Evil

Evil

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 3

Informations sur la version

evil s03e09 1080p web h264-glhf
Evil S03xE09 WEBRip x264-ION10/GLHF
Un commentaire de arvin_m69
🔵🟠 WEB 📺► AvaMovie.in 🔵🟠 Poemsani 🔵🟠

Tags

web
1080
webrip
x264
BRip
Publié le: 2022-08-08
Téléchargements: 53
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »

‫یه مدتی هست ندیدمت

‫چه خبرا؟

‫خیلی ساکتی

‫آره..چیزه..

‫اواخر خیلی شرایط سخت شده

‫چرا؟

‫یه زنی که میشناختم..

‫توسط شوهرش به قتل رسید!

‫خدای من! ‫چه اتفاقی افتاد؟

‫اون حامله بود و..

‫و شوهرش فکر میکرد جنین ‫توی شکم زنش یه مشکلی داره

‫و خب..

‫سعی کرد جنین رو از شکم زنش بکشه بیرون!

‫خدای من!

‫فکر میکرد اون بچه یه جور حیوونه

‫وقتی به صدای قلب بچه گوش داده بود ‫شنیده بود که صدای زوزه از خودش در میاره

‫و من فکر میکردم فقط دچار ‫افسردگی قبل از والد شدن شده

‫و چیزایی که باید بگیم رو گفتم

‫میدونی..گفتم شرایطتت داره ‫عوض میشه، دچار اضطراب شدی

‫از این حرفا دیگه

‫و به زنش هشدار ندادم

‫من..

‫- به هیچکسی هشدار ندادم ‫- ولی امکان نداره

‫تو میتونستی بفهمی که ‫قضیه حادتر از این حرفاست

‫اون..اون عین روانپریش‌ها صحبت میکرده

‫و علائم هشدار دهنده روان‌پریشی..

‫میدونم ولی قضیه این نیست

‫ام..

‫بخشیش از من بود

‫منظورت چیه؟

‫جنین

‫بهتون درمورد گم شدن تخمکم گفتم نه؟

‫تخمک من داخل شکم اون زن بود

‫- نمیدونم چی بگم ‫- وحشت کرده بودم

‫ولی بخشی از من..باید اعتراف کنم که

‫یه حسی درونم خیالش راحت شد!

‫من..من نمیخواستم ژنتیکم اینجوری پخش بشه

‫نمیخواستم یه زن دیگه بچه‌ی من رو داشته باشه

‫و این چیزیه که منو میترسونه

‫فکر اینکه من خیالم راحت شد

‫- ولی این فقط یه فکره ‫- فکرای من دارن

‫بدتر و بدتر میشن

‫همش..همش به چیزای سیاه‌تر فکر میکنم

‫و نمیتونم با اندی درست ارتباط برقرار کنم

‫- چرا؟ ‫- اینترنت

‫هی قطع و وصل میشه

‫ولی بعضی وقت‌ها

‫یه حسی بهم میگه که اون ‫دیگه هیچوقت برنمیگرده

‫و اینجوری شاید شرایط آسون‌تر بشه!

‫بازم میگم کریستن

‫میدونی..همه ما با افکار ‫سیاه دست و پنجه نرم میکنیم

‫رئیسمون که میخوایم کتکش بزنیم ‫همسایه‌ای که دلمون میخواد بکشی...

‫ناخوداگاهمون میتونه خیلی یاغی باشه

‫- ولی افکار مساوی با عمل نیستن ‫- آره

‫فقط یه وقتایی حس میکنم من ‫دارم اون چیزا رو آرزو میکنم

‫- و اونا هم به واقعیت تبدیل میشن ‫- نه

‫تو داری دنبال یه راهی میگردی ‫تا خودت رو سرزنش کنی

‫دنیا با قوانین خودش جلو میره

‫و به افکار و آرزوهای تو وابسته نیست

‫اگه خلاف این فکر کنی ‫یعنی دچار خودشیفتگی شدی

« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »

