Les 200 premières lignes.
«آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی:» :::.EmpireBestTv125.cfd.:::
اینم از سادهترین راه برای گرفتن 200 هزارتا لایک.
با من آماده بشین، بریم سر اولین قرارم بعد از سه سال.
اینم تمام غذایی که من در طول روز به عنوان یه رقصندۀ باله میخورم.
از اینجا گورتو گم کن و برو! من خودم میدونم چیکار کنم.
چطوری در مورد چیزی اینقدر مطمئنی؟
چقدر اجاره میدی؟
داری باعث میشی حس بدی بهم دست بده.
وقتی اشتباهی، هزینۀ لباس زیرتون رو...
از کارتِ اعتباری شرکتتون کم میکنین...
تقدیم به جان فداهای دی ماه 1404
آخ!
جندۀ روانی!
به هر طرفی که بچرخی و نگاه کنی...
جدا از اینکه کجایی، اونجا یه منطقۀ جنگیه.
حتی نمیتونی توش راه بری...
اوه!
من نمیخوام که...
درش بیار! درش بیار!
تصمیم گرفتم این سکانس رو توی مطالعاتم بگنجونم
چون این یه روشِ وحشیانه برای برخورد با...
مجرمه!
تنها نکتۀ قابل دفاع از اعدام در ملاء عام اینه که...
میتونه مردم رو از ارتکاب به جرم بترسونه.
- سلام. - چه خبرا؟
فردا جلسۀ معرفیِ اعضای جدید تیمـه.
و قراره من به تازهواردها برای شروع کارشون کمک کنم.
ولی بدجوری سرم شلوغه.
میخواستم بدونم امکانش هست، تو به جای من اینکار رو بکنی؟
چه عالی. که اینطور.
مطمئنی من از پسش بر میام؟
اصلاً اجازۀ اینکار رو داریم؟
آره بابا.
این بهترین فرصته که بتونی باهاش خودت رو ثابت کنی.
باشه.
- باید برگردم سر کارم. - اوهوم.
نقش مهمی توی جلوگیری از جرم و جنایت داره.
- خداحافظ، اد! - بعداً میبینمت مارگو.
روز خوبی داشته باشی.
باز اون پوتینهای فولاد دارت رو پوشیدی؟
برگرد عقب. برگرد عقب ببینمت.
- شرمنده، یادم رفته بود. - اوهوم.
امروز کدوم یکی از رازهای شرکت رو داری میدزدی مارگو؟
- نقاشی جدید میکشی! قشنگه. - قربونت.
خیارشورِ تند خریدم!
جانمی جان!
شغلِ مزخرف و رو مخت چطور بود؟
خوب بود. جاش بهم مسئولیتهای جدید داد.
خوبه ایول.
انگاری به ترفیع گرفتن نزدیکم.
چرت نگو!
- جان تو! - عالیه.
حس میکنم میتونم واقعاً یه چیزایی رو تغییر بدم.
چمیدونم.
وای خدا جون.
باورم نمیشه از همچین کسشعرایی خوشت میاد.
خیلی خفنه که.
خب... یه سوال!
چیه؟
احیاناً امکانش هست که...
بخوای با من امشب بیای مهمونی کسیدی؟
میخواد یه مهمونی کوچیک باشه. یه جورایی...
فقط برای خونۀ نویی بودنش مهمونی گرفته.
عه...
نمیدونم.
آخه میدونی که باید لباسامو بشورم و اینا...
بیخیال دیگه. اذیت نکن.
یادته دربارۀ چی حرف زده بودیم؟
که برگردیم به دنیای واقعی.
میدونی دیگه... که باز دوباره دوستامون رو ببینیم.
دلم برای بهترین رفیقم تنگ شده.
هوم؟
هوم؟ هوم؟
میدونی چیه، باشه!
- بریم. - ایولا.
ایول.
- خیلی خوش میگذره. - آره.
هیجان داری؟
آره. مگه میشه هیجان نداشت؟
بیا، اینو امتحان کن.
ماتیک بزنم؟
یه چاقوئه.
دیش دیش! (مثلاً صدای چاقو زدنه)
- بهش میگن هنر تجسمی. - خفنه.
خیلیخب. وایسا ببینم!
یعنی میگی طبیعیه که با زبونت ساقۀ گیلاس رو گره بزنی؟
یا اینکار برای همجنسگراهاست؟
خدمت شما!
وایسا بینم. خیلی پشم ریزون بود.
رایان، عکس نگیر.
- وای خدا جون. - حتماً دلیل داره که تو فضای مجازی نیستم.
من که نمیخواستم جایی پستش کنم.
آهان راستی، کسدی گفت براش خامه بگیریم.
به نظرت خامه نیاز داریم؟
- فکر کنم همون دخترِ است. - خامه یکم زیادهروی نیست؟
- نه. - چرا هست، 100% خودشه.
- چی؟ چیه؟ - مطمئنم خودشه.
به نظرت اون دخترا به من زل زدن؟
قطعاً خودشه. میخوام یه چیزی بهش بگم.
فکر کنم فقط زیر نظر گرفتنت!
- همون دخترِ قطاریه. - میخوام یه چیزی بهش بگم.
یه چیزی میگم. حالا ببین.
