Les 200 premières lignes.
« جهندهها »
- سلام، آقا لاکپشت - مُرده؟ بهش دست بزنید
- خونهات چرا رو کولِتـه؟ - خیلیخب، بچهها. زنگ خورد
هیس
من میبلام. اومدم از اینجا ببرمت
« کلاس ما جای بهتریـه، به خاطر تو »
هی، دخترجون
توی کیفت چیـه؟
چی؟ هی! هی، وایسا ببینم!
مگه با تو نیستم؟!
میبل، داری چیکار میکنی؟
- همون میبل معروفـه؟ - آره
کیفش تکون میخوره!
باز دوباره شروع کرده!
میبل، بدش به من
- میبل، عزیزم… - بیا اینجا
- بیا اینجا، دخترخانم - بدش من
- آروم، آروم، فقط کیف رو بده به ما. وایسا - میبل
- بندازش! - بگیریدش!
وایِ من، چه فِرزه
وایسا، دخترخانم
- میبل! چه فکری با خودت میکردی؟ - اینجا قانون داره
شامل همه هم میشه، حتی شما
تو عضوی از یک کلاس بزرگی…
این کارها رو باید بذاری کنار
نمیشه که هر کی هر کاری خواست بکنه…
میدونم عاشق حیوونهایی، میبل
ولی آخه طرف رو گاز گرفتی
زشتـه بقیه رو گاز میگیری
من نباید این رو بهت بگم
مامان، من باید برگردم سر کار
میشه چند ساعت پیشت باشه؟ ممنونم
این دفعه چه آتیشی سوزوندی؟
میبینی قانونشکنها چقدر تنهان؟
خیلیخب، چارهی دیگهای برام نذاشتی
بیا بریم
۱۲ سالم که بود، با مشت زدم توی صورتِ سوزی پرکینز
قبلاً زود از کوره در میرفتم، ولی دیگه نه
رازم رو بهت بگم؟
فقط باید خیلی بیحرکت باشی و نگاه کنی و گوش بدی
بهتر شدی؟
این جادوی طبیعتـه
،وقتی میفهمی یه تیکه از یه پازل بزرگتری
دیگه اعصابخردیهای کوچیک به چشمت نمیاد
مادربزرگ، میشه هر روز بیام اینجا؟
هر موقع خواستی بیا
میشه پاتوق دوتاییمون
من و تو
وای
« زیستگاه سگهای آبی »
هر اتفاقی هم که بیفته،
این بیشهزار همیشه مال خودتـه
« زمان حال »
« کمربندی بیورتون - به زودی! »
باید برم، مادربزرگ
کنترل امنیتی
تأییده
وایسید ببینم! هی! وایسید!
آمادهایم برای انفجار؟
ضامن آزاده. محافظ گوش فراموش نشه
- تجهیزات امنیتی تکمیلـه؟ - تکمیلـه
بسیارخب، بریم برای انفجار. پنج…
- نه! - چهار
- سه، دو، یک… - نه! وایسید! نه!
هر کاری میکنید، دست نگه دارید!
برنامه مُنتفیـه. هی، بذارش کنار.
هی، از روی سدِ سگهای آبی بیا کنار. پُر از دینامیتـه.
- پس، بیاید درشون بیارید - نمیشه
باشه، خودم درمیارم پس
نه، نه، نه! نکن!
همگی آروم باشید. بسپاریدش به من
میبل
- شهردار جری - دستت چطوره؟
بیا جلو تا بفهمی
- کِی قراره از خواب غفلت بیدار شی، جری؟ - چرا دست از سرمون برنمیداری؟
- خونِ این زبونبستهها میفته گردنت - ما کُلی کار داریم، باید بزرگراه رو بسازیم
محل تردد نیازه برای وسایل نقلیه، ملت باید برن سر کارشون
میبل، بسـه دیگه
هر چی باهات بحث کردم
مگه چند دفعه باهام بحث کردی؟!
- مردم بزرگراه میخوان - این بزرگراه لکهی ننگـه (از بیشهزار محافظت کنید)
- امروز روزِ منـه، نه جنابعالی - با طبیعت چه مشکلی داری، جری؟
- مادرم اینجا زندگی میکنه - شبها از عذاب وجدان، خوابت نمیبره؟
جدی میگم، جری. این کارت غیرقانونیـه
چجوری میتونی یه برکه پُر از حیوون رو منفجر کنی؟
چون هیچ حیوونی وجود نداره
فقط کافیـه
یه لحظه بیحرکت باشی و نگاه کنی و گوش بدی
نه، تو نمیفهمی…
یه لحظه دندون رو جیگر بذار، جری
سلام، عزیزم. احتمالاً امشب دیر میام خونه
وایسا ببینم، پس حیوونها کوشن؟
من همین چند روز پیش اینجا بودم
- ما وقت برای این کارها نداریم، بچهجون - من ۱۹ سالمـه
حالا هر چی. برو کنار ببینم
از جام تکون نمیخورم و
تو هم هیچ کاری ازت بر نمیاد…
- وایسید! - شرمنده، بچهجون
وایسید. ولم کنید
هیچکس بزرگراه مسخرهی تو رو نمیخواد
اتفاقاً همه بزرگراه مسخرهام رو میخوان
واسه همینـه که دوباره رأی میارم
جری، خونهشون رو ازشون نگیر
ببین، یه کاری بکن:
برو یه کارزار راه بنداز، چندتا امضا جمع کن،
بعد من به حرفت گوش میدم
تا بتنریزی، ۴۸ ساعت وقت داری. از همین الان هم…
سلام، بنده میبل تناکا هستم
فقط دو دقیقه بهم وقت بدید، کافیـه
فقط یک دقیقه بهم وقت بدید، کافیـه
کلاً ۱۲ ثانیه طول میکِشه، خودم وقت گرفتم
اینجا رو امضا کنید تا یه تیکهی بکر و قشنگ از طبیعت رو نجات بدیم؛
جایی که ظاهراً فقط دل من براش میسوزه و
دقیقاً هم به خاطر همینـه که الان در رو میبندید و من…
از خدمات پرستاری سالمندان اومدی؟
اون بیشهزار خیلی خاصـه. میدونید چی میگم؟
قورباغه داره، ماهی، یه خانواده از اردکهای گوگولی،
کُلی جوجهاردک و باز هم جوجهاردک
راستش، من توی همون بیشهزار قد کشیدم
چه شلوارهای راحتی
اونجا دقیقاً همون جای دنجیـه که میشه به آرامش رسید، استراحت کرد و
با مشکل فوران خشم کنار اومد. متوجهید؟
همه مشکل کنترل خشم دارن. درست نمیگم؟
شاید برای خیلیها، صرفاً یه تیکه زمین خالی باشه
منتها خونهی اون حیوونهاست
خب، نظرتون چیـه؟
آم…
جان؟
داشتم میگفتم… ممنون بابت امروز
ازت خوشم میاد. جوون پُرانرژیای هستی.