‫دستت چی شده؟

‫اوه این؟ ‫هیچی بریدمش

‫وقتی داشتم شیو میکردم

‫وقتی داشتی پشت دستت ‫رو شیو میکردی بریدیش؟

‫آره افتادم زمین ‫پیر شدم دیگه

‫کمرت چطوره؟

‫خوبه ‫میدونی..خیلی عجیبه

‫یک ماهی هست اصلا به درد کمرم فکر نکردم

‫فکر کنم خوب شده دیگه

‫- من باید برم ‫- هفته بعد میبینمت؟

‫آره..بذار ببینم

‫- بذار ببینم حالم چطور میشه ‫- به نظر من بهتره

‫به جلسات تراپی هفتگی برگردیم

‫بذار در موردش فکر کنم

‫سلام، خوبی؟

‫آره فقط یکم حالم گرفته‌ست

‫ولی میخوام کار کنم ‫کجایی؟

‫ خلیج کوچیک شرقی مارینا، اسکله 22

‫چیه؟ قایق خریدی؟

‫یه همچین چیزی

‫- یک ساعت دیگه میای اینجا؟ ‫- آره

‫اونجا میبینمت

‫- کورت؟ ‫- یه لحظه

‫شرمنده

‫وقتی مشغول کار میشم ‫دیگه نمیتونم متوقف بشم

‫کورت حالت خوبه؟

‫اوه اینو میگی؟ ‫این..

‫این روزا اینجوری مینویسم

‫توی توییتر مینویسم

‫- آواز هم میخونی؟ ‫- آره

‫بهتره امتحانش کنی

‫واقعا باعث میشه به منبع ‫الهام بخشت دست پیدا کنی

‫باعث میشه عین ییلتز اتوماتیک بنویسی ‫(شاعر ایرلندی)

‫ببین

‫نصفش رو نوشتم

‫- کورت.. ‫- میخوای بخونیش؟

‫- کتابت رو؟ ‫- آره

‫بخونش، باید بدونم که به ‫نویسندگی ادامه بدم یا نه

‫و اگه بگی که باید بیخیال بشم

‫بیخیال میشم

‫ولی نیاز دارم اول یکی اینو بخونه

‫خب..

‫مشکل این یکی دیگه چیه؟

‫درمورد ولری شنیدم

‫- خیلی متاسفم ‫- آره

‫زیاد نمیشناختمش ولی..

‫بازم میگم، مجبور نیستی الان این کار رو بکنی

‫ما از پسش برمیایم

‫- خب قضیه چیه؟ ‫- مون سنیور میخواد

‫به یکی از اعضای کلیسا که یه ‫مدته یکشنبه‌ها به کلیسا نمیره سر بزنیم

‫خودش قضیه رو برامون توضیح میده

‫فکر کنم اون تیکه که مسیح درمورد ‫کشتی‌ها حرف زده رو نخوندم

‫نگهبانی مارینا

‫دیوید آکاستا از کلیسای سنت جوزف ‫هستم، مون سنیور ما رو فرست...

‫دستتونو بیارید جلو لطفا

‫برای اینکه وارد کشتی ‫بشید باید از اینا ببندین

‫- سلام؟ ‫- آقای ترزا؟

‫بله بله ‫بیاید داخل لطفا

‫زود

‫زود بیاید داخل لطفا، زود

‫اون بیرون چیزی نبود؟ ‫اون بیرون چیزی ندیدین؟

‫فقط نگهبان رو دیدیم

‫دیگه یکشنبه‌ها به کلیسا نمیتونم برم

‫درخواست دادم یه کشیش به اینجا بفرستن

‫چی اون بیرونه که ازش میترسی؟

‫یه شیطان!

‫میخورید؟

‫ شراب شتو لیل مانتروشه‌س

‫11 هزار دلار قیمتشه

‫ولی دارم تنهایی میخورمش

‫- یکم میخواید؟ ‫- نه ممنون

‫بهمون درمورد این شیطانی که دیدی بگو

‫همه جا دنبالم میاد

‫همه جا!

