Les 200 premières lignes.
.هی، چقدر خوبه باهات حرف میزنم
.داشتم نگران میشدم. خیلی وقت بود که رفته بودی، گلن
.آره، متاسفم
.باید زنگ میزدم و خبر میدادم که حالم خوبه
.فکر کنم یه کم بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم موندم
اشکالی نداره. فقط باید فردا شب منو ببری شام
.تا جبرانش کنی
.شام؟ فردا شب نمیتونم، پیج. برنامه دارم
.با این حال بازم میخوام ببینمت. منظورم اینه که واقعاً دلم میخواد ببینمت
...خوبه، چون
.راستش یه چیزی هست که خیلی میخوام در موردش باهات حرف بزنم
.واقعاً؟ مرموز به نظر میاد
...راستش عالیه، چون یه چیزی هست
.که منم خیلی میخوام در موردش باهات حرف بزنم
.عالیه. پس قرارمون حتمیه
.پس ساعت ۱۱ میبینمت. ساعت ۱۱ خوبه
ساعت ۱۱ عالیه. جای همیشگی، دریاچه؟
.لعنتی، نه
.یا هر جایی که بخوای میتونیم همدیگه رو ببینیم
.بسه دیگه، گفتم
چیو بسه؟
.هیچی. من فقط... آره
.فردا میبینمت، عالی میشه
.دیگه از این وضع خسته شدم
پایپر؟
داری چیکار میکنی؟
.دارم پوشکها رو سر جاشون میذارم، این کاریه که دارم میکنم
.اما ساعت ۲ صبحه
...آره خب، ظاهراً ارواح کوچولوی ما و دیوهای جنمانندمون
نمیخوابن، پس من چطور میتونم بخوابم؟
.کاش به جای اینکه وسایل رو جابجا کنن، فقط بهمون حمله میکردن
.بهت گفتم، اونا روح نیستن. اونا آفتن
.انرژی باقیمونده از تمام شیاطینی که اینجا نابودشون کردی
.تازه، ارشدا گفتن که به مرور زمان از بین میرن
.آره. باشه، خب دارن از بین نمیرن، بدتر هم میشه
...دارن انگار سازماندهی میشن و دارن غیرممکنش میکنن
.که من وسایل بچه رو مرتب نگه دارم
.میدونم، ولی ساعت ۲ صبحه
.بهت میگم لئو، دارن سعی میکنن منو روانی کنن
اون چی بود؟
چه خبره اینجا؟
سلام. فیبی، داری چیکار میکنی؟
.دارم خونه رو پاکسازی میکنم
ساعت ۲ صبح؟
.فیبی. فیبی
.فیبی، نگهش دار
چی، چی؟
داری اینجا رو آلوده میکنی. اون کوفت چیه؟
.قویترین پاکسازی تو کتاب سایهها
.فکر میکنی این کمک میکنه؟ بهتره که بکنه
.چون شرارت باقیمونده کول داره برای خودش جون میگیره
.و به موهام نگاه کن. بیدار شدم، دم اسبی بود
.من که دم اسبی نبستمش
و تو فکر میکنی کول به این ربط داره؟
خب، آره. بعد از تمام این مدت که اینجا گذروند، چطور میتونه ربطی نداشته باشه؟
.این خونه به یه فنگ شویی حسابی احتیاج داره
.اوه، بده به من
.بهتون میگم رفقا، همش بیضرره
.خودش از بین میره
!فیبی
.پایپر، منفجرش کن
!یه کاری بکن! برق
.ارواح خبیثه از برق خوششون نمیاد
چی میگفتی؟
چرا انقدر مطمئنی که پولترگایست نبود؟
.منظورم اینه که مطمئناً از برق گرفتن خوشش نیومد، اینو که مطمئنم
.میدونم، ولی پولترگایستها ارواحن، این بیشتر شبیه یک تجلی بود
تجلی چی؟ انرژی باقیمونده کول؟
.خب، نه فقط مال کول
.بلکه هر ذره شرارتی که از اینجا رد شده
.به نظر میاد داره تو یه جور موجود جمع میشه
.اوه، واقعاً؟ ببین، میدونم. متاسفم
...دست کم گرفتمش. فقط اینه که من هرگز در موردش نشنیده بودم
.که اینقدر بد بشه، همین
خب، بخشیده شدی. حالا چطور از شرش خلاص شیم؟
.نمیدونم. نگران نباش، یه راهی پیدا میکنم
.جایی که یین باشه، یانگ هم هست
.باشه، من هیچ ایدهای ندارم که این یعنی چی
.ولی اینو میدونم که نمیتونم تو این محیط بچه بزرگ کنم، رفقا
.پایپر، تو هنوز چند ماه دیگه وقت داری
.دقیقاً، دارم وقت کم میارم
صبح بخیر. از لباسام خوشتون میاد؟
.جوری به نظر میای که نمیخوای کمک کنی تمیز کنیم
.درست حدس زدی
...من میخوام برم گلن رو ببینم. تازه، مگه قرار نیست همه چی
.بازم به هم بریزه؟ دهنتو گاز بگیر
.برای گلن یکم زیادی تیپ زدی. بیشتر شبیه اینه که داری میری سر قرار
شاید هم دارم میرم. ببخشید؟
من درست شنیدم؟
تو و گلن دوباره با هم؟
.امیدوارم. یه جورایی میخوام باهاش در مورد اون صحبت کنم
.واقعاً؟ چه جالب
تو و گلن قبلاً بارها با هم قرار نذاشتین؟
...آره، یه جورایی گاهی با هم بودیم، گاهی نه
.از دبیرستان، میدونی
فهمیدم. پس فکر میکنی شاید این بار نتیجه بده؟
...امیدوارم. مخصوصاً چون اخیراً
.میرم سر قرار، ولی آخرش فقط به اون فکر میکنم
