Les 200 premières lignes.
اسم من "مايکل وستن"ه
...من جاسوس بودم تا اينکه
شما يه مهره سوخته اي
و توي ليست سياه قرار گرفتي
، وقتي مهره سوخته ميشي ديگه چيزي براي ازدست دادن نداري
. نه پولي، نه اعتباري، و نه هيچ سابقه کاري
. تو هر شهري که اونا تصميم بگيرن گير ميکني
من کجام ؟ - . ميامي -
. هر کاري که جلوي پات مياد قبول مي کني
. به هرکسي که هنوز باهات ارتباط داره اطمينان مي کني
...يه دوست دختر سابق قاطي
بريم بکشيمشون ؟
يه دوست قديمي که جاسوسي... ...اف بي آي رو برات ميکنه
...جاسوس ها رو که ميشناسي
. يه مشت دختر کوچولوي هرزه
...خانواده ات هم... هي دوباره مامانته ؟
، اگه نااميد باشي...
"يه نفر به کمکت نياز داره "مايکل
و يه جاسوس بيچاره که به تورِت ميخوره
حال کردين
... تا ته خط
، تا زماني که مهره سوخته اي . هيچ جا نميري
هي نيت نيت
گري" برادرت رو کشته"
تو بهش دستور دادي
کارد مرده في الان بايد يه جوري از اينجا بريم بيرون
يه تيم تاکتيکي کامل بيرون درن
و يه آدم شاخ داره اين عمليات رو هدايت ميکنه
تام کارد رو کشتي و دوستاتم کمکت کردن که فرار کني
شماها الان ديگه دشمن ايالات متحده آمريکايين
الان من به کشورم خيانت نکردم
داشتم ازش محافظت ميکردم
برام مهم نيست
رايلي ديگه زده به سيم آخر
يه تيم قاتل فرستاده دنبالمون
بندازش وستن
سرعتتون رو کم کنين و قايق رو نگه دارين
يا اعتراف ميکني يا جفتمون همين الان کشته ميشيم
فکر ميکنم الان وقتشه که تصميمتو بگيري
... پنج ... چهار اين قضيه همين امروز تموم ميشه
خيلي خب تماس ميگيرم
... سه جلوشون رو بگير
... دو توپخانه .. آتش بس
سه هفته اس که اينجاييم
چقدر طول ميکشه که اتفاقايي که افتاده رو راست و ريستش کنن ؟
کي قراره آزاد شيم ؟
تو پاناما گفتي که ديگه ادامه نميدي
خودت گفتي که فقط منو خودت ميمونيم
بايد ازت محافظت ميکردم
بايد از هممون محافظت ميکردم
مايکل چي کار کردي ؟ - باهاشون معامله کردم -
نه
کارت تمومم شده رفيق
تو براي کلمه "تحقير شده" يه معني جديد تعريف کردي
به علاوه يه ليست بلند بالا از جرم و خلاف هات
يکي از بهترين افسراي سي.آي.اي که
لنگلي تا حالا تربيت کرده بود رو از پا در آوردي
سي.آي.اي.... ان.اس.اي ... ان.سي.تي.سي ... همه
همه سازمان هاي اطلاعاتي
دنبال اينن که نابودت کنن
که اين يعني بايد براي هميشه
براي بقيه زندگيت دنبال يه سوراخ موش بگردي
فقط خودت تنها هم نه مايکل
دوستاتو اونجا ميبيني ؟
تو ممکنه بتوني بقيه روزهاي زندگيتو
توي يه سلول سيماني سرد بگذروني ولي فکر ميکني اونا بتونن ؟
هيچوقت ديگه چشمشون به نور آفتاب نميفته
دوست من تو يه چشم به هم زدن گند زدي
اما حدس بزن چي شده
روز شانسته
چون اتفاقي من الان در به در دنبال
يه آدمي مث تو ميگردم
ميخوايم بريم دنبال رهبر شبکه تروريستي
که توي جمهوري دومينيک کار ميکنه
بايد يه نفر رو به اين حرومزاده نزديک کنيم
و بفهميم ميخواد چيکار کنه و از پا درش بياريم
الان چند ساله که من ... ما سعي کرديم
يه نفرو بهش نزديک کنيم
ولي فکر ميکنم تو برعکس بقيه که نتونستن، از پسِ اين کار بر بياي
چون کاشف به عمل اومده که تو با کار کردن با اين حرومزاده ها عادت داري
تو اين چند سال گذشته
و خوشبختانه هويت مخفي خوبي
با خيانت کردن به آژانس
... و اينکه سعي کردي که با اين کار از اين وضعيت فرار کني براي خودت دست و پا کردي
که اين دقيقا چيزيه که من ميخوام
اون مايکل وستن قديمي قبل از اينکه مهره سوخته بشه رو ميخوام
همون مايکل قبل از اينکه وارد اين تعطيلات طولاني تو ميامي بشه
همون مايکل وستني که کار رو صرف نظر از همه مشکلاتش انجام ميده
خب پس قبوله ؟
Saeed.mr Episode: New Deal
TvCenter
يه ماموريت مخفي طولاني تغييرت ميده
جوري که توضيحش سخت ميشه
چند ماه يا سال آدم ديگه اي شدن
گذروندنش غير ممکنه
و نبايد هيچ جوري تحت تاثير قرار بگيري
يه جورايي نکته اصلي همينه
هويت مخفي فقط ساخته شده براي تعقيب سخت ترين اهداف
