Les 200 premières lignes.
تقديم به تمام پارسي زبانان جهان
زيرنويس از حسين غريبي، امير طهماسبي
...وقتي پدرم از دنيا رفت
تنها چيزي که ميخواستم خوشحالي مادرم بود
چون اسمم مرد نبود ...اگه به مادرم کمک نميکردم
و اگه نجاتش نميدادم
غذا نميخوري؟ - نه -
هنو نفهميدي، تپل؟
چي؟
چند ساله که آقابزرگ و خانمبزرگ مسئوليت گله رو بهمون دادهن؟
چرا؟
اي لعنت. بهش فکر کن
تا حالا حموم خونه رو امتحان کردي، فيل؟
نه، نکردم
.فردا صبح اول وقت، داداش بايد گاوها رو جمع کنيم
.يه گاو مُرده اونجاس گله رو ازش دور نگه دار
چهش شده؟ - سياهزخم. بهش دست نزن -
...خب
خب، اينم از اين
اين" چيه، فيل؟"
اين" چيه؟"
باشه، تپل، ميگم "اين" چيه
25سال از اولين گلهداريمون باهمديگه ميگذره
درست سال 1900
زمان درازيه
ولي خيلي هم طولاني نيس
ميدوني باس چيکار کنيم؟
چي؟
...دوباره بريم توي کوه اردو بزنيم
و گوزن شکار کنيم ...و جيگرشو دربياريم
و همونجا روي زغال بپزيمش
همونطور که "برانکو هنري" يادمون داد
دلدرد داري؟
نه
انگاري جونت درمياد دو تا کلمه رو جفت کني
کدوم سمت ببريمشون؟
ميريم راست
فهميدم
همون مسير رو ادامه بدين
امشب 12 نفر ميان
ميدوني ترجيح ميدن چي بخورن؟
شامِ مرغ سرخشدهمون رو دوست دارن
بله؟
به اتاقت احتياج دارم
خيليخب
چيکار ميکني؟
هيچي
آلبومه؟
نه همچين
اجازه هست؟ - حتماً -
از عمارته خوشت مياد؟
تميز کردنش خيلي زحمت داره
لازم نيست تو تميزش کني
حتماً نظافتچي داره
اوه، دختر خوشگليه
از گلهاش خوشم مياد
اوه، چه استادانه، پيتر
خيلي دوستداشتنيان
سلام، جِيک
براي ميزهاست؟
حتماً
.سه تا مرغ ميخوام ميتوني سرشون رو بزني؟
باشه
بايد وسايلت رو ببري توي آلونک
روي زمين برات رختخواب درست ميکنم
همسري دوستداشتني براي رز ] [ و پدري نازنين براي پيتر
هي، کدوم سمت؟
خانمها
ممنون
اونجاست؟ - نچ -
.خب، نميتونيم تا ابد صبر کنيم گله توي محوطهس، پس نوشيدنيتون رو بخورين
قراره چيزي بگي؟ - نه -
بدون داداشم چيزي نميگم
کجا بودي؟
نميتونم تا ابد جلوي پسرها رو بگيرم
اشکالي نداره
.خبرِ لوکوموتيو رو گرفتم معطل شده. تا صبح نمياد
اوه، نه، ممنون
فيل، ساختمون بغلي توي رستوران "رِد ميل" منتظرمون هستن
وقت شامه، پسرها
تکون بخورين
بيست و پنج سال پيش توي چه وضعي بودي، جورجي جون، همم؟
منظورت چـ...؟ - بت ميگم -
يه پسر چاق و هيچينفهم بودي که احمقتر از اون بود که درسش رو تموم کنه
.مردم بهت کمک کردن، تپل مخصوصاً يه نفر
به من و تو گلهداري ياد داد تا به نون و نوايي برسيم
برانکو هنري - هوم -
...خب
..."به سلامتي ما دو داداش، "رومولوس و رموس
و گرگي که بزرگمون کرد
به سلامتي برانکو هنري - به سلامتي برانکو -
گرگ - به سلامتي برانکو -
به سلامتي برانکو هنري - گرگ -
به سلامتي برانکو هنري
رئيس داره ميره
شام، پسرها
خيلي ممنونم
رز، رز، ميشه لطفاً برامون پيانو بزني؟
نميتونم
!بجنب، رز، بزن! بزن
همه چي روبهراهه؟
بله، خانم، همهچي خوبه
...به به
خوشگل نيسّن؟
