The Kegelstatt Trio (O Trio em Mi Bemol)

The Kegelstatt Trio (O Trio em Mi Bemol)

Télécharger le sous-titre en English

Informations sur la version

OTrioemMiBemol TheKegelstattTrio Web(2022)
Un commentaire de Pishgum

Tags

web
Publié le: 2023-11-08
Téléchargements: 41
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres English

Les 200 premières lignes.

‫پنجاه و سومین ترجمه گروه پيشگام ‫"ترجمه‌ي فيلم‌ها به انتخاب شما"

‫آدلیتا!

‫تویی.

‫پال!

‫پنجره جدید کار گذاشتی؟

‫آره، چند وقت پیش.

‫اخیرا خیلی هم رو ندیدیم.

‫کاملا موافقم.

‫کمی چای می‌خوای؟

‫ممنون می‌شم اگه زحمتی نیست.

‫اصلا. از قبل آمادست.

‫چطوری؟

‫خوبم.

‫زیاد کار می‌کنم، ولی وقت آزاد هم دارم.

‫می‌رم بیرون. دیدن دوست‌هام.

‫مدتی می‌شه که تنها زندگی می‌کنم.

‫خب شاید بیشتر از یه مدت.

‫سه‌شنبه گذشته دقیقا سالگرد جداییمون بود.

‫تو چیکار می‌کنی؟

‫کات!

‫چرا «کات»؟

‫درست نبود.

‫نمی‌دونم چرا.

‫ولی درست نبود.

‫نمی‌دونم چی بگم.

‫چی بگم؟

‫عالی هستی.

‫ولی درست نیست.

‫واسه امروز کافی باشه؟

‫الان بریم شام بخوریم.

‫عصر یه نگاهی بهش بندازیم. ‫بعدش ببینیم فردا چی می‌شه.

‫به نظرم فکر خوبیه.

‫آره، همه گرسنه‌ایم.

‫بیایید بس کنیم و شام بخوریم...

‫ببینیم چی می‌شه.

‫پس بریم فردا بیاییم؟

‫آره، باشه.

‫واقعا متاسفم.

‫می‌دونم.

‫چای می‌خوای؟

‫نه، میل ندارم.

‫بیا، واقعا عیبی نداره. ‫شام بخوریم؟

‫همش مسخره بازیه!

‫حالت خوبه؟

‫خب بیایید شام بخوریم!

‫میای؟

‫میام.

‫- چی شده؟ مشکل توئه؟ ‫- نمی‌دونم.

‫یه فکری دارم دیگه.

‫خوشحال می‌شم!

‫اخیرا خیلی هم رو ندیدیم.

‫کاملا موافقم.

‫کمی چای میل داری؟

‫اگه زحمتی نیست خوشحال می‌شم.

‫اصلا. از قبل آمادست.

‫بشین لطفا.

‫حالت خوبه؟

‫آره، خوبم.

‫همه‌چیز مرتبه؟

‫خوبه، آره، خوبه.

‫هنوز داریشون.

‫خیلی کار می‌کنم.

‫ولی وقت آزاد هم دارم.

‫می‌رم بیرون، دوست‌هام رو می‌بینم.

‫مدتیه که...

‫تنها زندگی می‌کنم...

‫خب از مدتی بیشتره.

‫سه‌شنبه گذشته دقیقا سالگرد جداییمون بود.

‫تو چیکار می‌کنی؟

‫منظورت چیه؟

‫نمی‌دونم، زندگیت، زندگی عشقیت...

‫دوست دارم بدونم.

‫از اعماق وجودم اهمیت نمی‌دم. ‫این سوال رو از خودم نمی‌پرسم.

‫- هنوز با همون یارویی؟ ‫- رودریگو؟

‫تموم شد.

‫واقعا تموم شد؟

‫انتظارش رو داشتم دیگه.

‫از دید تو.

‫و از دید خودت هم

‫ولی صداقت رو ترجیح می‌دی، نه؟

‫نه لزوما.

‫حالا بیا در این مورد فرض کنیم ‫که ترجیح می‌دم.

‫و با کسی نیستی؟

‫دنبال کسی نیستم.

‫در حال حاضر.

‫و می‌خوای که همینجور باشه؟

‫اصلا.

‫اصلا نمی‌خواستم که همینجور بمونه.

‫و نموند.

‫خوشحالی؟

‫حداقل می‌تونیم بیشتر با هم باشیم.

‫قبلا هم می‌شد. تو بودی که نمی‌خواستی.

‫نمی‌خواستم تو رو خونه مردم ببینم.

‫خواسته زیادیه.

‫درحال حاضر درخواست غیرمنطقی‌ای نیست.

‫درحال حاضر...

‫درسته، دیگه دوست‌های زیادی ندارم.

‫رودریگو یه حفره درونم ایجاد کرد.

‫من که در موردش هشدار داده بودم.

‫ولی شنیدم که هنوز زیاد بیرون می‌ری.

