Les 200 premières lignes.
۹۱۱ مورد اورژانسی شما چیست؟
این-- این-- این-- این-- دختر من، سوفی، است.
او... او گم شده... گم شده.
من... من نمیتونم هیچ جا پیداش کنم.
آقا، ازتون میخوام آروم باشید.
- اسمت چیه؟ - سم.
س-- سم مکنزی.
سم-- سم-- سم مککنزی.
دخترم، سوفی، او ۱۰ سال دارد.
من... من امروز صبح رفتم که حالش را بپرسم...
و پنجره کاملاً باز بود.
اون فقط... اون فقط... اون رفته!
آقا، میفهمم.
بهت نیاز دارم که آروم باشی
آدرس فعلی شما چیست؟
خیابان کلایمر، پلاک ۷-۵-۱.
خیلی خب. خب، بگو چی شده.
دیشب، او در رختخواب بود.
ما... ما از عروسی به خانه برگشتیم.
وقتی برگشتیم، حالش را پرسیدیم ،
و بعد دوباره نیمه شب، و بعد-- بعد الان
اون... اون فقط... اون رفته!
آقا، منظورتان از اینکه او رفته چیست؟
کس دیگهای هم تو خونه با تو هست ؟
پنجره... باز است. او اینجا نیست.
نمیدانم کجا میتوانسته رفته باشد.
اون... امکان نداشت اینجوری بره.
قربان، من یک افسر را همین الان میفرستم.
اگر او آسیب دیده باشد چه؟
همونجا که هستی بمون
لطفا، لطفا فقط دختر کوچولوی منو پیدا کن.
لطفا او را پیدا کنید.
حرکت نکن. جایی نرو.
یک افسر در راه است.
قربان، یک افسر در راه است.
عصر بخیر. جستجوی سراسری در حال انجام است
برای سوفی مککنزیِ ده ساله .
خبر فوری
پلیس به همراه سیبیآی
هشدار آمبر صادر شده است، و دلیل آن--
ما از هر منبعی که داریم استفاده میکنیم.
ما داریم سعی میکنیم از نیروی هوایی یا هلیکوپترهایی که... استفاده کنیم.
از طرف افبیآی،
چه کسی میتواند تایید کند که سوفی حامله بوده است
یک تلفن پیشپرداخت
پیام فوری برای شهر فیلادلفیا.
یک کودک گم شده است.
و پلیسهای مختلف به کمک شما نیاز دارند.
او ده سالشه
زن سفیدپوست، موهای بلوند، چشمان آبی،
قد: ۱ متر و ۶۱ سانتیمتر، و وزن: ۷۰ پوند.
چرا اینقدر طولش میدی؟
لطفا، لطفا، لطفا بیایید.
باید پیداش کنیم! چرا؟ نمیدونم کجاست.
هیچ جا نمیتونم پیداش کنم. تو نمیفهمی.
اون اونجا تنهاست. ما دیگه نمیتونیم وقتمون رو تلف کنیم.
اون فقط-- اون فقط یه دختر کوچولوئه!
اون تنهاست. من خیلی خیلی متاسفم. متاسفم.
التماست میکنم، لطفا.
خواهش میکنم، باید پیداش کنی.
منظورم این نیست که کنترلم را از دست بدهم.
متاسفم، فقط عجله کن، لطفا.
الان بهت نیاز دارم...
چطور دست راست و چپت رو تشخیص نمیدی ، مرد؟
خب، من دو دست هستم، بنابراین هیچوقت مجبور نبودم یاد بگیرم
تفاوت بین راست و چپ.
من میتوانم هر دو راه را بروم.
آیا او امروز صبح چیزی مصرف کرده است؟
آیا او هنوز مواد مخدر مصرف میکند؟
نه، من هوشیارم. قول میدم. بهش بگو، مایک.
آیا شما هستید؟
بهش بگو لعنتی، مایک!
باور کنید یا نه، او واقعاً هوشیار است.
ما کجای جهنمیم، مرد؟
یه حس بدی نسبت به این موضوع پیدا کردم ،
و این نشانهی دیگری است که باید برگردیم.
چه مشکلاتی ممکن است در یک سفر ماهیگیری پیش بیاید؟
فقط سم و بچهها هستن.
-آره. -ما قبلاً این کار رو کردیم.
همه چیز میتواند در یک سفر ماهیگیری اشتباه پیش برود .
مثل اینه که بگیم « وقتی داری پرواز میکنی چه مشکلی ممکنه پیش بیاد؟»
یه هواپیما؟"، میدونی؟
خب، نه، نه، خب، از نظر آماری،
پرواز با هواپیما امنتر از رانندگی در بزرگراههای آمریکاست.
-بفرمایید، حقایق جالب، بری. -این یه حقیقته!
بله.
چرا باید همه چیز را اینقدر سطحی و کلیشهای جلوه دهید؟
منظورم این بود که خیلی چیزها ممکنه اشتباه پیش بره.
میدونی چیه؟ من داشتم میخوندم
در تالارهای گفتگوی انجمن در این مورد--
اوه، دوباره شروع کرد به مزخرفات مربوط به اخبار جعلی.
نه، نه، نه، نه، نه، رسانههای جریان اصلی مزخرفن، باشه؟
فقط دارم میگم، یه چیزهایی خوندم.
