Bhoothakaalam

Bhoothakaalam (ഭൂതകാലം)

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Bhoothakaalam 2022 Malayalam TRUE WEB DL 1080p HQ
Un commentaire de Don Milo

Tags

bluray
Publié le: 2025-11-16
Téléchargements: 32
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‏‫مامان...‬

‏‫مامان...‬

‏‫مادربزرگ بیدار شده.‬

‏‫مواظب باش...‬

‏‫- وینا... ‬ ‏‫- هوم.‬

‏‫باید پوشکش رو عوض کنیم.‬

‏‫نمی‌تونیم صبح این کارو بکنیم؟‬

‏‫بگیرش.‬

‏‫بیا...‬

‏‫باشه.‬

‏‫آنجا... از اینجا بلندش کن.‬

‏‫بلند کن... یه کم بیشتر!‬

‏‫گرفتی؟ هان؟‬

‏‫ماما، ما نمی‌تونیم روزی ۴-۵ بار‬ ‏‫این کارو بکنیم.‬

‏‫باید یه فکری بکنیم.‬

‏‫- چه فکری؟‬ ‏‫- یه پرستار خانگی بگیریم.‬

‏‫پولشو کی میده؟‬

‏‫من به زور از حقوقم گذرانم.‬

‏‫پرستار خانگی... واقعاً!‬

‏‫بیا بگیرش.‬

‏‫وینا، خواهشاً درست بگیرش!‬

‏‫مگه من تا الان درست نگرفتمش؟‬

‏‫زود باش، خواهش می‌کنم!‬

‏‫اگه داری نصفه و نیمه انجامش می‌دی،‬ ‏‫اصلاً انجام نده.‬

‏‫برگرد برو بخواب.‬

‏‫«رِواثی»‬

‏‫«شین نیگام»‬

‏‫«گذشته»‬

‏‫اشکالی نداره.‬

‏‫بهتر از این نیست که زمین‌گیر باشه؟‬

‏‫آسوده باش که رفتنش به نفع خودش بود.‬

‏‫مادرم...‬

‏‫...اخیراً فوت کرد.‬

‏‫از اون موقع بود که...‬

‏‫...این‌طوری حس می‌کردم.‬

‏‫چرا داروهاتو قطع کردی؟‬

‏‫یه مدتی...‬

‏‫...طبق دستور مصرف می‌کردم.‬

‏‫بعدش...‬

‏‫وقتی حالم بهتر شد...‬

‏‫...مصرفشون رو قطع کردم.‬ ‏‫- نباید این‌طوری قطع کنی.‬

‏‫دکتر قبلی اینجا‬ ‏‫حتماً بهت واضح گفته بوده، درسته؟‬

‏‫آشا، تو افسردگی بالینی داری.‬

‏‫این یک اختلاله.‬

‏‫و مثل سرماخوردگی خوب نمی‌شه.‬

‏‫تو ناگهانی داروهات رو قطع کردی‬ ‏‫و به همین خاطر...‬

‏‫الان با این مشکل روبرویی.‬

‏‫باید داروهایت را ادامه دهی.‬ ‏‫لطفاً وسط راه قطع نکن.‬

‏‫کسی در خانواده شما...‬

‏‫...با سابقه پزشکی مشابه هست؟‬

‏‫مادرم...‬

‏‫زودجوش بود.‬

‏‫سر چیزای مسخره خیلی ناراحت می‌شد.‬

‏‫پس...‬

‏‫...او کاملاً مرا درک می‌کرد.‬

‏‫هر مشکلی که بود...‬

‏‫...می‌توانستم با او در میان بگذارم.‬

‏‫خیلی حمایتم می‌کرد.‬

‏‫بعداً دچار سکته شد...‬

‏‫...و حافظه‌اش را از دست داد.‬

‏‫در اواخر عمرش...‬

‏‫او...‬

‏‫...حتی اسم من را هم فراموش کرد.‬

‏‫چه کس دیگری در خانه است؟‬

‏‫یک پسر دارم.‬

‏‫داروسازی‌اش را تمام کرده...‬

‏‫...و دنبال کار می‌گردد.‬

‏‫و پسرت شبیه توست؟‬

‏‫با مادرش درد دل می‌کند؟‬

