Faces of Death

Faces of Death

Télécharger le sous-titre en Farsi/persian

Informations sur la version

Faces of Death 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Un commentaire de Samurai_EP
EmpireBestTV

Tags

webdl
full_subtitles
Publié le: 2026-06-28
Téléchargements: 16
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi/persian

Les 200 premières lignes.

‫«آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی:» ‫:::.EmpireBestTv125.cfd.:::

‫اینم از ساده‌ترین راه ‫برای گرفتن 200 هزارتا لایک.

‫با من آماده بشین، بریم سر اولین قرارم ‫بعد از سه سال.

‫اینم تمام غذایی که من در طول روز ‫به عنوان یه رقصندۀ باله می‌خورم.

‫از اینجا گورتو گم کن و برو! ‫من خودم می‌دونم چیکار کنم.

‫چطوری در مورد چیزی اینقدر مطمئنی؟

‫چقدر اجاره میدی؟

‫داری باعث میشی حس بدی بهم دست بده.

‫وقتی اشتباهی، هزینۀ لباس زیرتون رو...

‫از کارتِ اعتباری شرکتتون کم می‌کنین...

‫ تقدیم به جان فداهای دی ماه 1404 ‫

‫آخ!

‫جندۀ روانی!

‫به هر طرفی که بچرخی و نگاه کنی...

‫جدا از اینکه کجایی، ‫اونجا یه منطقۀ جنگیه.

‫حتی نمی‌تونی توش راه بری...

‫اوه!

‫من نمی‌خوام که...

‫درش بیار! ‫درش بیار!

‫تصمیم گرفتم این سکانس رو ‫توی مطالعاتم بگنجونم

‫چون ‫این یه روشِ وحشیانه برای برخورد با...

‫مجرمه!

‫تنها نکتۀ قابل دفاع ‫از اعدام در ملاء عام اینه که...

‫می‌تونه مردم رو از ارتکاب به جرم بترسونه.

‫- سلام. ‫- چه خبرا؟

‫فردا جلسۀ معرفیِ اعضای جدید تیم‌ـه.

‫و قراره من به تازه‌واردها ‫برای شروع کارشون کمک کنم.

‫ولی بدجوری سرم شلوغه.

‫می‌خواستم بدونم امکانش هست، ‫تو به جای من اینکار رو بکنی؟

‫چه عالی. ‫که اینطور.

‫مطمئنی من از پسش بر میام؟

‫اصلاً اجازۀ اینکار رو داریم؟

‫آره بابا.

‫این بهترین فرصته ‫که بتونی باهاش خودت رو ثابت کنی.

‫باشه.

‫- باید برگردم سر کارم. ‫- اوهوم.

‫نقش مهمی توی جلوگیری از جرم و جنایت داره.

‫- خداحافظ، اد! ‫- بعداً می‌بینمت مارگو.

‫روز خوبی داشته باشی.

‫باز اون پوتین‌های فولاد دارت رو پوشیدی؟

‫برگرد عقب. ‫برگرد عقب ببینمت.

‫- شرمنده، یادم رفته بود. ‫- اوهوم.

‫امروز کدوم یکی از راز‌های شرکت رو ‫داری می‌دزدی مارگو؟

‫- نقاشی جدید می‌کشی! قشنگه. ‫- قربونت.

‫خیارشورِ تند خریدم!

‫جانمی جان!

‫شغلِ مزخرف و رو مخت چطور بود؟

‫خوب بود. ‫جاش بهم مسئولیت‌های جدید داد.

‫خوبه ایول.

‫انگاری به ترفیع گرفتن نزدیکم.

‫چرت نگو!

‫- جان تو! ‫- عالیه.

‫حس می‌کنم می‌تونم واقعاً ‫یه چیزایی رو تغییر بدم.

‫چمیدونم.

‫وای خدا جون.

‫باورم نمیشه از همچین کس‌شعرایی خوشت میاد.

‫خیلی خفنه که.

‫خب... ‫یه سوال!

‫چیه؟

‫احیاناً امکانش هست که...

‫بخوای با من امشب بیای مهمونی کسیدی‌؟

‫می‌خواد یه مهمونی کوچیک باشه. ‫یه جورایی...

‫فقط برای خونۀ نویی بودنش مهمونی گرفته.

