Informations sur la version

Too Lovely Girl For Me E09 2014
Un commentaire de N@aNa@
(نغمه)N@aNa@:ترجمه و زيرنويس

Tags

other
Publié le: 2014-10-18
Téléchargements: 38
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

اپيزود 9

ميرم دال بونگ ُ ببينم

ميشه پيشم بموني؟

ميرم دال بونگ ُ ببينم

تو مدتي که مي رم دال بونگ ُ ببينم همينجا بمون

کي به تو اجازه داده مريض بشي؟

سني نداري که فقط 7 سالته

خيلي جووني

نبايد همچين کاري با آقا بکني اون همکس ـته

من خيلي آقا رو دوست دارم

از اينکه فقط من انقدر خوشحالم معذرت مي خوام

زود باش بلند شو سه تاييمون بايد بريم بازي کنيم

دال بونگ ازم خواست بهتون بگم خيلي زود خوب ميشه

حتي با انگشت کوچيکش بهم قول داد

بيا بريم

نمي خواستم دستت ُ بگيرم ...فقط دستم خورد به دستتون

گوشيت داره زنگ ميزنه؟

نمي خوام جواب بدمش

بايد جواب بديش

بله، چيه؟

حتما بايد بيام؟

خيلي خب

- حالا چيکار کنيم؟ - خودم مي تونم برم خونه

انقد بزرگ هستم که سوار اتوبوس بشم بسلامت

لازم بود بهم زنگ بزني؟ خودت مي تونستي ببريش خونه

از اونجايي که تو باعث اينجوري شدنش هستي مي خوام مسئوليتش ُ قبول کني

شنيدم وسط خيابون از ماشين پياده اش کردي

واقعا دارم از دستت ديوونه ميشم

حق نداري با آدما انقدر بي فکرانه برخورد کني فقط به اين خاطر که دوستت دارن

بشين

- يکم آب ميارم - نرو

نرو، امشب پيشم بمون

شين هائه يون

خيلي عوض شدي

چطوري روت ميشه فردا تو شرکت تو صورتم نگاه کني؟

برام خيلي سخته ببينم انقدر خونسرد و بي اهمتي بهم

بذار وقتي از مستي در اومدي با هم حرف بزنيم برو بخواب

تقريبا 12 ساله

وقتي امتحاناي ميان ترمم ُ افتادم خيلي افسرده شدم

چند روز هيچي نخوردم تا اينکه بابام مجبورم کرد از اتاق بيام بيرون

ما با پدرت برخورد کرديم

تو کنارش نشسته بودي

تو بهم گفتي بخاطر بد شدن امتحاناي ميان ترمم که دنيا به آخر نرسيده

وقتي داشتي اينو مي گفتي لبخند زده بودي

از اون موقع شروع شد

کلي درس خوندم تا بتونم براي ادامه تحصيل با تو بيام خارج

اونوقت اون موقعي که من داشتم درس مي خوندم تو عاشق شده بودي

تا سر حد مرگ از اون زن بدم مي يومد

از اينکه ازش متنفر بودم خيلي احساس بدي داشتم

حتي نمي تونست به تو نزديک بشم واسه همين منتظر موندم

ولي ديگه نمي خوام به اين کار ادامه بدم

ديگه نمي خوام از دست بدمت

خب که چي؟

ميخواي باهام چيکار کني؟

باهام قرار بذاري؟

يه کاري مي کني حس کنم يه احمقم

هائه يون

هيچ دليلي برا نگران شدن وجود نداره

تا وقتي که توي زندگيت نباشم

دوست ندارم بخاطر من اذيت بشي

خواهشا بيا خودمون درگير اين مسئله نکنيم

.:::کليه حقوق مادي و معنوي آثار تيم ترجمه متعلق :::. .:::ميباشيد انتشار فايل هاي ترجمه بدون"sub-opus"به تيم ترجمه :::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.

