Les 200 premières lignes.
.ممنون، سوزی. حتماً، فیبی
تا حالا این کارو نکردی، نه؟
.هی، منظورم آشنایی آنلاینه
.اوه، نه، کردم. چند باری این کارو کردم
.فقط... خب، روش مورد علاقه من برای آشنا شدن با آدما نیست
.جداً؟ چرا نه؟ اوه، نمیدونم
.خیلی بیروحه، میدونی. خیلی برنامهریزی شدهس
.خب، باید بگم، من... من زنهای جالبی رو به صورت آنلاین ملاقات کردم
جداً؟ جالبتر از اونایی که حضوری ملاقات میکنی؟
این چیه؟
.اوه، دارم یه مقاله درباره دوستیابی اینترنتی مینویسم
.صبر کن. توی پروفایلت نوشته بودی دنبال یه رابطه عاشقانه میگردی
.آره. آره، همین بود. و خب... یه جورایی دنبالشم
.فقط... رئیس جدیدم منو مجبور به این کار کرد
.واقعاً نمیخواستم انجامش بدم
متاسفم. عصبانی شدی؟
.نه. نه، اصلاً
.هنوزم برای امشب امید زیادی دارم
حالت خوبه؟
.آره. فقط سکسکهس
.همین جا منتظر باش
.نه، نه، نه. پَت بناتر نمیتونه منو کنسل کنه
.تا آخر هفته نمیتونم کسیو جایگزینش کنم
.پایپر. ببین، میدونم زنگ نزدم که تایید کنم
ولی داشتم مشغول خلق زندگی بودم، باشه؟
.ببین، بذار فقط با پَت حرف بزنم. میدونم میفهمه، واقعاً
.الو؟ گوشی رو روم قطع کرد اون موجود پست
.قرارم با یه شیطانه
چی؟ اون یارو؟
.ولی اون که خیلی جذاب بود. آره، جذاب از نوع داغِ جهنمی
.من یه پیشآگاهی داشتم. اون قربانیهاشو میبلعه. من نفر بعدیام
.اتاق رو منجمد کن. خواهرم، آهنربای شیاطین
.جادوگرا. لعنتی
.ممنون
.حالا اگه اجازه بدید، باید برگردم به ورشکست شدنم
.بیخیال. باید برگردم به دعوا با شوهرم
.اوه، یه دعوای دیگه؟ آره، خب، میدونی که
.والدین جدید، زوجی که هر دو کار میکنن، از این جور چیزا
.درستش میکنیم. حالا، با من میای خونه
یا سعی میکنی این شب رو نجات بدی؟
.نه. فکر کنم شانس من تموم شده
.گریناسلیوز طلای قلب من بود
و جز بانو گریناسلیوز من، کی؟
آره، جز بانو گریناسلیوز من، کی؟
...آه، عشق من، تو
یکم بدشانس شدم قربان. میتونید یه خورده پول خرد بدید؟
.خدا خیرت بده
.گریناسلیوز تمام شادی من بود
.گریناسلیوز دلخوشی من بود
.گریناسلیوز تمام شادی من بود
.عذرخواهی میکنم قربان. قصد بیاحترامی نداشتم
.فقط میرم راه خودم
میدونی از لپرکانها (leprechauns) از چی بیشتر از همه متنفرم؟
.همهتون بزدلید. لیاقت هدیهتون رو ندارید
.و با کمال میل اونو از تکتکتون میگیرم
.شانس بدی آوردی، پَدی
.تو فقط بامزهترین موجود ویکانی هستی که تا حالا دیدم
.آره، خودتی
.داغه، داغه، داغه
.لئو! این اِلدِرهای (elders) لعنتی همیشه بیمصرف
چرا اینقدر طولش میدن؟
.چی؟ چیکار کرده، چی رو از دست دادم؟ اوه، نه، وایت نیست
.یه شعره که این یارو
.حداقل امیدوارم که یه یارو باشه. همین الان برام ایمیل کرده
.فکر میکردم از این قضیه دوستیابی آنلاین خوشت نمیآد
.اوه، باور کن، خوشم نمیآد. گیج شدم
.باشه، ببین. میتونم پنج دقیقه برای گپ و گفت خواهرانه وقت بذارم
.ولی بعدش باید برم
.من نمیتونم وقت برای گپ خواهرانه تو برنامم بذارم
