Les 35 premières lignes.
Nevah
خوش آمديد
يه چند وقتيه که ميگذره
بزاريد براتون بگم اگه هنوز هم گوشاتون با منه
وقتي کارمو شروع کردم آره قبول دارم
کار خوبي ارائه مي دادم بعدش بيخيال شدم و هموتون قال گذاشتم
مي خوندم و با تموم وجود مايه مي گذاشتم
ازتون ميپرسم آيا باز هم کارهاي منو قبول ميکنيد؟
آره،توي دنياي مجازي خيلي طرفدار دارم
بزاريد بهتون اينجوري بگم مثل اينه که ماسک به صورتم زدم
مثل اين ميمونه که تو تابوت سربسته هستم و همه چيز هم تاريکه
اين جايگاه ماله منه و من پسش مي گيرم
آشغال ها ميتونيد منو ديس کنيد من خيلي وقته که آماده هستم
هيچکدومتون نميدونين با کي طرف هستين
از اون دور دارين چي زِر رز مي کنين
انقدر دورين که حتي صحنه اي که من دارم برنامه اجرا ميکنم را نمي بينيد
آره همتون از من متنفريد
براي همين که دارم به کارم ادامه ميدم
پس بهم بگين حالا اون مادر بخطاهايي که از من متنفرن،کجا هستن ؟
من احتياجي به دعاي خير اونا ندارم
من احتياجي به دعوت اونا ندارم
عمرا بتونن صداي منو خاموش کنن
و يا اينکه بزارم سدّه راه من بشن
ممکنه که منو به حساب نيارن
هرگز نمي زارم اين اشتباه را در مورد من بکنند
خيرشون واسه خودشون
بهتره منو فراموش کنيد
براي اينکه هيچوقت منو قبول نداشتين
آره يک راه طولاني را پشت سر گذاشتم
نميدونم، چطور راه برام باز شد
وقتي بقيه دنبال تُفنگ و دندان هاي طلا هستند
من سعي مي کنم وجدانمو نفروشم
من ازشون متنفر نيستم
هنوز هم دوستشون دارم
مرام من اينطوري نيست
No comments yet. Be the first to leave one.