Les 200 premières lignes.
تقديم به تمام پارسي زبانان جهان
!ايلومينيشن
زيرنويس از حسين اسماعيلي، امير طهماسبي
!بنگريد !پادشاه کوپاها
دروازهها رو باز کنين يا بميرين
!حمله
اين فقط يه چشمه از خشم ما بود
تسليم ميشين يا نه؟
نميشم
نه
آه
آه
بالاخره پيداش کردم
!و حالا هيچکس نميتونه جلوم رو بگيره
ما برادران ماريو هستيم # و لولهکشيه کارمون
مثل بقيه نيستيم # که فقط اسم در کردن
وقتي که سينک ظرفشوييت گرفته # زود بهمون زنگ بزن
تا برسيم خونهتون سريعتر از ديگران #
وابستهي برادرها ميشين #
!ها - منم، يه ماريو -
و يه لوئيجي
آيا از کلي خرج کردن براي لولهکشي خسته شدين؟
!مامان جون
بهمين خاطر برادران سوپرماريو اينجان
براي نجات يه محلهي بروکلين
و يه محلهي کويينز
.و يه کيف پول شما
ممنون، برادران سوپر ماريو
...فکر کنم تنها چيزي که تخليهش نکردين
حساب بانکيمه
...شرکتهاي لولهکشي گرونقيمت که براشون
فقط يه مشتري هستين رو فراموش کنين
شما براي برادران سوپر ماريو .عضوي از خانوادهاين
وابستهي برادرها ميشين # برادرها، برادرها
واي
محشر بودي - کي؟ من؟ -
شوخيت گرفته؟ تو محشر بودي
خوشحالم که کل پس اندازمون رو صرف اين پيام بازرگاني کرديم
اين که پيام بازرگاني نبود
در حد فيلم سينمايي بود
لهجهمون چي؟ زيادي غليظ نبود؟
غليظ؟ نه بابا، عالي بود
يوهووو
باشه، حرفت رو باور ميکنم
به به به اگه بهشون نگيم بيعرضههاي دلخواه بروکلين
بايد بگيم برادران خنگول ماريو
.آه، چه عالي اسپايک اينجاست
سلام اسپايک
آره، يه منم
!آره
بگين ببينم ...از زماني که از پيشم رفتين و
شرکت مسخرهتون رو راه انداختين حتي يه نفر هم باهاتون تماس گرفته؟
راستش رو بخواي اسپايک بله
واي، واقعاً؟ - آره -
:مامانمون زنگ زد و گفت واي پسرها"
"اين بهترين آگهي بازرگاني بود که ديدم
:و منم گفتم خيلي ممنون مادر"
"خيلي بهش افتخار ميکنيم
!پس آرررره
اميدوارم با وجود اين احمق کار و کاسبي خوبي داشته باشين
اگه دوباره راجع به برادرم اينطور بگي
کاري ميکنم پشيمون بشي
واقعاً؟
اين رو توي مغز نخوديت فرو کن ماريو
شماها مسخرهاين و هميشه همينطور ميمونين
زده به سرت؟ اون سه برابر توئه
بيخيال لوئيجي
ميدوني، تو که نميتوني هميشه بترسي
ممم، تازه کجاش رو ديدي
سلام. برادران سوپرماريو
آها
شير آبتون چکه ميکنه؟ !چه عالي
يعني عالي... عاليه که به ما زنگ زدين
چون همين الان ميتونيم بيايم و درستش کنيم. بسيارخب
!ماريو، يکي باهامون تماس گرفت
!کار و کاسبي برادران سوپر ماريو شروع شد
!يوهوو
واي نه. ديرمون ميشه
نه، نميشه بجنب. بيا بريم
!هي، وايسا
بروکلين # - از اينطرف -
آه
بجنب لو سريعتر
ببخشيد - بفرما -
نميـــــخــــــــــوابيم #
نميخوابيم تا خود بروکلين # - آه، ماريو، چيکار ميکني؟ -
آره #
!هي
!از اونجا بيا پايين
...نبايد بياي
!ببخشيد - !ببرش بالا -
آه... خيلي ببخشيد
!هي، اينجا داريم کار ميکنيم - خيلي شرمنده -
نه #
بجنب لوئيجي يه فشاري به اون پاها بيار
