Hoppers

Hoppers

Télécharger le sous-titre en Farsi/persian

Informations sur la version

Hoppers 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Un commentaire de Samurai_EP
A commentary by MichaelJon1 █⫸ علی محمدخانی و نهـال ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

webdl
full_subtitles
Publié le: 2026-06-27
Téléchargements: 33
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi/persian

Les 200 premières lignes.

‫« جهنده‌ها »

‫- سلام، آقا لاک‌پشت ‫- مُرده؟ ‫بهش دست بزنید

‫- خونه‌ات چرا رو کولِتـه؟ ‫- خیلی‌خب، بچه‌ها. زنگ خورد

‫هیس

‫من میبل‌ام. اومدم از اینجا ببرمت

‫« کلاس ما جای بهتریـه، به خاطر تو »

‫هی، دخترجون

‫توی کیفت چیـه؟

‫چی؟ هی! ‫هی، وایسا ببینم!

‫مگه با تو نیستم؟!

‫میبل، داری چیکار می‌کنی؟

‫- همون میبل معروفـه؟ ‫- آره

‫کیفش تکون می‌خوره!

‫باز دوباره شروع کرده!

‫میبل، بدش به من

‫- میبل، عزیزم… ‫- بیا اینجا

‫- بیا اینجا، دخترخانم ‫- بدش من

‫- آروم، آروم، فقط کیف رو بده به ما. وایسا ‫- میبل

‫- بندازش! ‫- بگیریدش!

‫وایِ من، چه فِرزه

‫وایسا، دخترخانم

‫- میبل! چه فکری با خودت می‌کردی؟ ‫- اینجا قانون داره

‫شامل همه هم میشه، حتی شما

‫تو عضوی از یک کلاس بزرگی…

‫این کارها رو باید بذاری کنار

‫نمیشه که هر کی هر کاری خواست بکنه…

‫می‌دونم عاشق حیوون‌هایی، میبل

‫ولی آخه طرف رو گاز گرفتی

‫زشتـه بقیه رو گاز می‌گیری

‫من نباید این رو بهت بگم

‫مامان، من باید برگردم سر کار

‫میشه چند ساعت پیشت باشه؟ ممنونم

‫این دفعه چه آتیشی سوزوندی؟

‫می‌بینی قانون‌شکن‌ها چقدر تنهان؟

‫خیلی‌خب، چاره‌ی دیگه‌ای برام نذاشتی

‫بیا بریم

‫۱۲‏ سالم که بود، ‫با مشت زدم توی صورتِ سوزی پرکینز

‫قبلاً زود از کوره در می‌رفتم، ولی دیگه نه

‫رازم رو بهت بگم؟

‫فقط باید خیلی بی‌حرکت باشی و ‫نگاه کنی و گوش بدی

‫بهتر شدی؟

‫این جادوی طبیعتـه

،وقتی می‌فهمی یه تیکه از یه پازل بزرگ‌تری

دیگه اعصاب‌خردی‌های کوچیک به چشمت نمیاد

‫مادربزرگ، میشه هر روز بیام اینجا؟

‫هر موقع خواستی بیا

‫میشه پاتوق دوتایی‌مون

‫من و تو

‫وای

‫« زیستگاه سگ‌های آبی »

‫هر اتفاقی هم که بیفته،

‫این بیشه‌زار همیشه مال خودتـه

‫« زمان حال »

‫« کمربندی بیورتون - به زودی! »

‫باید برم، مادر‌بزرگ

‫کنترل امنیتی

‫تأییده

‫وایسید ببینم! هی! وایسید!

‫آماده‌ایم برای انفجار؟

‫ضامن آزاده. محافظ گوش فراموش نشه

‫- تجهیزات امنیتی تکمیلـه؟ ‫- تکمیلـه

‫بسیارخب، بریم برای انفجار. ‫پنج…

‫- نه! ‫- چهار

‫- سه، دو، یک… ‫- نه! وایسید! نه!

‫هر کاری می‌کنید، دست نگه دارید!

‫برنامه مُنتفیـه. ‫هی، بذارش کنار.

‫هی، از روی سدِ سگ‌های آبی بیا کنار. ‫پُر از دینامیتـه.

‫- پس، بیاید درشون بیارید ‫- نمیشه

‫باشه، خودم درمیارم پس

‫نه، نه، نه! نکن!

