Les 200 premières lignes.
پوم... لی پوم
پوم... پوم... لی پوم
قسمت هشتم
زودباش پاشو... مامان میخواد یه چیزی بهت بگه
فقط یه لحظه چشماتو باز کنم دخترم، پوم
وای... سلام آقای پارک جی سونگ
آقای پارک جی سونگ، حالتون چطوره؟
ما همه مون دیدیم که شما تو مسابقه 2 بر 0 برنده شدین شما خیلی باحالین
سه بر 0 بود.... 2 بر 0 مقابل چارلتون و 3 بر 0 مقابل آستون ویلا
بیدار شدی؟
دروغ گفتی آره؟ اینکه گفتی آقای پارک جی سونگ اینجا اومده دروغ بوده، مگه نه؟
اگه پوم جونی ما که اینجاست میدونه این یه دروغه پس چرا هر دفعه گول میخوره؟
میرم بخوابم
الان مامان باید بره سر کار
بهم گفتن صبح زودتر برم
امروز یکشنبه ست
درسته، با اینکه یکشنبه ست ولی با عرض معذرت نمیشه بخوابی، چون مامان داره میره بیرون
باید پاشی و واسه پدربزرگ صبحانه درست کنی
اگه تو بخوابی و پدربزرگ گرسنه بمونه چی میشه؟ اونوقت بازم تو یه فرشته باقی میمونی؟
خیلی خب، درست میکنم
پوم ما خیلی حرف گوش کنه
واسه تو و پدربزرگ نودل برنج رو شستم و گذاشتم تو یخچال
همینطور هم گوجه فرنگی و خیار رو خرد کردم و گذاشتم داخل ظرف
ضمناً نون تست عمو هم روی میزه فقط بذار قهوه اش رو خودش آماده کنه، باشه؟
باشه
من به تو تکیه میکنم
اگه مامان پوم رو نداشت باید چیکار میکرد؟
وای چه بوی الکلی
مامان، مشروب خوردی؟
نمیتونم تحمل کنم، از تو انتظار نداشتم مامان
ببخشید، دیگه مشروب نمیخورم
وای، خیلی خجالت آوره
چیکار داری میکنی احمق؟ باید ببریمش کلینیک... خاله
اگه الان ببریمش میمیره
چی؟
میخوای چیکار کنی؟
فندک - چی؟ -
فندک داری؟
فندک؟
...چیزه... تو
هی، چیکار داری میکنی؟
هی، چیکار داری میکنی؟
چی شده؟
چرا ماساژ نمیدی؟
چرا دیگه ماساژ نمیدی؟
ای احمق، تو دیوونه ای؟
الان نباید یه کاری کنی؟
چرا همینجوری اونجا زانو زدی و کاری نمیکنی؟
احمق مگه دیوونه ای؟
الان نباید هیچ کاری کنی؟ ماساژ بده
اینجوریه؟ اینجوریه؟
چی شده؟
این چه کاریه؟
خاله من فوت کرده؟
خاله من فوت کرده؟
ای دکتر قلابی احمق! واسه همین بود که بهت گفتم ببریمش کلینیک
دکتر قلابی عوضی تو فقط میتونی مردم رو بکشی
دیگه چه کاری ازت برمیاد؟ آشغال
کثافت... اینکار رو از قصد کردی، مگه نه؟
تو چشمت دنبال این زمین بود واسه همین از قصد خاله منو کشتی، مگه نه؟
ای قاتل
ببخشید... اداره پلیس؟
اینجا یکی یه نفر رو کشته
بخاطر این دکتر زن من مرده
...مامان... مامان
...زنمو بهم برگردون... زنمو بهم برگردون
تو قاتلی... قاتل
بابا
اینجا یه قتل اتفاق افتاده
زود باشین بیاین اینجا... عجله کنین
این امکان نداره.. امکان نداره
امکان نداره
...دکتر... دکتر... دکتر
چیکار کنم؟
وای خدا... خاله بیچاره ی من
اون تمام عمرش رو سخت کار کرد
تو زندگیش اصلاً شانس نداشت - عمو گو پیل خیلی بدبخته -
ببینید چطور رو این زمین سرد و یخزده عمرش تموم شد؟
Oh my, Aunty! Aunty!
