NCIS

NCIS

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 23

Informations sur la version

NCIS S23E04 Gone Girls 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 23 قسمت 4 NCIS: Naval Criminal Investigative Service 2003 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Publié le: 2025-11-09
Téléchargements: 17
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

هی! اشتباه نگیر!

زن اشتباهیه، احمق!

وایسا. وایسا!

وایسا! یه نفر عقب ماشینته!

جیمی، هی!

چرا، امم، لباس‌های شیک پوشیدی؟

نکنه روز عکس گرفتن باشه. وای، کاش نبود.

من هنوز فکر می‌کنم یه تیکه کوچیک

کلم توی دندونمه توی این یکی.

نه. به زور.

آه. خب، داشتم فکر می‌کردم

که هنوز از اون واکس کفش‌ها توی، امم

کشو مخفی میز تونی مونده؟ نه.

منابع انسانی سال‌ها پیش اونا رو برداشته.

تنها چیزی که اینجا دارم، امم، یه کم داروی آلرژیه

و اسپری بینی.

مطمئن نیستم تونی خوشش بیاد.

اوه، تاکسیدو پوشیدی!

بالاخره بهت جایزه پدر سال دادن؟

بیخیال!

شما که می‌دونید چرا تاکسیدو آوردم.

امشب همون شبه.

جشن تئاتر اجتماعی باربارا از حسابداریه.

آه، درسته.

اون عضو هیئت مدیره یا همچین چیزیه.

آره.

"شبی با گیلبرت و سالیوان."

و همه‌مون بلیط خریدیم و گفتیم می‌ریم حمایتش کنیم.

درسته که این کارو کردیم.

ولی فکر نمی‌کردم واقعاً لازم باشه که...

می‌دونی، مثلاً... بریم؟

خب، این که قسمت اصلی حمایته ازشه.

حتماً، و خیلی هم دوست دارم حمایتش کنم،

ولی دلیلا امشب درس می‌ده، واسه همین من مسئول بچه‌هام.

آره، منم خیلی دوست دارم حمایتش کنم،

امم، ولی سه‌شنبه‌ها برای من خیلی شلوغه، واسه همین...

من فقط از نمایش‌های موزیکال خوشم نمیاد.

واقعاً؟ یعنی هیچ موزیکالی؟

چرا باید آواز بخونن؟ چرا فقط حرف نمی‌زنن؟

این خیلی بده و فقط

نه فقط برای باربارا، بلکه برای شماها هم.

منظورم اینه که گیلبرت و سالیوان واقعاً بامزه هستن.

و اونا بنیان‌گذاران تئاتر موزیکال هستن.

الان خیلی از انتخابم راضی‌ام.

من یه کم G&S رو دوست دارم.

توی دبیرستان، توی "دزدان دریایی پنزانس" بودم.

فکر نمی‌کردم اهل تئاتر موزیکال باشی.

مشاور مدرسه‌ام بهم اولتیماتوم داد.

یا یه ترم بازداشت شنبه‌ها

یا یه ترم با کلاه سه گوش و شلوارهای گشاد.

خب، باشه. انگار همراهم رو پیدا کردم.

قطعاً نه.

من هم، امم، توی یه دوره جدیدم،

بازداشت که اسمش "کاغذبازی"ه.

احتمالاً ربودن یک تفنگدار دریایی.

یه شاهد عینی توی پارکینگ داریم.

و پلیس محلی ماشین رها شده تفنگدار دریایی رو پیدا کرده.

کنار بزرگراه ۲۹. باشه، بگو.

باشه، خب، امم، شما موفق باشید.

توی تئاتر اینجوری می‌گن، درسته؟

دیگه هیچ ادب و نزاکتی تو دنیا نمونده.

مثل گذشته‌ها. آره.

همونطور که دائم اشاره می‌کنی.

امم، خب چی شد سرگرد دلگادو؟

چیزی که شد این بود که من خواستم یه آدم خیر باشم

و حسابی کتک خوردم. به صورتم نگاه کن.