‫همگی آروم باشید. بسپاریدش به من

‫میبل

‫- شهردار جری ‫- دستت چطوره؟

‫بیا جلو تا بفهمی

‫- کِی قراره از خواب غفلت بیدار شی، جری؟ ‫- چرا دست از سرمون برنمی‌داری؟

‫- خونِ این زبون‌بسته‌ها میفته گردنت ‫- ما کُلی کار داریم، باید بزرگراه رو بسازیم

‫محل تردد نیازه برای وسایل نقلیه، ‫ملت باید برن سر کارشون

‫میبل، بسـه دیگه

‫هر چی باهات بحث کردم

‫مگه چند دفعه باهام بحث کردی؟!

‫- مردم بزرگراه می‌خوان ‫- این بزرگراه لکه‌ی ننگـه ‫(از بیشه‌زار محافظت کنید)

‫- امروز روزِ منـه، نه جنابعالی ‫- با طبیعت چه مشکلی داری، جری؟

‫- مادرم اینجا زندگی می‌کنه ‫- شب‌ها از ‫عذاب وجدان، خوابت نمی‌بره؟

‫جدی میگم، جری. این کارت غیرقانونیـه

چجوری می‌تونی یه برکه پُر از حیوون رو منفجر کنی؟

‫چون هیچ حیوونی وجود نداره

‫فقط کافیـه

‫یه لحظه بی‌حرکت باشی و ‫نگاه کنی و گوش بدی

‫نه، تو نمی‌فهمی…

‫یه لحظه دندون رو جیگر بذار، جری

‫سلام، عزیزم. احتمالاً امشب دیر میام خونه

‫وایسا ببینم، پس حیوون‌ها کوشن؟

‫من همین چند روز پیش اینجا بودم

‫- ما وقت برای این کارها نداریم، بچه‌جون ‫- من ۱۹ سالمـه

‫حالا هر چی. برو کنار ببینم

‫از جام تکون نمی‌خورم و

‫تو هم هیچ کاری ازت بر نمیاد…

‫- وایسید! ‫- شرمنده، بچه‌جون

‫وایسید. ولم کنید

‫هیچکس بزرگراه مسخره‌ی تو رو نمی‌خواد

‫اتفاقاً همه بزرگراه مسخره‌ام رو می‌خوان

‫واسه همینـه که دوباره رأی میارم

‫جری، خونه‌شون رو ازشون نگیر

‫ببین، یه کاری بکن:

‫برو یه کارزار راه بنداز، ‫چندتا امضا جمع کن،

‫بعد من به حرفت گوش میدم

‫تا بتن‌ریزی، ۴۸‏ ساعت وقت داری. ‫از همین الان هم…

‫سلام، بنده میبل تناکا هستم

‫فقط دو دقیقه بهم وقت بدید، کافیـه

‫فقط یک دقیقه بهم وقت بدید، کافیـه

‫کلاً ۱۲ ثانیه طول می‌کِشه، خودم وقت گرفتم

‫اینجا رو امضا کنید تا یه تیکه‌ی بکر و ‫قشنگ از طبیعت رو نجات بدیم؛

‫جایی که ظاهراً فقط دل من براش می‌سوزه و

‫دقیقاً هم به خاطر همینـه که ‫الان در رو می‌بندید و من…

‫از خدمات پرستاری سالمندان اومدی؟

‫اون بیشه‌زار خیلی خاصـه. می‌دونید چی میگم؟

‫قورباغه داره، ماهی، ‫یه خانواده از اردک‌های گوگولی،

‫کُلی جوجه‌اردک و باز هم جوجه‌اردک

‫راستش، من توی همون بیشه‌زار قد کشیدم

‫چه شلوارهای راحتی

‫اونجا دقیقاً همون جای دنجیـه که ‫میشه به آرامش رسید، استراحت کرد و

‫با مشکل فوران خشم کنار اومد. متوجهید؟

‫همه مشکل کنترل خشم دارن. درست نمیگم؟

‫شاید برای خیلی‌ها، ‫صرفاً یه تیکه زمین خالی باشه

‫منتها خونه‌ی اون حیوون‌هاست

‫خب، نظرتون چیـه؟

‫آم…

‫جان؟

‫داشتم می‌گفتم… ممنون بابت امروز

‫ازت خوشم میاد. ‫جوون پُرانرژی‌ای هستی.

‫بده

‫ممنونم!

‫ایول!