بده
ممنونم!
ایول!
« کارزارِ نجاتِ بیشهزار » « شیر - تخممرغ - نون »
کمربندیِ بیوِرتون بزرگترین
دستاوردِ من در مقام شهردار خواهد بود
بالاخره، بیورتون رو به خودش وصل میکنیم
بنده تقریباً به همون اندازه که بیورتون رو دوست دارم، عاشق حیوانات هم هستم
ما خیلی مراقب بودیم که مسیرِ این کمربندی،
دقیقاً از زمینهایی عبور کنه که اصلاً پناهگاه حیات وحش نیست
به همین دلیلـه که ایالت مجوز ساخت بهمون داد
ما چندین و چند مرحله مذاکره و…
…فقط هم از زمینهایی بوده که سکونتگاه هیچ حیات وحشی نبوده
به همین دلیلـه که ایالت مجوز ساخت بهمون داد
« دانشگاه بیورتون »
دُکی! به کمکتون احتیاج دارم
کسی دُکی صدام نمیکنه
راست میگید. درستـه. دکتر سَم
میدونم که جری مجوز گرفته اون بیشهزار رو تخریب کنه
منتها یه جای کار میلنگه
میبل، من وسط کلاسم ها
چطوری، میبل؟
همون کلاسی که مثلاً دانشجوشی
مِنهای غیبتهای مکررت
ببین، من شور و اشتیاقت رو درک میکنم جداً
ولی داری این واحد رو میفتی، خودت رو هم نابود میکنی
گیر دادی به بیشهزار و داری زندگیت رو تباه میکنی
ولی دکتر سَم، وقتمون داره تموم میشه
عزیزم، تو که قرار نیست تا آخر عمرت توی دانشگاه بمونی
باید به فکر آیندهی خودت باشی
خب، پس آیندهی اون بیشهزار چی میشه؟
شهردار طوری رفتار میکنه که انگار حیوونها از اونجا رفتن
- ولی من که باور نمیکنم - میبل، حق با شهرداره
چی؟
حیوونها دیگه رفتن
از وقتی که سگهای آبی از اونجا رفتن، بقیه هم رفتن
یعنی چی آخه؟
میدونم از وقتی مادربزرگت به رحمت خدا رفته،
چقدر برات سخت میگذره
ولی، میبل، تو نمیتونی اون بیشهزار رو نجات بدی
فقط از یه سگ آبی برمیاد
صبر کنید، چی؟ یه سگ آبی میتونه اونجا رو نجات بده؟
خب، معلومـه که آره. سگ آبی یه گونهی اصلی و کلیدیـه.
یه دونهشون کافیـه تا جلوی جریان آب سد بزنه و ازش نگهداری کنه،
اونوقت خیلی زود یه برکه به وجود میاد…
یه برکه پُر از حیوونهای مختلف! راست میگید!
پس، پس، پس، اگه من بتونم یه سگ آبی رو برگردونم به بیشهزار،
- مابقی حیوونها هم برمیگردن… - خب، احتمالش هست
اونوقت دیگه جری نمیتونه اونجا ساخت و ساز راه بندازه
یه سگ آبی میتونه بیشهزار رو نجات بده!
روی کاغذ، بله
- البته حواست باشه که احتمالش خیلی کَـ… - ممنون، دکترجون!
باید برم دنبال یه سگ آبی
اینجا بیورتونـه دیگه. مگه پیدا کردنش چقدر سختـه؟
یه سگ آبی. باید برم دنبالش
« موسیقی آرامبخش »
میبل، مطمئنی میخوای این کار رو بکنی؟
عزیزم، اگه با ما بیای،
فرصتهای بیشتری در انتظارتـه
مامان، دلم نمیخواد برم اون سرِ دنیا
مادربزرگ بهم نیاز داره
نخیر
« تناکا » « بیمارستان بیورتون »
مراقب اینجا باش، خب؟
بیفایدهست
شد؟ شد!
نه، نه، نه، نه. وایسا، وایسا، نرو!
نه، نه، نه، نه. برگرد
نه
نه، نه، نه
No comments yet. Be the first to leave one.