Les 200 premières lignes.
این مستنده؟
.نه، مستند نیست
.ساختگیه. یه درامه
در مورد چیه؟ ساختگیه؟
.این فیلمیه که من حدود شش سال پیش ساختم
...شاید موضوعش یکم حساس باشه
.واسه بعضیا
درباره چیه مثلاً؟
.خب، بهت نمیگم. کاری که میذارم بکنی اینه که خودت ببینیش
...حدس میزنم در مورد، اِم
.موشکاست
.نه، من حدس میزنم درباره خارش مردونهست
!هی، رنگش کن
.بهترش کن. خوبیشو زیاد کن، گندشو کم کن
.ولوم گندو بیار پایین
.فکر کنم تا تهش گندو چسبوندی رو ده، فارل
.تا ته تا ده کشیدیش بالا
.فکر کنم از بس محکم کشیدی بالا، دستگیره رو کندی
...فقط اینجا نشستم دارم با خودم فکر میکنم، اوه، من میتونم، آره
.واقعاً یه شش دقیقه نشستن پای یه کوفتِ کسشعر رو تحمل کنم
...و اون تا دیروقت درام میزد و هیچوقت کمکش نکرد تو
.تکالیف لعنتیش
!اوه اوه لعنتی. چه گوه بزرگی! تا دیروقت درام میزنه
!و یویوی لعنتیش خراب بود. یویو گه میزنه
.ماشین لعنتیتو خودت برون، بذار زنتم تو خونه بمونه
!ووووو
!هی، هی، هی
...من واست ساک میزنم و به اونم میدم، بعد میام و
.بده. بیا و بده تا بیای و بهش بدی دینر
.بهش بده، بده، دینر
...اساساً میتونم بگم یه شخصیت ناهمکار و سرکش
...شخصیتی که، اِم... خب، خودشو نشون میداد توی، میدونی
.موهای بلند چرب، تیشرتهای تبلیغاتی آبجو
!ووووو
!نابودشون کن
.بهت پیشنهاد میکنم یه ورزش دیگه رو امتحان کنی
!مثل بافندگی
!واسه خودت یه رفیق لعنتی بباف
.اوه، اونا دوست دارن بدترین گروههای موسیقی رو پخش کنن
.اوه چی بود؟ "پلنگ مرده" یا "کوهان بیمار" یا از این جور چیزا
به نظرت عالی بود؟
.آره
.در حال حاضر تو یه مغازه مبلفروشی کار میکنم
آره؟
.و من، اِم... میز میسازم
.یه کم کمتر از ۸۰۰ دلار
واسه یه روز کار تو هفته؟
.دو هفته
واسه دو هفته؟
.آره، هفتهای ۴۰۰ دلار میگیرم
...ولی این قبل از اینه که دولت
سهم لعنتیشو برداره، میدونی؟
.در مورد اون بهمون بگو
.دولت سهمشو برمیداره
...این روزا دارم سعی میکنم بیشتر از ابزارهای بادی استفاده کنم تا
.آره. تا اِم... واسه محیط زیست بهتر باشه
...اون... شغلش سمپر بود. نمیدونم ولی
آشنایی باهاش؟
.توضیحش بدی عالی میشه
.سمپر یه کمککاره، کمکراننده
.ببین، این یکی رو من ساختم
یه دیوِل ۴۲ اینچی. کلفت به نظر میاد، ها؟
به نظرت این میز چقدر کلفت به نظر میاد؟
...میز در واقع همونقدر کلفت هست. واسه همینه که بهش میگن "دوبل"
.لبه. باعث میشه خیلی کلفتتر به نظر بیاد. این چوب بلوط خالصه
...اون هیچ کاری غیر از دستی انجام نمیداد
...بلند کردن مبلمان از تو کامیون و آوردن بیرون
.و بردن به خونه مردم
.هلش میدی تو و اونو نصف میکنه
.اون هیچ کار دیگهای نمیکنه
خوبی؟
...آره، فقط لعنتی
...از وقتی سیگارو ترک کردم، فقط دارم لعنتی سرفه میکنم و بالا میارم
.عجیبترین کثافاتا رو
.اینجا یه ماه میبود
.یه موشک بزرگ
.همهاش فضای تاریک خواهد بود که با سیارهها نقطهگذاری شده
.یه نمای نزدیک داشتم از، مثلاً یه خانوم روی یه صخره
...و یه اسلحه لیزریِ گنده لعنتی داشت، و یه جورایی
.فقط داشت محافظت میکرد
...پسرم آدم خیلی شادی بود و واقعاً اِم
...واقعاً با من خوب بود، و بعد از اینکه اون، اون اِم
.اون اِم... اون زن رو ملاقات کرد، عوض شد
.چَستیتی
...منظورم اینه که الان ما دقیقاً، میدونی
...با هم نیستیم، درسته؟ با هم زندگی نمیکنیم و
...میدونی مشکل چیه. میدونی چطور
.تغییر کنی. میدونی چطور مشکل رو حل کنی
.میدونم، ببین، همیشه تقصیر من میفته
.و همیشه سرِ، سرِ دینر خراب میشه
.همونطور که هست، نقشه ب اینه که فقط ادامه بدی و جون بکنی، فارل
دقیقاً یعنی چی؟
...جون بکن. تو فقط، میری بیرون و جون میکنی، مثلاً تو
.سخت کار میکنی، اون یعنی همین
این، این یه نقشه است؟
.آره، این خودش یه نقشه است
.ببین رفیق، قبلاً بهت گفتم. من لعنتی بیس میزنم
.و کاری که قراره بکنم همینه
!خدایا! آخ! آخ
.خب، دین همیشه دوست داشت تنها بازی کنه
.اون یه تخیل قوی داشت
.دارم سعی میکنم با یه گروه یه کار جور کنم
.یه مدت پیش تو یه گروه بودم به اسم "کریپر"
داره زنگ میخوره. آره سلام. بیل اونجاست لطفاً؟ اوه، بیل؟
.خب، مثلاً هرچیزی که شما حال میکنید، یه میکستیپ به من بدید
.دو سه روز بهم وقت بدید، بعد من لعنتی، خودم رو میرسونم
.و از اونجا ادامه میدیم، رفیق
.کوکش معمولیه
.اوه، کوکش معمولیه؟ باشه
...پس ما قراره
...اینجوریه که، تا جایی که به تنها مربوط میشه، مثلاً
...تنها خیلی پایینترن، و مثلاً - گوشت واقعاً باید
خیلی بیشتر از گوش یه گیتاریست صداها رو تشخیص بده...
