The Girlfriend

The Girlfriend

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 1

Informations sur la version

The Girlfriend S01E03 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-WADU
Un commentaire de HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Publié le: 2025-09-10
Téléchargements: 61
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‫وضعیت بیمار وخیمه و بیهوشه ‫فشار خونش پایینه

‫توصیه می‌کنیم آماده‌ش کنین برای ام‌آر‌آی

‫ببخشید، باید این بیرون منتظر بمونین

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« دوسـت ‌دخـتـر »

‫« چـری »

‫- خوش اومدی ‫- ممنون

‫عاشق این محله‌م. عالیه

‫لورا، خوشحالم می‌بینمت

‫عه، چری

‫خب... نظرت چیه؟

‫من...

‫ببین، معماری مدرن خیلی قشنگه

‫ولی آخه... سرمایه‌گذاری عاقلانه‌ای هست؟

‫خب، از یه آپارتمان نقلی ‫درب‌و‌داغون دوران قبل از جنگ که بهتره

‫باید همه‌ش رو تخریب کنی ‫و از اول بازسازیش کنی

‫میشه دوباره بگی قیمتش چقدره؟

‫یک و نیم میلیون پوند؟

‫- عجب ‫- پولشو که دارم

‫می‌دونم داری عزیزم، می‌دونم

‫به لطف دست‌و‌دل‌بازی پدرت

‫یعنی ازش خوشت نیومده؟

‫همچین حرفی نزدم ‫یه دقیقه بهم مهلت بده

‫ازش خوشم میاد

‫- وای، خداروشکر ‫- به‌نظرم انتخاب خوبیه

‫راستی! یه لحظه وایسا

‫خب، جمع همه‌مون جمعه

‫توام اینجایی

‫آره، منم اینجام

‫مگه حرفمو واضح بهت نزدم؟

‫چرا، ولی مسئله اینه که ‫من بچه نیستم

‫و نمی‌تونی برام تعیین تکلیف کنی، پس...

‫امیدوارم بتونی یه راهی پیدا کنی ‫که برامون خوشحال باشی

‫من و اون...

‫من قرار نیست جایی برم

‫حالا می‌بینیم

‫دروغ‌هات بالاخره گریبانگیرت میشن، چری

‫شخصاً از این بابت مطمئن میشم

‫با خودم گفتم بد نیست جشن بگیریم

‫تبریک میگم، عزیزم!

‫- ممنون ‫- ممنون

‫ایوون معرکه‌ای داره ‫می‌تونی توش کباب کنی

‫- آره مگه نه؟ ‫- اتاق خواب طبقه‌ی پایینه، آره؟

‫آره، و جا برای باشگاه خونگی هم داره

‫خیلی‌خب، پاندورا ‫تو به کجا رسیدی؟

‫همزمان دارم روی ‫موارد متعددی کار می‌کنم، رئیس

‫چشم‌انداز خیلی مثبته، می‌دونی... ‫فقط وایسا و ببین

‫تونستی چیزی بفروشی؟

‫خب، می‌دونی ‫می‌تونستم یکی بفروشم

‫اگر این خانم ازم نمی‌دزدیدش

‫ولی آره، دارم روش کار می‌کنم

‫نیاز نیست نگران باشی

‫خب، راستشو بخوای یکم نگرانم

‫ظاهراً همه تو حالت خواب و بیدارین

‫حواست اینجاست، چری؟

‫آره

‫آپارتمان پنت‌هاوس ‫ که چشم‌انداز معرکه‌ای داره

‫هنوز فروش نرفته، قضیه چیه؟

‫سه تا خریدار پا پس کشیدن ‫ولی درحال حاضر اولویت اولمه

‫- باشه، بفروشش بره ‫- حتماً

‫شاید یکی از دوست‌های مادرت ‫بخواد بخرتش؟

‫باشه، به مامانم میگم پرس‌و‌جو کنه

‫چی شده؟

‫فقط می‌خواستم مامانمو ببینم ‫مگه جرمه؟

‫معلومه که نه

‫خب...