‫عه...

‫نمی‌دونم.

‫آخه می‌دونی که ‫باید لباسامو بشورم و اینا...

‫بیخیال دیگه. ‫اذیت نکن.

‫یادته دربارۀ چی حرف زده بودیم؟

‫که برگردیم به دنیای واقعی.

‫می‌دونی دیگه... ‫که باز دوباره دوستامون رو ببینیم.

‫دلم برای بهترین رفیقم تنگ شده.

‫هوم؟

‫هوم؟ هوم؟

‫می‌دونی چیه، باشه!

‫- بریم. ‫- ایولا.

‫ایول.

‫- خیلی خوش می‌گذره. ‫- آره.

‫هیجان داری؟

‫آره. ‫مگه میشه هیجان نداشت؟

‫بیا، اینو امتحان کن.

‫ماتیک بزنم؟

‫یه چاقوئه.

‫دیش دیش! ‫ (مثلاً صدای چاقو زدنه)

‫- بهش میگن هنر تجسمی. ‫- خفنه.

‫خیلی‌خب. ‫وایسا ببینم!

‫یعنی میگی طبیعیه که با زبونت ‫ساقۀ گیلاس رو گره بزنی؟

‫یا اینکار برای همجنس‌گراهاست؟

‫خدمت شما!

‫وایسا بینم. ‫خیلی پشم ریزون بود.

‫رایان، عکس نگیر.

‫- وای خدا جون. ‫- حتماً دلیل داره که تو فضای مجازی نیستم.

‫من که نمی‌خواستم جایی پستش کنم.

‫آهان راستی، کسدی گفت ‫براش خامه بگیریم.

‫به نظرت خامه نیاز داریم؟

‫- فکر کنم همون دخترِ است. ‫- خامه یکم زیاده‌روی نیست؟

‫- نه. ‫- چرا هست، 100% خودشه.

‫- چی؟ چیه؟ ‫- مطمئنم خودشه.

‫به نظرت اون دخترا به من زل زدن؟

‫قطعاً خودشه. ‫می‌خوام یه چیزی بهش بگم.

‫فکر کنم فقط زیر نظر گرفتنت!

‫- همون دخترِ قطاریه. ‫- می‌خوام یه چیزی بهش بگم.

‫یه چیزی میگم. ‫حالا ببین.

‫میگم تو همون دخترِ مربوط به ویدئوی قطاری؟

‫- لعنتیا. ‫- نباید میومدم.

‫مارگو صبر کن! ‫مارگو وایسا ببینم.

‫فکر کنم خیلی خوشش اومد.

‫ا.‌مپا.یر.بست.تیوی

‫سلام خواهر جونی. ‫تولد 23 سالگیت مبارک!

‫امیدوارم امسال...

‫بالاخره یه دوست دختر پیدا کنی

‫تا اینقدر مدام آویزون من نباشی.

‫خب؟ بدجوری عاشقتم. ‫امشب می‌بینمت. خداحافظ.

‫سلام، روز شکرگزاریت مبارک. ‫من دیرم شده.

‫به معنای واقعی همه‌چیز یادم رفته. ‫حتی لباست رو تو خونه جا گذاشتم.

‫اما قول میدم میرم میارمش تا بتونی بپوشیش، ‫ولی...

‫مارگو! ‫خب دیگه، عاشقتم.

‫اینو بدون تو بهترین خواهر دنیایی.

‫خیلی‌خب. ‫زودی می‌بینمت.

‫اینجا در شرکتِ بازبینیِ کینو،

‫از این اشخاص محافظت می‌کنیم.

‫افراد جوون، تاثیرپذیر ‫و معصوم!

‫وقتی با محتوایی مواجه میشید ‫که قوانین شرکتمون رو نقض می‌کنه

‫اون رو علامت گذاری کنین، ‫و ازش رد بشین.

‫ممکنه وسوسه بشین که خارج از محل کار، ‫به اون‌ها نگاه کنین.

‫اما اینکار باعث ‫نقضِ عدم افشای اطلاعات در قرار دادتون میشه.

‫در موردشون بحث نکنین. ‫توی گوگل دنبالشون نگردید.

‫حتی اگه بتونی درباره‌شون فکر هم نکنی

‫بهتره.