دارم سعي ميکنم دارم سعي ميکنم
زانوهام درد ميکنن
واي
چه مشتري پولداري
شيري که چکه ميکنه طبقهي بالا انتهاي راهروئه
ميتونين تعميرش کنين؟ - خيالتون راحت آقا -
حواستون هست که خرابکاري بار نيارين؟
خانم بهتون اطمينان ميدم که ما خرابکاري بار نمياريم
بلکه درستش ميکنيم
اين فرانسيسه
ازتون خوشش مياد
سلام
ماما، ماما، ماما دوستت داره عزيزم
آچار
اهمم
و يه کار اول تموم شد
!هي
فرانسيس اينجاست
سلام رفيق
ماريو، يه کاري بکن
!مامان جون
آخي
آ... ماريو؟
!اون سگ لعنتي الان فرار ميکنه
نه، نميکنه
هوووف
هي... ماريو؟
آ... کي سگ خوبيه؟
کي پسر خوبيه؟
همم؟
همم
مشکل رو پيدا کرديم
مامان، تو اينها رو درست کردي؟
نونش خوب شده نه؟
چرا تو اينطوري درست نميکني؟
سلام عليک
سلام عليک
آه! همون برادران سوپرماريو که در تلويزيون بودن
بابت بدترين بازيگر هم جايزهي اسکار ميدن؟
!هي - مگه چي گفتم؟ -
...که اينطور
پس همه آگهي بازرگاني رو ديدن؟
ديديمش - و؟ -
اگه من بودم از کار قبليم استعفا نميدادم
اي واي! ولي استعفا داده
خب، من که فکر ميکنم عالي بود
بايد در سينماها نمايشش بدن
اه، قارچ؟
همه عاشق قارچ هستن، مگه نه؟
من قارچ دوست دارم
بدش به من - باشه -
...ماريو، جدي ميگم
چه فکري با خودت کردي که اون آگهي رو بسازي؟
چي؟ قرار بود بامزه باشه
ميشه يکي نون رو بده؟
آره، اما قضيهي لباسهاتون چي بود؟
از کي تا حالا لوله کشها دستکش سفيد ميپوشن؟
درسته، بايد يه نشان تجاري داشته باشي
بايد از بقيه متمايز باشي
به حرفشون گوش نکن
دنيا به داوينچي هم ميخنديد
هممم، فکر نکنم مامان
بابا، نظر تو چيه؟
نظرم اينه که شما ديوونهاين
بخاطر يه روياي احمقانه که يه کار ثابت رو ول نميکنن
و بدترين قسمتش؟
زندگي برادرت رو هم خراب کردي
خب، ممنون بابا
ممنون بابت حمايتتون
مگه چي گفتم؟
ممنون که خبر کانال 4 رو ميبينين
سلام
آ... تو زندگي من رو خراب نکردي
ميدوني چيه؟ اونها اصلاً چي ميدونن؟
فقط موضوع اونا نيست
در کل زندگيمون ...همهش بهمون ميگن
،ما نميتونيم اين کارو کنيم ما نميتونيم اون کار رو کنيم
فقط خسته شدم و حالم بهم ميخوره از اين حس حقارت
امروز يه لوله اصلي آب زيرزميني ترکيد
که باعث از کار افتادن مترو و آب گرفتگي در مرکز بروکلين شد
بهتون قول ميدم که همه چي تحت کنترله
چيزي نمونده که تعميرش تموم بشه
!از سر راه برين کنار
!برين عقب - !يکي کمک کنه -
!يکي بروکلين رو نجات بده
بروکلين رو نجات بده؟
لوئيجي، اين فرصت ماست
تقدير داره صدامون ميکنه
"دستيني دل وچيو" همکلاسي دبيرستان؟
چي؟ نه
فقط بجنب
حجم آب بيشتر از اونه که از کانال سيلاب رد بشه
!بجنب، بايد آب رو پمپ کنيم
اين رو درست کردم
حتي دنبال منشاء آب گرفتگي هم نيستن
بجنب لو
...تو که واقعاً به اين فکر
!ماريو
بايد به اون شير فشارشکن برسيم
!مامان جون
...آ
ميدونستم که نجات بروکلين، فکر اشتباهيه
بجنب
واي
اينجا ديگه کجاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.