‫می‌تونم دفترت رو ببینم؟

‫همم؟

‫با همکارهات آشنا بشم؟

‫امروز نه. همه... همه سرشون شلوغه

‫اوه

‫بهت گفتم؟ بیماری کرون ‫پاولای بیچاره برگشته

‫گفتن احتمالاً مجبور باشه ‫کیسه‌ی کولوستومی بذاره

‫مامان، کسی باهات تماس گرفته؟ ‫که در مورد من چیزی بپرسه؟

‫وای خدا. چطور مگه؟ چیکار کردی؟

‫هیچی

‫فقط با یکی بحثم شده

‫و نگرانم نکنه در مورد گذشته‌م چیزی بفهمن

‫تو که چیزی نمیگی ‫مگه نه، مامان؟

‫می‌دونی... در مورد...

‫سلام!

‫اومدم کلید رو بگیرم بدم کارشناس ارزیابی ‫و بچه‌های دفترتون گفتن احتمالاً اینجایی

‫نگو بذار حدس بزنم ‫تو باید "دنی" باشی

‫- و شما باید... ‫- تریسی هستم، مامان چری

‫- خیلی خوشحالم می‌بینمتون ‫- همچنین

‫برو کلید رو برسون دست کارشناس ‫و منم بعداً می‌بینمت

‫خب... مگر اینکه... اگر اشکالی نداره ‫میشه منم کنارتون بشینم؟

‫خیلی خوشحال میشم

‫خب، دنی...

‫تو دکتری، آره؟

‫- آره ‫- خب، میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

‫- مامان، نه! ‫- چری، اشکال نداره

‫بپرس

‫خب، خلاصه بگم...

‫یه ضایعه‌ی پوستی گنده روی...

‫مامان!

‫- همیشه اینقدر زودباور بوده؟ ‫- آره

‫خیلی‌خب، مامان

‫- خیلی نازنینی ‫- خوبی از خودته

‫وقتی ساکن شدیم ‫حتماً بیا خونه‌مون

‫ممنون، حتماً میام

‫اوه، چه عاشقانه نگاهت می‌کنه

‫به سلامت برو خونه

‫- باشه حتماً. خداحافظ. فعلاً ‫- خداحافظ

‫شرمنده، اون...

‫خیلی شوخه. خیلی به دلم نشست

‫نگاش کن، چرا اینقدر نگرانی؟

‫نمی‌دونم، فقط نگران بودم

‫که اگر ازش خوشت نیاد ‫از رابطه‌ت با من دلسرد بشی

‫امکان نداره

‫بعلاوه، خودتم مامان منو ‫با تمام خوبی‌هاش دیدی

‫باعث شد از رابطه‌ت با من دلسرد بشی؟

‫- معلومه که نه ‫- خب پس، خودت جواب خودتو دادی

‫آقای ساندرسون...

‫سلام

‫امشب هم قراره بمونی؟

‫دیگه باید کم‌کم ازت کرایه بگیریم

‫آخه خدمات‌دهی اینجا عالیه

‫من و دنیل داشتیم در مورد

‫رسم همیشگی تولدش ‫که شنبه‌ست صحبت می‌کردیم

‫چه رسمی؟

‫خب، هر سال ‫من و مامان میریم یه موزیکال می‌بینیم

‫و بعد میریم محله‌ی چینی‌ها ‫و اونقدر دلمه می‌خوریم تا بترکیم

‫فکر نمی‌کردم عاشق موزیکال باشی

‫خب، یجورایی برای مسخره‌بازیه

‫خب، حیف...

‫حیف شد، آخه...

‫یه سفر برای این آخرهفته ‫تدارک دیدم که غافلگیرت کنم

‫عه! برای کجا؟

‫وینترز لیپ، صخره‌نوردیه

‫شوخی می‌کنی!