‏‫او شبیه من نیست.‬

‏‫او شبیه پدرش است.‬

‏‫دو گیلاس (شراب) لطفاً.‬

‏‫وینو، دیر می‌کنی؟‬

‏‫هوم.‬

‏‫وقتی کارت تمام شد زنگ بزن.‬

‏‫خب، حالا نقشه‌های وینو چیست؟‬

‏‫جستجوی کارش چطور است؟‬

‏‫هنوز دارد دنبال کار می‌گردد.‬

‏‫چند پیشنهاد داشت.‬ ‏‫اما از اینجا دور بودند.‬

‏‫برای همین ردشان کرد.‬

‏‫حالا می‌تواند برود دنبالشان.‬

‏‫اگر جایی نزدیک پیدا کرد،‬ ‏‫می‌توانیم در نظر بگیریم.‬

‏‫او اینجا قرار است چه کاری پیدا کند؟‬

‏‫اگر کمکی نیاز داری،‬ ‏‫مگر ما همه دور و بر نیستیم؟‬

‏‫بگذار برود!‬

‏‫اگر برود، من تنها نمی‌شوم؟‬

‏‫دیگر چه کسی را دارم؟‬

‏‫- وینو...‬ ‏‫- هوم؟‬

‏‫صندلی چرخدار را‬ ‏‫ببر به اتاق مادربزرگ.‬

‏‫تمیزش کرده‌ام.‬

‏‫مگر نپرسیدم که جابه‌جایش کنی؟‬

‏‫این را بگذاریم در «اُ ال ایکس» (دیوار)؟‬

‏‫فقط اینجا افتاده است.‬

‏‫فقط همان کار را بکن که گفتم!‬

‏‫لعنتی!‬

‏‫- چی افتاد؟‬ ‏‫- اِهه، هیچی.‬

‏‫- هان؟‬ ‏‫- اِهه... عینک مادربزرگه...‬

‏‫- شکستیش؟‬ ‏‫- نه، نه. نشکستم.‬

‏‫بیا کنار.‬

‏‫تو خیلی دست و پا چلفتی هستی.‬

‏‫- چهار...‬ ‏‫- چهار...‬

‏‫- پنج...‬ ‏‫- پنج...‬

‏‫- شش...‬ ‏‫- شش...‬

‏‫- هفت...‬ ‏‫- هفت...‬

‏‫- هشت...‬ ‏‫- هشت...‬

‏‫- نه...‬ ‏‫- نه...‬

‏‫- یک...‬ ‏‫- یک...‬

‏‫- صفر...‬ ‏‫- صفر...‬

‏‫ده... ده...‬

خانم معلم...‬

‏‫خانم معلم، اگه اینقدر زیاد مرخصی بگیرید...‬

‏‫...برامون سخته مدیریت کردن.‬

‏‫چرا یه استراحت طولانی مدت نمیرید؟‬

‏‫منم یه نفر دیگه رو اینجا تعیین می‌کنم.‬

‏‫نه، نیازی نیست.‬

‏‫اِهه... من اینجا رو ادامه میدم.‬

‏‫لطفاً سوءتفاهم نشه...‬

‏‫ما اینجا با بچه‌های کوچیک سروکار داریم.‬

‏‫اگه یه کم ملایم‌تر برخورد کنید...‬

‏‫می‌فهمین چی میگم؟‬

‏‫ ‬

بیا، بیا اینجا...‬

‏‫- الو؟‬ ‏‫- هی، من بیرونم.‬

‏‫طبقه دومم.‬

‏‫این جنسش برای رویه‌ست؟‬

‏‫- آره، با این ست میشه.‬ ‏‫- این روسریشه (دوپاتا).‬

‏‫باشه، این چطوره؟‬

‏‫بد نیست، راستش اون صورتیه رو بیشتر دوست داشتم.‬

‏‫آها! اینجایی تو.‬

‏‫چه خبره؟‬

‏‫- خرید لباس تولد.‬ ‏‫- آها.‬

‏‫میشه اون رو بهم نشون بدی، لطفا؟‬

‏‫- چطوره؟‬ ‏‫- قشنگه.‬

‏‫این رنگ شاید بهتر باشه در واقع.‬

‏‫بالاخره که تولده!‬

‏‫بعدش برنامه ای داری؟‬

‏‫چه برنامه‌ای؟ باید برم خونه.‬ ‏‫همین.‬

‏‫- پریا...‬ ‏‫- چی؟‬

‏‫بریم یه جایی بعدش؟‬

‏‫نه، وینوی.‬

‏‫ما می‌تونیم بریم و...‬

‏‫- من علاقه‌ای ندارم، وینُو.‬ ‏‫- چرا؟‬

‏‫حالا وقت داری، نه؟‬

