Les 173 premières lignes.
آماده اي بريم ؟ آره ، فقط بزاريد اينو تموم کنم
هي ، رآس اينو ببين
آره من عرضه اين کارو ندارم
چيکار داري مي کني ؟ هي ، اينو ديدي ؟
وبسايت جديد فارغ التحصيلان دانشگاهمونه
خيلي باحاله ، مي توني براي همه پيام بفرستي و بهشون بگي برنامه هاي آينده ات چيه
اُه ، پس اينجوري مي تونم خيلي سريع تر به همه بگم بيکار هستم و بچه ندارم
نه ، واقعا جالبه که بدوني الان بقيه دارن چيکار مي کنن
اندريا ريچ رو يادته ؟
اون دختر قد بلنده که حاضر نمي شد باهات بخوابه ؟
شرکت اينترنتي شون ورشکست شده و تو قايق راني يه گوشش رو از دست داده
فکر کنم الان ديگه حاضر باشه باهات بخوابه
نه ، قبلا بهش پشنهاد دادم ولي رد کرد
بزار ببينم در مورد خودت چي نوشتي
دکتراي فسيل شناسي دوتا بچه
صبر کن ببينم ، نوشتي از کارول جدا شدي چون علاقه هاي متفاوتي داشتيد ؟
فکر کنم تو از کارول جدا شدي چون تنها يک علاقه مشترک داشتيد
بهتره ادامه اينو بعدا تکميل کنم الان ميرم کتم رو ميارم
! اهان
فکر کردي تو اين دو دقيقه چيزي ياد گرفتي ؟
شايد بهتر باشه ادامه اينو ما براش تکميل کنيم
همچنين ، من تو آزمايشگاهم يه دايناسور شبيه سازي کردم
الان اون شده دوست دختر من
برام مهم نيست که بقيه مردم چي ميگن سکس با اون بهترين سکسي بوده که تا حالا داشتم
و ارسال نه نه ، درست نيست اينکارو باهاش بکني
خيله خب بريم رفيق بندازش
فکر کنم براي هر دوي ما روشن کردي که نميشه توي محيط بسته توپ رو داد دست تو؟
و ارسال
اين داستان مجلس ختم
هي ، بسکتبال خوش گذشت ؟
آره ، تا اون موقعي که يه انگشت نرفته بود تو چشم چندلر ، داشتيم حال مي کرديم
آه نه ، کي اونکارو کرد ؟
خود چندلر
هي
ريچ چيه ؟
چرا هاگزي توي گهواره با اماست ؟
اما داشت رو زمين راه مي رفت که پيداش کرد منم گذاشتم باهاش بازي کنه
عيب که نداره مگه نه ؟ نه ، اصلا
يه عروسکه ديگه مگه نه ؟ براي بچه ها ساخته شده نه آدم بزرگ ها
من اينو ميدونم
جويي ، مطمئني ؟ من ميدونم که چقدر دوستش داري
ريچل ، بزار يه چيز رو برات روشن کنم من عاشق هاگزي نيستم ، باشه ؟
من به اندازه معمول دوستش دارم
باشه ولي اما عاشقشه
براي چي نباشه ؟ اون يه آدم فوق العادس
سلام سلام فيبي ، چطوري ؟
حالت بهتره ؟ از هم جداشدن خيلي سخته
اُه ، خيلي دلم براي مايک تنگ شده واقعا متاسفم
من هر کاري که بتونه کمک کنه از اين حس بيام بيرون کردم ... حتي سعي کردم يه شعر در موردش بنويسم
ولي هيچ کلمه اي به ذهنم نمي رسه که با اين هم وزن باشه
هي مانيکا ،من براي اينکه بتونم از اين وضعيت خلاص بشم به کمکت نياز دارم
منظورت اينه که به کمک من نيازي نداري ؟
هر وقت خواستم درباره
مايک جوک بگي و اونو مسخره کني حتما ميام پيش تو
خوبه ، چون من همين الان 3 تا جوک آماده کردم نه ، 4 تا ، 4 تا جوک براش گفتم
ببين ، من ميدونم که کار درست رو انجام دادم
مايک نمي خواد ديگه ازدواج کنه
