Les 200 premières lignes.
تقديم به تمام پارسيزبانان جهان
زيرنويس از امير طهماسبي، Cardinal آرين، AmirH_Na
دست بردار! وقت نداريم
...آ
خودم خوب ميدونم که بهتره نخوام بهت کمک کنم
اما الان وقت خوبيه که راجع به چيز ديگه صحبت کنيم؟ - دارم گوش ميدم. بگو -
تو چه مرگته؟ - ميدونم که گوش نميدي -
بذارش براي بعد که وقت داشتي
آه، بايد اينها رو تموم کنم، قبل از اينکه پدرم بيدار بشه
برو و روميزيها رو براي جشن امشب اتو کن
ميخوام اون لکههاي آب روي سقف رو رنگ کنم - رنگشون کردم -
ضمناً با "بايرون" راجع به امشب صحبت کردم
گروه کُر آقايون يه سورپرايز باحال براي بابا دارن
نودل کمکم کن نودل بپزم
پس بعداً صحبت ميکنيم بعد از جلسهمون؟
مثلا، اين بعدازظهر؟
!پنج دقيقه - چي؟ -
.ظرف رو 5 دقيقه ديگه چک کن بابام از نودل زياد پخته متنفره
باشه
از چه رنگي استفاده کردي؟
رنگ سفيد
ما دو جور رنگ سفيد داريم
يکي براي رختشويي و يکي براي آپارتمان
...بايد بهش بخوره وگرنه
باشه. باشه
اولين، آروم باش
ميدونم که ميخواي همه چي براي جشن پدرت محشر باشه
اما اون ميبينه که تو نانآور يه خانوادهي خوشبختي و يه کسب و کار موفق داري. حسابي بهت افتخار ميکنه
خيلي ديوانهاي ميدوني که اين چيزي نيست که بابام قراره ببينه
اما اين چيزيه که هستي و من ميبينم، خب؟
!اولين، دخترم
بيدار شده
جوي اينجاست؟ برو ميز رو بچين حتما بابا گرسنهست
من درو باز ميکنم
بعداً صحبت ميکنيم؟
ويموند ونگ به دنبال طلاق
!هي. هي
ممنون که اين کارو ميکني
الان خيلي خوشگل شدي
...آه، پس از اين ظاهر
مورمون" جذاب خوشت مياد؟"
دارم الان اين رو ميگم ...محض اينکه مامانم
يه چيز احمقانه بگه مثلاً اينکه چاقي و از اين چيزها
فکر کردي وقتي گفتي چنين چيزي ميگه
يعني براش مهمه
سلام اِولين
!خانم ونگ - سلام مامان -
من فقط براي سه نفر غذا پختم
حالا بايد غذاي بيشتري بپزم
جوي هست. بکي رو همراهش آورده
يادته؟ به خانم "ديردرا" گفتيم که جوي مياد تا نذاره باز هم دچار سوءتفاهم بشيم
بهمين خاطر بکي قراره کمک کنه مراقب "گونگ گونگ" باشه
سلام - !سلام عزيزم -
!سلام آقاي ونگ
!سلام بکي ممنون که اومدي
.لطفاً ويموند صدام کن بيا. بشين
ميدوني، لازم نيست اون پسره بمونه
کدوم پسره؟
بکي - بکي که دختره -
من رو که ميشناسي
هميشه ضمير "دختر" و "پسر" رو قاطي ميکنم
در زبان چيني فقط يه کلمه داريم براش، خيلي ساده
و اونطوري که شما دو تا لباس ميپوشين
مطمئنم که تنها کسي نيستم که بهش ميگم پسر
منظورم اون دختر پسرهست. آه
بگذريم. انگليسي من خوبه و تازه گوگل هم هست
بهمين خاطر نياز نيست بياي و مترجمم باشي
همينجا بمون
و اون دختره ميتونه بره
ببين، واقعاً فکر ميکنم عجيبه. خب؟
و بکي هم ميخواد کمک کنه. نه بکي؟
هميشه وقتي با آدمهاي مسن هستم چيزهاي جديد ياد ميگيرم
آدمهاي پير خيلي باهوشن
هممم. چيزي نيست
گونگ گونگ رو با خودمون ميبريم جلسه
تو و بکي اينجا بمونين و تزيين کنين. همم؟
بابات اصلاً ميدونه قراره بريم حسابرسي؟
اون کجاست؟ کي ميتونم ببينمش؟
ها! مشتري
سريع بخورين
مامان؟ - چيه؟ -
مامان، فقط صبر کن
صبر کنم؟ امروز وقت صبر کردن ندارم
...خواهش ميکنم فقط
جوي، هر وقت ديگهاي بود التماس ميکردم که بياي و غذايي بخوري
يا بهم زنگ بزني و اين چيزها ولي امروز خيلي سرم شلوغه
مامان، هميشه همينطوريه
!رنگ سفيد اشتباهي
ميدونم که هيچوقت از بکي خوشت نميومده ...باشه، اما
من بکي رو دوست دارم. خيلي دختر خوبيه
تو خيلي خوش شانسي
مادرت مشکلي نداره که با يه دختر قرار بذاري