.در واقع باید یه گیتار پنجسیمه بگیری
...چون یه گام کامله که پایینتره، تو باید فقط
.خب، من لعنتی فقط همینجوری، گازشو میگیرم
.تا ته، و میبینیم چی میشه
.آره، فقط هارمونی بساز
...طعم ادویه توی زبونت، مثل طعمیه که
توی استخونای لعنتیت برای بیس (ساز) هست...
...ممکنه بره تو یه گروه یا ممکنه تکی کار کنه، یا ممکنه
به بچهها یاد بده چجوری ساز بزنن...
.ضربه بدنی لعنتی
.حواست به تخمای لعنتی من باشه
!آه، لعنتی
خوبی؟
.متاسفم دین
.وای لعنتی
میخوای برات چیزی بیارم؟
دین خوبی؟
فقط لعنتی... گمشید برید بیرون، باشه؟
.متاسفم دین
یه آبجو میخوای؟
تری، تو دروازه بانی میکنی، باشه؟
ترون. چطوری رفیق؟
عالیه. بزن بترکون! چطوری؟
.اسم من ترویه
حدس میزنم من یه جورایی... لیدر مهمونی بودم؟
خب الان چیکار میکنی رفیق، مشغول چه کاری هستی؟
.الان جوشکاری میکنم، آره، من... مغازه خودمو دارم
لوری اینجاست، و من مراقبشم، یا برعکس؟
.برعکسه؟ میدونی، من عاشق اونام
...فکر کنم اونا احتمالاً جزو بهترین، بهترین آدمایی هستن که
تا حالا باهاشون بودم...
.باشه یه باکس میگیریم
.ما لعنتی... بعدش یه دو شیش میگیریم
یه ترون میخوای؟
!آره
.درست مثل قدیم، رفیق
...فقط لعنتی، محکم ببندش، مثل یه لعنتی، یک-دو-سه لعنتی
فرار، درسته؟...
.سر میزنم
میدونی الان کجا زندگی میکنیم؟
.آره
.تروی، همینجوری هم دیر کردیم
باشه، میبینمت. پس امشب میای دیگه؟
.باید زودتر سر بزنی، مثلاً حدودای ۷
.یا همچین چیزی، هفت و نیم
...نه، شاید اِم
!نه، آره، میای
.فردا که مجبور نیستی کار کنی، بیخیال
.فقط میگم، اوه ببخشید بچهها، میبندیم
.اِم، کاری نیست
!کاری نیست
.زیاد دیر نشده شروع میکنیم
.حتماً، ده دقیقه بعد، هر وقت
.امشب قراره بکوبیم، این دیگه حتمیه
.ترون یه رفیقیه که ما حدود دو سال پیش باهاش میگشتیم
.و قبلاً خیلی مهمونی میرفتیم، ولی الان دیگه نه چندان
.برای همین هر وقت دور هم جمع میشیم، لعنتی محشره
.آماده میشه که بزنه بترکونه
...مثلاً، اینجوری نمیاد که بگه "هی بچهها"، اون میاد که
با "ووهوو!" وارد شه! و ما هم میگیم "دمت گرم."...
.چِک نکردم
.این لعنتی مایه خجالته
.این برای پیلسنر آبروریزیه
.ببین گلوش چجوری حرکت میکنه، رفیق
.دمت گرم... تمومش نکردی
.این چرندیات محضه. من اونو تموم کردم
.من لعنتی تمومش کردم. اون بقیهاش کف بود
...مثلاً، بعضی وقتا میری یه مهمونی، درسته؟ و همه
لعنتی مستن، و تو مست نیستی، پس میری پیش مردم...
و میگی، "چطوری؟" و اونا هم میگن...
..."ووهووو!" و بعد تو میگی "آره، باشه،" و سعی میکنی
یه کم باهاشون حرف بزنی و اونا لعنتی مستن و بعد...
میفهمی، تنها راه برای ادامه دادن اینه که بهشون برسی...
پس چند تا آبجو شاتگان میکنی و بعدش خوب مست میشی...
فوری...
.نه، گمشو، گمشو
یادت میاد آخرین بار، مثلاً نمیدونم، یه مدتی پیش؟
.منشی تلفنی ترون بود
.و الان مال زنش (پیرزنشه)
.الان مال پیرزن لعنتیشه
...اساساً اون میگه "اگه دوستای من نیستن"
."...پیام لعنتی نذارید" اساساً این چیزیه که اون لعنتی میگه
...لعنتی، همه دارن یه وقت لعنتی عالی رو میگذرونن و بعدش
فقط یه سکوت لعنتی مرگبار بود...
.لوری اومد تو
.من لوریام، اون میگه "ترون"
...و اون فقط لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.