اينجا ميمونم

. و ميخوام که با پيروزي برگردم

پس ، از ما ميخواي که ريچارد . رو دستگير کنيم

خانم پريش ميخواستن دو تا از بهترين ماموراي منو ببينن

. واسه همينه اينجايي

واسه همينه که به ماموريت دستگيري . ريچارد فرستاده ميشيد

. من به پيشرفت کار نظارت ميکنم

. مطئنم که مشکلي نخواهد بود

مامور بالدوين ؟

چيزي هست که بخواي به ما هم بگيد ؟

... من

مطئنم که تام ميخواد کارشو سريع شروع کنه

. تايلر رو براتون پيدا ميکنيم

. نميدونم چه اتفاقي داره ميفته ، دايانا

انگار که خودمو تو آينده ميبينم ولي خودم نبودم

. کارايي ميگردم که هرگز نکردم

اگه خواب و خيال نباشن چي ؟

اگه خاطرات آدم ديگه اي باشن چي ؟

اگه واقعاً تو بيمارستان چيزي درون بدنم گذاشته باشه چي ؟

اگه اثرش شروع شده باشه چي ؟

. دارم يکي ار علامت دار ها ميشم

، گوش کن

، حتي اگه تو دُرست بگي

. هنوز که اتفاقي نيفتاده . تو هنوز خودتي

. ميتونيم باهاش مقابله کنيم - چطوري ؟ -

خوب ، از وقتي که اينا رو ميبيني پيش دکتر رفتي ؟

. نه - خوب ، چرا الان نميري ؟ -

. برو خودتو به يه پزشک نشون بده

. ما بايد بريم دنبال ريچارد

. بيخيال برو

. من جاتو پر ميکنم

برو

. خيلي بزرگ شده

من چه مدت نبودم ؟

. مدت کوتاهي

. کمتر از يه سال

. بگو چه اتفاقايي افتاده

. ميخوام همشو بشنوم

چرا اينقدر غمگيني ؟

. من تو رو خاک کردم . برات گريه کردم

، هيچوقت فکر نميکردم دوباره بشينم کنارت

. نميخوام وقتم رو با توضيحات تلف کنم

. ما خيلي وقت داريم

چرا نبايد داشته باشيم ؟

هنوزم فکر ميکني من واقعي نيستم مگه نه ؟

. نميدونم

، اگه به خودم بقوبولنم ... و بعدش معلوم شه که

. نميتونم باهاش زندگي کنم

بذار ببينيم چي ميشه ، باشه ؟

... مدتي رو اينجا ميخوابيم

... وقتي که بيدار بشم هنوز پيشتم

. فکر کنم ما واقعي هستيم

. هنوزم اين عکس ها رو نگه داشتي - . البته که نگه داشتم -

اين کيه ؟

More Farsi Persian subtitles for The 4400

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left