Jalan Pulang

Jalan Pulang

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Jalan Pulang 2025
Un commentaire de Don Milo

Tags

webdl
Publié le: 2025-11-11
Téléchargements: 48
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‏‫نتونستم مادر خوبی باشم

‏‫متأسفم، دخترم

‏‫همه شما بهای این کار را خواهید پرداخت.‬

‏‫همه‌تون‬

‏‫باید تاوان بدید.‬

‏‫…تاوان بدید.‬

‏‫همه شما بهای این کار را خواهید داد.‬

‏‫تولدت مبارک، دختر زیبا.‬

‏‫باورم نمیشه الان چهار سالته.‬

‏‫خدا آرزوتو برآورده کنه‬

‏‫و تو رو در امان نگه داره، باشه؟‬

‏‫بله، بابا.‬

‏‫بریم جشن بگیریم!‬

‏‫بزن بریم!‬

‏‫عالیه!‬

‏‫تینی من، وقتی بزرگ شدی،‬

‏‫هر جا که بری،‬

‏‫یادت نره برگردی خونه، باشه؟‬

‏‫بله، مامان.‬

‏‫وایسا مامان. اون چیه؟‬

‏‫خانم اینا!‬

‏‫سی سال بعد‬

‏‫صبح بخیر آقا.‬

‏‫سلام، مین.‬

‏‫ـ بله؟‬ ‏‫ـ تولدم پنج روز دیگه است.‬

‏‫بیا به مهمونی من، باشه؟‬

‏‫برات دعوتنامه می‌فرستم. باشه؟‬

‏‫ـ باشه.‬ ‏‫ـ آره.‬

‏‫دیان.‬

‏‫بیا تولدم، باشه؟‬

‏‫باشه؟‬

‏‫یون.‬

‏‫یون.‬

‏‫باید آروم رو اخراج کنیم.‬

‏‫اگه قبول کنید،‬ ‏‫به پلیس گزارش نمی‌دیم، خانم.‬

‏‫فرم انصراف‬

‏‫بریم.‬

‏‫ما دیگه می‌ریم.‬

‏‫ـ داره کجا میره؟‬ ‏‫ـ داره کجا میره؟‬

‏‫ـ چه دیوونه‌ایه.‬ ‏‫ـ شاید اخراجش کردن.‬

‏‫تو دیوونه‌ای!‬

‏‫فکر کنم دیوانه است.‬

‏‫باید ببریم بستریش کنیم‬ ‏‫تو تیمارستان.‬

‏‫اون لایق اخراجه!‬

‏‫گواهینامه افتخار‬ ‏‫آدلیاعینیا، روانشناس‬

‏‫حال آروم داره بدتر میشه.‬

‏‫ـ امروز توی مدرسه، اون...‬

‏‫ـ آروم باش.‬ ‏‫ـ همه‌اش بی‌فایده است.‬

‏‫پدر مرحوم شما و من فقط می‌خواستیم آروم‬ ‏‫یه زندگی عادی داشته باشه.‬

‏‫امروز تو مدرسه، تقریباً با‬ ‏‫پلیس درگیر شد.‬

‏‫شاید وقتشه که یه راه حل‬

‏‫فکر کنم...‬

‏‫بهترین راه حل برای آروم‬

‏‫اینه که بستریش کنیم‬

‏‫تو یه بیمارستان روانی.‬

‏‫شاید از نظر خونی بهش ربطی نداشته باشی.‬

‏‫ولی آروم هنوز خواهر کوچیکترته.‬

‏‫-مامان بیا دیگه.‬ ‏‫-مامان!‬

‏‫منظورم این نبود.‬

‏‫مامان!‬

‏‫مامان، لیا چی گفت؟‬

‏‫هیچی.‬

‏‫حتماً اشتباه متوجه شده.‬

‏‫تو فقط به روان‌درمانی احتیاج داری.‬

‏‫و اینم عادیه.‬

‏‫اما اگه لیا درست گفته باشه چی؟‬

‏‫-اگه من واقعاً دیوونه باشم چی؟‬ ‏‫-نه.‬

‏‫تو دیوونه نیستی!‬

‏‫تو دختر منی. فهمیدی؟‬

‏‫تو دختر منی و کاملاً هم سالمی.‬

‏‫فهمیدی؟‬

‏‫حتی اگه لیا درست گفته باشه،‬

‏‫برام مهم نیست. من هنوز دوستت دارم.‬

‏‫همه جا رو می‌گردم دنبال یه راه حل.‬

‏‫همه جا رو می‌گردم تا بتونم درمانت کنم.‬

‏‫باشه؟‬

‏‫تمام تلاشمو می‌کنم تا حالت خوب بشه.‬

‏‫حالت خوب میشه.‬

‏‫به من اعتماد کن.‬

‏‫حالت خوب میشه.‬

‏‫-حالت خوب میشه.‬ ‏‫-حالم خوب میشه.‬

‏‫باشه.‬

‏‫حالم خوب میشه.‬

‏‫حالم خوب میشه.‬

‏‫حالم خوب میشه.‬

‏‫حالت خوب میشه.‬

‏‫حالت خوب میشه.‬

‏‫آروم برگشته خونه!‬

‏‫مامان! آروم!‬

‏‫آروم؟‬

‏‫فعلاً مزاحم خواهرت نشو.‬

‏‫باشه؟‬

‏‫آروم؟‬

‏‫آروم؟‬

‏‫آروم؟‬

‏‫آروم! ای بابا!‬

‏‫چی می‌خوای؟‬

‏‫قرار نیست بازی کنیم؟‬

‏‫باشه، پس.‬

‏‫-اول میرم لباس عوض کنم، باشه؟‬ ‏‫-باشه.‬