و من نبايد در رابطه عاطفي اي باشم که هيچ سرانجامي نداره
ولي بزودي خيلي دلم براش تنگ ميشه و
دلم مي خواد دوباره ببينمش و تو بايد جلوي منو بگيري تا اينکارو نکنم
باشه . انجام ميدم
.... مگر اينکه بنظرت من در مورد اين قضيه زياد تندروي نکردم ؟
خب گيريم که رابطه ما آينده اي نداشته باشه ولي حداقل مي تونيم که باهم خوش باشيم
! اصلا ميدوني چيه ؟ حرف هايي رو که زدم فراموش کن واقعا ؟
باشه ، اگه تو مي خواي مشکلي نيست مي خواستم تو رو آزمايش کنم و تو رد شدي
لعنتي . مثل تازه کار ها اشتباه کردم
من با دايناسور ها رابطه جنسي دارم ؟
فکر کنم يه جايي اينو قبلا خوندم
بي مزه که هست هيچ از نظر فيزيکي هم غير ممکنه ، فهميدي ؟
بسته به اينکه چه گونه اي از دايناسور باشه من بايد حداقل يه چيز سه متري .... اصلا خنده دار نيست
با احترام تمام باهات مخالفم
باورم نميشه اينو تو صفحه مشخصاتم تو سايت نوشتي
کي اهميت ميده ؟ کسي اونا رو نمي خونه برو دعا کن که نخونن
چون من همين امروز چيزايي رو که تو تو صفحه شخصيت نوشتي خوندم
من اصلا صفحه شخصي ندارم اُه ، با احترام تمام ، باهات مخالفم
نيگا کن چه خوشکل و ناز هستي و مثل يه فرشته خوابيدي
ولي اون دست هاي چاقالوي کوچيک اما دورت حلقه زده
چيزي نيست اما بخواب
از کنار گهواره برو کنار من يه اسلحه دارم
چيزي نيست ريچل . منم کش رو بزار کنار
چيکار داري مي کني ؟ خب من ديدم اما داره غلط ميزنه
به همين خاطر اومدم تا مطمئن بشم دستش به هاگزي ميرسه
اُه ، ممنون . خب . حالا که بيدار شدم بهتره برم دستشويي
اينم از اين عزيزم
تموم نشده
صبر کن ببينم . چرا رآس به همه کلاستون گفته که
که تو به روشني روز ، همجنس باز هستي ؟
چون من به همه گفتم که اون با دايناسور ها رابطه جنسي داره
خب ، واضحه که اون يه شوخي بوده ولي اين خيلي راحت مي تونه حقيقت پيدا کنه
ميشه اون تلفن رو برداري ؟ از صبح تا حالا ملت دارن به من زنگ مي زنن تا تبريک بگن
بله
نه ، اينجا نيستن بله ، من زنش هستم
آره ، من هم که شنيدم خيلي شوکه شدم
فکر کنم مقصر خودم باشم . همش منو مجبور ميکرد فيلم مولين روج رو ببينم
قطع کن قطع کن
و اون فيلم خيلي قشنگ بود
الان حال رآس رو مي گيرم
آره ، اين حالش رو جا مياره خب
چيکار داري مي کني ؟ بعدا مي بيني عزيزم
من فوت کردم ؟
جوان مرگ شدي
اينکه نوشتي من مُردم اصلا بامزه نيست
خب ، علت فوت کردنت بامزه بود
بر اثر برخورد با يه بالن کشته شدن بامزست ؟
هر سال 1 نفر بر اثر چنين حادثه اي مي ميره
باورم نميشه . الان همه همکلاسي هاي من فکر مي کنن من مرده ام
استاد هاي من . پدر و مادرم بايد مرتب جواب تلفن بدن
تو داري با احساسات چندين نفر بازي مي کني
مي خواي بدوني بازي کردن با احساسات يعني چي ؟ بايد اينجا مي بودي و مي ديدي که وقتي
به پرفسور استرن گفتم که نمي تونم باهاش به کي وست برم ، چقدر دلش شکسته بود