اینجا واقعاً جنزدهست. کلی روح و آشغال توش هست.
روح و آشغال. اون فقط گفت، تو...
اون خنده واقعی بود؟
خیر.
تو که اون مزخرفات رو جعل نمیکنی ، درسته؟
فقط یه روانی اینجوری میخنده.
تد باندی یه همچین خندهای کرد.
آره، آره. (or: آره، آره.)
مرد، لعنت بهتون.
بیا بریم، مرد.
ما اینجاییم و فقط داریم وقت تلف میکنیم.
آره، بذار درِ اونجا رو برات باز کنم.
یادمه اینجا بزرگتر بود.
خب، تو قبلاً همیشه نشئه بودی و از این حرفا، پس.
- عوضی - آره.
خودت که میدانی چطور است.
بیا تو.
اوه، رفیق، آخرین باری که اینجا بودیم کی بود؟
خدایا، حتماً همینطوره، نمیدونم،
چهار سال و یک ماه و یک هفته
تقریباً تا به امروز.
خدایا، وای!
سلام!
مایک!
چه کوفتی؟
بهتره که تمام مدت اینطوری نباشه ، رفیق.
واقعاً؟
خب، بیخیال بابا. ما همیشه با هم میخوابیم.
فقط فکر کردم رو مبل میخوابی .
آره، خب، چرا باید این کار رو بکنم؟
چون از نظر فنی شما روی یک کاناپه زندگی میکنید.
خب، جدی که نمیگی، نه؟
نه، او اینطور نیست.
بهش بگو، مایک.
بهش بگو چی؟
اینکه حاضری باهاش بخوابی.
ممنون، مرد.
آره.
خب، امم، اوضاع املاک و مستغلات چطوره، بری؟
داره خوب پیش میره. آره.
پارسال خوب بود. - اممم. (Memm-hmm)
سال قبل از آن فوقالعاده بود.
امسال، اما، تازه اینطور شده--
یه کم کند بوده - اوه، بیخیال.
به حرف این یارو گوش کن که میگه "خوبه".
میدونی که اون برای دونا یه تسلای نو خرید، درسته؟
فورد را به اف-۳۵۰ ارتقا داد. اینفینیتی را هم دارد.
مرد، داری نابودش میکنی.
خوبه مرد. بهت افتخار میکنم.
آره، بیا دیگه.
ممنون. ممنون... ممنون بچهها.
متشکرم.
تو چی، جی؟
ها؟
چی-- من چی، چی؟
اصلاً به حرفهای ما اینجا گوش میدی ؟
شغل. آیا شغلی داری؟ (آیا شغلی داری؟)
ایوب. ها!
اه، من دارم با این زن پنجاه ساله سکس میکنم.
داره بهم پول میده.
دارم، میدونی، خرید مواد غذایی میکنم،
دارم خونه رو تمیز میکنم، از این جور چیزا.
هیچکس در مورد زندگی جنسی کیوانان تو حرفی نمیزند، جی.
پرسید که آیا شغلی داری؟ شغلی نداری.
تو خونه نداری.
برای همینه که روی مبل من میخوابی ،
و روزهات رو صرف حرف زدن با خل و چلهای آنلاین میکنی
و خودارضایی با خدا میداند چه چیزی.
آره، خب، حداقل دوستایی دارم که باهاشون حرف میزنم.
اگر فردا بمیری، هیچکس حتی متوجه نمیشود.
از کدوم گوری حرف میزنی؟
دارم میگم که تو هیچ دوستی نداری
و هیچ کس به تو اهمیت نمیدهد.
راستش را بخواهی، یه جورایی... برات متاسفم.
من دوستانی دارم.
یکی از دوستایی که داری رو برام اسم ببر.
- پاول دورسی. - تو باهاش کار میکنی.
باشه، خب، باشه. تو دوست منی.
من برادر تو هستم.
سم و بری.
سم، سالهاست که با من حرف نزدهای .
بری، فقط اگه کاری داشتی باهاش حرف بزن.
بیا واقع بین باشیم مایک، تو هیچکس رو تو زندگیت نداری.
تو هیچ دوستی نداری، و این قیافههای معمولی رو داری
و هر چیزی شبیه به آن،
اما واقعاً هیچ کس گیرت نمیاد .
بیا واقع بین باشیم، تو ممکنه رقت انگیزترین آدم باشی
-من همیشه-- -خفه شو لعنت!
بسه دیگه!
عوضی لعنتی.
خب، مایک، این روزها کجا تدریس میکنی؟
من الان تو ملروز هستم .
آدمی مثل تو توی همچین کثافتخونهای چیکار میکنه؟
هر کسی بالاخره یه جایی باید باشه، سم.
هوم. چطور پیش میره؟ (or: حالت چطوره؟)
هر چه از جذابیت کم دارد، با شخصیتش جبران میکند.
آره.
میدونی چی خنده داره؟
این یارو بیشتر از یک سال نمیتونه یه شغل رو نگه داره ،
اما من اونی هستم که گند میزنه، درسته؟
آره، چی؟ برو کنار.
چی؟
عصبانیتت داره از کنترل خارج میشه!
مزخرفات لعنتی.
اون چیه که داری میکشی؟ اون سیگار الکترونیکیه؟
برو خودتو گول بزن.
بیا، یه کم ازش بهم بده. چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.