‏‫ها؟‬

‏‫پس حالا وقت داری که‬ ‏‫به من زنگ بزنی و همدیگه رو ببینیم؟‬

‏‫من توی وضعیت افتضاحی بودم.‬

‏‫چه وضعیتی؟‬

‏‫فوت مادربزرگت؟‬

‏‫اونو می‌تونم درک کنم.‬ ‏‫مشکلت قبل از اون چی بود؟‬

‏‫قبل از اون... حال و حوصله نداشتم.‬

‏‫چی؟‬

‏‫پس فقط وقتی حوصله‌ت سر اومد‬ ‏‫زنگ می‌زنی؟‬

‏‫- منظورم اون نبود...‬ ‏‫- وینُو...‬

‏‫زنگ زدن و دیدن من...‬ ‏‫هر وقت دلت خواست، جور درنمیاد.‬

‏‫همم.‬

‏‫دوباره تکرار نمیشه.‬

‏‫اگه دوباره تکرار بشه،‬ ‏‫می‌تونی یه دختر دیگه پیدا کنی.‬

‏‫حداقل بذار برسونمت خونه؟‬

‏‫نیازی نیست. من با اون می‌رم.‬

‏‫همم.‬

‏‫تولد من یکشنبه است.‬ ‏‫اصرار دارم بیای خونه‌مون.‬

‏‫حتماً، حتماً میام.‬

‏‫فقط اگه حالت خوب بود بیا...‬

‏‫- چیزی باید بخری؟‬ ‏‫- اِه‌، نه.‬

‏‫بیا اینم برای تو...‬

‏‫اوضاع خونه چطوره؟ مادرت خوب شد؟‬

‏‫- هوم، باید خوب بشه.‬ ‏‫- هوم.‬

‏‫- هی...‬ ‏‫- هوم؟‬

‏‫برای اون روز...‬

‏‫اون برای هزار روپیه بود.‬

‏‫- هزار تا؟‬ ‏‫- آره!‬

‏‫میشه باقی پول رو هفته دیگه بدم؟‬

‏‫من هفته دیگه دارم میرم.‬

‏‫- کجا؟‬ ‏‫- اوه، بهت نگفتم، درسته؟‬

‏‫- اون شغلی که در موردش گفتم یادت میاد؟‬ ‏‫- اِه‌، آره...‬

‏‫تصمیم گرفتم قبولش کنم.‬

‏‫تو بعد از خوندن داروسازی‬ ‏‫می‌خوای اون شغل رو قبول کنی؟‬

‏‫ما که داروسازی خوندیم.‬ ‏‫ولی هیچی یاد نگرفتیم، درسته؟‬

‏‫آخرشم کی پیدا می‌کنه‬ ‏‫سر رشته‌شو تو این دوره زمونه؟‬

‏‫ما فقط می‌خوایم یه جورایی‬ ‏‫خودمونو جمع کنیم!‬

‏‫- در مورد ساجین شنیدی؟‬ ‏‫- چی؟‬

‏‫- داره ازدواج می‌کنه.‬ ‏‫- ازدواج؟!‬

‏‫خبر نداشتی؟‬ ‏‫اصلاً اینستات رو چک نمی‌کنی؟‬

‏‫- من اینستا ندارم.‬ ‏‫- اون داره زندگی می‌کنه!‬

‏‫بهت نشون میدم.‬

‏‫بیا... این همون ماشینیه‬ ‏‫که هفته پیش خرید.‬

‏‫اینستا فقط نمایش دادنه.‬

‏‫تو و این طرز فکر بدبینانه‌ت!‬

‏‫مردم دارن زندگیشونو می‌کنن.‬

‏‫ما تنها کسایی هستیم که اینجا‬ ‏‫گیر افتادیم، بدون هیچ راه نجاتی.‬

‏‫شما شام نمی خورین؟‬

‏‫الان نه.‬

‏‫پس کلاً نمی خوای؟‬

‏‫من یه نودل آماده کنم؟‬

‏‫و کی می خواد بخوره...‬ ‏‫چی که من تدارک دیدم...‬

‏‫همینو بخور دیگه.‬

‏‫الکی همه رو به زحمت انداختن...‬

‏‫جیمی... برو اونور.‬ ‏‫گفتم... برو کنار!‬

‏‫امیدوارم تجربه آزمایشگاهی داشته باشی.‬

‏‫بله قربان. من ۱۰۰ ساعت‬ ‏‫دستیار داروسازی بودم.‬

Bhoothakaalam subtitles in other languages

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left