Charmed

Charmed

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 6

Informations sur la version

Charmed S06E12 Prince Charmed 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 12 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Publié le: 2025-12-03
Téléchargements: 12
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

بیا بریم اسکی

...دلم می‌خواد، اما

اما چی؟ چی جلوتو گرفته؟

ماما، ماما

وایت؟

حتماً خیلی خاصه که همه چی رو به خاطرش ول می‌کنی

ماما. ماما. ماما

.- ماما. وایت

وایت

.ماما. باشه

اشکالی نداره، اشکالی نداره، اشکالی نداره

بالاخره پیداش کردیم

باشه، فکر کنم اون بالاست

گردنم گرفت. کیف‌ها رو نندازی زمین، می‌شنوه صداتو

ممنون بابت نگرانیت. خوبی؟

آره، فقط گاهی وقتا زیر استرس عود می‌کنه

آره، تو زندگیت هم که کم استرس نداری، اینو دیگه مطمئنم

با کاری که شماها می‌کنید، تعجب می‌کنم همیشه عود نمی‌کنه

شیاطین نیستن، این چیزای تولده

مخصوصاً تولد پایپر. من همیشه سوپرایز رو خراب می‌کنم

اینا رو می‌برم آشپزخونه. اوه، ممنون

علاوه بر این، اصلاً نمی‌دونم چی براش بخرم

و خب، معلومه که وقت هم داره تموم میشه

پیج، بهت گفتم می‌تونی تو شام با من شریک شی، ایرادی نداره

ممنونم، ولی نمی‌خوام دنباله‌رو شما باشم

می‌خوام کار خودمو بکنم

...خب، به عنوان یه مادر، می‌تونم بهت بگم که یه شام خوب و معمولی

با دوستان و خانواده یه هدیه عالیه

مخصوصاً حالا که شماها دیگه اینجا زندگی نمی‌کنید

نه، هدیه عالی دیگه اصلاً وجود نداره

بگو ببینم! هی، اینا میرن؟

اوه، نه، اون دو تا رو بردار. باشه

یه دستبند جادوییه که مامان به پایپر داده بود

و پایپر عاشقش بود ولی بعد پرو گمش کرد

چرا یه... یه طلسم پیدا کردن چیزای گم شده نمی‌ندازیم؟

امتحان کردم. جواب نداد

جیسون میاد مهمونی؟

نه، اون تو یه سرزمین دوری مثل زیمبابوه یا همچین جاییه

حتماً خیلی باحاله که شماها با هم دور دنیا سفر می‌کنید

آره، قشنگه... خوبه

فقط... من واقعاً دلم واسه خونه تنگ شده

الان خوشحالم که اینجام

در مورد عشقت چی، اون میاد؟

ریچارد؟ نه. اون با جادو یه جورایی مشکل داره

یا جادو با اون مشکل داره

دوست نداره؟ نه، جادو فقط اونو دوست نداره

داستانش مفصله

پس فقط ما هستیم؟ لئو چی؟

آره، یه جورایی فکر کردیم مناسب نیست

خودشه. بیرون، بیرون. عجله کنید. فردا می‌بینمت

باشه

!برو! پیج، خریدا

.هی. هی

مهمونی سوپرایز چطور پیش میره؟

چی میگی...؟ منظورت چیه مهمونی سوپرایز؟

هیچ مهمونی سوپرایزی در کار نیست

فقط یه لطفی کن و گرگ رو دعوت نکن

یا اصلاً هیچ پسر دیگه‌ای رو، چون من با اونا تموم کردم

ببخشید؟ این یه جورایی یه بصیرت بود که پیدا کردم

درست بعد از اینکه یه شیطان رو تو اتاق وایت نابود کردم

وایستا، ببخشید؟

می‌دونی، یه بصیرت، یه وحی. نه، من در مورد بصیرت می‌دونم

منظورت چیه، یه شیطان؟

باشه، چرا به ما زنگ نزدی؟ خب، نخواستم مزاحمتون بشم

چیز مهمی نیست. منفجرش کردم، رفته

می‌دونی هر وقت اینو میگی اونا با انتقام برمی‌گردن

بوسه مرگ. مهم نیست

چون من الان تمام‌وقت تو کارم