خوب می‌شی. امم، ولی می‌تونیم برگردیم به سرگرد دلگادو؟

من وارد پارکینگ شدم

تا با هیئت مدیره ملاقات کنم.

این یه کنایه از...

بله، می‌دونم کنایه از چیه.

ولی وقتی از ون پیاده شدم

که برم دستشویی

متوجه یه آدم مشکوک شدم که عقب ماشینش قوز کرده بود.

می‌تونی دقیق‌تر بگی؟

فکر کنم می‌شه گفت خم شده بود.

یا شاید زانو زده بود.

امم، منظورم قد، سن، نژاد، خالکوبی بود.

خوب نتونستم ببینم.

همون لحظه که دیدمش، رفتم تا "اولد بیب" رو بردارم.

این چیزیه که من به...

چوب بیسبالت. بله، متوجه شدم.

بعد اون خانم داشت از توی جنگل می‌اومد بیرون.

و من از پشت سرش رفتم جلو.

پس شما یواشکی به یه خانم نزدیک شدی

توی یه پارکینگ خلوت در حالی که چوب بیسبال دستت بود؟

خب، وقتی اینجوری می‌گی...

یک دسته مو.

آثار درگیری.

مثل اینکه سرگرد دلگادو مقاومت کرده.

خب، کمتر از این هم از یه تفنگدار دریایی انتظار نداشتم.

به نظر میاد، امم، سعی کرده فرار کنه.

مظنون اونو گرفته و توی یه ماشین دیگه گذاشته.

اوه، این چیه.

اینجا یه چیزی پیدا کردم. چیز خوبی پیدا کردی؟

آره، یه چیز عجیب.

واو. آره.

بیخیال، این حتماً مال یه لباس هالووین قدیمیه.

فکر نمی‌کنم این یه اسباب‌بازی قدیمی باشه.

نه، اون یه تپانچه دوئل (مبارزه)ه.

این باید مال قرن نوزدهم باشه.

سرباز ما رو یوسمیتی سم گیر انداخته؟

بعیده.

خب، انگار روی لوله‌اش خون تازه‌است.

یوسمیتی سم بیشتر به غرب وحشی می‌خوره.

این باید از اون هم قدیمی‌تر باشه.

آره.

چیه؟ داری عکس رو می‌فرستی برای لونی تونز؟

نه، یه اپلیکیشن برای شناسایی عتیقه‌جاته.

وای، این غمگین‌ترین حرفیه که تا حالا ازت شنیدم.

برای دلیلاست. اوه.

اون مجسمه‌های چینی جمع می‌کنه. باشه.

ما از این اپ استفاده می‌کنیم تا بفهمیم چقدر ارزش دارن.

باحاله.

یه سرمایه‌گذاری خوبیه. امم.

اووه.

این یه تپانچه دوئل معمولی نیست.

این بی‌قیمته. چرا، چون خیلی کمیابه؟

چون این همون تپانچه‌ایه که آرون بر ازش استفاده کرد...

...برای کشتن الکساندر همیلتون.

چی؟

یعنی همون اصلیه؟

همون تپانچه اصلیه.

گروهبان مولی دلگادو، اصالتاً اهل...

...هیوستون، تگزاس، سال ۲۰۱۵ به ارتش پیوسته.

سه سال بعد به تفنگداران دریایی ریدرز پیوست.

آه، ریدرز شوخی نیستن. یه واحد خیلی زبده‌ان.

آره، زن‌های کمی دارن که این باعث میشه...

...گروهبان دلگادو فوق‌العاده زبده باشه.

اون تازه از مأموریت ضدشورش...

...در سوریه برگشته.

شاید شورشی‌های اشتباهی رو عصبانی کرده...

...و اونا اومدن دنبال انتقام.

داعش معمولاً از، امم...

...تپانچه‌های معروف جنگ انقلابی در عملیات‌هاش استفاده نمی‌کنه.