‫مجبور شدم پنت هاوسم رو ‫ترک کنم چون اونجا پیدام کرد

‫با هواپیما به اروپا رفتم ‫اونجا هم پیدام کرد

‫فکر نمیکردم کشتی تفریحیم آخرین جایی باشه که

‫بتونم برم سراغش ‫ولی الان اینجام دیگه

‫بیا یه چیز دیگه بهت بدیم بخوری، باشه؟

‫نمیدونم چرا دارم مجازات میشم

‫من آدم بدی نیستم ‫اتفاقا خیلی بی شیله پیله‌ام

‫به محض اینکه پولدار شدم ‫یک دهمش رو به کلیسا اهدا کردم

‫- بگیر ‫- ممنون

‫من کارمند بانک بودم

‫کل زندگیم یه شغل با حقوق حداقلی داشتم

‫خیلی خوب بلد بودم پولام رو پس انداز کنم

‫هی اینجا و اونجا سرمایه ‫گذاری‌های کوچولو انجام دادم

‫و بعدش یه روز..

‫یهویی

‫خرپول شدم

‫از همون موقع این موجود افتاده دنبالم

‫همون شیطان؟

‫میخواید ببینیدش؟

‫این مال دیشبه

‫ولی قبلا هم اومده

‫من که چیزی نمیبینم

‫صبرکن

‫به نظر میرسه این شیطانی که میگی یه آدمه

‫- که میخواد دزدکی وارد کشتیت بشه ‫- منم اولش همین فکرو میکردم

‫ولی نگاه کن ‫ببین چطوری حرکت میکنه!

‫میبینی؟ ‫کل شب کارش همین بود

‫صداش رو میشنیدم

‫میخواست وارد کابین بشه

‫و میخواست منو بکشه!

‫و تموم شد

‫دوربین‌ها بعدش از کار افتادن

‫مسئول ایرادات تکنیکی گفت مشکل از اینجاست

‫ممکنه یه نفر بخواد تورو بترسونه؟

‫دوست دخترای سابقت یا یکی از افراد خانوادت

‫- که میخوان پولات رو بگیرن؟ ‫- نه همچین کسی نیست

‫تا حالا از آی آر اس اومدن سراغت؟ ‫(اداره‌ی کل مالیات‌های درون مرزی)

‫چون تو یهویی خیلی پولدار شدی

‫- بررسی حساب‌هام رو شروع کردن ‫- خب بفرما

‫آی آر اس یکی رو فرستاده تا مچت رو بگیرن

‫حساب‌رسی‌های آی آر اس

‫میتونن خیلی برای آدم استرس آور باشن

‫تا حالا چیزی درمورد موفقیت هراسی شنیدی؟

‫یه بیماری روانیه که وقتی یک نفر به ‫صورت ناگهانی صاحب یک موفقیت بزرگ میشه

‫حس ترس و گناه بهش دست میده

‫ببینین، من چون پولدار شدم استرس ندارم

‫خب؟ استرس دارم چون یه شیطان منو تعقیب میکنه

‫چه موجودی میتونه چراغ رو اینجوری کنه؟

‫آقای ترزا، اگه مشکلی نیست میخوام گوشیم رو

‫به سیستم امنیتی شما متصل کنم

‫تا وقتی که به شما هشدار میده، برای منم بیاد

‫البته

‫الو؟

‫بازم بهم نیاز داری؟

‫من نه، گریس نیاز داره

‫آقای لوکانت خواسته که به اینجا بیام

‫بهش بگید پدر آکاستا اومده

‫از سر راه برید کنار

‫گریس خودشون شخصا درخواست ‫کردن که این کشیش به اینجا بیاد

‫این‌ها تمام صفحات مدارک ‫باستانی مذهبی پولیا هستن

‫که بعضی تیکه‌هاشون گم شده

‫تمام اینا برای نسل بشر

‫و آینده‌ی کلیسا حیاتیه

‫این نقاشی به متون باستانی پولیا تعلق نداره

More Farsi Persian subtitles for Evil

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left