.اثبات عشق
.حداقل اون میدونه که تو جادوگری. لازم نیست چیزی رو پنهان کنی
نکته خیلی خوبی بود
باشه، سالی. برو هری رو ببین. موفق باشی
ممنون
اگه بهم نیاز داشتی، میدونی که با یه اُرب زدنم. فقط صدام کن
الان وقت بدیه؟
هی، هی. فکر کنم یه چیزی پیدا کردم
جادوگر درمانگر؟
باشه، کاسنی و یه نوک انگشت ریشه اژدها
ریشه اژدها. باشه
گرفتم. صبر کن
نباید در موردش حرف بزنیم؟ درباره چی باید حرف بزنیم، لئو؟
اینجا دقیقاً نوشته که اونا ارواح خبیث رو دور میکنن
با این حال، این به این معنی نیست که اونا خوبن. جادوگرهای درمانگر یه جورایی غیرقابل پیشبینین
واسه همینه که بزرگان نمیخوان ما باهاشون کار کنیم
خب، بعضی وقتا ما هم نمیخوایم با بزرگان کار کنیم، پس سر به سر شدیم
تازه، تو ایده بهتری داری؟
...نه. باشه، پس
پوست مار رو آماده کن و بعد از اینکه ورد رو خوندم
اونو بنداز توش
ما را رها کن از این بندها، از جادوی شیطانی که درهم تنیده
ما میخوانیم درمانگر را، آن که به تاریکی خو گرفته است
آمادهای؟
چه کمکی از دستم برمیاد؟
شما جادوگر درمانگر هستید؟
بذار حدس بزنم. انتظار داشتی یه نفر
با یه استخون تو دماغش و شاید یه گردنبند از سر کوچیکشده؟
آره، راستش. آره، آره
میدونی، آدم این همه تلاش میکنه که با زمانه پیش بره
همیشه همین کلیشهها هستن که پابرجا میمونن
...حالا
پلیدی کجاست؟
اینجا، اونجا
همه جا
تا حالا اتفاقی شیطانی رو تو این خونه شکست دادید؟
اوه، فقط حدود صدتا
کم و بیش یه صدتای دیگه
همه این انرژی شیطانی که حس میکنم رو توضیح میده
این کار یه مقدار زمان میبره
آره، خب، از پسش برمیای؟
حتماً
اجازه هست؟ برو سراغش
من حواسم بهش هست
باشه، من میرم گلن رو ببینم
من باید برم سر کار
خداحافظ، عزیز کوچولوی من، و خیلی دوستت دارم
...اما
خب، هی. نگران من نباش
من خودم تنها اینا رو تمیز میکنم
دیدی اون آدمه چی کار کرد؟
صبح بخیر، فیبی. چطوری؟
یه آگهی تمام صفحه است
اسپنسر ریکس با این چرت و پرتهای مردسالارانه داره منو به چالش میکشه. به این گوش کن
"از فیبی بپرس" میگه: "هر زنی لازمه پیدا کنه
باورت میشه؟
اون فقط میخواد با جنجالی شدن توجه جلب کنه
آره، خب، این جواب نمیده
میده؟ تا الان که جواب داده
تعداد خوانندههای دیلی به خاطر ستون مشاورهاش بالا رفته
و ما کمی افت داشتیم. خب، میخوایم چی کار کنیم؟
نمیتونیم اینو نادیده بگیریم. و هم نمیگیریم
در واقع من و بقیه سردبیرها
تصمیم گرفتیم با آتیش، جواب آتیش رو بدیم
البته، اگه خودت موافق باشی. حتماً
هر کاری لازم باشه تا رقبا رو شکست بدیم
...من کاملاً... میدونی، شکست دادن رقیب
من کلاً آدم خیلی رقابتجویی هستم، میدونی
آه، متوجه شدم، واسه همینه که فکر میکنم از نقشه کوچیک ما خوشت میاد
ما برای امروز ساعت ۳ برات یه عکسبرداری ترتیب دادیم
یه عکسبرداری؟ ۴۱۵ داره یه گزارش افشاگرانه مینویسه
در مورد افراد مشهور محلی. ما میخوایم تو هم بخشی ازش باشی
من... نمیدونم، الیز
اوه، البته که همه چیز خیلی با سلیقه است
اگرچه میخوام هر چقدر که راحتی، از جذابیتهای زیبات رو
نشون بدی
الیز، نمیدونم بتونم این کارو بکنم. یعنی، چرا باید خودم رو انقدر پایین بیارم، میدونی؟
من یه ستوننویس مشاورهام، من که یه
پلیمیت نیستم
باشه. محترم میشمرم
البته باید بدونی که اسپنسر ریکس هم تو این شماره هست
گفتی ساعت چند باید اونجا باشم؟
پیج؟
سلام
از موهات خوشم اومد. ممنون
!چه بغل حسابی
آره خب، دلم برات تنگ شده بود
منم دلم برات تنگ شده بود. خیلی عالی به نظر میای
ممنون. تو هم همینطور
صعودت چطور بود؟ ماترهورن بود، درسته؟
عالی بود
ولی خیلی بیشتر از دفعهای که ما بودیم، اونجا آدم بود
چه بد. آره
خب، تو چی؟
تازگیا شیطانی رو از بین بردی؟
معلومه، ولی احتمالاً نباید اینجا در موردش حرف بزنم
درسته، درسته. ببخشید. ببخشید
...خب خب
...باشه، تو اول بگو، اصرار دارم. باشه، باشه. خب
من دارم ازدواج میکنم
چی؟ میخواستم تو اولین نفر باشی که میدونی
...البته بعد از پدر و مادرم. اما
No comments yet. Be the first to leave one.