Les 200 premières lignes.
آنچه در "جابجايي در تولد" گذشت...
اعتراضت هيئت مديره مدرسه رو مجبور کرد
تا درمورد بستن "کارلتون" تجديد نظر کنن باورم نميشه
اما با يه سري تغييرات
پنجاه درصد دانش اموزان شنوا؟
ما همگي به ياد داريم ،که مطمئن باشي
احساسي که داريم هرگز عوض نميشه
ما قراره که براي 6 ماه به انجمن هايي توي "پرو" کمک کنيم
شما "باربارا سالز" هستيد؟
دِلا پورتا رستورانِ شماست،درسته؟
من و تو ميتونيم رقيباي هم باشيم مگر اين که تو يه تيم باشيم
اين پول توئه،کسب و کارِ توئه اين پول ماست
اونها مالِ من نيستند چطور تونستي با يکي ديگه بخوابي؟
بِي و من تابستون رو داشتيم
سکس چيز خيلي مهميه و نميتوني با يکي ديگه سکس داشته باشي
چون داري خارج از کشور فرستاده ميشي
تو اين کارو نکردي نميتوني بهش بگي
سياست ميتونه شغل و کار کثيفي باشه
يعني،مردم در اخر سر کاري ميکنن که ميتونه زندگيشون رو خراب کنه
تو واقعا فکر کردي که ميتوني از باج گرفتن از يه سناتور قسر در بري؟
چقدر اوضاع وخيمه؟ بفرستش
اون براي تهديد کردن از يه موبايل استفاده کرده
اين کار يه جرمه، ميتونه کار به زندان بکشه
من هرگز اينجوريشو نديده بودم،نه از طرف تو
تو حقته که اينجا باشي
وقت بيدار شدنه
حالت خوبه؟ اره
اولين روزِ سال اخر مدرسه
همچنين اولين روزِ کار تو خدمات اجتماعي
نگراني؟
درواقع از اين بابت خوشحالم که اينجاست
براي يه شروع تازه اماده اي،هان؟
هي،هيجان زده نيستي؟
قراره يه عالمه بچه هاي جديد به "کارلتون" بيان
شايد چندتا دوست جديد پيدا کني
اره چون هميشه بچه هاي ناشنوا به بچه هاي شنوا خوشامد گويي گرم ميگن
صبح بخير،گرسنته؟ يکم
من کيک ميخوام بفرما
جان زود باش،وقت عکس گرفتنه
اومدم اومدم
صبح بخير سلام
تو فکر بودم که بعداَ برم يکم بدو ام اگه ميخواي تو هم بياي
قبل يا بعد از کاري که بايد بري انجامش بديه؟
خيله خب با همديگه بچه ها اينم تابلو
دو تايي اولين باريه که من نيستم
و اخريش براي هممون
اوه بريم،اماده؟
بفرماييد اه
هي بچه ها اينم تموم شد
چرا نميري به همون يخچال خودت بچسبي،اقايِ متاهل؟
باشه،اينم بهونم براي رفتن
تا چند دقيقه ديگه با نيکي يه قرارِ تلفني دارم
بي با "تاي" حرف زدي؟چيکارا ميکنه؟
اوه خيلي خوبه براي يه اموزش محلي مخفيانه رفته
اما کارش خوبه،خيلي متمرکز
بايد بريم
مم منم
براي کيک ممنون
تا بعد خداحافظ
باورم نميشه به اين زودي دارن ميرن
عزيزم،بيخيال،اونها ديگه بزرگ شدن
اره،خب به محض اينکه دخترا برن دانشگاه
رجينا هم ميره پيش انجلو
و "ادريانا" هم برميگرده پورتوريکو
و کل خانواده از هم جدا ميشن پوف
بيخيال دنيا هم ميشه صدفِ ما
اينطور نيست که ديگه هرگز نميبينيشون
عزيزم،مثل بچه ها شدي
شب ميبينمت
هي ،حالت چطوره؟
ببين ،من اونشب نبايد ميومدم اونجا،متاسفم
چرا؟من که مشکلي نداشتم؟
من نميتونم هي مُدام بيام پيش تو و بابت پسرهاي ديگه گريه کنم
اصلا جالب نيست
اينجوري نيست
به دفني درباره اتفاقي که بين من و تاي افتاد گفتي؟
چون من واقعا ميخوام که اين قضيه
من به هيچکي نگفتم
دفني و رجينا دوستاي اونن
و فکر نکنم که بياد ازم تشکر کنه که
به همه دنيا درباره زندگي جنسيش و رابطش گفتم
نگفتم
باشه ميدوني چيه؟ بي
سال ديگه قراره برم به مدرسه هنر تو نيويورک
و از اينجا ميليون ها مايل دورتره
بهتره ما هم بجنبيم واسه وارد شدن يه صفِ درازهِ
صف؟چه مدل صفي؟
امنيتي
چرا بايد بگردنمون؟
چون واضحاً
اونها يه چي ميدونن که ما نميدونيم
> .:. تقديم ميکند A3S .:. قسمت اول از فصل سوم
خواهشا همگي ما امروز خيلي کار داريم
پس بشينيد سر جاهاتون خواهشا
ميخوام برنامه رو براتون بگم
.
