Barbie Presents: Thumbelina

Barbie Presents: Thumbelina

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Barbie Presents Thumbelina 2009
Un commentaire de azadeh65
Translated by Azadeh

Tags

TS
Publié le: 2011-08-15
Téléchargements: 79
Malentendants: Yes

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

باربي هاي بند انگشتي

اونجا رو ببين

اين خيلي هيجان انگيزه باربي

اينطوره؟

فکر نميکنم راه بهتري براي کمک به محيط اطرافمون به نظرم برسه

بسيار خوب بچه ها... هر کدوم يه درخت برداريد و شروع کنيد

من اينو ميخوام

اُه من اين يکي رو ميخوام

من اينو ميخوام

اين يکي مال منه بيا

تو ميخواي اونو بکاري؟

آره... اشکالي داره؟

اين خيلي کوچيکه...فقط يه نگاه بهش بنداز

فکر ميکنم درخت اِما خيلي قشنگه

ولي اين خيلي کوچيکه

درسته

اما حتي کوچکترين درخت هم ميتونه يک تفاوت بزرگ رو خلق کنه

واقعا؟ ولي چطوري؟

همه بشينيد

ميخوام براتون يه قصه تعريف کنم

قصه اي که در يک همچين جايي شروع شد

در يک دشت زيبا...دشتي پر از گلها و گياهان

اين دشت خيلي از شهر دور نبود

اما شما هيچ وقت اونجا رو نديدين

ولي اگه اونجا رو ببينين فکر ميکنين که

کيلومترها از شهر دور شدين

اما اين حرف به اين معني نيست که دشتِ قصه ي ما خاليه

يا حتي بسته ست

چون اين دشت محل زندگي بند انگشتي ها بود

بنداز اينجا

گرفتمش ! اُه... اينجا...اينجا...اينجا

بندانگشتي ها خيلي کوچولو بودن

بزرگترينشون از کف دستِ يه آدم بزرگتر نبود

اونها در ميان گلها زندگي ميکردن

و رابطه ي خيلي خاصي با طبيعت داشتن

اونا به گياهان کمک ميکردن تا سريعتر رشد کنن

بند انگشتي ها هيچ ارتباطي با آدمها نداشتن

اگه هم يه روزي با انسانها برخورد ميکردن

فوراً مخفي ميشدن

اما يکي از بند انگشتي ها با بقيه فرق داشت و مثل ديگران ترسو نبود

اسم اون دامبلينا بود

و اون از همه ي بند انگشتي ها شجاع تر بود

جنسا...کريسلا

دامبلينا

خيلي خوشحالم که اومدين

شوخي ميکني؟

ما نميخوايم اينو از دست بديم... بخاطر دنيا... بخاطر جهان

بخاطر گلکتيک هيومونگو جيمونسترلي هيوج ايورس

تو واقعاً اينا رو تموم کردي؟

ما واقعا ميتونيم درست و حسابي پرواز کنيم

اگه بند انگشتي براي پرواز کردن ساخته شده بودن

ما بايد با بال متولد ميشديم

جنسا عجله کن

تو واقعاً فکر ميکني ما ميتونيم اونقدر خوب پرواز کنيم که

وقتي بچه بند انگشتي ها دارن از شکوفه ها ميان بيرون ببينيمشون

البته که ميتونيم

اون شکوفه ها فقط 2 روز باقي ميمونن

اُه... ما وقت کافي داريم

زياد حرکت نکن... حرکت باعث ميشه قوي بشي

وقتي قوي بشي بشدت بالا پايين ميپري و اين باعث ميشه سقوط کنيم

و من نميخوام که سقوط کنم

ميتوني تصور کني؟

زمانيکه شکوفه ها دارن باز ميشه ما بالا سرشون پرواز ميکنيم

تا بچه بند انگشتي هاي کوچولوي داخلشون رو ببينيم

بايد خيلي ناز باشن

اين نميتونه خيلي ناز باشه اگه من سقوط کنم

اُه تو نبايد به سمت سقوط بري... تو بايد به سمت پرواز بري

دامبلينا

ها؟

اينا کاملاً کار ميکنن شما هم ميتونين امتحان کنيد

تو چطور ميتوني اينکارا رو انجام بدي؟

اُه پرواز کردنشو نگاه کن

فوق العاده ست... تو اينطور فکر نميکني؟ فوق العادســــــــــــــــــت

ميخوام امتحانش کنم... تو امتحان نميکني؟

اُه بيا امتحانش کنيم

نه ! من اهميتي به حرفات نميدم

و اينجا فقط يه چيز هست و اونم اينه که من مطلقاً اينکارو نميکنم

که از اينجا بپرم پايين

اُه... بيخيال... بيا بپريم... خوش ميگذره

فقط دامبلينا رو ببين برو دامبلينا برو

بال بزن جنسا... بال بزن

دامبلينــــــــا

من نجاتت ميدم جنسا

خب... خب اينجوري خوبه

من... من فکر ميکنم دارم انجامش ميدم دارم انجامش ميــــــــدم

دامبلينـــــــــا کريسلـــــــــــا

اُه دماغم

لهم کردي برو اونور

اوووه ! خيلي جالبه بيا دوباره انجامش بديم

کريسلا منو ببين

من تا ابد بايد اين کرکها رو از رو خودم جدا کنم

نه اينطور نيست فقط خودتو تکون بده

ديدي؟

شرمنده

کريسلا... جنسا اين فوق العاده ست