تو پاتو از گليمت درازتر کردي ولي عيب نداره
چون من مي خوام برم يه برنامه فتوشاپ
و يه خروار مجله سکسي گي بخرم
آره ، درست فهميدي . بزودي عکس هاي شخصيت لو ميره
اي کاش مايک اينجا بود
خب ، اگه مايک الان اينجا بود باهم چيکار مي کرديد ؟
شما ديگه چه حيووني هايي هستيد ؟ ساعت 4 بعدازظهره
من بايد برم بهش زنگ بزنم . فقط باهاش حرف ميزنم . حرف زدن که عيب نداره
فيبي ، از همين چيز ها شروع ميشه " من که نمي خوام کيک رو بخورم . فقط مي خوام روي اونو بو کنم "
" يه تيکه کوچيک که عيب نداره " " حالا يه برش کوچولو مي خورم "
و چشم به هم بزني 210 پوند وزنته
و بدون اينکه خودت متوجه بشي اين گرداب تو رو تو خودش مي کشه
فيبي ، عزيزم ميدونم که خيلي برات سخته
ولي اگه الان باهاش حرف بزني بعدش دلت مي خواد ببينيش
و وقتي که ببينش ، مي خواي دوباره باهم زندگي کنيد
و من ميدونم که اين چيزي نيست که تو مي خواي
خب ، حالا تلفنت رو بد به من
بيا
گوشي همراهت رو هم بده باشه
بيا
اين گوشي همراهته ؟ آره
هميني که الان ازش استفاده مي کني ؟
آره ، منو ياده قديم ها ميندازه
فيبي ، کيفت کجاست ؟
هي ، نه نه
بدش به من نمي توني بگيريش
بدش به من نه
من اونجا هم ميرم جدي ؟
بيا اينجا ببينم
بدش به من تو ديوونه اي
خدا لعنتت کنه مانيکا گلر بينگي
هي ، ببين کي اومده . جويي اومده و يه رفيق با خودش آورده
جويي ، اما اينجاست . تو قول دادي دوباره وسط روز دختر نياري اينجا
نه نه . دختر نيست
يه هاگزيه نو آوردم
اُه ، چه خوب الان اما مي تونه دوتا هاگزي داشته باشه
نه نه اما يه هاگزي داره
هاگزي نو
اون هاگزي قديمي رو فکر کنم بدرد من بخوره
ميدوني ، وقتي بچه بودم يه اسب عروسکي صورتي رنگ داشتم که اسمش کاتن بود
خيلي دوستش داشتم . همه جا اونو مي بردم ...... دمش رو مي بافتم
اونا رو عوض کن
فقط يکم نگران اينم که يه دکمه هاگزي کنده شد و من نتونستم پيداش کنم
نه ، جاي نگراني نيست من خيلي وقت پيش اونو قورت دادم
واي نه ، فکر کنم از هاگزي جديد خوشش نمياد
ولي اون يکي هم مثل اينه آره ، ولي فکر کنم همون قبلي رو مي خواد
ولي اونم مثل همينه جويي ، بدش ديگه
ولي اونم مثل اينه
اصلا مثل قبلي نيستي
ميدوني ، وقتي من همين چند لحظه پيش در و برات باز کردم تا بياي تو
اينکارت زياد غافلگير کننده نيست
خب فيبي ، پس چرا دم در کفش مردونه است ؟
اونا کفش من هستن
اُه ، وقتي حالت يکم بهتر شد بهتره باهم بريم خريد
بين ، مانيکا . خيلي ممنون که اومدي بهم سر بزني
ولي من الان ديگه حالم خيلي بهتره جدي بهتري ؟
آره ، فکر کنم الان دلم مي خواد يکم تنها باشم
اين کيه ؟ من غذا چيني سفارش دادم
چه شانسي داشتم
يک ميليارد آدم چيني هست اونوقت به مايک گفتن برام غذا بياره
تو اينجا چيکار مي کني ؟ فيبي بهم زنگ زد
! فيبي معذرت مي خوام . من ديگه نتونستم تحمل کنم
مي خواستم ببينمش
No comments yet. Be the first to leave one.