ميخوام درباره انتظاراتم از شماها تو کلاس حرف بزنم
ميشه خواهشا همگي حرف زدنُ تمومش کنيد و بزاريد کلاس رو شروع کنه؟
ببخشيد،دارم صحبت ميکنم
اره متاسفم که تماست قطع شد
پس تو هم هستي؟،من که فکر نکنم
همگي خواهشا اروم باشن،خانوم
شري،ميتوني اينطوري صدام کني
خانوم شري
مرسي
حالا دوست دارم که صبح رو با خوندن با صداي بلند از
اولين کتابمون يعني"انتظارات بزرگ" شروع کنم
فقط وادارم نکن به خوندنش گوش بدم
چرا که نه شري؟ اون احتمالا از تو بهتر ميخونه
اينو بخون
خانوما تمومش کنيد
خيله خب،تمومش کنين،ببخشيد
تمومش کن
تمومش کن
بريد دفتر،هر دوتون،همين الان
بشينيد،همگي بشينيد
بشينيد
اين بي احترامي به هنر رو ميرسونه
اگه که يه ميمون ميتونه درس بده اقاي البرت که يه ميمون نيست
نه اما اون معلم ارکسترِ
اون عملا ازمون ميخواد با برگه ارتباط برقرار کنيم
اين فقط مسأله داشتن يه منبعه
من دوست پسر ندارم به هيچ باشگاهي تعلق ندارم
تنها چيزي که من به دنبالش اومدم
و برگشتم اينجا هنر بود
در اين باره شنيدم
يه نقشه اي دارم
"ارشد لغزش مجوزهاي انتخابي"
سال اخري ها ميتونن براي اعتبار يه انتخاب تو دانشگاهاي اطراف بکنن
يه کلاس هنر هم هست
مرسي مرسي
مرسي
براي کار ديرم ميشه
نميتونم باور کنم داري مجبورم ميکني يه سال تموم وايسم
نه براي سکس،براي با هم زندگي کردن
اما من تنهام
چي...اون چيه؟
ليو و ويکتورن
-بهتره جمعش کني بمون
ميخوام با "اَبي" چت تصويري کنم
ازت ميخوام که اونو بشناسيش نميتونم
اون دخترِ توئه و منم بايد برم
برو
ممنون که تو اين وقت کوتاه منو ملاقات ميکنيد
شوهرم به روانپزشکي باور نداره
منم بهش نگفتم که ميام
خب چي شده؟
خب،پسر 19 سالَمون
برخلاف خواست ما ازدواج کرد
دخترهامون هم تا چند ماه ديگه ميرن کالج
و شوهرمم به خاطر همکاراش داغونه
به خاطر چيزي که اون هيچ ربطي بهش نداشته
خودت چي؟ من؟
منم عوض شدم
اما از وقتي که درباره جابجايي فهميدم
فقط يه چيز پس از ديگري بود
و همه وقت درگيرم
با قضيه ي شوهرم وبچه هام
اما درباره هيچي احساس هيجان ندارم
بعضي اوقات احساس ميکنم
نميدونم چطوري توضيح بدمش
افسار زده شده؟
انگار که دارم خودمو ميبينم که شناورم و ميرم همم
ميخوام با 50 ميلي گرم در روز شروع کنم
شش هفته ديگه باهام تماس بگير
پس فقط همين؟
فقط اينارو تهيه کنم حالم بهتر ميشه؟
شايد،خيلي چيزا شيميايي اند
باشه ،خوب
به نظر اسونه
ما هرگز نبايد ميزاشتيم اينجوري نصف شنوا ،نصف ناشنوا بشه
شماها فراموش کردين؟ ما خوش شانسيم که درکل اينجاييم
ما فقط بايد يکم تلاش کنيم
سلام
من فقط ميخواستم بگم بيا صلح
مطمئنم برات يکم عجيبه تو يه مدرسه با يه عالمه بچه ي ناشنوا باشي
اما ما هم مثل بقيه ايم
تو فقط بايد تو رومون و با صراحت حرف بزني
و ما بيشترمون خوشحاليم
که شماها اينجايين چون يه مدتي بود که
به نظر ميومد ميخوايم تقسيم بندي بشيم
و به مدرسه هاي مختلف فرستاده بشيم
بعد من و يه سري بچه هاي ديگه
يه اعتراضي رو برنامه ريزي کرديم
و درهرحال هيئت مديره تصميم گرفت که کارلتون رو نبنده
و يه سري بچه هاي شنوا رو بفرستن اينجا
و ديگه و که چي،چيزي که سعي داري بهم بگي اينه که
شش صبح از خواب بيدار شم
چهل و پنج دقيقه اي سوار اتوبوس بشم
از دوستام جدا بشم
چون مدرسه ي من بسته شد فقط به خاطر تو؟
الان ديگه ميدونم بايد ممنون کي باشم که عين کنه چسبيده به يه مدرسه پر از زبون بسته و لال
ما لال نيستيم،ناشنواييم
تو رو نميگم
منظورم ماييم
نميفهمم
اينجا يه زباله دونيه واسه ادم هاي گند و بازنده
که هيچ يک از مدارس ديگه نميخواد
به اعتراضت تبريک ميگم
کارت خوب بود
No comments yet. Be the first to leave one.