.دارم بهت میگم، چهار دقیقه و پنجاه و پنج ثانیه وقت داری
.سلام. سر وقت رسیدی، داشتیم همین الان حرف میزدیم
.چیزی هست که بخوای در موردش حرف بزنی؟ نه، خوبم
.خوبه، وقت بیشتر برای تو. بگو. نه، لازم نیست حرف بزنم
.اینطور نیست که من اصلاً تمایلی داشته باشم برم این سیرانو۷۳ رو ببینم
.فقط یه تحقیق بود برای اون مقاله مسخرهای که جِیسون مجبورم کرد انجام بدم
.اسمشو بدون ناسزا گفتی
یعنی اوضاع تو کار بهتر شده؟
اوه، نه، هنوزم داره منو دیوونه میکنه. مگه همین الان بهت حقوق اضافه نداد؟
.آره، ولی اون فقط یه رشوه بود که من استعفا ندم
.یه زن بااصول. من اینو تحسین میکنم
.باید برم. اوه، نه
.لعنتی. چی شد؟ خداحافظ عزیزم، دوستت دارم
.بهش بگو، سه دقیقه وقت داری. ژاکت من آب رفته
.بیخیال، تو لباسهای تنگتر از این هم پوشیدی
.حرف سر این نیست
.خون شیطان پاک نمیشه
.نمیتونم همینطور لباسهای خوبمو جایگزین کنم
.پساندازم داره تموم میشه
.خواهر، داری برای خودمون روضه میخونی
.آره، خب، حداقل تو یه شغل داری
.میدونی، دیگه نمیتونم هزینه اینا رو بدم
...مگر اینکه
.جادو جبران کنه
.الو؟ عواقب سود شخصی
لازمه فاجعه سینههای بزرگ رو بهت یادآوری کنم؟
.نه، کمرم هنوز درد میکنه
.نگران نباش، هیچ کار احمقانهای نمیکنم
پِیج، صبر کن. داری چیکار میکنی؟
.پایپر، ما مشکل داریم. آره، میدونم. تو دیر کردی
.و نوبت توئه که از بچه مراقبت کنی. نه مشکلات زناشویی
اهریمنیها
.چرا اینقدر طولش داد؟ صبر کن، جادا. میاد
شاید بهتر باشه یه کم هدفگیری تمرین کنیم
.همینطور که منتظریم
.ممنون میشم اگه حیوونای منو نکشی
.کجا بودی؟ داشتم گنجینه جمع میکردم
دو تای آخریم. میخوای یا نه؟
.قیمتش رو بگو. قیمت نمیخوام
.تنها چیزی که میخوام وفاداری تو برای تسخیر دنیای زیرینه
.این رو تلاش اولیه من برای جلب حمایت در نظر بگیر
چی باعث شده فکر کنی میتونی حمایت ما رو بخری؟
.چون در عوضش، هرچیزی رو که همیشه آرزوشو داشتی، بهت میدم
معامله میکنیم؟
.ولی از کجا بدونیم کار کرد؟ بهم اعتماد کن. امروز روز شانس توئه
.و اینم ازش
.متاسفم، نمیتونم
.باشه، یادت باشه من فقط یه پیام رسانم
چرا حس میکنم اسم جیسون دین
قراره مطرح بشه؟ اون چند تا
.نظر راجع به مقاله دوستیابی اینترنتیت داشت
.و بازنویسی رو تا فردا میخواد
.متاسفم
.این هیچ ایرادی نداره
در واقع، داره. اون همه علامت قرمز رو ندیدی؟
.ببین، این ایده تو بود
.من از اول نمیخواستم این مقاله رو بنویسم
.و برای همین اینجوری به نظر میاد
باشه، فقط چون نمیخواستم بنویسمش،
.معنیش این نیست که تمام تلاشم رو نکردم
اینطوره؟ چون این یه مقاله در مورد دوستیابی آنلاینه،
با این حال، به هر طریقی چهار پاراگراف رو اختصاص دادی
.به بارش شهابی این هفته
خب، به نظرم بارشهای شهابی رومانتیکن، باشه؟
.و راستش رو بخوای خیلی هم کمخطرترن
فقط چون تو چند تا تجربه بد داشتی،
.معنیش این نیست که همهشون بدن. ضمناً، تو یه خبرنگاری
.تو باید بیطرف باشی. باشه، من یه ستوننویس مشاوره هستم
