Les 200 premières lignes.
بابی! بابی!
اشکالی نداره
بچه ما
ما بچهمون رو از دست دادیم
اوه. آخ!
گرفتمت! هی، بابی.
برق قطع شده
اوه، واقعاً؟
درسته، میریم درستش کنیم
آمادهای، شهردار؟
سلام. سلام.
حالت چطوره، عزیزم؟
خوبم
فکر کردم قرار بود بذاریشون کنار
بیخیال، امروز نه، دکتر.
میدونی، بابی، اگه گریس هر مشکلی داشت...
فقط یادت باشه که اینا واقعاً شایعن
البته که این موضوع چیزی رو آسونتر نمیکنه
اون بچه رو از دست داد، بو.
پسرا میگن بازم صید کمه
مردم سرزمین اصلی شب و روز دارن تور میکشن
و حالا همه قایقهاشون داغون شده
فقط یه طوفان کوچیکه
چیزی نیست که نتونیم از پسش بربیایم
بو. آره. ولی آدم رو به فکر فرو میبره...
که ما هنوز اینجا چیکار میکنیم
من نمیدونستم قرار بود کاری بکنیم
میشنوی؟
اون چیه؟
اون چیه؟
بچهها، میخوام برم داخل
خب، بذار ببینم. اوه، یه "ت" پیدا کردم.
بذار ببینیم میتونیم یه... "ج" پیدا کنیم.
اینا هر دو "ج" هستن، برای جونیور.
سنجاب دور تنه درخت میدوید
و سعی میکرد یه نگاهی به دمش بندازه
خوک از نوک درختان تماشا میکرد و فکر میکرد:
"ای کاش اون سنجاب میدید که داره دور خودش میچرخه."
و نهنگ به اندازهای دماغش رو از آب بیرون آورد که موجها رو شکست
و با خودش فکر کرد: "همه اینجا چیکار میکنن؟"
توی آسمون، ابرا خوک و نهنگ رو تماشا میکردن
و با خودشون فکر میکردن چرا اونا با هم بازی نمیکنن
شارلوت، نوبت توئه.
خیلی ممنون ازت، ایسلا.
ممنون.
چه بچه قشنگی.
و چقدر باهوش.
فکر کنم بعد از اون میتونی استراحت کنی، باشه؟
ممنون، فی. خواهش میکنم.
آقای هالند.
خدای من، دیشب یه کمی نوشیدی، نه؟
اوه، من که هرگز چنین فکری هم نمیکنم
ایسلا؟
گریس، ایسلا کجاست؟
فکر کردم پیش تو بود
کجا میتونه باشه؟
حتماً همین دور و براست
ایسلا، میدونم اینجایی.
بو!
عالیه، برو تو.
از سنگ تا نیزهای که یکپارچه ایستاده
بچهها و این جزیره باقی میماند
پسر ماهیهای زیر فراوانتر
بچهها و این جزیره باقی میماند
برای خوشآمدگویی به جزر و مد و طلوع خورشید
بچهها و این جزیره باقی میماند
قایقهای سرگردان، سرگردانیشان به پایان میرسد
بچهها و این جزیره باقی میماند
مردم برگزیده برای حفاظت و نگهداری
بچهها و این جزیره باقی میماند
پس ساحل را ببوسید که ما خانهایم
بچهها و این جزیره باقی میماند
آفرین، فیلیپ.
ممنون، خانم فی.
خب، حالا.
میخوایم درس دیروز رو ادامه بدیم
کی میتونه این صدا رو تشخیص بده؟
ایسلا. پترمگان بید.
درسته! حالا سعی کن تو هم انجامش بدی.
چی؟
اوه، زود باش!
کی دوست داره امتحان کنه؟
یادتون باشه شجاعت سن و سال نمیشناسه
جونیور.
خوبه.
تو شجاعت داری
خیلی ممنون از ایسلا.
خیلی ممنون از تو، ایسلا.
میبینمت، نن. خیلی ممنون از تو، ایسلا.
نهنگی هست؟
هیچ نهنگی نمیبینم.
نگاه کن.
فکر میکنی باید به کسی بگیم؟
نه، خیلی دوره.