براي کسايي که دستت بهشون نميرسه
براي کسايي که دروغ رو مث آب خوردن تشخيص ميدن
کسايي که چشمشون به چيزي بيفته تهش رو ميخونن
تنها راه براي مقابله با يه همچين هدفي
اينه که واسه خودت کسي باشي
هر ساعت ... هر روز ... چه بين مردم باشي چه تنها
بايد شبيه همون آدمي
که ادعاش رو ميکني زندگي کني
بعد از يه مدت يواش يواش توي روحت رخنه ميکنه
يه مدتي که نقش يه جاسوس سابق الکلي رو بازي کني
و يه سري جرم هاي کوچولو بکني که قسط جاي زندگيتو بدي
اونوقت خط بين حقيقت و خيال کمرنگ ميشه
تهش مسئله اين نيست
که آيا اين هويت مخفي هدف رو جذب ميکنه يا نه
مسئله اينه که انقدر چيزي ازت مونده
که وقتي اين اتفاق افتاد ماموريت رو تموم کني يا نه
نه رفيق
اين دفعه بايد مجاني مبارزه کني
قضيه "مارکز"ـه ؟
چون اگه اون پول بيشتري خواسته
بايد برين سراغ خودش
خيلي وقته نديدمت
بِرک ؟
تو اينجا چه غلطي ميکني ؟
از آفتاب سنتو دومينگو لذت ميبرم
دنبال دوستاي قديمي ميگردم
تو خوبي ؟
آره خوب ميشم
خوبه ببرش بيمارستان
منو مايکل يه دورَکي با هم ميزنيم مگه نه ؟
رندال برک ... چقدرگذشته ؟ ده سال ؟
يه چيزي تو همين مايه ها
بيشتر مردم وقتي ميخوان دوباره با کسي ارتباط داشته باشن
چاقو کش دنبالش نميفرستن
شخصي نبود نيک
فقط ميخواستم ببينم هنوزم ميتوني از پس خودت بر بياي يا نه
چرا ؟
يه کاري ميخوام انجام بدم
اميدوار بودم که تو براي اين کار مناسب باشي
خب حالا فهميدي
شايد شايدم نه
من اينجوري يادمه که آخرين باري که ما همديگه رو ديديم
من داشتم جونت رو از يه آتش تو "دَگِستَن" نجات ميدادم
يادت مياد ؟
آره انگار همين ديروز بود داداش
من هنوز همون آدمم - واقعا ؟ -
ببين اون قضيه راجع به اون يارو مايک
اينه که اون انگيزه داشت
اون موقع ها تو کارايي ميکردي
که من حتي تصورشم نميتونستم بکنم
ولي الان ؟
چيزي نخورده اول مشروبت رو ميري بالا ؟
بيخيال
همه گهگاهي يه بدبياري هايي ميارن ديگه
اما من هنوز سَرِپام
از پس اون دو تا آدمات بر اومدم نه ؟
هيچوقت اين بلا سر مايکلي که من ميشناختم نميومد
چي اين ؟
اه بيخيال بابا اين يه خراشه
بهت ميگم جريان چيه
تو کارِ اول، نصف پولو ميگيرم
اسمشم ميذارم تخفيف دوست و آشنا
موضوع پول نيست مايک
خب پس موضوع چيه ؟ چون من احتياج به کار دارم
برک" من کار ميخوام" ببينيم چي ميشه
ببينيم چي ميشه رو بيخيال
ميدونم .. ميدونم اين حرف يعني چي
تو بايد مراقب خودت باشي
برک ؟
به سلامتي دوستاي قديمي ؟
بگو ببينم ملاقاتتون با برک چي شد
به جايي هم رسيديم ؟
نه اون خيلي به من اطمينان نداره
اطمينان نداره ؟ يعني چي ؟
ميخواد باهام کار کنه ولي فکر ميکنه که من ديگه مث قديما زبر و زرنگ نيستم
ممکنه بخاطر اين يه بند مشروب خوردنت باشه
که يه همچين فکري به ذهنش زده ؟
بهت اخطار کرده بودم که ديگه پياز داغ نقش رو اينقدر زياد نکن
برک باورش نميشه
که يه مامور عالي رتبه بي دليل کنار گذاشته شده باشه
بايد باورش بشه که من خيلي داغونم وگرنه سناريومون خراب ميشه
خب پس بهتره اميدوار باشي چون وقت داره ميگذره
... اگه اون فرار کنه
ميدونم چيکار دارم ميکنم استرانگ
انقدر رو من فکر نکن که نميتونم از پس کاراي اضافي بر بيام
کاراي اضافي ؟
وستن اين تحقيقات هشت سال از زندگي منو گرفته
سه تا قاره دنبال اين تحقيقات رفتم
و زندگي و ازدواجم رو پاي اين کار گذاشتم
و همه اينا به کجا ختم ميشه ؟
به تو ... دوست من
من دارم تمام تلاشم رو ميکنم
ميدوني چيه ما باهم قرار گذاشتيم
ته قرار من اين بود که دوستات رو نجات بدم
تو هم قرار بود که برک رو از پا دربياري نه اينکه تمام تلاشتو بکني
و اين يعني به هر جون کَندَني هست بايد انجامش بدي
ميفهمي ؟
براي يه چاسوس که تحت هويت مخفي کار ميکنه
گزينه هاي امنيتي خيلي محدودن
نميتوني يه باديگارد استخدام کني
يا يه سيستم آژير گرون نصب کني
اگه قراره که به اين زودي شناخته نشي
No comments yet. Be the first to leave one.