‫خیلی‌خب. ‫مترجم: مریم صرافها

‫هوم. ‫احساسِ خستگی شدید بابت کار!

‫سلام.

‫نگران نباش. ‫توش توتون نیست.

‫نه قربونت. ‫نیازی بهش ندارم.

‫آخه احساس می‌کنم که وظیفه داریم...

‫حواسمون رو پرت نکنیم.

‫اگه می‌خواستم حواسم رو پرت کنم، ‫توی اداره اینکار رو می‌کردم.

‫پس برای چی اینجا کار می‌کنی؟

‫چون هیجان داره...

‫وقتی یه کلیپ خوب به تورت می‌خوره.

‫درضمن، خدماتِ دندون پزشکی هم داریم.

‫دیگه غذاتو نمی‌خوری؟

‫بیا اینجا پیشی کوچولو. ‫میو. میو.

‫چجوری جون کسی رو نجات بدیم. ‫پارت دوم.

‫این نالوکسان‌ـه. ‫یا همون داروی معکوس کنندۀ اثرات اوردوز.

‫و عملکردش اینجوریه که گیرنده‌های ‫مواد مخدر رو توی مغزتون، مسدود می‌کنه.

‫فقط یادتون باشه این دارو ‫نباید به صورت پیشگیرانه مصرف بشه.

‫این دارو واقعاً برای معکوس کردن...

‫و جلوگیری از اوردوز، عالیه.

‫آیی.

‫ولی وقتی نگهبان‌ها ‫اون رو به...

‫به سمت اتاقِ اعدام می‌بردن...

‫ظاهراً استرس داشت، ‫و کاملاً بهم ریخته بود.

‫دیگه داشتم به این فکر می‌کردم که ‫واقعاً دو تا کار اشتباه، باعث یه کار درست میشه؟

‫نه!

‫چشم‌هاش رو با چسب بستن،

‫تا از حدقه بیرون نزنه.

‫مرحلۀ بعدی زدنِ کلیدِ برقه

‫که باعث میشه یه جریانِ برقِ 2000 ولتی...

‫از بدن قربانی عبور کنه.

‫و کل این فرآیند...

‫تا هر زمانی که لازم باشه، تکرار میشه.

‫تا زمانی که اعلام بشه، ‫زندانی دیگه مُرده.

‫اون هم توسط پزشکی که مسئول اینکاره.

‫داخل اتاق بویی شبیه ‫گوشتِ در حال سوختن می‌پیچه.

‫آخرین قطرات خونی که از بدن قربانی میاد...

‫پایان این اعدام عجیب رو رقم می‌زنه.

‫اما زمانی که نگهبانان اون رو...

‫- به سمت اتاقِ اعدام می‌بردن... ‫- چه خبره؟

‫چیزه...

‫فکر می‌کردم که واقعاً دو تا کار اشتباه، ‫باعث یه کار درست میشه؟

‫نمی‌دونم با این یکی چیکار کنم.

‫چند روز پیش هم یه ویدئو شبیه این دیدم.

‫مانکن‌ها و مراسمِ گردن زنیشون.

‫فکر می‌کردم واقعی نیست، ‫ولی...

‫انگار واقعاً ‫طرف توی این ویدئو داره می‌میره.

‫چمیدونم، ولی یه جور ساختنش ‫که به نظر غیرواقعی بیاد

‫تا ما ردش نکنیم.

‫ولی به نظر تو...

‫این یه اعدام واقعیه؟

‫نمی‌دونم.

‫ولش کن.

‫جاش، بازم میگم...

‫یه ویدئوی دیگه هم شبیه این دیده بودم، ‫این...

‫الان دیگه قاچاقی ‫زیاد ویدئوهای وحشت‌آورِ اینجوری، می‌سازن.

‫چیزی که رو بورسه رو حمایت کن. ‫شعارمون چیه؟

‫چیزی که آدما می‌خوان رو بهشون بده.

‫هی، دورهمیِ لب آب رو میای دیگه نه؟

‫آره، میام!

‫- خیلی‌خب. ‫- تا چشماش از حدقه بیرون نزنه.

‫مرحلۀ بعدی زدنِ کلیدِ برقه

‫که باعث میشه یه جریانِ برقِ 2000 ولتی...

‫از بدن قربانی عبور کنه.

‫قطار داره میاد!

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left