تو تونستي ! .... پرواز کردي

نه ؛ ما پرواز نکرديم... سقوط کرديم

و من از اين کرکها پوشيده شدم

بنظر ميرسه که اين از لباس ارغوانيت خيلي بهتره

اما من از اين تعجب ميکنم که حساسيتِ بهاري تو دوباره شروع نشد

کريسلا اُه دوباره يادم انداختي

يعني ديگه حالا مطمئنم که ... که

ممنونم

بند انگشتي ها براي پرواز کردن ساخته نشدن دامبلينا

اينکار غيرممکنه

همه چيز ممکنه اگه تو واقعاً باور داشته باشي که ميتوني انجامش بدي

و تو انجامش دادي

درسته... خب... گمان ميکنم که تونستم يه کمي پرواز کنم

لولا

اتفاقي افتاده؟

اون ديگه چيه؟

من ميدونم صداي غار و غور شکمه

يه کسي گشنشه

صدا از توئه لولا؟

نه اين صداي غار و غور شکم لولا نيست

اگه اين صداي غار و عور شکم باشه بايد مال يه آدم غول پيکر باشه

آدمها؟

آدمهــــــــــــــا؟؟؟

ما بايد همين الان به خونه برگرديم اونجا امن تره

اما آدما تقريباً هيچوقت اين طرف نيومدن

بايد بريم چک کنيم ببينيم چه خبره

اما اگه ما رو ببينن چي؟

قانون شماره يک از کتاب قانون بند انگشتي ها ميگه

بند انگشتي ها و آدما نبايد با هم قاطي بشن

کدوم کتاب قانون بند انگشتي ها رو ميگي؟

هموني که خودم نوشتمش

و همه بايد ازش پيروي کنند چون ازمون محافظت ميکنه

و ما نبايد کاراي احمقانه انجام بديم مثل پرواز کردن

و دزدکي نگاه کردن به آدمهايي که صداي غار و غور شکم راه ميندازن

حتي اگر هم اين فکر خوبي باشه ما نبايد....

ها؟ هي... صبر کنين منم بيام

اين براي چيه؟

محکم نگهش دارين

واو

درست همينجا لولا

وااااااو

اينکار خيـــــــــــــلي جالبه

خيلي هم بد نبود

نگاه کنين

وااااااااااااو

ها؟

تو به گربه ات عينک آفتابي زدي؟

اون يه گربه ي خونگي نيست؟

بله ولي اونا عينکهاي ناتالي چنج هستن

اُه اسپرينکلز... فکر نميکنم بخواي با اونا از روي تخت بپري پايين

مامان؟ بابا؟

هووووم؟

گربه ي وايولت يه عينک آفتابي ناتالي چنج داره

و پوفلز نداره

بنظر شما اين بي عدالتيِ بزرگي نيست؟

تو ميتوني براي پوفل هر چقدر عينک آفتابي که ميخواي بگيري عزيزم

اوه ... حشره

تو اين مکان مايرون... بالاي اينجا سمت چپ

بسيار خوب حالا دوباره به من عمليات رو بگو

آدما اينجا چيکار ميکنن؟

به هر دليلي که باشه نميتونه چيز خوبي باشه

بايد بمونيم و ببينيم اونا اون بالا چيکار ميکنن

اُه ضمناً امروز پدر و مادرم برام يه جزيره خريدن

تو يه جزيره داري؟

تقريبا... چه کنيم ديگه بعضيا از اين کارا ميکنن

پدر و مادرم پول دادن که اونجا رو به نامم بزنن

پس اگه يه روز بخوام اونجا رو بگيرم ميتونم

بابا دوباره ميگي اسم اون جزيره چيه؟

جزيره ي وايولت (بنفشه) عزيزدلم

اسم اصليش بابا

اسمشو بيخيال... هرچي هست مال منه

اين عاليه... و خيلي باحاله

بهتره اينو از سرت بيرون کني که توي دنيا آخرين نفري هستي

که توي جزيره ي شخصي قدم ميزنه

هممم... خب تو امروز چيزي گرفتي؟

اُه البته.. و اون يه چيز خيلي اصل و بکره

بابا... من اونو ميخوام

يه لحظه گوشي چي رو عزيزم؟

اون بخشي از گلها که اونجاست ميخوام اونو تو اتاقم داشته باشم

حتما عزيزم مايرون اون گلها رو در سمت چپ ما ميبيني؟

بله... ميخوام که اين گلها رو سالم و دست نخورده

بياري به خونه ي ما توي شهر

کارلا... ريک بياريدش اينور

چشم رئيس

اوووه... ببينين اينا چقدر بزرگن

و اون يکي خيلي زرده شبيه يه گله

آخه کجاي اين چيز به گل شبيه؟

بهت که گفتم... رنگ زردش

فقط يک دايره ي صاف رو از اين بخش جدا کن... دستوره رئيسه

واقعا؟ بنظر احمقانه مياد

هي يادت باشه... ما اينجا کارگريم سوال نميکنيم... فقط کاري که بهمون گفتن رو انجام ميديم

هان؟

تو چيزي شنيدي؟

هممم

منظورت چيزي شبيه به صداي يه عطسه ي خيلي کوچيکه؟

آره

نه

منم نشنيدم

بايد بريم

واااي... اون شونه ي غول پيکر رو نگاه کنين

امنه؟ صدايي نميشنوم

هيـــــــــس صبر کن

شنيدم که يه نفر گفت هيـــــــــس

اون من بودم کريسلا حالا ساکت باش

شايد کسي صداتو بشنوه

Barbie Presents: Thumbelina subtitles in other languages

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left