میگم تو همون دخترِ مربوط به ویدئوی قطاری؟
- لعنتیا. - نباید میومدم.
مارگو صبر کن! مارگو وایسا ببینم.
فکر کنم خیلی خوشش اومد.
ا.مپا.یر.بست.تیوی
سلام خواهر جونی. تولد 23 سالگیت مبارک!
امیدوارم امسال...
بالاخره یه دوست دختر پیدا کنی
تا اینقدر مدام آویزون من نباشی.
خب؟ بدجوری عاشقتم. امشب میبینمت. خداحافظ.
سلام، روز شکرگزاریت مبارک. من دیرم شده.
به معنای واقعی همهچیز یادم رفته. حتی لباست رو تو خونه جا گذاشتم.
اما قول میدم میرم میارمش تا بتونی بپوشیش، ولی...
مارگو! خب دیگه، عاشقتم.
اینو بدون تو بهترین خواهر دنیایی.
خیلیخب. زودی میبینمت.
اینجا در شرکتِ بازبینیِ کینو،
از این اشخاص محافظت میکنیم.
افراد جوون، تاثیرپذیر و معصوم!
وقتی با محتوایی مواجه میشید که قوانین شرکتمون رو نقض میکنه
اون رو علامت گذاری کنین، و ازش رد بشین.
ممکنه وسوسه بشین که خارج از محل کار، به اونها نگاه کنین.
اما اینکار باعث نقضِ عدم افشای اطلاعات در قرار دادتون میشه.
در موردشون بحث نکنین. توی گوگل دنبالشون نگردید.
حتی اگه بتونی دربارهشون فکر هم نکنی
بهتره.
خیلیخب. مترجم: مریم صرافها
هوم. احساسِ خستگی شدید بابت کار!
سلام.
نگران نباش. توش توتون نیست.
نه قربونت. نیازی بهش ندارم.
آخه احساس میکنم که وظیفه داریم...
حواسمون رو پرت نکنیم.
اگه میخواستم حواسم رو پرت کنم، توی اداره اینکار رو میکردم.
پس برای چی اینجا کار میکنی؟
چون هیجان داره...
وقتی یه کلیپ خوب به تورت میخوره.
درضمن، خدماتِ دندون پزشکی هم داریم.
دیگه غذاتو نمیخوری؟
بیا اینجا پیشی کوچولو. میو. میو.
چجوری جون کسی رو نجات بدیم. پارت دوم.
این نالوکسانـه. یا همون داروی معکوس کنندۀ اثرات اوردوز.
و عملکردش اینجوریه که گیرندههای مواد مخدر رو توی مغزتون، مسدود میکنه.
فقط یادتون باشه این دارو نباید به صورت پیشگیرانه مصرف بشه.
این دارو واقعاً برای معکوس کردن...
و جلوگیری از اوردوز، عالیه.
آیی.
ولی وقتی نگهبانها اون رو به...
به سمت اتاقِ اعدام میبردن...
ظاهراً استرس داشت، و کاملاً بهم ریخته بود.
دیگه داشتم به این فکر میکردم که واقعاً دو تا کار اشتباه، باعث یه کار درست میشه؟
نه!
چشمهاش رو با چسب بستن،
تا از حدقه بیرون نزنه.
مرحلۀ بعدی زدنِ کلیدِ برقه
که باعث میشه یه جریانِ برقِ 2000 ولتی...
از بدن قربانی عبور کنه.
و کل این فرآیند...
تا هر زمانی که لازم باشه، تکرار میشه.
تا زمانی که اعلام بشه، زندانی دیگه مُرده.
اون هم توسط پزشکی که مسئول اینکاره.
داخل اتاق بویی شبیه گوشتِ در حال سوختن میپیچه.
آخرین قطرات خونی که از بدن قربانی میاد...
پایان این اعدام عجیب رو رقم میزنه.
اما زمانی که نگهبانان اون رو...
- به سمت اتاقِ اعدام میبردن... - چه خبره؟
چیزه...
فکر میکردم که واقعاً دو تا کار اشتباه، باعث یه کار درست میشه؟
نمیدونم با این یکی چیکار کنم.
چند روز پیش هم یه ویدئو شبیه این دیدم.
مانکنها و مراسمِ گردن زنیشون.
فکر میکردم واقعی نیست، ولی...
انگار واقعاً طرف توی این ویدئو داره میمیره.
چمیدونم، ولی یه جور ساختنش که به نظر غیرواقعی بیاد
تا ما ردش نکنیم.
ولی به نظر تو...
این یه اعدام واقعیه؟
نمیدونم.
ولش کن.
جاش، بازم میگم...
یه ویدئوی دیگه هم شبیه این دیده بودم، این...
الان دیگه قاچاقی زیاد ویدئوهای وحشتآورِ اینجوری، میسازن.
چیزی که رو بورسه رو حمایت کن. شعارمون چیه؟
چیزی که آدما میخوان رو بهشون بده.
هی، دورهمیِ لب آب رو میای دیگه نه؟
آره، میام!
- خیلیخب. - تا چشماش از حدقه بیرون نزنه.
مرحلۀ بعدی زدنِ کلیدِ برقه
که باعث میشه یه جریانِ برقِ 2000 ولتی...
از بدن قربانی عبور کنه.
قطار داره میاد!
No comments yet. Be the first to leave one.