فيلمبرداري جلد آلبوم و موزيک ويدئو اين هفته ست

برنامه حساس و نفس گيريه

لطفا فيلمبرداري آلبوم ُ دوباره برنامه ريزي کنيد

دلم مي خواد سبک و ايده با موزيک ويدئو فرق کنه

در ضمن وقتي برنامه تبليغاتي شي وو تموم شد، ميريم سراغ گروه پسرامون

اعضاي گروه ظرف يک ماه انتخاب ميشن، پس لطفا آماده سازي ُ شروع کنيد

انقدر زود؟

بايد به فکر برنامه دراز مدت باشيم

اگه فقط به شي وو وابسته باشيم خيلي تحت فشار قرار ميگيره

متوجه شدم

ملاقات کنيد SBCN بنظرم خودتون بايد با

مشکلي پيش اومده؟

مي گن مي خوان سرمايه گذاري کنن ولي هي از حرفشون بر مي گردن

تا جايي که تونستيم بهشون فشار اورديم ولي مشکل حل نشده

هنو شخصا باهاش ملاقات نکرديد، کرديد؟

جناب مدير بايد خودشون شخصا برن ببيننشون

باهاشون هماهنگ کن. خودم شخصا مي رم ببينم چه خبره

خانم شين رفتن؟

پروازشون بعدازظهره

حالش زياد خوب نبود

بايد از داروخانه براش يه چيزي بخريم

انگار هنوز مستي از سرت نرفته بيرون

آره، هنوز حالم بده

سرم درد ميکنه، بدنمم ضعف ميره

راستي، تو ديشب آورديم خونه، آره؟

قبل خونه آوردنم ُ يادمه

دوباره سعي کردم بوست کنم؟

تا اونجاها ديگه پيش نرفتي

- حالا اين حال بديت ُ چجوري خوب کنيم؟ - چطور؟ نگراني؟

دلم نمي خواد تو هواپيما بالا بياري

پس نگران هواپيما بودي؟

نه، نگران مهموندارا بودم

سفر خوبي داشته باشي

بنظر مياد سر کيف باشي

آره

مشکوک مي زني، اين چيه؟

- عکس دال بونگ - دال بونگ؟

قبلا ديديش؟ سگ مدير ُ مي گم

هنوز پرستار سگي؟

- نبايد باشم؟ - معلومه که نبايد باشي

- چطور؟ - براي اينکه خيلي رو اعصابه

تو ديگه يه ادم طرد شده اي

اگه باقي کاراموزا بفهمن چي ميگن؟

بعد از کار وقتتو با مدير مي گذروني

معلومه که عصباني ميشن

دال بونگ از همون اول به حرفام گوش ميداد

منم دال بونگ ُ دوست دارم

ولي الان خيلي مريضه دلم مي خواد ازش مراقبت کنم

اگه منم مريض بودم ازم مراقبت مي کردي؟

تو مادر داري

واقعا فکر مي کني اگه مريض بشم از مامانم مي خوام که ازم مراقبت کنه؟

اگه گشته بودم شايد

- اين کارا چيه مي کني؟ - مگه چيکار کردم؟

مگه خودت اين ُ اينجا نذاشته بودي؟

چرا فکر کردي اينارو من اينجا گذاشتم؟

- قبلا بهم هديه داده بودي - اين دفعه کار من نبوده

پس کي گذاشته اشون اينجا؟

کنجکاوي؟ بيا بريم يه چيزي بخوريم

آهاي! واسه چي دست منو مي گيري؟ ولم کن

به شرطي دستت ُ ول مي کنم که باهام عذا بخوري، باشه؟

خيلي خب، مي خورم

حق نداره دستم ُ بگيره

هيچ وقت نديده بودم هائه يون اينجوري مشروب بخوره

- سر چي با هم دعوا کرديد؟ - چيز خاصي نبود

دعواي عشقي بود؟

- به خودت بستگي داره - چرا من

آهاي، شما دوتا

آهاي، شما دوتا کجا داريد ميريد؟

