Les 200 premières lignes.
میلیون ها همشهری رومانی سوسیالیست
اکنون، آن هم در زمانی که سیاستمداران امپریالیست جمع شده اند
تا استقلال و یکپارچگی کشور ما را تهدید نمایند
بهترین پاسخی که ما میتوانیم به این اقدامات بدهیم
همکاری با یکدیگر، همراه با تعهد و از خود گذشتگی است
وظیفه تمامی فرزندان این سرزمین
بدون در نظر گرفتن ملیت...
به لطف و حمایت آقای قدسی منش
- روز بخیر - روز بخیر
- روحیه چطوره؟ - کاملا مثبت
اقدام خصمانه ای؟ یادداشت تنفر انگیزی؟
- نه، اینجا که خبری نیست - خیلی خوب
- اگه خبری شد بهم بگو - باشه
علاقمند به خبرای مربوط به تیمیشوارا هستم
نه، راستش بچه های من رفتار خوبی دارند
- چند نفر باقی موندند؟ - حدودا نصف اونها
بقیه به خونه رفته اند
ظرف دو روز همه باید رفته باشند
بله، می فهمم
بدرود، رفیق
ای گندش بزنن
لعنتی
جلو!
بله رفیق مارچل!
سه چهارتا از آدمای قلچماق و یه کامیون بردار
و برو به خونه ای که قراره توی اورانوس تخریب بشه
هر چی رو که گفتند بذارید توی کامیون
-همین الان؟ -همین الان
و مراقب اینا باش، آخرین چیزی که لازم داریم خراب شدن ایناست!
سلام، روز بخیر
من میخوام به یه شماره زنگ بزنم اما همش اشغال می زنه
6-3-8...7-4-5
ممنونم
سال نویی که هرگز از راه نرسید
چرا صبح به این زودی به ما زنگ زدن؟
کی میدونه چرا!
-سلام - صب بخیر
ادامه بده لطفا
تمامی ملت ، تنها مردی رو دنبال میکند که نماد زنده
عشق به این کشور است
عالیه، سکوت نکن، ادامه بده
و حالا تبریک نهایی
لیلی
فیلم میگیریم
سال نو مبارک
اینم همه برداشت ها!
و اون تو همشون هست
رفیق میخالچا، چرا قبلا به من اطلاع ندادید؟
اون به نظر رفیق قابل اعتمادی میومد جدی بود و دل به کار میداد
این چرت و پرتها رو تمومش کن!
من فقط میتونم از خودم انتقاد کنم رفیق
و وظیفه شما چی؟ کی وظیفه شما رو انجام میده؟
همه مدام از خودشون انتقاد می کنن!
رفیق کارگردان
من روی شعور هنری تو حساب میکنم
که ما رو از این دردسر بیرون بیاری
البته
و این بخش ادای احترام خیلی ضروریه
واقعا اوضاع قاراشمیشه!
خوب اگه...
اون شروع کنه به صحبت
توی رادیوی اروپای آزاد چی؟
اونم درحالیکه یه نمای کلوز آپ ازش داشته باشیم چی؟
من میگم...
ببینیم چیکار میتونیم بکنیم...
اول انجامش بدید
بعد خودتون می بینید خوبه یا نه
فردا شب باید فیلمهای گرفته شده رو برای تایید شدن بفرستم
همه از این موضوع با خبرند؟
کاملا باخبرند رفیق کارگردان
کسی از اینجا بیرون نمیره
تا وقتی که یه راه حل پیدا کنید
یه چیز دیگه...
به طور رسمی اعلام کنید
اون مریض شده
لعنت به تو لیلی! عجب وقتی رو برای رفتن انتخاب کردی!
بعد؟
- آ مینور... د مینور - خیلی خوب
- آخ، گوشم! - صبرکن... خیلی خوب
بزن برامون!
- هی بچه ها! این مهمونی رو تمومش کنید! - اینم از خانم مهمونی بهم زن ما!
خانم، هان؟
بی خیال، نیم ساعت دیگه تمومه
آواز خوندن کافیه، یالا برید دیگه
-بی خیال بابا! - خودت بی خیال!
- تو هم میایی؟ - نه
یکم بیشتر بمون
نرو!
رفتش!
کبریتو رد کن بیاد
چیه؟ انگار عصبی هستی
نه، نیستم
هی!
هان؟
همه چی درست میشه
همه چی رو آماده کردم
اون مرتیکه ساعت یک میاد بیرون خوابگاه
- مثل آب خوردنه - باشه
- به کسی نگو - باشه
- به هیچکس! - باشه!
- چون معلوم نیست چی پیش میاد! - خیلی خوب
یه روغن پوست عالی درست کردم
یکم بهم بده، بعد از حمام استفاده می کنم
دو قطره اش رو توی یک نسبت آب یخ زده بریز
اون رو آوردی پایین؟
نگران نباش، خودش داشت می افتاد!
بزن عقب
-یه چیزی بگو، چی خوندی؟ -از روی چی خوندی؟
یه چیزی بگو که شنیدی
اونم توی کلاس ها
بهش برسونید رفقا
-بیشتر از این برسونیم؟ -آره
بهش برسونید، بهش کمک کنید!
