Night of the Reaper

Night of the Reaper

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Night Of The Reaper 2025 WEBRip x264 AAC
Un commentaire de Don Milo

Tags

webdl
Publié le: 2025-11-13
Téléchargements: 53
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‏‫بابام همیشه برام قصه می‌خوند.‬

‏‫ما تمام کتاب‌ها رو خوندیم.‬

‏‫اون شروع کرد به داستان‌سرایی‬ ‏‫در مورد مارک اسکای‌واکر.‬

‏‫من حتی یه شمشیر نوری هم دارم!‬

‏‫باشه. بیا اینجا. دراز بکش.‬

‏‫خب، متأسفانه من هیچی‬ ‏‫درباره شمشیر نوری نمی‌دونم.‬

‏‫اون شمشیر لیزریه.‬

‏‫من همیشه ازش علیه‬ ‏‫اون پوست‌خوار استفاده می‌کردم.‬

‏‫پوست‌خوار؟‬

‏‫سؤال نکن.‬ ‏‫اون توی کمد من زندگی می‌کنه.‬

‏‫باید مطمئن بشیم‬ ‏‫که در بسته باشه.‬

‏‫و بابام یه صندلی رو‬ ‏‫زیر دستگیره‌اش می‌ذاشت.‬

‏‫وگرنه بیرون میاد.‬

‏‫واسه بابات تو یه نوزادی.‬

‏‫من یه جدی‌ام.‬ ‏‫وقتی والدینت نباشن سخته.‬

‏‫ولی نمی‌ذارم‬ ‏‫بلایی سرت بیاد.‬

‏‫آره. هیچی اینجا نیست، عزیزم.‬ ‏‫موقع تاریکی.‬

‏‫خب، می‌بریمش توی اتاق.‬

‏‫و این دوست کوچولوت هم‬ ‏‫نگهبان می‌شه.‬

‏‫وای خدای من.‬

‏‫وقتی می‌ترسیدم، خواهرم‬ ‏‫همیشه می‌اومد توی تختم.‬

‏‫خب مارینا چطوره؟‬ ‏‫چی؟ اما هنوز زوده.‬

‏‫حتماً وقت عیدیته.‬

‏‫شاید بتونم‬ ‏‫ازت تعریف کنم.‬

‏‫برو کنار، بچه پررو.‬ ‏‫حرف دهنت معرف شخصیتته.‬

‏‫خوبه.‬

‏‫خوابای خوب ببینی، عزیزم.‬ ‏‫روشنایی روشن باشه یا خاموش؟‬

‏‫خاموش.‬ ‏‫من دوست دارم روشن باشه.‬

‏‫باشه.‬ ‏‫تو شبیه یه نوزادی.‬

‏‫نه، تو نوزادی.‬ ‏‫خوبه. مارک.‬

‏‫تو نوزادی.‬

‏‫— هر واریز مستقیماً ۵٪ بونوس —‬ ‏‫— اینجا بازی کن، برنده شدنت تضمینه —‬

‏‫وین‌جوس > قطعاً برنده، بردش تضمینیه‬

‏‫وای خدای من.‬

‏‫مارک، اون بچه پررو.‬

‏‫شوخی بامزه‌ای بود.‬ ‏‫تقریباً داشتی گولم می‌زدی.‬

‏‫وای خدای من!‬ ‏‫داشتی منو خیس می‌کردی؟‬

‏‫نامه عالی بود.‬ ‏‫چد دیوونه شده.‬

‏‫اون برای پس گرفتن من،‬ ‏‫با زور وارد خونه نمی‌شه.‬

‏‫«زیبای تو»؟‬ ‏‫دستورش غلطه.‬

‏‫باید «تو هستی» می‌گفت.‬

‏‫آره، چد هیچ‌وقت اون‌قدر باهوش نبود.‬

‏‫باشه، وقت خوابه.‬ ‏‫ام، ساعت هنوز ده شده.‬

‏‫خب؟‬

‏‫با اون نامه تقریباً داشتی گولم می‌زدی.‬

‏‫بیا دیگه، مارک.‬

‏‫مال من باش‬

‏‫آقای گِرِی؟‬

‏‫خانم گِرِی؟‬

‏‫وای، نونا.‬

‏‫شوخی‌هات رو تموم کن، مارینا.‬

‏‫همیشه‬

‏‫و برای همیشه‬

‏‫شب جان کندن‬

‏‫لبخند بزن!/ وای خدای من.‬

‏‫تو تو برنامه «دوربین مخفی» هستی.‬

‏‫خدای من. دی.‬

‏‫برگشتی شهر؟/ آره، فقط برای آخر هفته.‬