در واقع دارم فکر می‌کنم کلاب رو بفروشم چون یه مأموریت جدید تو زندگی دارم

و همه چیز برام خیلی روشن شده

ممکنه بیشتر توضیح بدی؟

شماها می‌دونید که وایت منو "ماما" صدا کرد؟

واقعاً؟ اوه، اولین کلمه‌اش. درست بعد از اینکه مورد حمله قرار گرفت

فکر نکنم بخوام اونو تو دفتر خاطرات بچگیش بنویسم

برگردیم به قضیه بی‌خیال شدن پسرا

یه جورایی رهایی‌بخشه، در واقع

می‌دونی، مجبور نباشی بازی قرار گذاشتن رو بازی کنی

به هر حال، برای من فقط یه اتلاف وقت بزرگ بود

یعنی، من تمام تلاشمو کردم، کردم، ولی خب برام پیش نیومد

باشه، این کاملاً مسخره‌ست. تو شش ماهه مجردی

نه، این سرنوشته. سرنوشت منه، و من قبولش می‌کنم

ظاهراً، تو یه عمر فقط یه جفت روحی داری، پس حدس می‌زنم لئو مال من بود

و الان آماده‌ام که زندگیم رو وقف محافظت و بزرگ کردن وایت کنم

سکس چی؟

...خب، می‌دونی، من مادر هستم

یکی از جادویی‌ترین موجودات تاریخ

سکس در مقایسه با اون یه جورایی بی‌رنگ و رو میشه، مگه نه؟

اون مهمونی نمی‌خواد، اون نیاز به مداخله داره

او مدت‌ها پیش ما را رهبری کرد

و به محض بازگشتش، دوباره ما را رهبری خواهد کرد

و به شما برای ایمانتان پاداش خواهد داد

به ما کمک کن تا او را از سمی که فاسدش کرده پاک کنیم

او را برگردان تا گاردش را پایین بیاورد

تا بتوانیم او را به آغوش بازگردانیم

به سرنوشت خود

باشه، پایپر نتونست شیطان رو تو کتاب پیدا کنه

اینجا خبری نیست؟

در واقع، دارم روی یه چیز دیگه کار می‌کنم

یه معجون نابودکننده؟ نه، یه کادوی تولد

کادوی تولد؟

.پیج، نمی‌تونی اون دستبند جادویی رو پیدا کنی

.بهم اعتماد کن، این حتی بهتره. یه هدیه‌ی عالی

باشه، داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

.به نظرم پایپر الان تو زندگیش هیچ عشقی نداره

.واسه همین فکر می‌کنم به یه ذره عشق تو زندگیش احتیاج داره

.باشه، پس داری یه معجون عشق درست می‌کنی؟ نه

.من دارم یه ماشین عشق درست می‌کنم

.من دارم یه مرد کامل درست می‌کنم

شوخی می‌کنی؟ عقلتو از دست دادی؟

.نه، فکر نمی‌کنم

.گوش کن، ما قبلاً موجودات جادویی احضار کردیم

خب، می‌دونی، چی شده مگه؟

.مسئله اینه که همیشه برمی‌گردن و گند می‌زنن به زندگیمون

...نه، این یکی این‌طور نیست. اون فقط قراره باشه

.برای تولدش، از نیمه‌شب تا نیمه‌شب

.پیج، نمی‌تونیم که همین‌جوری یه اسباب‌بازی جنسی احضار کنیم

.گوش کن، به نظرم جادو به پایپر بدهکاره

.عشق زندگیشو ازش گرفته

و حالا تهدید می‌کنه که بقیه‌ی عمرشو هم از عشق خالی کنه؟

.ببین، می‌فهمم وایت فوق‌العاده مهمه. باشه، اینو خوب می‌دونم

.ولی فکر می‌کنم این ممکنه برای خیر بیشتر باشه

.باشه، بیا یه سری ویژگی‌ها بنویسیم

ویژگی‌ها؟ منظورت چیه، ویژگی‌ها؟

.خب، می‌دونی، ویژگی‌های مرد کامل

.آها، باشه، خب، فکر می‌کنم اون کسی رو می‌خواد که نزدیک زندگی کنه

.می‌دونی، و زیاد سفر نکنه

...آره، خب، من یه چیزی می‌نوشتم درباره‌ی

.کسی که بتونم جلوش جادو کنم

.ولی اینا ویژگی‌هایی هستن که تو و من می‌خوایم

.نه ویژگی‌هایی که پایپر لزوماً می‌خواد

.درسته، باشه

...فکر می‌کنم اون می‌خواد، می‌دونی