تا حالا واقعاً یه خشکینشین دیدی؟
نه، ولی شنیدمشون، اون موقعها که رادیوی بندر رو داشتیم
صداشون چطور بود؟
فکر کنم مثل خودمون بودن
فقط یه کم از طریق بلندگو خشخش میکرد
پس رادیو چی شد؟
بابا میگفت وقتی خودمون رو جدا کردیم از شرشون خلاص شدیم.
گورتو گم کن از اینجا خشکینشین!
آره، برو بیرون.
ایسلا! ایسلا! ایسلا، کمک کن!
ایسلا!
حالت خوبه؟
آره، تو چطور؟
به هیچکس در مورد این نگو، باشه؟
جونیور، قول میدی؟
باشه، نمیگم.
یالا، دیلن.
یالا، یالا بیا بازی کنیم!
اینم از این!
بریم، بچهها.
آره!
هی، هی، هی!
کافیه، کافیه، کافیه.
خب، دیلن شیش امتیاز داره.
بو، مارلون چند شد؟
بو!
هی!
بو!
یالا، بابی. بو!
امتیاز دیلن چنده؟
من شیش گرفتمش.
فکر کنم دیلن برد.
آخ لعنت، بو تو اصلا حواست نبود!
فکر کردم میخواستی ناکاوتش کنی.
هی، شهردار.
یه شرطبندی برات دارم اگه علاقه داری.
اوم. علاقه دارم؟
بریم. یالا، دیلن.
همیشه اهل شرطبندی بودم.
چی داری؟
هنوز ماهی کاد کم داریم.
شرطبندی خیلی سادهست.
اگه من بردم، ایسلا رو یه بار دیگه با خودمون میبریم.
یالا، دیلن، نمیتونی از یه پدر بخوای...
...با دختر خودش قمار کنه.
برنامهها بیدلیل گذاشته نشده، بچهها. باشه؟
شما کار رو برای من و بچهها تو این چند هفته سخت میکنین...
...یا یه بعدازظهر دلپذیر رو با ایسلا رو آب میگذرونیم.
بابی، یالا. یه تصمیم بگیر.
باشه، یه راند!
من مستقیم میرم.
اوهوم.
هی.
تو ویسکی رو سریعتر از اونکه میسازی، مینوشی.
ایسلا کجاست؟ اَه، اون بالاست.
پاشو.
ممنون، گریس. خداحافظ، شهردار. شب بخیر، رفیق.
چی شد؟ یالا، پاهاتو تکون بده.
ایسلا اون بالا تو اتاقش خوابیده.
اون میدونه، اینجا زندگی میکنه.
قیافهتو ببین.
قیافهتو ببین.
هوم.
میخوام ایسلا رو ببرم ماهیگیری.
هوم؟ چی؟ کی؟
پنجشنبه. بچهها یکم کم آوردن.
اشکالی نداره.
خب، نوبت توئه.
خب، بریم.
خب، تو امتحان کن. خوبه.
سنجاب دور تنه درخت میدوید.
و سعی میکرد یه نگاهی به دمش بندازه.
گراز از بالای درختها نگاه میکرد و با خودش فکر کرد:
"کاش این سنجاب میفهمید که داره تو یه دایره میدوه."
اولین بار در پاریس، فرانسه منتشر شد.
هی، بو؟
فرانسه چیه؟
خشکیه؟
اوه، آره. اون...
میدونی، پر از آدمهای مختلفه.
اون فقط یه جای ساختگی برای داستانه، عزیزم.
یالا، بو.
وقت تو تموم شد. من گرفتمش، گرفتمش.
مرسی بوکو، ایسلا.
صبح بخیر.
صبح بخیر، شهردار.
سلام، ایسلا. صبح بخیر.
امروز حالت چطوره؟ بد نیستم.
خوبه، خوبه.
خب، رفیق. یک، دو، سه.
باشه. آره؟
آره. آمادهام.
آمادهای؟
باشه.
خب، خواهر کوچولو.
وقتی اینا رو خوردی ۱۵ دقیقه وقت داری...
...قبل از اینکه سم اثر کنه.
مطمئنی این جواب میده؟
آره، هفته پیش هم انجام دادیم.
ترسو نباش، خونه ایسلا درست همونجاست.
دارم بهت میگم، سوز، جواب میده.
مستقیم میبریمت پیش ایسلا.
لازم نیست این کارو بکنی.
باشه، انجامش میدم. بده اونا رو.
یالا، عجله کن!
حسش میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.