‏‫کاش زنگ می‌زدی.‬

‏‫فرش قرمز برات پهن می‌کردم.‬

‏‫ولش کن، عوضی. اون برای تو خیلی جوونه.‬

‏‫چطوری دی؟ بچه‌های برادری خوبن؟‬

‏‫بهتر از اون آشغالایی که اینجا هستن.‬

‏‫پس هنوز پول میدی به دختر دبیرستانی‌ها‬

‏‫که وانمود کنن تو یه یارو خول نیستی؟‬

‏‫درسته. آره./ یارو خول.‬

‏‫چد، برو یه چیزی بخر. یه نوشیدنی یا هرچیزی.‬

‏‫دوربین رو از صورتم فاصله بده.‬

‏‫گند بخور، ویلیس!‬

‏‫دی.‬

‏‫ویلیس.‬

‏‫احمق...‬

‏‫آشتی هستیم؟‬

‏‫آره.‬

‏‫آشتی هستیم.‬

‏‫این دوربین باتری تموم کرده.‬

‏‫میشه اون باتری رو بدی به من؟‬

‏‫قفسه پایینی، لطفا.‬

‏‫یه کم بیشتر اون طرف.‬

‏‫بیشتر. آره، یه کم بیشتر.‬

‏‫آره. این خوبه. عالیه.‬

‏‫دینا کوچولو./ هی، دکتر.‬

‏‫بالاخره رشته‌ات رو انتخاب کردی؟‬

‏‫جرم‌شناسی.‬

‏‫من اومدم داروی فشار خون پدرم رو بردارم.‬

‏‫گفت زنگ زده.‬

‏‫حالش چطوره؟‬

‏‫گفت باعث تهوعش میشه.‬

‏‫هنوزم با قهوه‌ صبحش نمی‌خوردش، نه؟‬

‏‫بهش گفته بودم با تانن‌ها سازگار نیست.‬

‏‫وای خدای من.‬

‏‫هی.‬

‏‫بیا تو! بیا تو.‬

‏‫منو سرگرم کن، دی./ دانشگاه مثل فیلمه؟‬

‏‫خسته کننده. / هنوز صبحه.‬

‏‫شاید شاهزاده جذاب پشت سرت توی کلاس ادبیات نشسته باشه.‬

‏‫تلخ شد. شکر می‌خوری؟‬

‏‫یه پسر خوشگل هست. ولی...‬

‏‫این روزا ذهنم درگیره.‬

‏‫من و تو اونجا با هم باشیم،‬ ‏‫اسطوره میشیم.‬

‏‫آره. ثبت نام کن.‬

‏‫کاش می شد.‬

‏‫بابام اصرار داشت‬ ‏‫توی شرکت حقوقی کار کنم.‬

‏‫تازه توی آزمون هم کلاً رد شدم.‬

‏‫یادته شب قبلش چقدر مست بودم؟‬

‏‫چیزی میخوای؟ یه مافین دارم.‬

‏‫نه ممنون.‬

‏‫مامان و بابات چطورن؟‬

‏‫هنوز نرفتم خونه.‬

‏‫یه جورایی ازشون دوری کردم./ عجیبه.‬

‏‫خیلی خوشحالم که برگشتی.‬

‏‫خوبه؟ آخر هفته مال ماست.‬

‏‫فکر کردم دوباره تکرارش کنیم.‬

‏‫توی پالی مست کنیم،‬ ‏‫دنبال شهوت‌ران‌ترین مردا بگردیم.‬

‏‫اونا رو ناامید بذاریم.‬

‏‫خوشم اومد. امشب آزادتری؟‬

‏‫لعنتی. هر شبی جز امشب.‬

‏‫مرتیکه، امشب من کار دارم‬

‏‫که مراقب بچه اعصاب‌خردکن رئیس پلیس باشم.‬

‏‫فکر کردم بهت گفتم.‬

‏‫از وقتی زنش... میدونی... / وای خدا. درسته.‬

‏‫قبول دارم، یک انگیزه پنهان هست.‬

‏‫یک جای خالی در تخت رئیس پلیس‬ ‏‫هست که منتظر پر شدنه.‬

‏‫وای خدا، چقدر بدجنسی.‬

‏‫باشه، فقط فکر کن.‬

‏‫خانم هادی آرنولد.‬

‏‫شاید بتونی افتخار همراهی من باشی.‬

‏‫خیلی خوشحالم که برگشتی.‬

‏‫«تله».‬

‏‫رئیس، ما اینجا چیکار می‌کنیم؟‬

‏‫اینجا منو می‌ترسونه.‬

‏‫شاید اینجا خالی بمونه‬ ‏‫تا شهردار خرابش کنه.‬

‏‫هیچکس اونو نمیخره. اونجا نفرین شده‌ست.‬