من اوه جونگ سو، دکتر کلینیک هستم
ببخشید... این مردی که اینجاست از چاقوی میوه خوری برای کشتن این خانوم استفاده کرد؟
آره... با استفاده از چاقو گلوش رو برید
این قاتلی که اینجاست با استفاده از چاقو گلوی خاله من رو برید و اون رو کشت
آقا
چیزی که شاهد میگه حقیقت داره؟
ببخشید... چیزی که شاهد میگه حقیقت داره؟
چرا حرفمو باور نمیکنین؟
این آشغال اونو کشته من با چشمای خودم دیدم
آقا
ببخشید... ایشون دکتره
اهمیتی نداره که از کارد میوه خوری ...استفاده شده یا لوله خودکار
اون داشته معالجات پزشکی رو انجام میداده منظورم اینه که از روی ناچاری از این چیزا استفاده شده
اون نمیخواسته خانومه رو بکشه بلکه داشته سعی میکرده نجاتش بده
درسته... من کشتمش
استاد
من بودم که این خانوم رو کشتم
دیدین؟ اون کشتتش
اون کشتتش
گفتم اون یه دکتره! دستبند رو باز کنین - اه... جدی؟ لطفاً آروم باشین -
چیکار دارین میکنین؟ دستبند رو باز کنین
آقای پلیس، شما نمیتونین اینکارو بکنین
چطور میتونین با دکتری که داشته سعی میکرده یه نفر رو نجات بده اینکارو کنین؟ دستبند رو باز کنین
شما دارین مزاحم انجام وظیفه ی ما میشین
اینجوری نیست، درسته؟ اینجوری نیست
اون اینکارو کرد چون میخواست نجاتش بده
یه چیز بگو آقا
نه... نه
اون احمق بود که کشتش
من بهش گفتم ببریمش کلینیک ولی به حرفم گوش نکرد
اون کشتش... درسته، درسته
ما به اظهارات شاهد نیاز داریم باید همراهمون بیاین
!یونگ شین! دکتر! یونگ شین
لطفاً مطمئن شو که گروهت کار خرید رو در عرض یک ماه انجام میدن
همینطور هم، شما مطمئن بشید که کارتون رو کامل انجام میدین برای ساخت و ساز فقط 2 ماه فرصت داریم
امیدوارم همگی سخت روی این پروژه کار کنید - آقای مدیر -
آقای مدیر یه مشکلی پیش اومده
...آقای مین گی سو... اون
پرستار
سوک هیون
باید چیکار کنیم؟ دکتر مین گی سو به جرم قتل بازداشت شد
آخه اون کیو کشته؟ کیو؟
چطور ممکنه همچین اتفاقی افتاده باشه؟
وای خدایا... چطور ممکنه همچین اتفاقی افتاده باشه؟
همچین اتفاقی... ممکن نیست
این درست نیست... واقعاً درست نیست
حتی اگه همه دنیا هم علیهش باشن بازم همچین حرفی درست نیست
دکتر... دکتر
یونگ شین، برو خونه... برو خونه، باشه؟
دکتر
یونگ شین
تو احمقی؟
فقط بگو "احمق نیستم" بعدش همه چیز درست میشه
منم دیدم
اون نمیخواست بکشتش... میخواست نجاتش بده
ای احمق... ای بیشعور
چوی سوک هیون هستم
میخوام با رئیس صحبت کنم
تقصیر دکتر مین نبود
اون از قبل بخاطر بیماری آسمی که داشت فوت کرده بود اون دچار نفس تنگی بود
بخاطر اینکه مسیر تنفسیش مسدود شده بود امکان نفس کشیدن نبود، بخاطر همین از چاقو استفاده کرده
استاد مین فقط میخواست خانوم رو نجات بده بخاطر همین مجبور به نای شکافی شده
این بهترین کاری بود که اون موقع میتونسته انجام بده
الو؟
بیمارستان دائه میونگ؟
بله از کلینیک جزیره آبی تماس میگیرم
ببخشید... گوشی رو میدم به دکترمون لطفاً گوشی دستتون... دکتر
الو؟ بله اوه جونگ سو هستم
میشه سوابق پزشکی پارک هی جا در جزیره ما رو بررسی کنید؟
خیلی مهمه
...بله، میدونم ولی خیلی مهمه
چه مقررات احمقانه ای؟
همین الان یه دکتر به قتل کسی متهم شده
دکتر
اگه من بگم "راننده کیم" تو باید بگی: بله خانوم
اگه من بگم "زودباش یه آواز بخون" تو باید بگی : چشم خانوم و بعدش شروع کنی به آواز خوندن
پوم
مامان
چرا اینقدر زود برگشتی؟
جلو در اتاق عمو چیکار میکنی؟
دارم تمرین میکنم چطور باید ازش چیزی بخوام
باید تا پس فردا تمرین کنم تا استعداد نمایشم رو پرورش بدم
میخوام ازش بخوام با من نمایش تمرین کنه
دیگه کسی نیست که باهات تمرین کنه؟
همینطوره
یونگ جو و پورام تو یه تیم هستن
سی چان و جی سون تو یه تیم
منم تنها کسی هستم که همبازی ندارم
معلممون گفت پدربزرگ رو ببرم ولی اگه آقای لی دوباره پی پی کنه چی؟
مگه عمو دو سوک که هر روز بیکار نیست؟ چرا از اون نمیخوای باهات بیاد؟
خب عمو هم هر روز کاری نداره
کی گفته عمو کاری نداره که انجام بده؟
عمو یه دکتره
حالا چرا عصبانی میشی؟
ببخشید... مامان عصبانی نیست
مامان باید بره یه جایی واسه همین یه مدت با پدربزرگ بازی کن
اگه خسته شدی برو عمو دو سوک و مادربزرگ رو پیدا کن، باشه؟
عمو کجا رفته مامان؟
آقای لی تمام نون های تست عمو رو خورد
مامان الان داره میره تا عمو رو برگردونه
مین گی سو پسر منه
من چهار سال پیش دخترم رو از دست دادم
مین گی سو تنها پسر منه
این دفعه رو فقط وانمود کن که چیزی نشنیدی
اجازه بده مشکلی رو که بوجود آورده رو خودش حل کنه
منم... داری رانندگی میکنی؟
...مین گی سو... اون پسره ی یه لا قبا
...فکر میکردم که صد درصد پسر منه
ولی بنظر میرسه پسر توئه
اون پسر مین جون هوئه
میتونی وقتی ازت سوال میپرسیم یه وکیل بگیری
میخوای چیکار کنی؟ - به وکیل نیازی ندارم -
فامیل مرحومه ادعا میکنه که تو اونو به قتل رسوندی
من شنیدم تو دکتری
...اگه بخاطر اقدام پزشکی در حین امداد مرده
و بخاطر اشتباه پزشکی این اتفاق افتاده پس باید در اظهارنامه اشتباه پزشکی ثبت بشه
دوباره ازت میپرسم
مرتکب اشتباه پزشکی شدی؟
چطور میشه کسی به اندازه تو فرزند ناخلف باشه؟
بعنوان یه پسر، چطور تونستی پدرت رو بزنی؟
پدرم کیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.