‫از کی شنیدی؟

‫از جاسوس‌هام. من مامور دارم.

‫این که تو این رو بگی غافلگیر کننده نیست.

‫میگل رو زیاد می‌بینم.

‫اون بود؟

‫اون و بقیه.

‫- با تیتو هم ظاهرا زیاد دیده شدی. ‫- زیاد؟

‫خب در حال حاضر اون تنها مردیه که...

‫می‌خوام ببینمش.

‫ببینیش؟

‫آره، ببینمش.

‫ولی من می‌رم خونه خودم، ‫اون هم می‌ره خونه خودش. همین.

‫سعی نکرد تو رو ببره خونه‌اش؟

‫روزها چرا. خونه قشنگی داره.

‫ولی شب نه.

‫فهمید که جواب نمی‌ده.

‫می‌دونه چطور با زن‌ها رفتار کنه.

‫یعنی با تو.

‫آره.

‫وگرنه نمی‌خواستم باهاش دیده بشم.

‫کاملا احساس امنیت دارم.

‫آهان، سعی نمی‌کنه اغوات کنه؟

‫نه. یعنی به روش‌های مسخره نه.

‫به روش اصلی چی؟

‫گفتم که، راهش رو بلده.

‫پس چیزی که می‌خواد رو به دست میاره.

‫خب درحال حاضر نه.

‫تازه، اصلا نمی‌خواد چیزی رو شروع کنه.

‫نظر تو اینه.

‫امیدم اینه.

‫می‌دونه که با من جواب نمی‌ده. ‫مگر این‌که جدی باشه.

‫و اگه جدی بود...

‫شک داشتم که علاقه‌ای می‌داشت.

‫تو چی؟ واسه تو جالب نیست؟

‫خب نه!

‫من عاشق نیستم!

‫من دوست دارم پیشش باشم.

‫با اون آدم‌های جالب‌تری می‌بینم تا رودریگو.

‫جالب‌تر... سخت نیست!

‫ولی گمون نکنم حرفه سرگرمی مناسب تو باشه.

‫دقیقا کارش چیه؟

‫واسه کمپانی موسیقی کار می‌کرد؟

‫کمپانی خودشه.

‫خودش موسیقی منتشر می‌کنه. ‫کارش خوبه.

‫با آدم‌های بازنده اطراف رودریگو فرق دارن.

‫خودش رئیسه.

‫- توی یه شاخه حرفه‌ای. ‫- در موسیقی!

‫اگه بشه اسمش رو موسیقی گذاشت.

‫آدم جالبیه...

‫هر بار من از زنی خوشم میاد...

‫اون هم اونجاست.

‫چون سلیقه مشابه‌ای دارید.

‫من سلیقه خوبی دارم.

‫اون هم داره. حداقل در این زمینه.

‫و موفقیت.

‫اون؟

‫آره.

‫راستش باید بگم از تو موفق‌تره.

‫منطقیه.

‫اغواگران بزرگ معمولا خوش‌قیافه نیستن.

‫باهوشه.

‫ولی ازش به اندازه کافی استفاده نمی‌کنه.

‫حتی توی تجارت.

‫خیلی عقده‌ایه.

‫عقده‌ای نیست...

‫صرفا دوست‌های خاصی داره.

‫من به این می‌گم عقده‌ای بودن.

‫که خودت رو قاطی مردم و عقایدشون بکنی.

‫تو خوب نمی‌شناسیش.

‫- حداقل امیدوارم تو بشناسی. ‫- خیلی خوب می‌شناسم.

‫من رفتارهای خوبش رو هم ‫مثل رفتارهای بدش متوجه می‌شم.

‫چی به عنوان مثال؟

‫نه چیزهایی که ازشون حرف می‌زنی.

‫خیلی مغروره.

‫منطقیه.

‫خودخواهه.

‫کی نیست؟

‫وسواسیه.

‫بیشتر از من؟

‫سر چیزهای متفاوت.

‫دیگه چی؟

‫زن‌بازه.

‫لازم نیست قایمش کنه.

‫دقیقا روشش همینه.

‫نه، می‌گه نمایششه.

‫من هم می‌گم روشش همینه.

‫ولی منظورش صادقانست.

‫شاید.

‫شاید صادقانه عاشقته.

‫گمون نکنم.

‫خیال می‌کنی توانایی عشق ورزیدن نداره.

‫نه، ولی به نظرم جلب توجه‌اش سخته.

‫تو هم خیلی شایان توجه هستی.

‫نه از جانب اون.

‫اون عاشق زن‌های باهوش و باسواده.

‫من رو سرزنش می‌کنه.

‫- چرا سرزنش کنه؟ ‫- که به اندازه کافی به خودم نمی‌رسم.

‫- به حرفش گوش می‌کنی؟ ‫- معلومه نه.

‫سر هزار چیز باهاش اختلاف دارم.

‫ولی خوشم میاد که باهاش حرف بزنم.

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left