و اونم يه دختر سفيدپوسته
اون نيمه مکزيکيه
!اه
توي لباسشويي کفش نذار
اگه خراب بشه، پولش رو ميدي؟
اما گونگ گونگ، قلبش نميتونه تحمل کنه
خصوصاً بعد از چنين پرواز طولانياي
ميخواي اين همه راه از چين آمده اينجا تا اينطوري بميره؟
اون نميميره
اووه
واي، چه دماغ گندهاي
چطور ميتونم کمکتون کنم؟ - يه لحظه. نميتونم صدات رو بشنوم -
يه لحظه - چطور ميتونم کمکتون کنم؟ -
اومدم چند تا لباس بگيرم
من زنگ زدم. سه باري شد - قبضتون رو بدين -
آره - پيداش ميکنم -
نه، قبض دارم - عزيزم -
...اون فقط قبض رو ميخواد چون
چون روش کارشون اينه
ذهن آدم رو که نميخونن
پس قطع کن! ممنون
ما سه ساله که با هم هستيم
فکر نميکني گونگ گونگ بخواد بدونه؟
بذار امشب از جشنش لذت ببره
...آره، فکر کردي بکي قراره در
در کل مهموني باشه و خودش رو معرفي نکنه؟
!اولين - بکي رو ديدي؟ -
حدس بزن دوباره لباسشويي، 20 دلاري کي رو خورده؟
!ويموند! مشتري کارت داره
!باشه. دارم ميام
...اولين، ميدوني که همسرم هم
دقيقاً همين عطري رو ميزد که تو ميزني خدا رحمتش کنه
امشب مياي به جشن؟
آره، بليطم درست همينجاست
لباسهاي مشتري رو جابجا کردي؟ قبض 042 - 042؟ -
ببخشيد. اينجا خيلي شلوغ بود بهمين خاطر يه تعداد رو بردم بالا
فکر کنم لباسها اونجا خوشحالترن
ديدي؟ اينجا خوشحالترن
بهت گفته بودم تمام چشمهاي متحرک عروسکي رو بکني
ديگه نميخوام ببينمشون
مامان، ميشه لطفاً راجع به بکي صحبت کنيم؟
...از دست پدرت. بعد از اين همه مدت
هنوز نميدونم چي توي مغزش پر کردن
بکي ميتونه امشب بياد يا نه؟
اينقدر موضوع رو عوض نکن - نميکنم -
ميدوني که جلسه حسابرسيه
اون زنه هم آدم وحشتناکيه
همهش ميخواد پدر چينيهاي جامعه رو در بياره
...ميدوني، بعد از دو سال جلسه گذاشتن
حکم توقيف لباسشويي رو صادر کرد
و ميدوني بابات چيکار کرد؟
براش کلوچه برد
هر روز دارم ميجنگم، ميجنگم
براي همهمون ميجنگم
هر روز اينجا جنگ و دعواست
...آه، بابات، براش مهم نيست که کارها رو چطور
من سعي دارم زندگيمون رو سادهتر و آسونتر کنم
...اما بابات
بعضي وقتها فکر ميکنم چطور ميتونه بدون من زنده بمونه
بايد زودتر بهم ميگفتي
واقعا محشر بود
اولين بايد رقص ريک رو ببيني
ببين، اون تمام حرکات رقص رو بلده
بکي، ميزنم خودم رو نفله ميکنم
اون ميخواد بازيگر بشه همونطور که تو ميخواستي
شايد تو هم بتوني تست بدي
دستهايت را #
در دستانم بگذار #
و ما در ابديت ميچرخيم #
زندگي خيلي خوشمزهست #
خوشمزه #
!آه! عاشقشم
!هي - ريک، خيلي عالي بودي -
اين رو بده اون مشتري دماغ گنده - ...ميدونم. من فقط -
فقط نميدونم چطور واضحتر از اين بگم
...انگار که اون ميتونه انتخاب کنه
که يا تو باهام به مهموني بياي
و گونگ گونگ تا ابد شرمسار باشه
تا زماني که همهش رو فراموش کنه و بعد بميره
و يا اينکه تو باهام نياي و بعدش باز هم گونگ گونگ بميره
چيه؟
چي داري ميگي؟ - يه شوخي بود -
اصلاً شوخي خندهداري نبود، عزيزم
سلام بچهها - اين فقط ده دلاره -
فکر ميکردم شماها رياضيتون خيلي خوبه
دفعهي بعد سودش رو ميدم - اولين؟ -
مامان. مامان
!مامان! مامان - !چيه؟ -
ها؟
!بابا
چطوري اومدي اين پايين؟
!صبحونهم کو؟ زود باش. غذا بده
!ويموند! ويموند
مگه نميدوني گشنمه
بابا، جوي رو يادته؟ - ها؟ -
!آه
سلام گونگ گونگ
...آ
هواپيما چطورن؟
هر دفعه که صحبت ميکنيم زبون چينيت بدتر ميشه
آره
گونگ گونگ. اين بکيه
...بکي
...اي لعنت، چطور بگم؟ آ
...اون
!آه
دوست خوبشه. بکي دوست خيلي خوبيه
مامان
No comments yet. Be the first to leave one.