‏‫شنیدم داره میره روان‌درمانی.‬

‏‫غم‌انگیزه. این چیه؟‬

‏‫فشار بده.‬

‏‫لعنتی.‬

‏‫همینه.‬

‏‫امروز صبح دم در خونه من بود.‬

‏‫کسی اینو برات فرستاده؟‬

‏‫انگار اداره پست‬ ‏‫سرویسش نکرده.‬

‏‫جعبه ضربه نخورده.‬

‏‫دینا؟‬

‏‫بله. من برگشتم، مامان.‬

‏‫خیلی سرحال به نظر میای.‬

‏‫اگه میخوای ببینیش، پدرت بیدار شده.‬

‏‫اون توی دفتر کاره.‬

‏‫خوبه./ ناهار نمیخوری؟‬

‏‫میتونم چیزی آماده کنم.‬

‏‫آره، خوش بگذره.‬

‏‫باشه.‬

‏‫سلام بابا. داروتو آوردم.‬

‏‫پس، مدرسه خوب پیش میره.‬

‏‫شیمی رو ۲۰ شدم.‬

‏‫دارم روی یه‬ ‏‫پروژه نیتروسلولز ژلاتینی کار می‌کنم.‬

‏‫یه ماده منفجره شیمیایی.‬

‏‫اون بهت افتخار می‌کنه.‬

‏‫می‌دونم.‬

‏‫خیلی خوشحالیم که برگشتی.‬

‏‫اینجا خیلی...‬

‏‫...خلوت بود.‬

‏‫هیدی زنگ زد. / واقعاً؟‬

‏‫می‌خواد بهش زنگ بزنی.‬

‏‫گفت اورژانسیه. / باشه.‬

‏‫شنیدن صداش عالی بود.‬

‏‫انگار همه چیز به حالت عادی برگشته.‬

‏‫باشه، الان میام.‬

‏‫کسی ریموت در گاراژ خانواده گری رو‬ ‏‫تو خونه تو گذاشته؟‬

‏‫مسخره‌ست.‬

‏‫چیزی که می‌دونم اینه که نقطه ورود‬ ‏‫قتل امیلی گلدینگ گاراژ بود.‬

‏‫پال گری گفت اون شب که برگشته خونه، ریموتش گم شده بود.‬

‏‫پس همین‌طوری آورده گذاشته خونه تو؟‬

‏‫رئیس! / این پرونده مال خیلی وقت پیشه، بوچ.‬

‏‫هر کی اون کارو با اون دختر کوچولو کرده،‬

‏‫اگه کسی به جنونش توجه نکنه، راحت نخواهد بود.‬

‏‫سلام. / باشه.‬

‏‫این صبح روی ایوان من پیدا شد. برای توئه.‬

‏‫این تو خونه تو بود؟ / آره. عجیبه، نه؟‬

‏‫ولی‬

‏‫ممنون، داتی.‬

‏‫آره. ممنون، داتی.‬

‏‫«شب قاتل سریالی».‬

‏‫وای خدای من.‬

‏‫الو؟‬

‏‫— هر بار ۵٪ بونوس واریز نقدی —‬ ‏‫— اینجا بازی کن، برنده شو —‬

‏‫وین‌جاس > قطعا برنده شو، پولتو ببر‬

‏‫این...‬

‏‫خدای من. من از فیلمای ترسناک بدم میاد.‬

‏‫چرا کسی باید اینو برات بفرسته؟‬

‏‫این کانر دیویسه. / چی؟‬

‏‫لنی و ایرن هالیستر جسدشو نزدیک رودخونه پیدا کردن، دو سال پیش.‬

‏‫یادم میاد. / بعد از اینکه کالبدشکافی نشون داد‬ ‏‫که مست و خمار بوده، اونو حادثه اعلام کردن. / درسته.‬

‏‫اون پسر خوبی بود. با جنگل آشنا بود.‬

‏‫باورم نمیشه، بوچ. اصلاً.‬

‏‫اما پلیس ایالتی پرونده رو بست.‬

‏‫صبر کن، منظورت اینه که این واقعیه؟‬

‏‫اون فیلم قتل کانر دیویسه.‬

‏‫اون فیلم قتل کانر دیویسه.‬

‏‫الو؟‬ ‏‫/ هی. چه خبره؟‬

‏‫یه درخواست کمک دریافت کردم.‬ ‏‫/ خدای من.‬

More Farsi Persian subtitles for Night of the Reaper

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left