ميريم يه چيزي بخوريم

اگه شايعه بشه که با همديگه هستيد چي؟

ناهاره شام که نيست چيز مهمي نيست

با اين حال اينکه فقط شما دوتا برين مشکوک نيست؟

بياين چهارتايي با هم بريم بخوريم

سه نا، اشکالي نداره؟

واسه من که مهم نيست

ولي من نمي خوام

دوتايي مي تونيم بريم؛ مگه نه جناب مدير؟

حتما. امروز اولين و آخرين باره

تا وقتي که تبليغات آلبوم انفراديت تموم بشه

از بعد اون ديگه حق نداري با يون سه نا غذا بخوري

داريد منو مي پاييد يا يون سه نا رو؟

جفت ـتون ُ

بيا بريم

بفرما، قهوه

جريان اون نگراني عجيبي که نشون ميدادي چي بود؟

آدم حس مي کرد دوتا مرد سر يه دختر دارن با هم مي جنگن

مي دونم زود ميگيري جريان چيه ولي اين بار ُ ناديده بگير

بين تو و يون سه نا خبريه؟

بنظرت بايد بين ما دوتا خبري باشه؟

اينکه تو انقدر جديي از همه چي عجيب تره

...لي هيون ووک، نکنه

من دارم ميرم

خودت که مي دوني نمي توني، مگه نه؟

چرا نتونم؟

خودت دليلش ُ از هر کسي بهتر مي دوني

ممنون تقريبا فراموش کرده بودم

بيا غذا بخوريم ...آشپزيه بي نظير من

کجا رفت؟

خوش اومديد تنها اومديد؟

منم بايد با لي جونگ هو مي يومدم؟

چرا يه آدمي به جووني تو بايد با آدم پيري مثه اين ملاقات کنه؟

اين مغازه رو اون برات دست و پا کرده؟

چرا انقدر خشن صحبت مي کنيد؟

بين من و اون آقا هيچ چيز خاصي نيست

اون آقا؟

فکر مي کني چون برات هديه مي ياره مي توني انقدر خودموني حرف بزني؟

تا کجا ها پيش رفته؟ برات خونه ام خريده؟

يه خورده ام عوض نشدي هنوز هم بي نزاکتي

وقتي يه کارآموز بودي منو ديدي

خيلي بي شرم و حيا شدي اين همه ساله منو مي شناسي

بله، اون موقعي که کارآوز بودم همديگر ُ ديديم

واسه همينم هرزگاهي جناب مدير اينجا يه سري مي زنن

- ---منظورت چيه؟ به چه جراتي - مامان

اين خانم کيه؟

مشتريه واسه چي اومدي تو مغازه؟

براي پز دادن

،اون لباسي که بابا برام خريده بود ُ پوشيدم همه بچه ها حسوديشون شده بود

اين لباسا مارکن

- آهاي، بابات کيه؟ - ! بس کنيد

بابات لي جونگ هو ِ؟

هي سون اومده بود اونجا؟

مي جائه رو ديده

سعي کردم بپيچونمش ولي هنوز نگرانم

خيلي خب يه چند روزي مغازه رو ببند

خانم چرا زنگ زديد؟

فقط مي خاستم ازتون تشکر کنم

...بخاطر اون موقعي که اردو بوديم و وقتي که مست کرده بودم

آه، بله

آقاي کانگ

مي خواي باهام همدست بشي؟

همدست بشم؟

دال بونگ !دال بونگ

چه بامزه. پنجولش ُ

يه خرگوشي

هر وقت در نبود دال بونگ احساس تنهايي کردي به اين عکس نگاه کن

اينم مال وقتيه که هيون ووک دلش مي خواد سه نا رو ببينه

چرا جواب نميده

- کار آلبوم شي وو تموم شده؟ - بله

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left