‏‫۲۹ فوریه، تولد آروم‬

‏‫آروم، اگه هوس کیک نداری، باید استراحت کنی.‬

‏‫تو هنوز یه مهمونی تولد با دوستای راهنمایی‌ت داری.‬

‏‫آروم؟‬

‏‫عزیزم؟‬

‏‫مواظب آروم باش.‬

‏‫به لیا بگو حالش رو خوب کنه.‬

‏‫همه چیز رو توی دفتر خاطرات نوشتم.‬

‏‫همسر عزیزم، تینی.‬

‏‫می‌دونم باورت نمیشه‬ ‏‫چیزی که اینجا می‌نویسم رو.‬

‏‫نمی‌دونم چطور،‬ ‏‫اما دخترمون طلسم شده.‬

‏‫طلسمی که توی روز تولدش‬

‏‫هر سال کبیسه ظاهر میشه.‬

‏‫توی این دفتر خاطرات،‬

‏‫اسم همه کسانی رو نوشتم که شاید بتونن‬ ‏‫آروم رو از طلسم آزاد کنن.‬

‏‫آروم رو قبل از تولدش درمان کن‬

‏‫تا تلفات بیشتری ندیم.‬

‏‫بیا و منو ببر.‬

‏‫راما، سوار بشو روی تاب گردون.‬

‏‫-باشه.‬ ‏‫-من هل میدم.‬

‏‫یکی.‬

‏‫دو.‬

‏‫سه!‬

‏‫آروم، لطفاً درست بازی کن.‬

‏‫آروم! یواش‌تر!‬

‏‫آروم!‬

‏‫کمک!‬

‏‫آروم! یواش‌تر!‬

‏‫مامان! کمک!‬

‏‫آروم! یواش‌تر!‬

‏‫مامان! کمک!‬

‏‫-مامان!‬ ‏‫-راما؟‬

‏‫راما!‬

‏‫آروم!‬

‏‫آروم! یواش‌تر!‬

‏‫مامان!‬

‏‫-مامان...‬ ‏‫-بیا اینجا، راما.‬

‏‫-مامان؟‬ ‏‫-حالت خوبه؟‬

‏‫مامان؟ متأسفم.‬

‏‫بعد از این، تو باید با من بیای.‬

‏‫قراره یه درمان دیگه پیدا کنیم.‬ ‏‫آماده باش.‬

‏‫مامان...‬

‏‫سوریا، چهار سال بعد از اینکه مردی،‬

‏‫من به خواسته‌هات عمل نکردم.‬

‏‫حالا باور دارم که طلسم آروم واقعیه.‬

‏‫سعی می‌کنم درمانش کنم.‬

‏‫راما.‬

‏‫منو ببخش.‬

‏‫خواهرت عذرخواهی کرده.‬

‏‫به من قول بده که دیگه این کارو تکرار نمی‌کنی.‬

‏‫ولی منو ببخش، باشه؟‬

‏‫باشه.‬

‏‫لیا؟‬

‏‫می‌دونم باز آروم رو می‌بری پیش اون جادوگره.‬

‏‫مامان، می‌خوام حرف بزنم.‬

‏‫مامان.‬

‏‫می‌خوام عذرخواهی کنم...‬

‏‫...برای اون موقع.‬

‏‫قصد بدی نداشتم.‬

‏‫باشه.‬

‏‫دوستت دارم.‬

‏‫همون‌قدر که آروم رو دوست دارم.‬

‏‫اما...‬

‏‫نمی‌خوام آروم رو ببری پیش اون جادوگره.‬

‏‫-اصلاً منظورم این نبود... -لیا.‬

‏‫من چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.‬

‏‫اتفاقی که تو مدرسه‌اش افتاد،‬

‏‫یاد اون اتفاقی که با پدرت افتاد افتادم.‬

‏‫نمی‌خوام هر سه تامون توی خطر بیفتیم.‬

‏‫من اینو نمی‌خوام.‬

‏‫اگه اینطوره...‬

‏‫منم باهات میام.‬

‏‫می‌خوام همراهیت کنم.‬

‏‫یه مدرسه‌ی دیگه پیدا می‌کنیم‬

‏‫تا باز هم بتونی بری دانشگاه مورد علاقه‌ات.‬

‏‫رَما.‬

‏‫با این بازی نکن، گم می‌شه.‬

‏‫این کلید چیه، مامان؟‬

‏‫اون برای خونه‌ی پدربزرگت تو روستاست.‬

‏‫بذارش سر جاش.‬

‏‫-دیگه باهاش بازی نکن، باشه؟ -باشه.‬

‏‫لیا، اون آهنگی که مامان ساخته رو هنوز یادت میاد؟‬

‏‫کدوم رو؟‬

‏‫-یادم نمیاد. -این.‬

‏‫کو-کو-کو-کو-کومودو‬

‏‫خیلی بامزه‬

‏‫بعدش...‬

‏‫-کو-کو-کو-کو-کومودو -کومودو‬

‏‫خیلی کیوته‬

‏‫بعدش چی میشه؟‬

‏‫آره، قسمت رپش. مامان، یه کم رپ بخون.‬

‏‫لطفاً، فقط یه بار.‬

‏‫-بیا مامان. رپت خوبه. -بیا مامان.‬

‏‫خواهش می‌کنم! می‌تونم بشنوم؟‬

‏‫-چطوری بود؟ -باشه.‬

‏‫-یک، دو، سه. -یک، دو، سه.‬

‏‫کو-کو-کو-کو-کومودو‬

‏‫خیلی بامزه‬

‏‫کو-کو-کو-کو-کومودو‬

‏‫خیلی کیوته‬

Jalan Pulang subtitles in other languages

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left