-بیشتر کمکش کنید -بهمون بگو
به ما بگو
همه چیز رو بگو
شش، هفت، هشت، نه به ما بگو، به ما بگو
استامات منتظر ماست
ویدیو رو متوقف کن
همه چیز رو تایپ کن و بذار توی پرونده
- با پدرومادرش صحبت کردی؟ - البته، ولی...
نمیدونم باید بیشتر فشار بیاریم؟ خیلی ترسیده اند
- چیکاره اند - پدره یه فیزیکدان هسته ایه، مادره...
مادرش مهم نیست، بهش فشار بیار سعی کن بکارش بگیری
تو این قضیه به اون احتیاج داریم
باید اینو بفهمی
دینکا، جوونهای استودیو در چه حالی هستند؟
خوبند رفیق کلنل محیط کاری بسیار مثبته
اقدام خصمانه ای؟ یادداشت تنفر انگیزی؟
نه، به هیچ وجه
یادت باشه فقط به یه منبع اطمینان نکنی
یکی از دانشجوها با ما همکاری میکنه
خیلی خوب، ازش بیشتر کار بکش
خوب بلروجا تکلیف نمایش تئاتر نوتارا چی شد؟
آونا تمام اشاره ها به وقایع مرتجعانه در متن اصلی رو حذف کردند
حالا منبعت قابل اعتماد هست؟ نکنه شب افتتاحیه روی صحنه یه چیزایی بلغور کنن؟
هم قابل اعتماده وهم چند بار چک شده
خیلی خوب، چیز دیگه ای نیست
- دینکا، تو بمون - روز خوبی داشته باشید رفیق کلنل
گوش کن
درمورد پسر اون یارو از تلویزیون ملی...
باید بیشتر مراقبش باشیم، معلوم نیست کی به پدرش نیاز خواهیم داشت
اما پدر بقیه رو دربیار! تا درس عبرتی واسه بقیه باشه
باشه رفیق کلنل
روز بخیر
تو فکر می کنی اینجا هتله؟
که هروقت دلت بخواد بیایی و بری؟
من دیگه با موندنت توی اون خوابگاه کثیف موافق نیستم
خدای نکرده ممکنه یه مریضی چیزی بگیری
بیا خونه و با پدرت آشتی کن
- گرسنه ای؟ - نه
- من لباس تمیز دارم؟ - کجا داری میری؟
همن الان بهت گفتم دیگه از اینجا نمیری
اوضاع شوخی بردار نیست تازه با این وضع نا آروم کشور
الان دارم میرم یه جشن تولد بعد برمیگردم
فقط به مهمونی رفتن فکر می کنی
اونم به جای اینکه بیای خونه با ما صحبت کنی تا ببینیم چیکار میشه کرد
برمیگردم، قول میدم
وقتی اونجا رسیدی بهم زنگ بزن
حتما
همینطوری زنگ بزنید، احمقها
انگار اینجا دیوونه خونه است
روز بخیر
صدای زنگ در رو نشنیدی؟
- این پسرا کلی زنگ زدند! - چی گفتی؟
روز بخیر، از کجا شروع کنیم؟
راهرو رو تمیز کنید کیسه ها رو ببرید بیرون، همه جا رو تمیز کنید
خیلی خوب
چرا اون کیسه رو باز کردی؟
سرویس قهوه خوریم کجاست؟
کدوم یکی رو میگی؟
همون که لبه فنجوناش طلائیه
مگه نیاوردنش به آپارتمان؟
من چه میدونم چیکار کردند یا نکردند
اوه راستی برات قهوه هم آوردم
من قهوه خودم رو درست کردم مال تو مزه آب ظرفشویی میده
ولی تو حتی اجازه قهوه خوردن هم نداری
خودم میدونم چی باید بخورم و چی نباید بخورم
- آقای... - جلو
- قهوه می خورید؟ - نمیدونم اجازه دارم یا نه
من میدونم، بیا یه فنجون کوچیک بخور
- همین الان درست کردم - اوه، ممنونم
یالا ، عجله کنید اون یکی اتاق رو خالی کنید
بفرما بنشین
ممنونم
بخاطر فنجون معذرت میخوام
حالا که همه چیز بهم ریخته با فنجون قهوه های دیگه ام جور نیست
- ممنونم - من یه سرویس قهوه خوری سفالی دارم
از اونها که لبه هاش طلاییه، مخصوص مهمونیه
مال زمانیه که مادربزرگم یه بچه بود
- تو همینها هم خوشمزه است - معلومه که هست
پسرم از مغازه خودش برام قهوه میاره
اون یه جورایی
آدم بدردنخوریه
وگرنه اونا زندگی منو داغون نمی کردند
آقای جلو، شما بچه ندارید؟
چرا، یه پسر دارم، ماریوس اون هفت سالشه
خدا حفظش کنه
بیا، اینو بگیر
تا بابانوئل یه چیزی براش بیاره
No comments yet. Be the first to leave one.