.یه مرد قوی، ولی کسی که از نشون دادن جنبه‌ی حساسش نترسه

.حساس ولی نه یه ضعیف

.و کسی که شنونده‌ی خوبی باشه

.باشه، آشپز خوب. تو خونه دست به آچار باشه

.با بچه‌ها خوب باشه. کلاً زندگی عادی رو بفهمه

.یه پیج خیلی بزرگ داشته باشه

این مرد کامله یا نه؟

.خیلی خب، بندازش تو

من چطور قراره از وایت محافظت کنم؟

اگه وقتی یه شیطان حمله می‌کنه، ساعت‌ها بعد بهم نگی؟

.چون، کریس، خودم حواسم هست

باشه، ولی چی می‌شد اگه این شیطان همون یکی بود؟

همونی که دنبال وایت بود، همون دلیلی که من برگشتم؟

.خب، پس خوش‌شانسی آوردی چون من منفجرش کردم

تازه، به چند تا شیطان تا حالا اینو گفتی؟

.پایپر، من فقط به فکر صلاح وایت هستم

.منم همین‌طور. شیطان اینجا نیست

خب، چه شکلیه؟

.بلند، لباس بلند پوشیده، با یه چیزی شبیه میله‌ی فلزی

.واقعاً؟ خب، خیلی کمکمون کرد

.اگه یکی دیگه پیدا بشه، من اینجا خواهم بود

منظورم همینه، پایپر. چی می‌شه اگه نباشی؟

چی می‌شه اگه با یه آتش‌نشان سر قرار باشی؟

یا هر کس دیگه‌ای که این هفته داری می‌بینی؟

.ببین، کریس، نمی‌خوام وارد این بحث بشم

.ولی من قرار نیست با یه آتش‌نشان سر قرار برم

.یا با هیچ کس دیگه‌ای، فعلاً نه

.تا بتونم بیشتر روی وایت تمرکز کنم

چی؟ من تته‌پته کردم؟

.پایپر، نمی‌تونی از عشق دست بکشی. هیچ‌وقت

.چرا نه؟ چون نمی‌تونی، به همین دلیل

.طبیعی نیست

.منظورم اینه که لازم نیست این نوع فداکاری رو برای محافظت از وایت انجام بدی

به خاطر همینه که من اینجام. تو قبلاً اینجا نبودی، بودی؟

.ولی تنها چیزی که الان مهمه اینه که چی برای وایت بهتره

.این چیزی نیست که برای وایت بهتره پایپر

تو از کجا می‌دونی؟

.من آینده رو دیدم، و قرار نیست این اتفاق بیفته

پس قراره چی بشه؟

.بیخیال، خودت می‌دونی که نمی‌تونم جواب بدم

.چون تو از آینده اومدی که اونو تغییر بدی

.شاید این یکی از چیزاییه که باید تغییر کنه

.نه، نیست. باور کن، نیست

این رو کی گذاشته اینجا؟

...اگه این‌قدر نگران محافظت از وایت هستی

راه‌های دیگه‌ای هم برای این کار هست. مثلاً چی؟

.مثلاً اجازه بدی لئو ببرتش بالا برای یه مدت

...یا

.همیشه می‌تونی قدرتاشو ببندی

.لئو برام یه کادوی تولد گذاشته. چقدر شیرین

درباره‌ی چیزی که گفتم چی فکر می‌کنی؟

درباره‌ی چی؟

.درباره‌ی بستن قدرتای وایت. محاله

.چرا نه؟ هیچ‌کس دیگه دنبالش نمی‌بود و تو زندگیتو پس می‌گرفتی

ولی این خودخواهیه از طرف من، نه؟

که نیازهای خودم رو جلوی سرنوشتش بذارم؟

.من شهیدپروری نمی‌کنم، کریس. واقعاً نمی‌کنم. فقط الان می‌فهمم

...من مادر یه بچه‌ی خیلی خاصم که اگه کارم رو درست انجام بدم

.اون بزرگ می‌شه و کارهای خیلی خاصی انجام می‌ده

مگه چی می‌تونه از این مهم‌تر باشه؟

.عزیزم، برگرد بخواب

.و من زود برمی‌گردم

.باشه، دیگه چیزی به ذهنم نمی‌رسه

.یه چیز دیگه. فرومون‌های جادویی

فرومون‌های جادویی؟

.آره، ببین، فقط برای اینه که یه شانس اضافه بهش بدیم

.تا پایپر یکم بیشتر پذیرا باشه، چون اون فقط یه روز وقت داره

.امیدوارم کار درستی داریم می‌کنیم. امیدوارم این به ضررمون تموم نشه

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left