...اوه، آره، خب
موندهم کدوم خانم کوچولويي اينا رو ساخته؟
راستش، من ساختم، آقا
مامانم گلفروش بود
براي همين اينها رو مثل گلهاي باغمون ساختم
اوه، خب، منو ببخش
با گلِ واقعي مو نميزنن
،خب، آقايون، نيگا کنين پارچه رو باس همچين کرد
اوه - واي -
صحيح
فقط براي تميز کردن قطرههاي شرابه - اوه، فهميدين، بچهها؟ -
فقط براي قطرههاست
حالا واسهمون غذا بيار
برانکو هيچوقت اينجا غذا خورد؟
نه، نخورد
پس کجا غذا ميخوردين؟
اون قديما ...توي ميخونه شاهماهي ميخورديم
و يه عالمه مشروب
...يادمه يه بار برانکو شرط بست
که با هر اسبي ميتونه از روي ميز و صندليهاي ميخونه که توي خيابون رويهم ريخته، بپره
خب، ما هم يه اسب پير واسهش انتخاب کرديم
ولي عين خيالش نبود
...زينش رو برداش
،اسب رو آورد کنار ميز و صندليها ...تموم مدت باهاش حرف ميزد
همونطور که اسبه نفسنفس ميزد کلهي گنده و زشتش رو نوازش ميکرد
...و بعد سوارش شد
...و بردش عقب و
چي شد؟
از روشون پريد
پريد؟
...ولي پريدن با اسب پير
تا حالا به گوش کسي نخورده
بذارش به حساب عشق
نظر تو چيه، جورج؟
عشق؟
نميدونم راجع به چي حرف ميزنين
ميشه بس کني؟ داريم غذا ميخوريم
!خفهش کن تا خودم نکردم
حالت خوبه، پيتر؟
کجا ميري؟
بريم
بريم
تو برو. من حساب ميکنم
فردا صبح حساب کن
زياد طول نميکشه
الان حساب کنم، خانم گوردون يا...؟
...خواهش ميکنم، ميتونين
،صورتحساب رو بفرستين براتون چک ميفرستم
خواهش ميکنم، خواهش ميکنم # # نذار که من بيفتم
تو فقط مال مني # # تو رو بيشتر از همه دوست دارم
تو بايد دوستدخترم بشي # # وگرنه دوستدختري نميخوام
امشب توي شهر قديمي # # حسابي خوش ميگذره
# وقتي صداي زنگها رو شنيدي #
همه دور هم جمع ميشن # # و بايد با صداي دلنشينت بخوني
گفتم دوستت دارم
ميدونم دوستم داري
بيا اينجا. دوستت دارم
جورج؟
جورج؟
داداش
تا حالا کجا بودي؟
حرفي که امشب ...راجع به پسرش زدي، فيل
به گريه انداختش
مگه گوش وايساده بود؟
داشت گريه ميکرد، فيل
عجب گيري افتاديما
گفتم پسرش باس از اين وضع دربياد و مثِ بچهي آدم بشه
فقط به زبون آوردمش، همين
خودِ مامانش باس بهتر بدونه
نگهش دار
بجنب
از پسش برمياد
قبلاً کارش بهتر بود
داره ياد ميگيره
برانکو هنري اينطوري ياد گرفت؟
هيچوقت نديدم با افسار بلند مشغول يادگيري باشه
اون چيه که اون بالا ميبيني، فيل؟
حيوونهايي اون بالاست؟
کس ديگهاي هم چيزي رو که اون بالا ميبيني، ميبينه، فيل؟
جورج؟
نه، اونم نميبينه
دست بردار، فيل، چيه؟
يه چيزي اونجاست، نه؟
اگه نبينيش، نه، نيس
بايد يه حيوون باشه
سلام، آقاي بربنک
سلام، خانم گوردون
چه کمکي از دستم برمياد؟
راستش فقط اومدم شما رو ببينم
اوه، من سرم خيلي شلوغه
...اين سس بسيار سالم همراه با"
"گوشت، ماهي و پنير، لذيذ است
با خودشون شراب آوردهن
کاش اين کار رو نميکردن
از مشروب خوشم نمياد
از صداشون معلومه چيزي بدتر از مشروب خوردهن. انگار عرق سگيه
No comments yet. Be the first to leave one.