فکر کنم نمی‌خوان شلیکشون رو قربانی کنن.

هوی؟ همیلتون، اون نمایش موزیکال.

بیایید زندگی شخصی مولی رو بررسی کنیم.

ببینیم آیا دشمنی نزدیک‌تر به خودش داره.

من میرم آپارتمانش و یه سر و گوشی آب میدم.

من با افسر فرمانده‌اش صحبت می‌کنم.

با بقیه ریدرزهای واحدش حرف می‌زنم.

باشه، نیک ببین می‌تونی یه خبر جدید بگیری...

...در مورد اون، امم، تپانچه همیلتونت از کیسی.

باحاله. شاید همونجا باشم که اتفاق اصلی می‌افته...

...وقتی به یه سرنخ برسه.

بچه‌ها، بابا این، این...

...موفق‌ترین نمایش موزیکال تمام تاریخه!

آره، همه‌مون همیلتون رو می‌شناسیم، نیک. در واقع، من نه.

اگه اینقدر نمایش موزیکال دوست داری...

...چرا به جشن باربارا نمی‌ری؟

آه، چون من اینقدر نمایش موزیکال دوست ندارم.

من همیلتون رو دوست دارم. اوه.

گیلبرت و سالیوان، لین-مانوئل میرانداهای...

...عصر طلایی بودن. ببین.

خیلی دوست دارم برم، باشه؟

اما سه‌شنبه شب، شب آب‌تنی سرد منه.

و خب، می‌دونی...

جدی میگی؟

به خاطر همین نمی‌خوای بری؟

شب آب‌تنی سرد مقدسه.

من برای باربارا توضیح میدم. اون می‌فهمه.

هی، امم، خوش به حالت لازم نیست صبر کنی.

ووه.

باربارا، چقدر زیبا شدی.

ممنون، مامور نایت.

خواستم فیش‌های حقوقیتون رو شخصاً بیارم...

...در راه رفتن به سمت نمایش بزرگ.

خوشحالم که سر زدی، باربارا.

نیک یه چیزی داره که می‌خواد بهت بگه.

لطفاً بذارید من اول بگم.

می‌خوام بگم چقدر تحت تاثیر قرار گرفتم...

...که همه شما در جشن شرکت می‌کنید.

آره، خب، امم، در مورد اون، امم...

دونستن اینکه تیم برای اولین اجرای تک‌نفره‌ام اونجا خواهد بود...

اوه، واو. نمی‌دونستم که آواز می‌خوندی.

...فقط تاییدی بر چیزیه که...

...من از قبل باور داشتم.

ان‌سی‌آی‌اس فقط یه محل کار نیست.

اون یه خانواده‌ست.

آره. امم، آره.

خب، همه‌مون بی‌صبرانه منتظریم که اونجا باشیم.

باشه.

باشه.

آفرین.

فقط دارم میگم، لازم نبود همه ما رو متعهد کنی...

...به یه شب انتخاب‌های موزیکال...

...از دوران رادرفورد بی. هیز فقط به خاطر اینکه احساس گناه می‌کردی.

اوه، بابا کِیس، این اولین اجرای بزرگ تک‌نفره بارباراست.

من اینو درک می‌کنم. من باربارا رو دوست دارم.

اون کسیه که اون آبنبات‌های کوچیک رو می‌ذاره...

...توی دستشویی زنونه.

صبر کن، شما تو سرویس بهداشتی آبنبات دارید؟

آره، درست کنار گل‌های تازه.

گوش کن، من امشب یه مسابقه پینگ‌پنگ دارم.

فینال باشگاهه. دارم با رقیب دیرینه‌ام بازی می‌کنم.

مثل فدرر مقابل ناداله.

مال پینگ‌پنگ؟ آره.

و صحبت از مسابقات معروف شد...

من هیچ اثر انگشتی روی تپانچه پیدا نکردم.

More Farsi Persian subtitles for NCIS

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left