‫چی...؟

‫فکر می‌کردم وقتی در موردش صحبت می‌کنم

‫- اصلاً توجه نمی‌کنی ‫- ولی نگران نباش، می‌ذارمش یه وقت دیگه

‫اگر می‌خوای بری دیدن موزیکال ‫اصلاً اشکالی نداره

‫خیلی لطف داری، چری

‫ولی انتخابش با خودته ‫آخه تولدت خودته

‫پس، هرچی خودت خواستی

‫آره خب، هست

‫تصمیمش با خودته عزیزم ‫هرچی خودت خواستی

‫خب، می‌تونیم برنامه‌مون رو ‫بندازیم هفته‌ی بعد، مگه نه؟

‫معلومه عزیزم، اشکال نداره

‫خیلی‌خب، دیگه می‌ذارم راحت باشین

‫« موجودی فعلی: منفی 203.67 پوند »

‫« تخفیف آخرهفته‌ی وینترز لیپ »

‫« هم‌اکنون پرداخت کنید: 577 پوند »

‫« مبلغ 577 پوند پرداخت کردید » ‫« موجودی: منفی 780 پوند »

‫گندش بزنن

‫نیکلاس...

‫عروسی اخیرت رو تبریک میگم

‫امیدوارم عروسیت حسابی خوش گذشته باشه!

‫خیلی رو داری لعنتی

‫می‌دونیم کار تو بوده

‫- چی... چی کار من بوده؟ ‫- به پلیس میگم

‫نیکلاس، دیوونه شدی

‫دیوونه شدی

‫ولی، اگر این‌کارو بکنی

‫شاید یه صحبت کوچولویی با زنت بکنم

‫یه سری چیزا تو دلم مونده ‫که بدم نمیاد بازگو کنم

‫گوش کن چی میگم، جنده‌ی دوزاری

‫اگر تو یا اون دوست آمریکاییت ‫لورا ساندرسون

‫دوباره با من یا زنم تماس بگیرین

‫میام سراغت، چری ‫و خونه خرابت می‌کنم

‫مامان؟

‫بله عزیزم؟

‫میشه یه لطفی بهم بکنی؟

‫چی؟

‫اگر پلیس یا هرکس دیگه‌ای زنگ زد ‫و در مورد بعدازظهر بیست و ششم پرسید

‫بهشون بگو تمام روز پیش تو بودم

‫وای خدا، چیکار کردی؟

‫هیچی! کار بدی نکردم، قول میدم

‫لطفاً

‫با همدیگه "جنگ انبارها" دیدیم

‫تو خواب رفتی و... خیلی خسته بودی

‫ممنون. ممنون

‫ممنون

‫واقعاً امیدوارم دوباره مثل سابق نشده باشی

‫ازت می‌ترسیدم

‫- من آدم بدیم؟ ‫- خیلی خیلی بدی

‫درواقع، به‌نظر من...

‫حقته یه کوچولو تنبیهت کنم

‫وای خدا، چری، نه، معلومه که نیستی ‫چرا باید همچین حرفی بزنی؟

‫هی! چی شده؟

‫بخاطر... بخاطر نیکلاسه...

‫دوست‌پسر سابقت؟

‫چی شده؟

‫آخه...

‫وقتی با هم بودیم...

‫خیلی زورگو و کنترل‌گر بود

‫و وقتی بالاخره ترکش کردم ‫خیلی رفتارش ترسناک شد

‫و حالا فهمیده که یکی دیگه رو پیدا کردم ‫و با توام

‫و فکر کنم تمام عصبانیتش دوباره برگشته

‫و داره یه مشت شایعات در موردم پخش می‌کنه

‫چه شایعاتی؟

‫یکی عروسی کوفتیش رو خراب کرده

‫و داره میگه کار من بوده

‫- بهتره برم باهاش صحبت کنم ‫- نه، نه، نه

‫- آره ‫- نه، لطفاً، لطفاً

‫نمی‌خوام رابطه‌مون رو خراب کنه

‫دقیقاً همینو می‌خواد

The Girlfriend subtitles in other languages

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left