.و یه ستوننویس خیلی مغرض، مخصوصاً وقتی پای رابطه عاشقانه در میونه
اوه، پس تو همه چی رو درباره رابطه عاشقانه میدونی، نه؟
.خب، من میدونم زنا چی دوست دارن
.واقعاً؟ آره. ما تماس چشمی دوست داریم
الو؟
آره. و مکالمهای که واقعاً بتونی ببینی
.لبهای طرف مقابل حرکت میکنه و پیادهرویهای طولانی شبانه
.و... و شمع و گل رز
فکر نمیکنی میتونی اینا رو تو اینترنت به دست بیاری؟
نه، فکر نمیکنم. فکر میکنم میتونی سیدی از اینترنت بگیری،
.کتاب، شاید یه کیف
ولی نه یه قرار. بعداً برنامهای داری؟
.حالا داری. دارم میبرمت یه ماموریت
.چی؟ کجا؟ چرا؟ برای اینکه چیزی رو بهت ثابت کنم
.راس ساعت شش. میام دنبالت
.راه دیگهای نیست. اگه بمونیم، سراغ همهمون میاد
.ولی رها کردن قلمرو ما یعنی رها کردن دنیا هم
کی دیگه خوششانسی میده؟
.اگه از من میپرسی، اون مشکل همین دنیای لعنتیه
.من به فکر نجات جون خودمونم
.اینجا بیشتر از فقط جون ما در خطره
.باشه، قبول
ولی اگه بمیریم، به درد هیچکس نمیخوریم. درسته؟
مگه ما مشت بزدلیم؟
یادتون نره ما فقط برای خودمون حرف نمیزنیم،
!بلکه برای هر کدوم از قبیلههامون هم. آره
.و من میگم بمونیم و با شیطان بجنگیم
.بجنگیم؟ ولی ما راهی برای جنگیدن باهاش نداریم
.تو خودت اینو میدونی، شیموس. این درست نیست
اگه همه خوششانسیهامون رو روی هم بذاریم،
.اون وقت شاید خوششانسی یه راهی برای خلاص شدن از شرش بهمون نشون بده
.مزخرفه! شانس غیرقابل کنترله. نمیشه پیشبینی کرد چی کار میکنه
.کی میدونه، شاید حتی بیشتر شیطان رو عصبانی کنیم
.ما چارهای نداریم
.جایگاه ما تو دنیا در خطره، فینیگان
.سرزمینهای ما داره غارت میشه
.و نژاد ما ممکنه توسط خود شیطان نابود بشه
.ولی ما لپرکانیم
.خون ما سبز جاریه و قلبهامون طلایی میتپه
.و دیگه نمیتونیم تو سایهها پنهان بشیم
.باید از خوششانسیمون استفاده کنیم تا نور رو پیدا کنیم
!با منید، بچهها؟ آره
!آره! آره
!زیان شخصی، از آن من مباد
!این ژاکت را ترمیم کن و نوایش کن
.بیصبرانه منتظرم اینو روی امتیاز اعتباریم امتحان کنم
مطمئنی ایده خوبیه؟
.وایِت، باید به بابات بگی خاله پِیج رو دید نزنه
.ما فقط به خاطر اینکه مامانش نگرانت بود اینجاییم
.باید نگران باشیم؟ نه
من فقط دارم چند تا بدهی رو صاف میکنم، همین. با استفاده از جادو؟
.حتی وایِت هم میدونه این قانونشکنیه
.گوش کن، وایِت اینجا نمیبود اگه تو قانونشکنی نکرده بودی
.باشه، اون فرق میکرد. خودت میدونی
این یه قانون احمقانه است و اون یکی هم همینطور که میگه
.من باید عهد فقر ببندم تا یه جادوگر تمام وقت باشم
.گوش کن، من نمیخوام یه شبه پولدار شم. من فقط دارم ضررهامو جبران میکنم
.ولی، پِیج، لطفاً
من و پایپر همین الانم به اندازه کافی مشکل داریم،
.بدون عواقب یه جادویی که تو انجام دادی
خب، گوش کن، اگه تو و پایپر اینقدر مشغول نبودید
.همش به همدیگه زخم زبون بزنید، شاید حس متفاوتی داشتید
...ما زخم زبون نمیزدیم. ما
No comments yet. Be the first to leave one.