‫« کارزارِ نجاتِ بیشه‌زار » ‫« شیر - تخم‌مرغ - نون »

‫کمربندیِ بیوِرتون بزرگ‌ترین

‫دستاوردِ من در مقام شهردار خواهد بود

‫بالاخره، بیورتون رو به خودش وصل می‌کنیم

‫بنده تقریباً به همون اندازه که بیورتون رو ‫دوست دارم، عاشق حیوانات هم هستم

‫ما خیلی مراقب بودیم که ‫مسیرِ این کمربندی،

‫دقیقاً از زمین‌هایی عبور کنه که ‫اصلاً پناهگاه حیات ‌وحش نیست

‫به همین دلیلـه که ایالت ‫مجوز ساخت بهمون داد

‫ما چندین و چند مرحله مذاکره و…

‫…فقط هم از زمین‌هایی بوده که ‫سکونتگاه هیچ حیات وحشی نبوده

‫به همین دلیلـه که ایالت ‫مجوز ساخت بهمون داد

‫« دانشگاه بیورتون »

‫دُکی! به کمک‌تون احتیاج دارم

‫کسی دُکی صدام نمی‌کنه

‫راست می‌گید. درستـه. دکتر سَم

‫می‌دونم که جری مجوز گرفته ‫اون بیشه‌زار رو تخریب کنه

‫منتها یه جای کار می‌لنگه

‫میبل، من وسط کلاسم ها

‫چطوری، میبل؟

‫همون کلاسی که مثلاً دانشجوشی

‫مِنهای غیبت‌های مکررت

‫ببین، من شور و اشتیاقت رو درک می‌کنم جداً

‫ولی داری این واحد رو میفتی، ‫خودت رو هم نابود می‌کنی

‫گیر دادی به بیشه‌زار و ‫داری زندگیت رو تباه می‌کنی

‫ولی دکتر سَم، وقت‌مون داره تموم میشه

‫عزیزم، تو که قرار نیست ‫تا آخر عمرت توی دانشگاه بمونی

‫باید به فکر آینده‌ی خودت باشی

‫خب، پس آینده‌ی اون بیشه‌زار چی میشه؟

‫شهردار طوری رفتار می‌کنه که ‫انگار حیوون‌ها از اونجا رفتن

‫- ولی من که باور نمی‌کنم ‫- میبل، حق با شهرداره

چی؟

‫حیوون‌ها دیگه رفتن

‫از وقتی که سگ‌های آبی از اونجا رفتن، ‫بقیه هم رفتن

‫یعنی چی آخه؟

‫می‌دونم از وقتی مادربزرگت به رحمت خدا رفته،

‫چقدر برات سخت می‌گذره

‫ولی، میبل، تو نمی‌تونی اون بیشه‌زار رو نجات بدی

‫فقط از یه سگ آبی برمیاد

‫صبر کنید، چی؟ ‫یه سگ آبی می‌تونه اونجا رو نجات بده؟

‫خب، معلومـه که آره. ‫سگ آبی یه گونه‌ی اصلی و کلیدیـه.

‫یه دونه‌شون کافیـه تا جلوی ‫جریان آب سد بزنه و ازش نگهداری کنه،

‫اونوقت خیلی زود یه برکه به وجود میاد…

‫یه برکه پُر از حیوون‌های مختلف! ‫راست می‌گید!

‫پس، پس، پس، اگه من بتونم ‫یه سگ آبی رو برگردونم به بیشه‌زار،

‫- مابقی حیوون‌ها هم برمی‌گردن… ‫- خب، احتمالش هست

‫اونوقت دیگه جری نمی‌تونه ‫اونجا ساخت و ساز راه بندازه

‫یه سگ آبی می‌تونه بیشه‌زار رو نجات بده!

‫روی کاغذ، بله

‫- البته حواست باشه که احتمالش خیلی کَـ… ‫- ممنون، دکترجون!

‫باید برم دنبال یه سگ آبی

‫اینجا بیورتونـه دیگه. ‫مگه پیدا کردنش چقدر سختـه؟

‫یه سگ آبی. باید برم دنبالش

‫« موسیقی آرام‌بخش »

‫میبل، مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟

‫عزیزم، اگه با ما بیای،

‫فرصت‌های بیشتری در انتظارتـه

‫مامان، دلم نمی‌خواد برم اون سرِ دنیا

‫مادربزرگ بهم نیاز داره

‫نخیر

‫« تناکا » ‫« بیمارستان بیورتون »

‫مراقب اینجا باش، خب؟

‫بی‌فایده‌ست

‫شد؟ شد!

‫نه، نه، نه، نه. ‫وایسا، وایسا، نرو!

‫نه، نه، نه، نه. برگرد

‫نه

‫نه، نه، نه

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left